userinfo close
  ,

مهدویون


mahdaviun

تاسیس: 26 فروردین 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: حمید - معاونان
نه شرم و حیا نه عار داریم از تو *** اما گله بی شمار اریم از تو ما منتظر تو نیستیم آقا جان *** ادامه »
نه شرم و حیا نه عار داریم از تو *** اما گله بی شمار اریم از تو

ما منتظر تو نیستیم آقا جان *** تنها همه انتظار داریم از تو!
 
حمید  , hamid_alfa
حمید - 08:30 1384/12/21

دجّال‌

دجّال‌ ( آنتی‌ كرایست‌ ) در كتاب‌ مقدس

اشاره‌:
در تمام‌ ادیان‌ ابراهیمی‌ موضوع‌ ظهور «دجال‌» در آخرالزمان‌ مطرح‌ شده‌ است‌. امّا اینكه‌ دجال‌ كیست‌، چه‌ ویژگی‌هایی‌ دارد، چگونه‌ ظهور می‌كند و... موضوعاتی‌ است‌ كه‌ كمتر در مورد آنها اتفاق‌ نظر وجود دارد. آنچه‌ در پی‌ خواهد آمد ترجمه‌ مطلبی‌ است‌ كه‌ در ذیل‌ مدخل‌ دجال‌ ( antichrist ) در دایرة‌ المعارف‌ كاتولیك‌ (Catholic Encyclopedia) آمده‌ است‌ . این‌ مقاله‌ اطلاعات‌ جامعی‌ را در زمینه‌ نگاه‌ كتاب‌ مقدس‌ به‌ موضوع‌ دجال‌ به‌ دست‌ می‌دهد. با سپاس‌ از مترجم‌ محترم‌ و حجة‌ الاسلام‌ و المسلمین‌ حسین‌ توفیقی‌ كه‌ زحمت‌ مقابله‌ و تصحیح‌ این‌ ترجمه‌ را پذیرا شدند، توجه‌ شما را به‌ این‌ مقاله‌ جلب‌ می‌كنیم‌.



پیشوند anti (ضد) در تركیب‌ معانی‌ متفاوتی‌ دارد: antibasileus به‌ معنای‌ پادشاهی‌ است‌ كه‌ دوران‌ فترتی‌ را پر می‌كند؛ antistrategos به‌ معنای‌ كنسول‌ فرماندار [ استان‌ قدیم‌ روم‌ ] است‌؛ antihoupatos در روم‌ قدیم‌ به‌ معنای‌ فرماندار كل‌ بوده‌ است‌؛ در هومر antiheos شخصی‌ است‌ كه‌ از لحاظ‌ نیرو و زیبایی‌ به‌ خدا می‌ماند، در حالی‌ كه‌ در آثار دیگر نمایانگر خدای‌ ستیزه‌جو است‌. اگر صرفاً از قیاس‌ پیروی‌ كنیم‌، می‌توانیم‌ antichristos را به‌ شخصی‌ تفسیر كنیم‌ كه‌ از لحاظ‌ سیما و نیرو به‌ «مسیح‌» شباهت‌ دارد؛ امّا راه‌ مطمئن‌تر این‌ است‌ كه‌ واژه‌ مذكور را طبق‌ كاربرد آن‌ در كتاب‌ مقدس‌ و زبان‌ كلیسایی‌ تعریف‌ كنیم‌ .

الف‌: معنای‌ این‌ واژه‌در كتاب‌ مقدس‌
واژه‌ دجّال‌ antichrist) تنها در رسائل‌ یوحنا وارد شده‌؛ امّا ادعا شده‌ است‌ كه‌ در مكاشفه‌ یوحنا، رسائل‌ پولس‌ و با صراحت‌ كمتری‌ در اناجیل‌ و كتاب‌ دانیال‌ نیز مترادف‌های‌ این‌ واژه‌ به‌ كار رفته‌ است‌ .

2. در رسائل‌ یوحنا
یوحنای‌ قدیس‌ در رسائلش‌ فرض‌ را بر این‌ قرار داده‌ كه‌ مسیحیان‌ اولیه‌ با آموزه‌ مربوط‌ به‌ آمدن‌ دجّال‌ آشنا هستند:
«شنیده‌اید كه‌ دجّال‌ می‌آید» (رسالة‌ اول‌ یوحنا، 2:18)؛ «و این‌ است‌ روح‌ دجّال‌ كه‌ شنیده‌اید كه‌ او می‌آید» (رسالة‌ اول‌ یوحنا، 4:3). اگر چه‌ یوحنا از چندین‌ دجّال‌ سخن‌ می‌گوید، ولی‌ بین‌ دجّالان‌ بسیار و یك‌ دجّال‌ اصلی‌ فرق‌ می‌گذارد: «دجّال‌ می‌آید. الحال‌ هم‌ دجالان‌ بسیار ظاهر شده‌اند» (رسالة‌ اول‌ یوحنا، 2:18). وی‌ همچنین‌ سیرت‌ و رفتار دجّال‌ را شرح‌ می‌دهد: «از ما بیرون‌ شدند لكن‌ از ما نبودند» (رسالة‌ اول‌ یوحنا، 2:19)؛ «دروغگو كیست‌ جز آنكه‌ مسیح‌ بودن‌ عیسی‌ را انكار كند؟ آن‌ دجّال‌ است‌ كه پدر و پسر را انكار می‌نماید» (رسالة‌ اول‌ یوحنا، 2:22)؛ «و هر روحی‌ كه‌ عیسی‌ مسیحِ مجسم‌ شده‌ را انكار كند از خدا نیست‌ و این‌ است‌ روح‌ دجال‌» (رسالة‌ اول‌ یوحنا، 4:3)؛ «زیرا گمراه‌ كنندگان‌ بسیار به‌ دنیا بیرون‌ شدند كه‌ عیسی‌ مسیحِ ظاهر شده‌ در جسم‌ را اقرار نمی‌كنند: آن‌ است‌ گمراه‌ كننده‌ و دجال‌» (رسالة‌ دوم‌ یوحنا، 7). همچنین‌ یوحنا زمان‌ آمدن‌ دجّال‌ را «ساعت‌ آخر» تعیین‌ می‌كند (رسالة‌ اول‌ یوحنا، 2:18)؛ علاوه‌ بر این‌، وی‌ معتقد است‌ كه‌ او «الان‌ هم‌ در جهان‌ است‌» (رسالة‌ اول‌ یوحنا، 4:3).

