userinfo close

  ,

نورآباد ممسنی


mamasaniclub

تاسیس: 24 تیر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: عبدالعظیم - معاونان
دیار کورش کبیر و سرزمین آریای های اصیل
 
مجید محمدی , zz206
مجید محمدی - 16:15 1390/05/9

جوک بخون حالشو ببر!!!جدیدن همش دسته اوله


غضنفر می‌میره می‌ره اون دنیا، ازش می‌پرسن چی شد مُردی؟ میگه داشتم شیر می‌خوردم ! میگن: شیرش فاسد بود؟ میگه نه بابا، گاوه یهو نشست

---------------------------------------------------------------

نصیحت یه شوهر به زنش: هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی با دمپایی فورا نکوب رو سرش…

بی توجه از بغلش رد شو… این کار از صدتا فحش براش بدتره

---------------------------------------------------------------

طرف یه تیکه آشغال می پره تو چشمش . می ره جلوی آینه تو چشش فوت میكنه. خانمش بهش میگه دیوونه تو فوت نكن بذار اون فوت كنه!

---------------------------------------------------------------

به مشنگه میگن اگه یه دختر بهت پا بده چی کار می کنی؟ میگه خوب میدمش به یه جانباز!

---------------------------------------------------------------

یه روزی از طرف دامپروری میرن گاوداریه یه بابایی. میگن شمابه گاواتون چی میدی میخورن. میگه پوست هندونه، طالبی و ... دویست هزار تومن جریمش میكنن. چند ماه دیگه دوباره میان می پرسن چی میدی میخورن یارو می ترسه میگه: چلوكباب، چلومرغ، و ... اینبار دویست و پنجاه هزار تومن جریمش میكنن. میرن چند وقت دیگه میان میگن چی میدی میخورن؟ میگه والا نمیدونم پولشو میدم خودشون میرن میخرن می خورن!

---------------------------------------------------------------

یه پیرمرد چاخانه داشته خاطره تعریف میکرده، میگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه که مثل الان نبود دو نفر خیلی بود


---------------------------------------------------------------

به یه نفر گفتن چه وقتی خیلی ضایع شدی گفت:یه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بیا خونه خالیه!! منم خوشحال شدم رفتم. در رو که باز کردم دیدم کسی نیست! دختر خالم گفت: من میرم تو اتاق تو هم 5 دقیقه دیگه بیا تو!! منم 5 دقیقه بعد رفتم تو دیدم همه میگن تولد تولد تولدت مبارک. بعد به طرف میگن خب چه ربطی داشت! میگه: اخه لخت رفته بودم تو

---------------------------------------------------------------

توصیه دخترانه : اگه یه موقع مورد حمله یک پسر قرار گرفتی شلوار اونو بکش پایین دامن خودتو بده بالا ! فکر بد نکن! آخه اینجوری تو میتونی بدوی ولی اون نمیتونه

---------------------------------------------------------------

به ملانصرالدین میگن جوان ها شراب میخورن قمار میکنن تریاک میکشن دختر بازی میکنن ... حکم چیه ؟ میگه : گیشنیز

---------------------------------------------------------------

سرهنگه داشته امتحان رانندگی می‌گرفته. از یارو می‌پرسه: اگه یه نفر وسط خیابون بود، بوق میزنی یا چراغ؟ طرف میگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف می‌كنه می‌پرسه: یعنی چی؟ یارو میگه: یعنی یا برو این طرف یا برو اون طرف

---------------------------------------------------------------

یه روز یه پسره رو میبرن کلانتری ، میگه چرا منو آوردین اینجا ؟؟ میگن واسه عرق خوری .. میگه پس چرا نمیارین بخوریم؟

---------------------------------------------------------------

پسر خوب چگونه پسری است ؟ پسری كه اولا دوست دختر نداشته باشه - دوما دوست دختر نداشته باشه - سوما دوست دختر نداشته باشه - چهارما دوست دختر نداشته باشه..... چون دوست دختر بنای اولیه منحرف شدن این گل پاك و معصوم است

