عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
26 بهمن 1389 | |
|
2
|
28 دی 1389 | |
|
3
|
10 دی 1389 | |
|
4
|
2 دی 1389 | |
|
5
|
2 دی 1389 | |
|
6
|
29 آذر 1389 | |
|
7
|
16 اردیبهشت 1389 | |
|
8
|
16 اردیبهشت 1389 | |
|
9
|
16 اردیبهشت 1389 | |
|
10
|
19 فروردین 1389 |
نفس جرجیس - 12:02 1389/02/16
نامه جان کیتس به فانی
جان كیتس (1821 - 1795) عمری كوتاه اما بسیار درخشان داشت. در سن 23 سالگی فانی براونی را كه در همسایگی او خانه داشت ملاقت كرد و دلباخته او شد. متاسفانه در آن زمان پزشكان بیماری سل را كه نهایتا به مرگ او منجر می شد تشخیص داده بودند؛ بنابراین ازدواج آن دو ناممكن شد. گرمای عشق عمیق و خلل ناپذیر كیتس به فانی در این نامه كه یك سال قبل از مرگ كیتس در رم نوشته شده است به خوبی احساس می شود.
فانی شیرینم
گاه نگران می شوی كه نكند آنقدر كه انتظار داری تو را دوست نداشته باشم. عزیزم، دوستت دارم همیشه و همیشه بی هیچ قید و شرطی. هر چه بیشتر تو را می شناسم، بیشتر به تو علاقمند می شوم. همه احساسات من حتی حسادت هایم ناشی از شور عشق بوده است. در پرشورترین طغیان احساسم حاظرم برایت بمیرم. تو را بیش از اندازه آشفته و نگران كرده ام. ولی تو را به عشق قسم، آیا كار دیگری می توانم بكنم؟ همیشه برای من تازه هستی. آخرین نسیم تو شاداب ترین و آخرین حركات تو، زیباترین آنهاست.
به فانی براونی
بدون تو نمی توانم زندگی كنم. جز تو دیدار تو همه چیز را فراموش كرده ام، امگار زندگی ام دراینجا به پایان رسیده است. دیگر چیزی نمی بینم مرا در خودت ذوب كرده ای؟
حس می كنم در حال متلاشی شدن هستم... همیشه در حیرت بودم كه چطور افرادی به خاطر دین شهید می شوند. از فكر آن بدنم به لرزه می افتاد. اما دیگر نمی لرزم. من هم می توانم به خاطر دینم شهید شوم. عشق دین من است. م توانم به خاطر آن بمیرم. می توانم به خاطر تو بمیرم. كیش من كیش مهر است و تو تنها اعتقاد من هستی. تو مرا با نیرویی كه توان مقابله با آن را ندارم افسون كرده ای.
جان كیتس
داستان عشق جان كیتس و فانی براونی داستانی غمبار است. كیتس كه از شعرای عمده قرن نوزدهم به شمار می آید در طول عمر كوتاه خود آثار مهمی همچون "قصیده ای درباره گلدان یونانی" را سرود.
كیتس در نوامبر 1818 فانی را ملاقت كرد و بلافاصله دلباخته او شد!!! این اتفاق خانواده فانی و دوستان كیتس را نگران كرد. آن دو به زودی مخفیانه نامزد كردند. اما كیتس در زمستان 1820 در سن 25 سالگی چشم از جهان فروبست. او را همراه با نامه های ناگشوده از فانی كه روی سینه و نزدیك قلبش گذاشته بودند به خاك سپردند.
فانی شیرینم
گاه نگران می شوی كه نكند آنقدر كه انتظار داری تو را دوست نداشته باشم. عزیزم، دوستت دارم همیشه و همیشه بی هیچ قید و شرطی. هر چه بیشتر تو را می شناسم، بیشتر به تو علاقمند می شوم. همه احساسات من حتی حسادت هایم ناشی از شور عشق بوده است. در پرشورترین طغیان احساسم حاظرم برایت بمیرم. تو را بیش از اندازه آشفته و نگران كرده ام. ولی تو را به عشق قسم، آیا كار دیگری می توانم بكنم؟ همیشه برای من تازه هستی. آخرین نسیم تو شاداب ترین و آخرین حركات تو، زیباترین آنهاست.
به فانی براونی
بدون تو نمی توانم زندگی كنم. جز تو دیدار تو همه چیز را فراموش كرده ام، امگار زندگی ام دراینجا به پایان رسیده است. دیگر چیزی نمی بینم مرا در خودت ذوب كرده ای؟
حس می كنم در حال متلاشی شدن هستم... همیشه در حیرت بودم كه چطور افرادی به خاطر دین شهید می شوند. از فكر آن بدنم به لرزه می افتاد. اما دیگر نمی لرزم. من هم می توانم به خاطر دینم شهید شوم. عشق دین من است. م توانم به خاطر آن بمیرم. می توانم به خاطر تو بمیرم. كیش من كیش مهر است و تو تنها اعتقاد من هستی. تو مرا با نیرویی كه توان مقابله با آن را ندارم افسون كرده ای.
جان كیتس
داستان عشق جان كیتس و فانی براونی داستانی غمبار است. كیتس كه از شعرای عمده قرن نوزدهم به شمار می آید در طول عمر كوتاه خود آثار مهمی همچون "قصیده ای درباره گلدان یونانی" را سرود.
كیتس در نوامبر 1818 فانی را ملاقت كرد و بلافاصله دلباخته او شد!!! این اتفاق خانواده فانی و دوستان كیتس را نگران كرد. آن دو به زودی مخفیانه نامزد كردند. اما كیتس در زمستان 1820 در سن 25 سالگی چشم از جهان فروبست. او را همراه با نامه های ناگشوده از فانی كه روی سینه و نزدیك قلبش گذاشته بودند به خاك سپردند.
99
کامنت بنویسید...