2.در مكاشفه‌
تقریباً همه‌ مفسران‌ دریافته‌اند كه‌ دجّال‌ در مكاشفة‌ یوحنا ذكر شده‌ است‌؛ امّا در مورد باب‌ خاصی‌ كه‌ در آن‌ از وی‌ یاد شده‌، اتفاق‌ نظر ندارند. برخی‌ به‌ «وحش‌» در آیه‌ 7 باب‌ 11 ، برخی‌ به‌ «اژدهای‌ ] بزرگ‌ [ آتشگون‌» در باب‌ 12، و دیگران‌ نیز به وحشی‌ «كه‌ ده‌ شاخ‌ و هفت‌ سر دارد» در باب‌ 13 و آیات‌ بعدی‌ اشاره‌ می‌كنند؛ در حالی‌ كه‌ بسیاری‌ از محققان‌، دجّال‌ را بر وحشی‌ كه‌ «دو شاخ‌ مثل‌ شاخ‌های‌ بره‌» داشت‌ و «مانند اژدها» سخن‌ می‌گفت‌ (13: 11 و آیات‌ بعدی‌) یا بر وحش‌ قرمزی‌ كه‌ «هفت‌ سر و ده‌ شاخ‌ داشت‌» (باب‌ 17)یا سرانجام‌، بر شیطانی‌ كه‌ «از زندان‌ خود خلاصی‌ خواهد یافت‌» و امت‌ها را گمراه‌ خواهد كرد (20: 7 و آیات‌ بعدی‌) منطبق‌ می‌دانند. شرح‌ مفصل‌ دلایلِ له‌ و علیه‌ هر یك‌ از این‌ نظریات‌، به‌ بحث‌ كنونی‌ ما ارتباطی‌ ندارد.

