عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
24 فروردین 1391 | |
|
2
|
22 فروردین 1391 | |
|
3
|
22 فروردین 1391 | |
|
4
|
22 فروردین 1391 | |
|
5
|
22 فروردین 1391 | |
|
6
|
9 فروردین 1391 | |
|
7
|
7 فروردین 1391 | |
|
8
|
5 فروردین 1391 | |
|
9
|
5 فروردین 1391 | |
|
10
|
28 اسفند 1390 |
محمد رویال - 13:49 1390/11/1
آهو و الاغ
آهو خیلی خوشگل بود. یک روز یک پری سراغش اومد و بهش گفت:
آهو جون!دوست داری شوهرت چه جور موجودی باشه؟
-large;font-family:arial, helvetica, sans-serif;">آهو گفت: یه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
-large;font-family:arial, helvetica, sans-serif;">پری آرزوی آهو رو برآورده کرد و آهو با یک الاغ ازدواج کرد.
-large;">
شش ماه بعد آهو و الاغ برای طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
-large;font-family:arial, helvetica, sans-serif;">... حاکم پرسید: عل
؟آهو گفت: توافق اخلاقی نداریم, این خیلی خره.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: شوخی سرش نمیشه, تا
براش عشوه میام جفتک می اندازه.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: آبروم پیش همه رفته, همه میگن شوهرم حماله.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم, خونه ام عین طویله است.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده, هر چی ازش می پرسم مثل خر بهم نگاه می کنه.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: تا بهش یه چیز می گم صداش رو بلند می کنه و عرعر می کنه.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: از من خوشش نمی آد, همه اش میگه لاغر مردنی, تو مثل مانکن ها می مونی.
حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آیا همسرت راست میگه؟
الاغ گفت: آره.
حاکم گفت: چرا این کارها رو می کنی ؟
الاغ گفت: واسه اینکه من خرم.
حاکم فکری کرد و گفت: خب خره دیگه چی کارش میشه کرد!
....
خانم ها لطفا خوشحال نشین..اون خر بود ..ما که خر نیستیم
99
حسین جان ،این را می پسندد. مشاهده همه
کامنت بنویسید...