---------------------------------------------------------------

پشت کنکوریه نذر میکنه اگه دانشگاه قبول بشه ،،،ننه اش رو با پای برهنه بفرسته کربلا

---------------------------------------------------------------

میدونی به یه دختر خوشگل كه لباس خواب پوشیده چی میگن؟.............. میگن : شب بخیر

---------------------------------------------------------------

روزگاریست همه عرض بدن میخواهند / همه از دوست فقط چشم و دهن میخواهند / دیو هستند ولی مثل پری می‌پوشند / گرگ‌هایی كه لباس پدری می‌پوشند / آنچه دیدند به مقیاس نظر می‌سنجند / عشق‌ را همه با دور كمر می‌سنجند / خب طبیعی ست كه یك روزه به پایان برسد / عشق‌هایی كه سر پیچ خیابان برسد

---------------------------------------------------------------

دختره تو جلسه خواستگاری یه باد صدا دار ازش در میره ، داماد از بس میخنده می افته می میره رو سنگ قبرش می نویسند نسیمی آمد و گلی بر باد رفت

---------------------------------------------------------------

شکمو داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام میدن یا نه

---------------------------------------------------------------

غضنفر میره رستوران، گارسون میخواد بزارتش سر كار میگه: غذای امروز «كوجی پورو تیاپوفو ساخارینو گلاسه» با «لیمو» است! غضنفر میگه : «كوجی پورو تیاپوفو ساخارینو گلاسه» با چی

---------------------------------------------------------------

پ

47- سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولی میگه: بابای من مهم‌ترین آدم مملكته. دوتای دیگه میپرسن: مگه بابات چیكارس؟ میگه: بابای من رئیس‌جمهوره. هر قانونی كه بخواد گذاشته بشه روباید اول بابای من امضا كنه. دومی میگه: برو بابا حال نداری. بابای من عمری پوز بابای تورو میزنه! اولیه میگه: مگه بابات چیكارس؟ پسره میگه : بابای من نماینده مجلسه.. تا بابای من رای نده، عمری قانونای بابای تو تصویب نمیشن. سومی برمیگرده میگه: باباهای شما جلوی بابای من پشم هم نیستن! اون دو تا میپرسن: مگه بابات چیكارس؟ پسره میگه: بابای من پاسبونه... جلوی خیابون وامیسته، پونصدتومن میگیره، میشاشه به قانون باباهای هردوتون! 9.gif

48- پسره میره خواستگاری، اسم دختره پروانه بوده ولی پسره قاط زده بوده، یك بند بهش میگفته آهو خانوم! خلاصه وقتی دختره میاد چایی تعارف كنه، پسره میگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكی میشه، میگه: بابا اسم من پروانه‌ست نه آهو.پسره میگه: ای بابا فرقی نداره... حیوون حیوونه دیگه!

49- یه بچه مومنی سنگ مینداخته تو صندوق صدقات، ازش میپرسن: بابا این چه كاریه میكنی؟! میگه: میخوام به انتفاضه كمك كنم!

51- میخواستن الهی قمشه‌ای رو ترور كنند، تو سشوارش بمب میگذارن! 29.gif

52- تو تبریز حكومت نظامی بوده، یارو سروانه به سربازش میگه كه تو اینجا كشیك بده، از هفت شب به بعد هركسی رو خیابون دیدی در جا بزنش. حرفش كه تموم میشه، تا میاد بره سوار ماشینش شه، میبینه صدای گلوله اومد. برمیگرده میبینه سربازه زده یك بدبختی رو كشته! داد میزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه میگه: ایلده قربان این یک آدرسی پرسید كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پیداش نمیكرد!