3.در رسالة‌ پولس‌

یوحنای‌ قدیس‌ مفروض‌ می‌گیرد كه‌ آموزه‌ مربوط‌ به‌ آمدن‌ دجّال‌ در نزد خوانندگانش‌ شناخته‌ شده‌ است‌. مفسران‌ براین‌ باورند كه‌ این‌ آموزه‌ از طریق‌ نوشته‌های‌ پولس‌ مقدس‌ در مسیحیت‌ شناخته‌ شده‌ است‌. یوحنای‌ قدیس‌ علیه‌ بدعت‌ گذاران‌ زمانه‌اش‌ اصرار می‌ورزید كه‌ كسانی‌ كه‌ راز تجسّم‌ را انكار می‌كنند اَشكال‌ كمرنگی‌ از دجّال‌ بزرگ‌ آتی‌ هستند. دجّال‌ در رسالة‌ دوم‌ پولس‌ به‌ تسالونیكان‌ (2: 3 و آیات‌ بعدی‌، 7 ـ10) به‌ طور كامل‌تری‌ وصف‌ شده‌است‌. در كلیسای‌ تسالونیك‌ به‌ واسطة‌ این‌ اعتقاد كه‌ دومین‌ ظهور مسیح‌ قریب‌ الوقوع‌ است‌، اضطراب‌هایی‌ پدید آمد. این‌ تصور تا حدودی‌ ناشی‌ از فهم‌ نادرست‌ آیه‌ 15 و آیات‌ بعدی‌ باب‌ چهارم‌ از رسالة‌ پولس‌ به‌ تسالونیكان‌ و تا حدودی‌ ناشی‌ از دسیسه‌های‌ گمراه‌ كنندگان‌ بود. به‌ منظور بر طرف‌ كردن‌ این‌ اضطراب‌ها بود كه‌ پولس‌ مقدس‌ دومین‌ رسالة‌ خود را به‌ تسالونیكان‌ نوشت‌ و به‌ ویژه‌، آیات‌ 3 تا 10 باب‌ دوم‌ را درج‌ كرد. آموزه‌ پولس‌ چنین‌ است‌: پیش‌ از «روز مسیح‌»، «ارتدادی‌» رخ‌ خواهد داد و «مرد شریر» ظاهر خواهد شد. وی‌ در هیكل‌ (معبد) خدا می‌نشیند و خود را چنان‌ می‌نمایاند كه‌ گویی‌ خداست‌؛ او با قدرت‌ شیطان‌ و آیات‌ و عجایب‌ دروغین‌ عمل‌ می‌كند؛ آنهایی‌ را كه‌ محبت‌ راستین‌ را نپذیرفتند تا نجات‌ یابند، گمراه‌ می‌كند؛ امّا عیسی‌ خداوند او را با نفَس‌ دهان‌ خود هلاك‌ خواهد كرد و به‌ تجلی‌ ظهور خویش‌ او را نابود خواهد ساخت‌ .امّا در مورد این‌ زمان‌، « آن‌ سرّ بی‌دینی‌ الان‌ عمل‌ می‌كند فقط‌ تا وقتی‌ كه‌ آن‌ كه‌ تا به‌ حال‌ مانع‌ است‌ از میان‌ برداشته‌ شود. خلاصه‌ آن‌ كه‌، پیش‌ از «روز مسیح‌»، «مرد شریر» كه‌ در رسالة‌ یوحنا به‌ دجّال‌ معروف‌ است‌ ظاهر خواهد شد؛ پیش‌ از ظهور «مرد شریر»، «شورش‌» یا ارتداد بزرگی‌ به‌ وقوع‌ خواهد پیوست‌؛ این‌ ارتداد نتیجة‌ «سرّ بی‌دینی‌» ای‌ است‌ كه‌ الان‌ عمل‌ می‌كند و به‌ گفتة‌ یوحنا، خود را در اینجا و آنجا با اشكال‌ كمرنگ‌ دجّال‌ نمایش‌ می‌دهد. یوحنا سه‌ مرحلة‌ پیدایش‌ شرارت‌ را معرفی‌ می‌كند: خمیر مایة‌ شرارت‌؛ ارتداد بزرگ‌ و مرد شریر. امّا منظور تعیین‌ دقیق‌تر زمان‌ حادثة‌ اصلی‌، قیدی‌ را اضافه‌ می‌كند؛ وی‌ ابتدا چیزی‌ را به‌ عنوان‌ شی‌ء( to datechon) «آنچه‌» و سپس‌ به‌ عنوان‌ شخص(‌ ho hatechon) «آنكه‌» وصف‌ می‌كند كه‌ از وقوع‌ حادثة‌ بزرگ‌ جلوگیری‌ می‌كند: «فقط‌ تا وقتی‌ كه‌ آنكه‌ تا به‌ حال‌ مانع‌ است‌ از میان‌ برداشته‌ شود» [رسالة‌ دوم‌ پولس‌ رسول‌ به‌ تسالونیكیان‌، 2: 7.م‌ ] . در اینجا تنها می‌توانیم‌ نظریات‌ عمدة‌ راجع‌ به‌ معنای‌ این‌ قیدی‌ را برشماریم‌، بدون‌ آنكه‌ از ارزش‌ آنها سخن‌ بگوییم‌:
مانعِ حادثة‌ اصلی‌، «مرد شریر»است‌؛ حادثة‌ اصلی‌، ظهور دوباره‌ عیسی‌ مسیح‌ است‌ (گریم‌ « Grimm »، سیمار ( Simar)
مانع‌، امپراتوری‌ روم‌ است‌؛ حادثة‌ اصلی‌ كه‌ از آن‌ جلوگیری‌ شده‌، «مرد شریر» است‌ (اغلب‌ آباء لاتینی‌ و مفسران‌ بعدی‌.(
رسول‌ به‌ اشخاص‌ و حوادث‌ زمان‌ خود اشاره‌ می‌كند؛ مانع‌ ( Katechon ) و «مرد شریر» به‌ طرق‌ مختلف‌ بر امپراتورانی‌ مانند تیتوس‌ ( Titus )، نرون‌( Nero )، كلاودیوس‌ ( Claudius )، و غیره‌ منطبق‌ شده‌ است‌ (متكلمان‌ پروتستان‌ كه‌ پس‌ از قرن‌ هفتم‌ می‌زیستند.(
رسول‌ مستقیماً به‌ اشخاص‌ و حوادث‌ معاصری‌ اشاره‌ می‌كند كه‌ با این‌ حال‌، نمونه‌هایی‌ از «مانع‌» ( Katechon )، «مرد شریر» و روز مسیح‌ در آخرالزمان‌ هستند؛ به‌ عنوان‌ مثال‌ خرابی‌ اورشلیم‌ ] به‌ سال‌ 70 میلادی‌ [ نمونه‌ ظهور مجدد مسیح‌ است‌ دالینگر ( Dlinge ).
قبل‌ از رها كردن‌ نظریه‌ پولس‌ در باب‌ دجال‌، می‌توان‌ پرسید كه‌ پولس‌ آموزه‌ خود را از كجا به‌ دست‌ آورده‌ است‌؟ در اینجا نیز با پاسخ‌های‌ مختلفی‌ مواجه‌ می‌شویم‌:
پولس‌ قدیس‌ صرفاً نظر خود را بر اساس‌ سنت‌ یهودی‌ و تصویرپردازی‌ دانیال‌ و حزقیال‌ نبی‌ بیان‌ می‌كند. این‌ نظریه‌ مورد تأیید برخی‌ از نویسندگان‌ پروتستان‌ قرار گرفته‌ است‌ .
رسول‌ اندیشه‌ای‌ را بیان‌ می‌كند كه‌ از طریق‌ آموزه‌ آخرالزمانی‌ عیسی‌ مسیح‌ در عالم‌ مسیحیت‌ ارائه‌ شد. این‌ نظریه‌ را دالینگر Dخlinger ) ) بیان‌ كرده‌ است‌ .
پولس‌ قدیس‌ نظریه‌ خود در مورد دجّال‌ را از كلمات‌ مسیح‌، پیش‌ گویی‌ دانیال‌، و حوادث‌ معاصر به‌ دست‌ آورده‌ است‌. این‌ نظریه‌ را نیز دالینگر مطرح‌ كرده‌ است‌ .
رسول‌ پیشگویی‌ را بیان‌ كرده‌ كه‌ از طریق‌ الهام‌ از روح‌ القدس‌ دریافت‌ كرده‌ است‌. مفسران‌ كاتولیك‌ عموماً طرفدار این‌ نظریه‌اند.

