عنوان مقاله
- 1
- 2
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
29 دی 1389 | |
|
2
|
1 دی 1389 | |
|
3
|
14 تیر 1388 | |
|
4
|
24 آذر 1387 | |
|
5
|
21 آذر 1387 | |
|
6
|
21 آذر 1387 | |
|
7
|
21 آذر 1387 | |
|
8
|
21 آذر 1387 | |
|
9
|
17 آذر 1387 | |
|
10
|
23 آبان 1387 |
علی(ع) در 8-10 سالگی!!!
....یک سخن علی را در 8 سالگی یا 10 سالگی نقل می کنم تا زیبایی تعبیر ،تلقی،بیان و روح را بفهمید:
علی بچه ایست،در خانه پیغمبر است،اصلا در خانه ی او زندگی می کند. وارد اتاق میشود،میبیند خدیجه و پیامبر نماز میخوانند.برایش شگفت انگیز است که این ها چه میکنند!ندیده بود.بعد که تمام میشود میگوید چه کار می کردید؟
پیامبر توضیح میدهد که:من مبعوث شدم از طرف خداوند و این نماز است که در برابر او میخوانم و تو را به توحید و نبوت خودم میخوانم.
یک بچه ی 8 ساله،10 ساله ولو نابغه چه خواهد گفت؟؟یا فرار میکند بدون اینکه حرفی بزند یا اینکه میگوید هر چه خودتان می فرمایید،من چه می دانم این حرف ها چیست؟!
ولی او میگوید(هنوز اسلام نیست ،تاریخ،تربیت،آن جنگ ها و پختگی ها نیست و این علی یک بچه عرب 8-10 ساله است):اجازه بدهید با پدرم مشورت کنم و نتیجه تش را به شما میگویم!
شب تا صبح نمی خوابد و در این باره می اندیشد.صبح می آید و میگوید:
من دیشب با خودم فکر کردم و دیدم وقتی خدا میخواست مرا خلق کند،با پدرم مشورت نکرده بود،حالا من می خواهم او را بپرستمش برای چه دیگر با پدرم مشورت کنم؟!هر چه هست بگو!اسلام را به من عرضه کن!!!...
دکتر علی شریعتی


