userinfo close

  ,

بچه های محمودآباد


mahmoudabad

تاسیس: 4 آذر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: ان وی بی - معاونان
کل کل ممنوع احترام همدیگه رو حفظ کنید شخصیت خودتون و خونواده خودتون رو زیر سوال نبرید . . . . اگه ادامه »
کل کل ممنوع
احترام همدیگه رو حفظ کنید
شخصیت خودتون و خونواده خودتون رو زیر سوال نبرید
.
.
.
.
اگه از این کلوب خوشتون نیومد ، میتونید برید توی یه کلوب دیگه
ماشاالله محمودآباد 3-4 تا کلوب داره واسه خودش

*******************************************

آی دی زیر رو ادد کنید لطفا" ( برای اطلاع رسانی در مواقع ضروری )

site.cloob

همچنین وبلاگ زیر هم مخصوص کلوبمونه

mahmoudabad.mihanblog.com

.............................................................................
 
حبیب بارسلونا , habibbarcelona
حبیب بارسلونا - 22:07 1390/11/9

آموزنده

روزی رسول خدا(ص) نشسته بود،عزرائیل به زیارت آن حضرت آمد. پیامبر (ص)از او پرسید : ای برادر!چندین هزارسال است که تو مأمور

قبض روح انسانها هستی،آیا درهنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟

عزارئیل گفت:دراین مدت دلم برای دونفر سوخت؛

1-روزی دریایی طوفانی شد وامواج سهمگین آن یک کشتی رادرهم شکست.همه سرنشینان کشتی غرق شدند ،تنها یک زن حامله نجات یافت.

اوسواربرپاره تخته کشتی شد وامواج ملایم دریا اورا به ساحل آورد ودرجزیره ای افکندودر همین هنگام فارغ شد وپسری ازوی متولد شد،

من مأمورشدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت.

2-هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ وبی نظیر خود پرداخت وهمه توان وامکانات وثروت خودرادر ساختن آن صرف کرد و

خروارها طلاوجواهرات برای ستونها وسایر زرق وبرق آن خرج نمودتا تکمیل شود.وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب

پیاده شود وپای راست از رکاب به زمین نهد ، هنوز پای چپش بررکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم ، آن تیره بخت از پشت

اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد ، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری رابه امیددیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز

چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد.

دراین هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (ص) رسید وگفت: ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید : به عظمت و جلالم سوگند، شداد بن عاد

همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم واز آن جزیره دورافتاده نجاتش دادیم واو را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی

رساندیم ، در عین حال کفران نعمت کرد وخودبینی و تکبر نمود وپرچم مخالفت باما برافراشت ،سرانجام عذاب سخت ما او را فراگرفت ، تا جهانیان

بدانند که ما به آدمیان مهلت میدهیم ولی آنها را رها نمی کنیم.

99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.