4.در اناجیل‌ و كتاب‌ دانیال‌
پس‌ از مطالعة‌ تصویر دجّال‌ در رسالة‌ پولس‌ به‌ تسالونیكیان‌، «مرد شریر» در كتاب‌ دانیال‌ (7: 8، 11، 20، 21)، جایی‌ كه‌ رسول‌ «شاخ‌ كوچك‌» را وصف‌ می‌كند به‌ راحتی‌ شناخته‌ می‌شود. نمونه‌ای‌ از دجّال‌ در كتاب‌ دانیال‌ 8: 8 و آیات‌ بعدی‌، 23 و آیات‌ بعدی‌، 11: 21 ـ 45 در قالب‌ انتیخوس‌ اپیفانه‌ ( Antiochus Epiphanrs ) یافت‌ می‌شود.
بسیاری‌ از مفسران‌ در آمدن‌ مسیح‌های‌ دروغین‌ و پیامبران‌ دروغین‌ (متّی‌ 24: 24؛ مرقس‌، 13: 6، 22؛ لوقا، 21: 8)، «مكروه‌ ویرانی‌» (متّی‌: 24: 15)، و كسی‌ كه‌ «به‌ اسم‌ خود می‌آید» (یوحنا، باب‌ پنجم‌: 43) اشاره‌های‌ كم‌ و بیش‌ آشكاری‌ را به‌ دجّال‌ دریافته‌اند .
ب‌ ـ دجّال‌ در زبان‌ كلیسایی‌
بوست‌ ( Bousset ) بر این‌ باور است‌ كه‌ در میان‌ یهودیان‌ افسانه‌ كاملاً تكامل‌ یافته‌ای‌ وجود داشت‌ كه‌ توسط‌ مسیحیان‌ پذیرفته‌ شد و توسعه‌ یافت‌؛ و این‌ افسانه‌ از مفاهیمی‌ كه‌ در مكاشفه‌ یوحنا دیده‌ می‌شود در نقاط‌ مهمی‌ انحراف‌ یافته‌ و با آن‌ متناقض‌است‌. به‌ عقیده‌ ما
بوست‌ نظریه‌ خود را به‌ طور كامل‌ اثبات‌ نكرده‌ است‌، نظر وی‌ در باره‌ توسعه‌ مفهوم‌ دجّال‌ توسط‌ مسیحیان‌ از مزایای‌ یك‌ نظریة‌ ابتكاری‌ فراتر نمی‌رود. در اینجا ضرورتی‌ ندارد به‌ بررسی‌ اثر گونكل‌ ( Gunkel ) بپردازیم‌ كه‌ در آن‌ اندیشه‌ دجّال‌ را به‌ اژدهای‌ ما قبل‌ تاریخی‌ عمق‌ دریا ردیابی‌ می‌كند؛ این‌ نظریه‌ نیز شایان‌ توجهی‌ بیشتر از اوهام‌ اساطیری‌ سایر نویسندگان‌ نیست‌ .
پس‌ مفهوم‌ حقیقی‌ دجّال‌ در زبان‌ كلیسایی‌ چیست‌؟ سواز ( Suarez ) بر این‌ باور است‌ كه‌ این‌ یك‌ امر اعتقادی‌ است‌ كه‌ دجّال‌ شخصی‌ خاص‌ یعنی‌ دشمن‌ برجستة‌ مسیح‌ است‌. این‌ نظریه‌ عقیده‌ كسانی‌ را كه‌ دجّال‌ را به‌ مجموعه‌ كامل‌ كسانی‌ كه‌ با عیسی‌ مسیح‌ مخالفند یا به‌ مقام‌ پاپی‌ ( Papacy ) تفسیر می‌كنند مردود می‌شمارد. بدعت‌ گذاران‌ والدنسی‌ ( Waldensian ) و البیجنسی‌ ( Albigensian )، ونیر وایكلیف‌ ( Wyclif ) و هوس‌ ( Hus ) پاپ‌ را دجّال‌ نامیده‌اند؛ امّا آنها این‌ اصطلاح‌ را صرفاً به‌ طور استعاره‌ به‌ كار برده‌اند. تنهاپس‌ از دوره‌ نهضت‌ اصلاح‌ طلبی‌ ( Reformism ) بود كه‌ این‌ نام‌ به‌ مفهوم‌ واقعی‌ اش‌ در مورد پاپ‌ به‌ كار رفت‌. از آن‌ پس‌ این‌ امر عملاً در آیین‌ لوتریان‌ داخل‌ شد و از سال‌ 1861 به‌ بعد، به‌ شدت‌ مورد حمایت‌ و دفاع‌ آنان‌ در مجله‌ الهیات‌ لوتری‌( (Zeitschrift fur lutherische Theologie قرار گرفت‌. گفته‌ می‌شودكه‌ این‌ تغییر از كلیسای‌ واقعی‌ به‌ قلمرو سلطنت‌ دجّال‌ بین‌ 19 فوریه‌ و 10 نوامبر 607 میلادی‌ به‌ وقوع‌ پیوسته‌ است‌؛ زمانی‌ كه‌ پاپ‌ بونیفاس‌ سوم‌ ( Pope Boniface III ) از نیوتن‌ ( Newton ) امپراتور یونان‌ لقب‌ «رئیس‌ همه‌ كلیساها» را برای‌ كلیسای‌ روم‌ دریافت‌ كرد. در تایید این‌ تاریخ‌ به‌ مكاشفه‌ یوحنا( 13: 8) توسل‌ جسته‌اند و از آیه‌ 3 باب‌ یازدهم‌ تخمین‌ زده‌اند كه‌ پایان‌ جهان‌ احتمالاً سال‌ 1866 میلادی‌ خواهد بود. كاردینال‌ بالارمین‌ ( Ballarmine ) در جلد سوم‌ كتاب‌ «پیرامون‌ رهبر روحانی‌ روم‌» ( De.Rom.Pont ) نادرستی‌ این‌ نظریه‌ را هم‌ از دیدگاه‌ تفسیری‌ و هم‌ از دیدگاه‌ تاریخی‌ اثبات‌ كرد.
