عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
6 آبان 1390 | |
|
2
|
6 آبان 1390 | |
|
3
|
6 آبان 1390 | |
|
4
|
30 مهر 1390 | |
|
5
|
17 مهر 1390 | |
|
6
|
8 مهر 1390 | |
|
7
|
3 مهر 1390 | |
|
8
|
2 مهر 1390 | |
|
9
|
31 شهریور 1390 | |
|
10
|
28 شهریور 1390 |
m r - 19:38 1390/07/2
بچهها تو را به خدا حافظ خون حسنم باشید.....
بسم رب الشهداء
شهید حسن آندی
مقابل آئینه که ایستاد، برق شادی در نگاهم موج میزد، قامت حسن میوه دلم، فروغ چشمانم، حسرت سالهای انتظارم در مقابلم بود، لباس سپاه را که بر تن کرد، قلبم لرزید با خنده گفتم:«حالا که حسن لباسهای تازه و قشنگی پوشیده، باید برای او همسری انتخاب کنیم» به طرفش برگشتم:«مادرجان!این لباس سپاه مقدس است، و زیبندة آن شهادت میباشد» اشک بر روی گونهام غلطید...
سالها منتظر روز دامادی فرزندش بود، اما امروز در کنار مزارش ایستاده، بغضی در گلو دارد، با خودش گفت: «حسن رفت تا کشورش پاینده و پیروز باشد». صدای خنده کودکان او را به خود آورد، بچهها تو را به خدا حافظ خون حسنم باشید.....
![]()
منبع:کتاب سرداران خمینی جلد 1
شادی روح شهدا صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
99
کامنت بنویسید...


