عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
24 فروردین 1391 | |
|
2
|
22 فروردین 1391 | |
|
3
|
22 فروردین 1391 | |
|
4
|
22 فروردین 1391 | |
|
5
|
22 فروردین 1391 | |
|
6
|
9 فروردین 1391 | |
|
7
|
7 فروردین 1391 | |
|
8
|
5 فروردین 1391 | |
|
9
|
5 فروردین 1391 | |
|
10
|
28 اسفند 1390 |
محمد رویال - 15:14 1390/11/4
هرکی نخونه از دستش در رفته خیلی باحاله
یک فیلم عاشقی به سه روایت هندی ایرانی و هالیوودی
یك فیلم عاشقی به روایت ایرانی اسلامی:
خانواده پسر به خواستگاری میرن و چون هردو خانواده فاكتور ایمان براشون مهمه به راحتی به توافق میرسند
.بعد یه حیاط رو نشون میده كه چراغونی شده و یه عده آدم بیكار توش نشستن و دارن سیب میخورن (چون میخواستن فیلم كم خرج دربیاد میوه دیگه ای دركار نیست!)و وقتی دادماد میاد تازه میفهمین كه مثلا مراسم عروسیه!
صبح كه میشه برای اینكه بدآموزی نداشته باشه عروس از یك اتاق میاد بیرون و داماد هم از یك اتاق دیگه،
خلاصه یه روز تازه عروس یهو حالش بهم میخوره و همه میفهمن كه حامله شده و باز این سوال پیش میاد "اینا كه شبا كنار هم نمی خوابیدن پس احتمالا یا كار امداد غیبی بوده یا كار كارگردان"
و زندگی به خوبی و خوشی ادامه پیدا میكنه البته با كلی پیام اخلاقی
خانواده پسر به خواستگاری میرن و چون هردو خانواده فاكتور ایمان براشون مهمه به راحتی به توافق میرسند
.بعد یه حیاط رو نشون میده كه چراغونی شده و یه عده آدم بیكار توش نشستن و دارن سیب میخورن (چون میخواستن فیلم كم خرج دربیاد میوه دیگه ای دركار نیست!)و وقتی دادماد میاد تازه میفهمین كه مثلا مراسم عروسیه!
صبح كه میشه برای اینكه بدآموزی نداشته باشه عروس از یك اتاق میاد بیرون و داماد هم از یك اتاق دیگه،
خلاصه یه روز تازه عروس یهو حالش بهم میخوره و همه میفهمن كه حامله شده و باز این سوال پیش میاد "اینا كه شبا كنار هم نمی خوابیدن پس احتمالا یا كار امداد غیبی بوده یا كار كارگردان"
و زندگی به خوبی و خوشی ادامه پیدا میكنه البته با كلی پیام اخلاقی
فیلم عاشقی به روایت هالیودی:
فیلم از توی اتاق خواب و زیر پتوی دو معشوقه شروع میشه، صحنه بطوری رمانتیك و خفنه كه شما خشكتون میزنه و با خودتون میگین كه چرا رفیقتون بهتون نگفته بود فیلمش صحنه داره كه با فریاد مامان از جا میپرین و بر خلاف میل باطنی مجبور میشین این صحنه رو رد كنین،
خلاصه دختره كه خیلی شوهرشو دوست داره میره بقالی سر محله كه بقال محله ازش خوشش میاد و بلههههههه بازم مجبور میشین برای اینكه صدای مامان در نیاد صحنه رو رد كنین و مامان هم داره قر میزنه كه اینا اون دنیا چه جوری میخوان جواب خدارو بدن؟
بازهم خلاصه خانم برای اینكه شوهرشو غافلگیر كنه سفارش میده تا برای شوهرش پیتزای مورد علاقشو بیارن كه از یارو پیتزایی هم خوشش میاد و دوباره بلهههههه و شما هم موظفین كه این صحنه هارو تند تند رد كنین،
خلاصه از اول تا آخر فیلم این خانوم مشغول كارای بد بد كردن یا همون دكتر بازی خودمون با این و اونه بطوریكه فقط با خواجه حافظ شیرازی كارای بی ادبی نمیكنه.