بر خلاف‌ باور برخی‌ از نویسندگان‌ پیشین‌، مصداق‌ فردی‌ دجال‌، دیو ( demon ) نخواهد بود؛ شخصِ شیطان‌ تجسم‌ یافته‌ در قالب‌ انسانی‌ دجّال‌ هم‌ نخواهد بود. اگر توجیه‌ مربوط‌ به‌ آیه‌ 17 از باب‌ 49 سفر پیدایش‌، همراه‌ با توجیه‌ حذف‌ دان‌ ( Dan ) از فهرست‌ قبایل‌، چنانكه‌ در كتاب‌ مكاشفه‌ (باب‌ 7) یافت‌ می‌شود، صحت‌ داشته‌ باشد، وی‌ شخصی‌ انسانی‌ و احتمالاً دارای‌ اصل‌ و نژاد یهودی‌ خواهد بود. باید به‌ خاطر داشت‌ كه‌ سنت‌ خارج‌ از كتاب‌ مقدس‌ (Scriptural- extra ) چیزی‌ بیش‌ از اطلاعات‌ كتاب‌ مقدس‌ در باره‌ دجّال‌ به‌ ما نمی‌دهد. در حالی‌ كه‌ این‌ اطلاعات‌ برای‌ متقاعد ساختن‌ مؤمنان‌ به‌ تصدیق‌ «انسان‌ شریر» در زمان‌ آمدن‌ وی‌ كافی‌ هستند، فقدان‌ هر گونه‌ وحی‌ قابل‌ اعتماد دیگری‌ باید ما را در برابر افكارباطل‌ایروینگیست‌ها( Irvingistes ) مورمون‌ها ( Mormons ) و اشخاص‌ دیگری‌ كه‌ اخیراً مدعی‌ دریافت‌ وحی‌های‌ جدیدی‌ شده‌اند، هشیار سازد.
بی‌مناسبت‌ نیست‌ كه‌ توجه‌ خواننده‌ را به‌ دو رساله‌ای‌ كه‌ توسط‌ كاردینال‌ نیومن‌ فقید ( Newman ) در باره‌ دجّال‌ نوشته‌ شد، جلب‌ كنیم‌. رسالة‌ اول‌ با عنوان‌ «اندیشة‌، دجّال‌ نزد پدران‌ كلیسا» به‌ بررسی‌ زمان‌، دین‌، شهر و آزار و اذیت‌های‌ وی‌ می‌پردازد. این‌ رسالة‌ هشتاد و سومین‌ شمارة‌ ( Tracts for the Times ) را تشكیل‌ می‌دهد. رسالة‌ دوم‌ به‌ «اندیشة‌ دجّال‌ نزد پروتستان‌ها» موسوم‌ است‌ .
به‌ منظور درك‌ اهمیت‌ رسالة‌های‌ كاردینال‌ در بارة‌ مسئله‌ دجال‌، باید توجه‌ داشت‌ كه‌ به‌ مرور زمان‌ چندین‌ نظریه‌ در باره‌ ماهیت‌ این‌ دشمن‌ مسیحیت‌ ظاهر شد.
كاپ‌ (Koppe ) ، نیچه‌ (Nitzch) ، استور ( Storr ) و پلت‌ ( Pelt ) معتقد بودند كه‌ دجّال‌ یك‌ اصل‌ شرارت‌آمیز است‌ نه‌ این‌ كه‌ در قالب‌ یك‌ شخص‌ یا حكومت‌ تجسم‌ یابد. این‌ نظریه‌ هم‌ با نظریه‌ پولس‌ رسول‌ متعارض‌ است‌ و هم‌ با نظریه‌
یوحنای‌ رسول‌. هر دوی‌ آنها این‌ دشمن‌ را به‌ عنوان‌ یك‌ انسانی‌ واقعی‌ وصف‌ می‌كنند.
نظریه‌ دوم‌ اذعان‌ می‌كند كه‌ دجال‌، شخص‌ است‌ اما معتقد است‌ كه‌ انسانی‌ مربوط‌ به‌ گذشته‌ است‌. دجّال‌ به‌ اشكال‌ گوناگون‌ بر نرون‌ ( Nero )،دیوكلتین‌ ( Diocletian )، جولیان‌ ( Julian ) ، كالیگولا ( Caligula )، تیتوس‌ ( Titus ) شمعون‌ مجوسی‌ ( Simion Magus ) شمعون‌ پسر گیورا ( Giora ) كاهن‌ اعظم‌، آنانیاس‌ ( Ananias) ویتیلوس‌ ( Vitellius )، یهودیان‌ (jews) فریسیان‌ ( Pharisees ) و متعصبان‌ یهودی‌ (jewish zeabts) منطبق‌ شده‌ است‌. امّا این‌ نظریه‌ از لحاظ‌ سنتی‌ وثاقت‌ كمی‌ دارد؛ علاوه‌ بر آن‌، به‌ نظر نمی‌رسد كه‌ با پیش‌ گویی‌های‌ پیامبرانه‌ مطابق‌ باشد و در مورد برخی‌ از طرفدارانش‌، نظریه‌ مذكور مبتنی‌ بر این‌ فرض‌ است‌ كه‌ نویسندگانِ مُلهَم‌ نمی‌توانند از محدوده‌ تجاربشان‌ فراتر روند.