54- به ملانصرالدین میگن: میدونی امام حسین كجا دفن شده؟ میگه: نه. میگن: كربلا. میگه: ای خوشا به سعادتش! 40.gif

56- سه تا رفیق رفته بودن ایستگاه راه‌آهن، تا میرسن تو یهو قطار حركت میكنه، اینها هم میگذارن دنبال قطار حالا ندو كی بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختی، یكیشون میرسه به قطار و میپره بالا و دستشو دراز میكنه دومی رو هم سوار میكنه، ولی سومی بندة خدا هرچی میدوه نمیرسه. خلاصه خسته و كوفته برمیگرده تو ایستگاه، یك بابایی بهش میگه: آقاجان چرا اینقدر خودتونو خسته كردید؟ قطار بعدی نیم ساعت دیگه حركت میكنه، وامیستادید با اون میرفتید. پسره نفس زنان میگه: منم نمیدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفیقام اومده بودن بدرقم! 59.gif

57- یه نفر میره زیر ماشین، رفقاش با دمپایی و سنگ میزنن درش میارن!

60- دو نفر رفته بودن شكار، اولی از دور یك شیر میبینه، نشونه میگیره میزنه... تیرش خطا میره و میخوره به دم شیره. شیره هم شاكی میشه، میدوه طرفشون كه سرویسش كنه. اولی جنگی میره بالای درخت، میبینه رفیقش همینجور اون پایین واستاده، بهش میگه: بابا بیا بالا، الان میاد دهنتو سرویس میكنه. یارو یك نگاهی بهش میكنه، میگه: برو گمشو ! مگه من زدم؟!

62- یه پشت کنکوری ادعای پیغمبری میكرده،رفیقاش بهش میگن: بابا همینجوری كه نمیشه! باید بری چهل روز بشینی تو غار، تا از خدا برات وحی بیاد. خلاصه جوونک میره، دو روز بعد با دست و پای شكسته و خونی مالی برمیگرده! رفیقاش میپرسن: چی شده؟! یارو میگه: ما رفتیم تو غار، یهو جبرئیل با قطار اومد! 8.gif

63- یك بابایی داشته از سر كار برمیگشته خونه، یهو میبینه یك جمع عظیمی دارن تشییع جنازه میكنند، منتها یجور عجیب غریبی: اول صف یك سری ملت دارن دو تا تابوت رو میبرن، بعد یك یارو مرده با سگش راه میره، بعد ازون هم یك صف 500 متری ملت دارن دنبالشون میرن. یارو كف میكنه، میره پیش جناب سگ دار، میگه: تسلیت عرض میكنم قربان، خیلی شرمندم... میشه بگید جریان چیه؟ یارو میگه: والله تابوت جلوییه خانممه، پشتیش هم مادر خانومم... هردوشون رو دیشب این سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت میشه، همینجور شروع میكنه پشت سر یارو راه رفتن، بعد از یك مدت برمیگرده میگه: ببخشید من خیلی براتون متاسفم، میدونم الانم وقت پرسیدن اینجور سوالا نیست، ولی ممكنه من یك شب سگ شما رو قرض بگیرم؟! مرده یك نگاهی بهش میكنه، اشاره میکنه به 500 متر جمعیتی پشت سر، میگه: برو ته صف!

64- یه مشنگی یهو بیهـوا میاد تو اتاق، خفه میشه! 46.gif

65- بامشاد دنبال دزد میكنه، از دزده جلو میزنه!

66- آقا خشایار آتیش میگیره میمیرهفولاد در مغازش میزنه به علت پدر سوختگی مغازه تعطیل است

68- بهروز میره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشی میپوشه! 51.gif

69- خشایار فولاد رو میگذاره دانشكده افسری، رفیقاش بهش میگن: بابا اینكه درسش خوب بود، میگذاشتی دكتری، مهندسی چیزی میشد، خشی میگه: آخه میخوام وقتی درسش تموم شد باهم كلانتری باز كنیم!

70- یاسمن گل بانو صبح از در خونه میاد بیرون، میبینه سر كوچه یك پوست موز افتاده، با خودش میگه: ای داد بیداد، باز امروز قراره یك زمینی بخوریم!

72- یارو سرش میخوره به میلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو میشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز میكنه میبینه ملتی كه واستادن بالا سرش میله رو گرفتن، میگه: ولش كنین ببینم چی میگه!

