عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
2 خرداد 1391 | |
|
2
|
25 اردیبهشت 1391 | |
|
3
|
25 اردیبهشت 1391 | |
|
4
|
25 اردیبهشت 1391 | |
|
5
|
25 اردیبهشت 1391 | |
|
6
|
25 اردیبهشت 1391 | |
|
7
|
24 اردیبهشت 1391 | |
|
8
|
24 اردیبهشت 1391 | |
|
9
|
24 اردیبهشت 1391 | |
|
10
|
24 اردیبهشت 1391 |
یه بچه مثبت - 11:53 1390/06/29
ترنم دل
گاهى نسیم ملایمى از معنویت مىوزد و جانت را طراوت مىبخشد.
حس میكنى درمان تمام خستهدلیها و افسردگیهایت، در آن نسیم، نهفته است.
همچون خسته از راه رسیدهاى هستى كه به چشمه آبْ دست یافته، یاگرمازدهاى كه با پاى خسته و پرآبله، به سایه سارى در كویرى سوزان رسیده.
دوست دارى سر بر شانه آن نسیم بگذارى، دست در گردنت اندازد و از عطر جانبخش خود، مدهوش و سرشارت كند.
میخواهى خلوت مسجدى و جذبه محرابى پیدا كنى تا دور از هیاهوى زندگى، با خود و خداى خود، خلوت كنى و حرف دل را بر زبان نیاز، جارى كنى و كامِ جان را از چشمه «ذكر» او سیراب كنى و عطشت را با بركه « یاد خدا » فرونشانى و روح خود را تازه و با نشاطسازى.
دلت میخواهد به راحتى و بدون تردید و رودربایستى با خدا، پیشانى بر خاك بگذارى و سجدهاى پُر اشك را به آستان آن «بی نیاز»، هدیه كنى.
هستى را با همه عظمتش، مانند یك «معبد» مىبینى و آسمان برافراشته را یك «محراب» ، و خود را یك « بنده » ؛ بندهاى كه دل و جانش با چراغ معرفت، روشن است، و راه دراز خاك تا افلاك را با راهنمایى « اشك » طى مىكنى و براى بىپناهى و دلگیرى خود، پناهگاه و دلدارى چون خدا مىیابى و احساس میكنى كه در خلوت محراب نیاز، مستحقّ یك اجابت ناب هستى و با چشمى بیدار و دلى هشیار، براى اشتیاق سبز خود، راهى جز راز و نیاز نمىشناسى.
میبینى كه در درونت، در سویداى جانت، در ضمیر پنهانت، یك «خودِ الهى» و « فطرت توحیدى » نهفته است كه هرگاه از آن صحبت مىشود. حرفها را آشنا مىیابى و هر وقت به آن دعوت مىشوى، دعوتى صمیمى را شاهدى.
نباید بگذارى آن خودِ الهى و آن جلوه ربوبى كه در سرشت توست، زیر لایههاى ضخیم غفلت و غرور، نابود شود و در پسِ پردههاى تیره عصیان و لذّتپرستى بمانَد.
پس خداى عالمیان را ، ز عمق جان و دل خویش، عاشقانه صدا كن.
99
کامنت بنویسید...


سازى.