نظریة‌ سوم‌ تصدیق‌ می‌كند كه‌ دجّال‌ باید به‌ صورت‌ انسانی‌ واقعی‌ ظاهر شود، امّا این‌ شخص‌ واقعی‌ را با نظام‌ پاپی‌ یكی‌ می‌داند. لوتر ( Luther )، كالوین‌ ( Calvin )، زوینگلی‌ ( Zwingli )، ملانكتون‌ ( Melanchthon) بوسر ( Bucer )، بزا( Beza )، كالیكستوس‌ ( Calixtus )، بنگل‌ ( Bengel )، میكائلیس‌ ( Michaelis ) و تقریباً تمام‌ نویسندگان‌ پروتستان‌ اروپای‌ برّی‌ از حامیان‌ این‌ نظریه‌ به‌ شمار آمده‌اند؛ همین‌ مطلب‌ را می‌توان‌ در مورد متلكمان‌ انگلیسی‌: كرانمر ( Cranmer )، لاتیمر Latimer )، ریدلی(‌ ( Ridley )، هوپر ( Hooper )، هاتچینسون‌ ( Hutchinson )، تیندیل‌ ( Tyndale ) ساندیس‌ ( Sandys )، فیلوپ‌ ( Philop )، جول‌ ( Jewell )، راجرز ( Rogers )، فولكه‌ ( Fulke )، برادفورد ( Bradford )، كینگ‌ جیمز ( King James ) و آندروس‌ ( Andrewes ) گفت‌.برامهال‌ (Bramhall) اصلاحاتی‌ را به‌ این‌ نظریه‌ وارد كرد و پس‌ از آن‌ استیلای‌ این‌ نظریه‌ در میان‌ نویسندگان‌ انگلیسی‌ رو به‌ زوال‌ نهاد. همچنین‌ نمی‌توان‌ فرض‌ كرد كه‌ نظریة‌ دجّال‌ بودن‌ پاپ‌ به‌ همان‌ شكل‌ مورد تایید پروتستان‌ها بوده‌ است‌. آرتیوس‌ ( Aretius )، فوكسه‌ ( Foxe ) ناپیرمید ( Napier Mede ) جوریو ( Jurieu )، كانینگهام‌ ( Cunninghame )، فابر ( Faber ) وود هاوس‌ ( Woodhouse ) و هابرشون‌ ( Habershon ) «پیامبر دروغین‌» یا دومین‌ «وحش‌» در كتاب‌ مكاشفه‌ را بر دجّال‌ و مقام‌ پاپی‌ منطبق‌ كرده‌اند، به‌ نظر مارلورات‌ ( Marlorat ) كینگ‌ جیمز داوبوز Daubuz )، )گالووی‌ ( Galloway ) اولین‌ «وحش‌» در مكاشفه‌ چنین‌ وضعیتی‌ دارد؛ از این‌ رو هر دو «وحش‌» توسط‌ برایتمن‌ ( Brightman )، پاروس‌ ( Pareus )، ویترینگا ( Vitringa ) گیل‌ ( Gill ) بكمیر Bachmair) )فریزر ( Fraser ) كرولی‌ Croly )، )فایش‌ ( Fysh ) و الیوت‌ ( Elliott ) شناسایی‌ شده‌اند.
پس‌ از مرور اجمالی‌ نظریات‌ پروتستان‌ها در بارة‌ دجّال‌، می‌توانیم‌ برخی‌ از اظهارات‌ انتقادی‌ كاردینال‌ نیومن‌ را دربارة‌ مسئله‌ مورد بحث‌ تصدیق‌ كنیم‌ .
اگر ثابت‌ شود كه‌ بخشی‌ از روحانیت‌ كلیسا ماهیتی‌ دجّالی‌ دارد، تمام‌ روحانیت‌، از جمله‌ شاخه‌ پروتستان‌، چنین‌ خواهد بود .
نظریة‌ دجّال‌ بودن‌ پاپ‌ به‌ تدریج‌ توسط‌ سه‌ گروه‌ تاریخی‌ یعنی‌: البیجنسی‌ها ( Albigenses ) والدنسی‌ها ( Waldenses ) و فراتسل‌ها ( Fraticelli ) بین‌ قرون‌ یازدهم‌ و شانزدهم‌ توسعه‌ یافت‌. آیا اینان‌ مفسرانی‌ هستند كه‌ كلیسای‌ مسیح‌ باید تفسیر واقعی‌ پیشگویی‌ها را از آنها دریافت‌ كند؟
مدافعان‌ نظریة‌ دجّال‌ بودن‌ پاپ‌، خبط‌های‌ بزرگی‌ در استدلال‌های‌ خود مرتكب‌ شده‌اند؛ به‌ اعتقاد آنها برنارد مقدس‌ St.Bernard)، )« وحش‌» در مكاشفه‌ را بر پاپ‌ منطبق‌ نموده‌، در حالی‌ كه‌ برنارد مقدس‌ در عبارت‌ مورد نظر از ناپاپ‌ Antipope) )سخن‌ می‌گوید؛ آنها به‌ آبوت‌ یواكیم‌ ( Abbot Joashim ) به‌ عنوان‌ كسی‌ كه‌ معتقد است‌ دجّال‌ به‌ مقام‌ پاپی Apostolic See ) ) ترفیع‌ می‌یابد توسل‌ می‌جویند؛ در حالی‌ كه‌ آبوت‌ در واقع‌ معتقد است‌ كه‌ دجال‌، پاپ‌ را سرنگون‌ می‌كند و مقام‌ وی‌ را غصب‌ می‌كند؛ سرانجام‌ اینكه‌ آنها به‌ سخن‌ پاپ‌ گریگوری‌ ( Gregory ) كبیر استشهاد می‌جویند كه‌ گفته‌ است‌: چون‌ دجّال‌ به‌ مسیح‌ شباهت‌ دارد و پاپ‌ تمثال‌ مسیح‌ است‌ پس‌ اگر پاپ جانشین‌ واقعی‌ مسیح‌ است‌، دجّال‌ باید تاحدودی‌ به‌ پاپ‌ شباهت‌ داشته‌ باشد.


