عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
9 بهمن 1390 | |
|
2
|
18 دی 1390 | |
|
3
|
18 دی 1390 | |
|
4
|
16 دی 1390 | |
|
5
|
16 دی 1390 | |
|
6
|
11 دی 1390 | |
|
7
|
11 دی 1390 | |
|
8
|
9 مهر 1390 | |
|
9
|
3 مهر 1390 | |
|
10
|
26 شهریور 1390 |
عادلخان - 22:12 1390/07/9
هرگز فکر نکنید دیگران احمقند!
عتیقهفروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید كاسهای نفیس و قدیمی دارد كه در گوشهای افتاده و گربه در آن آب میخورد. دید اگر قیمت كاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب میشود و قیمت گرانی بر آن مینهد. لذا گفت: عموجان چه گربه قشنگی داری آیا حاضری آن را به من بفروشی؟ رعیت گفت: چند میخری؟ گفت: یك درهم. رعیت گربه را گرفت و به دست عتیقهفروش داد و گفت: خیرش را ببینی. عتیقهفروش پیش از خروج از خانه با خونسردی گفت: عموجان این گربه ممكن است در راه تشنهاش شود بهتر است كاسه آب را هم به من بفروشی. رعیت گفت: قربان من به این وسیله تا به حال پنج گربه فروختهام. كاسه فروشی نیست.
99
کامنت بنویسید...