74- مشنگه میره پیتزا فروشی، میگه: ببخشید پیتزا بزرگ چنده؟ یارو میگه: 3000 تومن. مشنگه یكم بالا پایین میكنه، میگه: پیتزا متوسط چنده؟ یارو میگه: 1500 تومن. باز مشنگه یوخده با پولای جیبش ور میره، میگه: پیتزا كوچیك چنده؟ یارو میگه: 700 تومن. مشنگه دست میكنه تو جیبش یك صد تومنی درمیاره، میگه: قربون دستت داداش، یك جعبه اضافه به ما بده!

75- دو نفر میرن تهران یك فولكس قورباغه ای میخرن، برمیگردن طرف خونه . نزدیكای شهرشون یهو فولكسه خاموش میشه، هركار میكنن دیگه روشن نمیشه. یكیشون برمیگرده به اون یكی میگه: برو نگاه كن ببین ماشین چه مرگش زده. طرف میره درِ كاپوتو باز میكنه، یك نگاه میكنه با تعجب میگه: اوه كریم ! بیا كه ماشین موتور ا! نداره! خلاصه اولی پیاده میشه میاد یك نگاه میندازه، میگه: برو از صندوق عقب ابزار بیار، خودم درستش میكنم! خلاصه یارو میره درِ صندوق عقب رو وا میكنه، یهو داد میزنه: اوه كریم ! بیا كه ازتهران تا اینجا دنده عقب اومدیم!

76- یه عاشقی از طبقه صدم یه ساختمون می‌پره پایین، به طبقه پنجاهم كه میرسه میگه: خب الحمدالله تا اینجاش كه بخیر گذشت! 51.gif

77- زن مشنگه دو قلو میزاد،‌ مشنگه میره صورت حساب بیمارستان رو حساب كنه،‌ به یارو میگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!

78- یه ندید بدید میره واسه تلفن همراه ثبت نام میكنه، بهش میگن: تا سه ماه دیگه بهت تحویل میدیم. آقا با کلاسه هم رو كمربندش یه پرچم میزنه : به زودی دراین مكان یك عدد موبایل افتتاح خواهد شد!

79 - سیاه پوسته میچوسه ، زنش تا یک هفته دوده پاک میکرده 63.gif

80- بعد از سالها جعبه سیاه تانكی كه حسین فهمیده رفته بود زیرش رو پیدا میكنن، توش آخرین جملات حسین ضبط شده بود كه میگفته: "...حاجی جون مادرت هل نده،...ده حاجی هل نده! نامرد، این همه نارجك چرا بهم بستی، یك وقت بلا ملا سرم میاد.... حــــــــاجـــــی!

81- طرف با دو تا خیار در دست میره توی یك بقالی، میگه:حاج آقا خیارشور داری؟ بقاله میگه: بله. طرف میگه: پس ولك بی زحمت این دوتا رو هم بشور!

82- یه خونه خرابی پكر و ناراحت نشسته بوده تو یك عرق فروشی و همین جور یك ساعت تمام داشته گیلاس عرقشو نگاه می‌كرده. یارو جاهله با خودش میگه بگذار یكم بخندیم، میره جلوی طرف ، گیلاس عرقشو برمیداره، یه نفس میره بالا. یارو اول یك نگاه غمناك به جاهله میكنه، بعد یهو میزنه زیر گریه! جاهله ناراحت میشه:‌میگه: بابا بیخیال،‌ شوخی كردم ! جون حاجی..اصلاً‌ الان یدونه مَشتی‌شو برات میگیرم، مهمون من! یارو در حین هق هق میگه: نه داداش، تقصیر تو نیست. اصلاً‌ امروز بدترین روز زندگی منه! اولش صبح خواب موندم دیر رسیدم سركار،‌ رئیسمهم بیرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌دیدم ماشینم رو دزد برده! رفتم كلانتری، ‌گفتن كاریش نمی‌تونن بكنن...بعد تاكسی گرفتم رفتم خونه یهو دیدم كیف پولم رو گم كردم، ‌یارو راننده تاكسیه هرچی از دهنش درومد بارم كرد .. بعد رفتم تو خونه، دیدم خانم با سه تا از همسایه‌ها تو رختخوابن! آخر تصمیم گرفتم خودمو بكشم، ‌كه یهو تو اومدی لیوان سمم رو تا ته خوردی! 26.gif

