عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
5 دی 1390 | |
|
2
|
24 مرداد 1389 | |
|
3
|
2 فروردین 1389 | |
|
4
|
12 آبان 1388 | |
|
5
|
21 مهر 1388 | |
|
6
|
17 مهر 1388 | |
|
7
|
26 دی 1387 | |
|
8
|
22 خرداد 1387 | |
|
9
|
2 مهر 1386 | |
|
10
|
2 مهر 1386 |
باب دیلن ایران
این نوشته پیش از این در ویژنامه تحلیل خبر روزنامه اعتماد (رویداد) چاپ شده است.
فكر نكنید من از استاد دل خوشی ندارم كه این رو نوشتم ولی میخواهم اونی رو كه من خوندم تو هم بخونی.
نیویورک تایمز در دهم شهریور گفتگو و گزارشی تحلیلی از آخرین کنسرت نامجو در فرنگ داشت. نازیلا فتحی و البته دکتر نازیلا فتحی خبرنگار ایرانی نیویورک تایمز و نویسنده مطلب کذا، محسن نامجو را به نوعی باب دیلن ایران و استاد شعر و ادبیات فارسی خوانده بود. بیچاره ایران که نامجو باب دیلن موسیقی و احتمالا براهنی ادبیات آن است!
کمتر از یک سال است که در این برهوت بی حادثه و خبر، همه کارگزاران مطبوعات از خبرنگاران اقتصادی و سیاسی گرفته تا حروفچین و صفحه بند و وبلاگ نویس علاقه شدیدی به نوشتن درباره «محسن نامجو» دارند. هیچ کس حاضر نیست از کاروان نوشتن درباره نامجو عقب باشد. طوری که عقب ماندن از این کاروان یعنی اهل موسیقی نبودن و در ادامه روشنفکر نبودن. اما مثل اینکه در این ماراتن، رسانه های خارجی هم به خیل اسنوب های داخلی پیوستند. باب دیلن ایران خواندن محسن نامجو چند دلیل ساده دارد. اول اینکه نازیلا فتحی فرق باب دیلن و نامجو را نمی داند. دوم اینکه اصلا نمی داند که حتی در ایران هم طرفداران باب دیلن بیشتر از محسن نامجو است و اصولا کسی که از شنیدن آثار باب دیلن لذت می برد، حوصله چه چه زدن و آوازهای چوپانی نامجو را ندارد.
قدرت باب دیلن در صدای او نبود. اعتراض او به وضع موجود در شهرت او سهم بیشتری داشت تا صدای او. طرفداران باب دیلن و کسانی که در کنسرت های او غش و ضعف می کردند، دست کم هواخواه ده گروه دیگر هم بودند که در کنسرت های آنها هم به همان اندازه غش و ضعف کنند. باب دیلن در کشور خود یک انتخاب بود در میان ستاره های دیگر راک. باب دیلن پس از شهرت مدام کار کرد و آثار تازه ای عرضه کرد، او نوابغی چون جیمی هندریکس را به جهان موسیقی معرفی کرد و بسیاری از ستاره های راک را تحت حمایت خود قرار داد و راه را برای تداوم و توسعه موسیقی کشور خود هموار کرد.
اما محسن نامجو یک انتخاب نیست. او تنها گزینه ممکن برای کسانی است که علاقه ای به شنیدن موسیقی سنتی ایرانی ندارند. چند آهنگ برجسته نامجو که تعداد آن به انگشتان دست هم نمی رسد کفاف باب دیلن شدن ایران را نمی دهد. نازیلا فتحی تاریخ موسیقی ایران را چنان کوچک و نحیف و دیده است. او در گزارش خود آورده است که آثار نامجو بازتاب نا امیدی نسل جوان ایران است. این نکته درباره چند آهنگ او صدق می کند اما این کاراکتر نامجو است که بازتاب نا امیدی همه هنرمندان است. نبوغ نامجو در بازتاب ناامیدی جوانان به زبان موسیقی نیست. شاید شعر او در بازتاب این نا امیدی موثرتر است تا موسیقی او. نبود گزینه بهتر و خلاقیت اندک دیگران و بسته بودن فضا برای تولید و توزیع آثار پیامد ظهور پدیده ای مثل نامجو است. نازیلا فتحی در گزارش نوشته بود که طرفداران نامجو او را نابغه می دانند. طرفدارن نامجو وقتی که گزینه ای بهتر از نامجو سراغ ندارند به ناچار او را در زمره نوابغ دسته بندی می کنند. محس نامجو در آغاز راه پس از سال ها گم نام بودن و توقف فعالیت و ضبط موسیقی آنقدر شناخته شد که حالا طرفداران او در انتظار آثار دیگر او باشند. دیلن 50 سال آلبوم عرضه کرده که آخرین آن سال 2006 بود. او تاریخ زنده موسیقی کشور خود است هیچ شباهتی میان او محسن نامجو نمی توان یافت. منش و روش باب دیلن در عرصه موسیقی با توجه وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور خود با منش و روش نامجو تفاوت بسیار دارد.
ظهور یک باب دیلن در ایران با سه تار و تار و گیتار ممکن نیست. جدی گرفتن این عناوین با اسامی درشتی چون باب دیلن و نیویورک تایمز و غیره تنها موجب افزایش تقاضا از به اصطلاح نابغه ای است که هنوز توانایی خود را در عرضه مستمر به اثبات نرسانده است.