پی‌ نوشت‌
برگرفته‌ از: دائرة‌ المعارف‌ كاتولیك‌،ج‌1 ( .(The Catholic Encyclopedia, Volume 1

1. تمام‌ جملات‌، عبارات‌ و كلمات‌ مربوط‌ به‌ كتاب‌ مقدس‌، حتی‌ الامكان‌، از ترجمه‌ فارسی‌ كتاب‌ مقدس‌ نقل‌ شده‌ است‌ (م‌).
2.«و چون‌ شهادت‌ خود را به‌ اتمام‌ رسانند آن‌ وحش‌ كه‌ از هاویه‌ برمی‌ آید با ایشان‌ جنگ‌ كرده‌، غلبه‌ خواهد یافت‌ و ایشان‌ را خواهد كشت‌» (مكاشفه‌ یوحنای‌ رسول‌، 11: 7). (م‌).


3. رسالة‌ دو پولس‌ رسول‌ با تسالونیكیان‌، باب‌ 2: 6: «و الان‌ آنچه‌ را كه‌ مانع‌ است‌ می‌دانید تا او در زمان‌ خود ظاهر بشود» (م‌). ‌
4 The Patrristic Idea of Antichrist.

5The Protestan Idea of Antichrist.امام مهدی(عج) و تمدن جدید

مهدی نصیری
اشاره‌:
مقاله‌ای‌ كه‌ از نظر گرامیتان‌ می‌گذرد، فصلی‌ از كتاب‌ اسلام‌ و تجدّد است‌ كه‌ به‌ قلم‌ «مهدی‌ نصیری‌» در دست‌ تحریر و تكمیل‌ است‌. نویسنده‌ در این‌ كتاب‌ از نظریه‌ تعارض‌ كامل‌ اسلام‌ با تجدّد و تمدن‌ جدید دفاع‌ كرده‌ و مدعی‌ شده‌ است‌ كه‌ اگر معصوم‌ (ع) در عالم‌ حضور می‌داشت‌ و مبسوط‌الید بود و حكومت‌ تشكیل‌ می‌داد، هرگز به‌ سراغ‌ تأسیس‌ تمدنی‌ از نوع‌ تمدن‌ تكنولوژیك‌ جدید نمی‌رفت‌؛ چرا كه‌ چنین‌ تمدن‌ در مبانی‌ و نتایج‌ و در همة‌ ابعاد و زوایای‌ آن‌ در تعارض‌ با آموزه‌های‌ كتاب‌ و سنّت‌ است‌.
فصل‌ انتخاب‌ شده‌ از كتاب‌ مزبور در پاسخ‌ به‌ این‌ سؤال‌ است‌ كه‌ آیا حضرت‌ حجت‌بن‌الحسن‌ (ع) از ساز و كارهای‌ تمدن‌ جدید در مقطع‌ ظهور و نیز مقطع‌ تأسیس‌ تمدن‌ اسلامی‌ و امام‌ زمانی‌ (ع) استفاده‌ خواهد كرد؟
در همین‌ جا از همه‌ صاحب‌نظران‌ دعوت‌ می‌كنیم‌ كه‌ دیدگاه‌های‌ خود را در این‌ زمینه‌ به‌ دفتر مجله‌ ارسال‌ دارند كه‌ مورد استفاده‌ خوانندگان‌ موعود قرار گیرد.