83- بابای فولاد میمیره، مجلس ختمش رفیقاش همه میان بهش تسلیت میگن. فولاد خیلی احساساتی میشه، میگه: به خدا خیلی زحمت كشیدین تشریف آوردین، ‌شرمنده كردین... ایشالله ختم پدرتون جبران می‌كنم! 20.gif

84- زنِ آپاندیسش رو عمل كرده بوده، بعد از عمل شوهرش میاد ملاقاتش. منتها زنه هنوز خوب بهوش نیومده بوده و داشته زیر لب هزیون می‌گفته: احمق...بی‌شعور...عوضی! یك دكتری داشته از اتاق رد میشده، میگه: خوب به سلامتی مثل اینكه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف میزنه!

85- ( یاسمن گل بانو ) خودشو میزنه به كوچة علی چپ، گم میشه! 9.gif

86- تو یكی از دهات ملت برای بار اول كیوی میبینن، میرن از ملای ده میپرسن این چیه؟ ملاهه یكم میره تو نخ كیویه، بعد میگه: تخم مرغیش، كه تخم مرغه! ولی من نمی‌فهمم چرا موكتش كردن؟!

87- از پرسپولیسی میپرسن بنفش چه رنگیه؟ میگه: قرمز دیدی؟! آبیش!

91- یه مسئولی داشته رادیو پیام گوش میداده،‌ گزارشگره میگفته: راه بهارستان به امام حسین بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسین بسته‌است... ‌طرف میگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، دیگه چرا هی به امام حسین قسم میخوری؟! 58.gif

92- یه دانشمنده مثل من یه تیكه یخ گرفته بوده بالا، ‌داشته خیلی متفكرانه بهش نگاه می‌كرده. رفیقش ازش میپرسه: چیرو نگاه میكنی؟ طرف میگه: ازش آب میچیكه ولی معلوم نیست كجاش سوراخه!

93- به یکی میگن یك معما بگو، میگه اون چیه كه زمستونا خونه رو گرم میكنه تابستونا بالای درخته ؟! یارو هرچی فكر میكنه جوابشو پیدا نمیكنه، میگه: نمیدونم، حالا بگو چیه؟ همون یکی میگه بخاری! یارو كف می‌كنه، میگه: باباجان بخاری زمستونا خونه رو گرم میكنه ولی تابستونا چه جوری بالای درخته ؟ باز هم همون یکی میگه: بخاریِه خودمه دوست دارم بگذارمش بالای درخت! 33.gif18.gif اکـــــی

95- یارو توی اتوبوس بین شهری نشسته بوده، میره به راننده میگه: آقای راننده واسه كی داری رانندگی می‌كنی؟! اینا که همه خوابن! 24.gif

97- پسره زنگ میزنه خونه دوست دخترش، بابای دختره گوشی رو ور میداره. پسره میگه: ببخشید غزال خونست؟!‌ باباهه هم شاكی میشه فحش خوار مادر رو میكشه به پسره ! چند روز بعد دختره پسره رو تو خیابون میبینه،‌ میگه: ‌بابا چرا ضایع بازی در میاری؟! وقتی بابام ور میداره،‌یه چیزِ بی‌ربط سر هم كن بگو. پسره هم میگه ‌باشه . دفعه بعد كه زنگ میزنه، باز باباهه گوشی رو ور میداره.‌ پسره هول میشه، میگه: ببخشید اونجا میدون انقلابه ؟! یارو میگه: آره چی كار داشتی؟! میگه: ببخشید، غزال خانم هستن؟!

98- یك سال، یك ماه از محرم گذشته بوده ولی هنوز تو شهر صدای سینه‌زنی میومده. مردم میرن پی ماجرا، میبینن دسته دیوانه ها تو كوچه بن بست گیر كرده 18.gif

سیگاریه میره لباس فروشی،‌ میگه:‌ ببخشید شلوار نخی دارید؟ یارو میگه:‌بعله. طرف میگه: بی‌زحمت دونخ بدین

99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.