عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
6 آبان 1390 | |
|
2
|
6 آبان 1390 | |
|
3
|
6 آبان 1390 | |
|
4
|
30 مهر 1390 | |
|
5
|
17 مهر 1390 | |
|
6
|
8 مهر 1390 | |
|
7
|
3 مهر 1390 | |
|
8
|
2 مهر 1390 | |
|
9
|
31 شهریور 1390 | |
|
10
|
28 شهریور 1390 |
شروعی دوباره با شهید حسن شفیعزاده

شهید حسن شفیعزاده در مرداد سال ۱۳۳۶ ه.ش در یك خانواده مذهبی در شهرستان تبریز متولد گردیده و تحت تربیت پدر و مادری مومن، متدین و مقلد امام پرورش یافت، از همان كودكی در مجالس دینی از جمله برنامههای سوگواری امام حسین (ع) حضور داشت و عشق خدمتگذاری به آستان شهید پرور حضرت اباعبدالله (ع) در عمق وجودش ریشه دوانید. سادگی، بیآلایشی و گذشت او در سنین كودكی زبانزد همه بود. حق را میگفت ولو به ضررش تمام میشد. در محله شاخص و محور همسالان خود بود. به مسجد كه میرفت چون بزرگترها عمل مینمود و از جمله كسانی بود كه در پذیرایی عزاداران حسینی نقش فعالی داشت.
در سن ۱۲ سالگی از نعمت پدر محروم گردید. چون فرزند ارشد خانواده بود با آن روحیات و مردانگیاش عملا غمخوار مادر فداكار ودلسوز خود شد.
با جدیت تمام و احساس مسئولیت بیشتر از گذشته هم درس میخواند و هم به مادرش در اداره امور منزل كمك میكرد و از مساعدت به خواهر و برادرانش نیز دریغ نداشت. ضمن اینكه به ورزش خصوصا وزنهبرداری علاقمند بود. در دوران تحصیل دانشآموزی با وقار و محبوب، مودب و كوشا بود و همواره سعی میكرد تكالیف دینی خود را انجام دهد. پس از اخذ دیپلم به سربازی اعزام گردید و همزمان با اوجگیری حركت توفنده انقلاب اسلامی، در سایه رهنمودهای حضرت امام خمینی (ره) با روحانیون معظم در تبعید، همچون شهید آیتالله مدنی و شهید آیتالله دستغیب در تماس بود و در داخل پادگان، فعالیتهای زیادی جهت راهنمایی نظامیان و خنثی كردن تبلیغات حكومت نظامی انجام میداد و در همان حال به پخش پیامها و اعلامیههای رهبر عظیمالشان انقلاب در داخل و خارج پادگان نیز میپرداخت. نقل میكنند (روزی كه مامورین رژیم به دستور فرمانده حكومت نظامی در تبریز قصد هجوم به منزل شهید آیتالله مدنی (ره) جهت دستگیری ایشان داشتند، او به همراه دوستانش نقشه مقابله با مزدوران رژیم را در مراسم عزاداری عاشورای حسینی طراحی كرده بود، كه قبل از هر گونه اقدام، ضد اطلاعات از موضوع باخبر شده و آنها را جهت ادامه خدمت سربازی به مرند تبعید مینماید. ایشان پس از چندی به فرمان حضرت امام خمینی (ره) مبنی بر ترك پادگانها، خدمت سربازی را رها كرد و به سیل خروشان مبارزات امت اسلامی پیوست. او با شور وصفناپذیری در روزهای سرنوشتساز ۲۱ و ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ تلاش میكرد و برای به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی از هیچ كوششی فرو گذار نبود. شهید شفیعزاده بعدها به دنبال تشكیل سپاه، به همراه دیگر برادران، اولین هستههای مسلح سپاه را پیریزی كرد و در سمت مسئول عملیات سپاه تبریز در سركوبی خوانین و اشرار آذربایجان و حزب منحرف خلق مسلمان نقش فعال داشت. با شروع جنگ تحمیلی و محاصره آبادان، با یك دسته خمپارهانداز كه تحت مسئولیت شهید باكری اداره میشد به جبهههای جنوب شتافت. ایشان به همراه تعدادی دیگر از رزمنگان برای حضور در جبهه آبادان با تحمل مشقات چندین روزه - از طریق ماهشهر به وسیله لنج از راه خور موسی - خود را به این شهر رساند و در ایستگاه هفت مستقر گردید. بعدها با فرمان امام خمینی (ره) مبنی بر شكستن حصر آبادان، نقش تاریخی خود در شكستن محاصره آبادان و دفع متجاوزان و اشغالگران بعثی ایفا نمود. را شهید شفیعزاده پس از عملیات طریقالقدس به عنوان رئیس ستاد تیپ كربلا - كه تازه تشكیل شده بود - انجام وظیفه كرد و در شكلگیری، انسجام و سازماندهی آن نقش اساسی داشت.
در عملیات پیروزمندانه فتح المبین معاون تیپ المهدی (عج) بود كه خاطره رشادتها و جانفشانیهای او در اذهان مسئولین جنگ و همرزمانش هرگز از یاد نمیرود. با همفكری تنی چند از فرماندهان، ضمن پیریزی و سازماندهی اولین آتشبارهای توپخانه، مسئولیت هماهنگی پشتیبانی آتش در قرارگاه فتح در عملیات بیتالمقدس را به عهده گرفت و به خوبی از عهده این وظیفه بزرگ برآمد. بعدها با تلاش بیوقفه و شبانهروزی خود قبضههای غنیمتی را در قالب توپخانههای لشكری و گردانهای مستقل توپخانه به سرعت سازماندهی كرد و در عملیات رمضان اكثریت قریب به اتفاق توپها را علیه دشمن بعثی به كار برد. در ادامه، با به دست آوردن توپهای غنیمتی بیشتر، گروههای توپخانه را به استعداد چندین گردان شكل داد. این گروهها بازوهایی قوی برای فرماندهی قوای رزمی و پشتیبانی محكم برای رزمندگان بودند. در نبردهای خیبر، والفجر ۸، كربلای ۴، كربلای ۵، كه سپاه پاسداران به لحاظ عملیاتی مسئولیت مستقلی داشت، پشتیبانی آتش كل منطقه عملیات، با رهبری و هدایت ایشان انجام گرفت.
اوج هنرنمایی و شكوفایی خلاقیت ایشان در عملیات والفجر ۸ تجلی یافت. آتش پرحجم و متمركزی كه با برتری كامل علیه دشمن اجرا نمود، به اعتراف فرماندهان اسیر عراقی، در طول جنگ كسی به خود ندیده بود، زیرا قسمت اعظم یگانهای دشمن، قبل از رسیدن به خط مقدم و درگیری با رزمندگان اسلام منهدم میشدند.
شهید شفیعزاده ضمن شركت در كلیه صحنههای عملیاتی، مسئولیت فرماندهی توپخانه و طرحریزی و هدایت آتش پشتیبانی را در قرارگاههای مختلف به عهده داشت و آخرین مسئولیت ایشان فرماندهی توپخانه نیروی زمینی سپاه و قرارگاه خاتمالانبیا بود. شهید شفیعزاده در تاریخ ۸/۲/۶۶ در منطقه عملیاتی كربلای ۱۰ در شمالغرب (منطقه عمومی ماووت) در حالی كه عازم خط مقدم جبهه بود، خودروی وی مورد اصابت تركش گلوله توپ دشمن قرار گرفت و به آرزوی دیرینه خود نایل شد و با بدنی قطعه قطعه و غرق به خون به دیدار معشوق شتافت