تا اینکه در یكی از همین صحنه های مبتذل شوهر سر میرسه و زن گریه میكنه و ناراحت میشه و از شوهرش معذرت خواهی میكنه و شوهر هم كه آدم فهمیده ای هست با متانت از اینكه سر زده وارد شده معذرت میخواد و میگه"عزیزم چون عشق من و تو یك عشق واقعیه میدونم از این كار منظور بدی نداشتی و من هنوز دوست دارم"
و در آخر فیلم با پیام اخلاقیه سیب زمینی بودن و عشق واقعی تموم میشه.
فیلم از توی اتاق خواب و زیر پتوی دو معشوقه شروع میشه، صحنه بطوری رمانتیك و خفنه كه شما خشكتون میزنه و با خودتون میگین كه چرا رفیقتون بهتون نگفته بود فیلمش صحنه داره كه با فریاد مامان از جا میپرین و بر خلاف میل باطنی مجبور میشین این صحنه رو رد كنین،
خلاصه دختره كه خیلی شوهرشو دوست داره میره بقالی سر محله كه بقال محله ازش خوشش میاد و بلههههههه بازم مجبور میشین برای اینكه صدای مامان در نیاد صحنه رو رد كنین و مامان هم داره قر میزنه كه اینا اون دنیا چه جوری میخوان جواب خدارو بدن؟
بازهم خلاصه خانم برای اینكه شوهرشو غافلگیر كنه سفارش میده تا برای شوهرش پیتزای مورد علاقشو بیارن كه از یارو پیتزایی هم خوشش میاد و دوباره بلهههههه و شما هم موظفین كه این صحنه هارو تند تند رد كنین،
خلاصه از اول تا آخر فیلم این خانوم مشغول كارای بد بد كردن یا همون دكتر بازی خودمون با این و اونه بطوریكه فقط با خواجه حافظ شیرازی كارای بی ادبی نمیكنه.
تا اینکه در یكی از همین صحنه های مبتذل شوهر سر میرسه و زن گریه میكنه و ناراحت میشه و از شوهرش معذرت خواهی میكنه و شوهر هم كه آدم فهمیده ای هست با متانت از اینكه سر زده وارد شده معذرت میخواد و میگه"عزیزم چون عشق من و تو یك عشق واقعیه میدونم از این كار منظور بدی نداشتی و من هنوز دوست دارم"
و در آخر فیلم با پیام اخلاقیه سیب زمینی بودن و عشق واقعی تموم میشه.
یك فیلم عاشقی به روایت هندی:
دوتا
پسر سر یك دختر دارن دعوا میكنند و هم دیگرو رو جر میدن كه یك دختر پاك و
نجیب (كه معلوم نیست چرا با این پاكی به دوتا پسر پا داده)داره گریه میكنه و
میگه تورخدا بس كنین كه یكی از پسر متوجه خال توی دماغ اون یكی پسره میشه و
داد میزنه"دادش"
اونم خال توی دماغ او یكی رو میبینه و با چشمی گریان داداششو بقل میكنه و میگه "باورم نمیشه بعد از این همه سال پیدات كردم.
در این زمان یك پیر زن كور وارد صحنه میشه و میفته زمین و سرش به سنگی میخوره و بیناییشو بدست میاره و یهو داد میزنه:بچه های گلم، توی این نقطه حساسه كه دو پسر و دختره همه میگن "مامان!" و همگی میفهمن كه خواهر برادرن....این فیلم این پیام اخلاقی رو به ما میده كه دعوا كردن سر دختر خوب نیست و از این جور حرفا.
اونم خال توی دماغ او یكی رو میبینه و با چشمی گریان داداششو بقل میكنه و میگه "باورم نمیشه بعد از این همه سال پیدات كردم.
در این زمان یك پیر زن كور وارد صحنه میشه و میفته زمین و سرش به سنگی میخوره و بیناییشو بدست میاره و یهو داد میزنه:بچه های گلم، توی این نقطه حساسه كه دو پسر و دختره همه میگن "مامان!" و همگی میفهمن كه خواهر برادرن....این فیلم این پیام اخلاقی رو به ما میده كه دعوا كردن سر دختر خوب نیست و از این جور حرفا.
99
کامنت بنویسید...