مهدی‌ (عج) مبدأُ الا´یات
آیا امام‌ زمان‌ (عج) هنگام‌ ظهور از ابزار و ساز و كارهای‌ تمدن‌ جدید استفاده‌ خواهد كرد؟ آیا جامعه‌ امام‌ زمانی‌ و دنیای‌ بعد از ظهور در عرصه‌ معاش‌، تداوم‌ تكاملیِ تمدن‌ تكنولوژیك‌ خواهد بود؟
با توجه‌ به‌ ذهنیت‌ مشهور و غالب‌ در مورد تمدن‌ جدید، پاسخ‌ سؤال‌ فوق‌ مثبت‌ است‌ و به‌ این‌ روایت‌ استدلال‌ می‌شود كه‌:
اَبَی‌ اللهُ اَنْ یَجْرِیَ الاَشْی'اءَ اِلاّ' بِاَسْب'ابِه'ا
خداوند از این‌ كه‌ كارها و رخدادها را جز با اسباب‌ و علل‌ عادی‌ آن‌ محقق‌ نماید،امتناع‌ می‌ورزد.
امّا با مراجعه‌ به‌ احادیث‌ و روایات‌ مربوط‌، خلاف‌ این‌ ذهنیت‌ آشكار خواهد شد و در خواهیم‌ یافت‌ كه‌ حادثه‌ ظهور و دوران‌ پس‌ از آن‌، بیش‌ از آن‌ كه‌ متكی‌ بر علل‌ و اسباب‌ عادی‌ باشد، با پشتوانه‌ آیات‌ و معجزات‌ الهی‌ و علل‌ و اسباب‌ غیبی‌ و ملكوتی‌، صورت‌ خواهد بست‌. اگر چه‌ مشیّت‌ غالب‌ خداوند بر جریان‌ امور از راه‌ علل‌ و اسباب‌ عادی‌ است‌ امّا در مقاطعی‌، این‌ مشیّت‌ به‌ گونه‌ای‌ غیرمتعارف‌ و اعجازگونه‌، محقق‌ می‌شود و ما در تاریخ‌، موارد متعددی‌ از این‌ دست‌ سراغ‌ داریم‌، مانند حكومت‌ سلیمان‌، پادشاهی‌ ذوالقرنین‌ و...
یكی‌ از القاب‌ حضرت‌ مهدی‌ (عج) «مبدأالا´یات‌» است‌ و این‌ بدان‌ دلیل‌ است‌ كه‌ بیشترین‌ معجزات‌، به‌ دست‌ مبارك‌ ایشان‌ از آغاز ظهور تا پایان‌ دوران‌ حكومت‌، محقق‌ خواهد شد و خداوند برای‌ هیچ‌ یك‌ از انبیا و رسل‌ خود، این‌ مقدار معجزه‌ زمینی‌ و آسمانی‌ قرار نداده‌ است‌.
برای‌ وضوح‌ بیشتر مطلب‌ به‌ ذكر پاره‌ای‌ از این‌ آیات‌ و معجزات‌، براساس‌ روایات‌ معصومین‌، علیهم‌السلام‌، می‌پردازیم‌:
1. پیامبر اكرم‌ (ص):
مهدی‌ (عج) در حالی‌ خروج‌ می‌كند كه‌ قطعه‌ ابری‌ بالای‌ سر اوست‌. منادی‌ در آن‌ ابر ندا می‌كند: این‌ مهدی‌ (عج) خلیفه‌ خداست‌، از او پیروی‌ كنید.
2.امام‌ علی‌ (ع)
در زمان‌ حكومت‌ مهدی‌ (عج) گرگ‌ و میش‌ با هم‌ در یك‌ مكان‌ زندگی‌ می‌كنند، بچه‌ها با مارها و عقرب‌ها بازی‌ می‌كنند، در حالی‌ كه‌ اذیت‌ نمی‌شوند و شر از میان‌ می‌رود و خیر باقی‌ می‌ماند.
منصور با رعب‌ و مویَّد به‌ ظفر

3. امام‌ باقر (ع) :
قائم‌ ما با رعب‌، یاری‌ و با پیروزی‌ تأیید می‌شود. زمین‌ در زیر پای‌ او می‌پیچد و گنج‌های‌ آن‌ برای‌ او آشكار می‌شود. حكومت‌ او مشرق‌ و مغرب‌ را فرامی‌گیرد و خداوند دینش‌ را بر همة‌ ادیان‌ غالب‌ می‌گرداند، اگرچه‌ مشركان‌، ناخوش‌ دارند.
4. وقتی‌ كه‌ قائم‌ آل‌ محمد (ع) ظهور كند، خداوند او را با ملائكه‌ مسوّمین‌ و مردفین‌ و منزلین‌ و كروّبین‌ در حالی‌ كه‌ جبرییل‌ جلو، میكاییل‌ (ع) در طرف‌ راست‌، و اسرافیل‌ (ع) در طرف‌ چپ‌ اوست‌، یاری‌ فرماید. رعب‌ آن‌ حضرت‌ به‌ اندازه‌ یك‌ ماه‌ راه‌، جلو، و یك‌ ماه‌، عقب‌ سر، و یك‌ ماه‌، از طرف‌ راست‌، و یك‌ ماه‌ از طرف‌ چپ‌، می‌رود و ملائكه‌ مقربین‌ در پیش‌ روی‌ آن‌ حضرت‌ هستند.
5.گویا می‌بینم‌ اصحاب‌ قائم‌ (عج) را كه‌ بین‌ آسمان‌ و زمین‌ را پر كرده‌اند، چیزی‌ نیست‌ مگر مطیع‌ آنها حتی‌ درندگان‌ زمین‌ و هوا؛ همه‌ چیز و همه‌ كس‌ در صدد تأمین‌ رضایت‌ آنها هستند. زمینی‌ بر زمین‌ دیگر فخر می‌كند و می‌گوید امروز بر من‌ یكی‌ از اصحاب‌ قائم‌ (عج) گذشته‌ است‌.
6.چون‌ قائم‌ آل‌ محمد (عج) قیام‌ كند، به‌ هر اقلیمی‌، مردی‌ را می‌فرستد و به‌ او می‌گوید: فرمان‌ تو در كف‌ دست‌ توست‌، چون‌ با موضوعی‌ مواجه‌ شوی‌ كه‌ از آن‌ سر در نیاوری‌ و نفهمی‌، به‌ كف‌ دست‌ خود نظر كن‌ و به‌ هر چه‌ در او بینی‌ عمل‌ نما. و قشونی‌ به‌ قسطنطنیه‌ می‌فرستد، چون‌ به‌ خلیج‌ برسند، چیزی‌ بر پاهای‌ خود می‌نویسند و روی‌ آب‌ راه‌ می‌روند،اهل‌ روم‌ آنها را می‌بینند و می‌گویند: اینها اصحاب‌ او هستند كه‌ روی‌ آب‌ راه‌ می‌روند، پس‌ خودِ او چگونه‌ است‌؟ آن‌گاه‌، دروازه‌های‌ شهر را به‌ روی‌ آنها باز خواهند كرد، آنها وارد می‌شوند و هر چه‌ بخواهند حكم‌ می‌نمایند.
7.اصحاب‌ قائم‌ (ع) سیصد و سیزده‌ نفر از فرزندان‌ عجم‌ می‌باشند، بعضی‌ از ایشان‌ را در روز با آشنایی‌ به‌ نام‌ خود و نام‌ پدر و نسب‌ و شمائل‌ در ابر سوار می‌كنند، به‌ مكه‌ می‌برند و بعضی‌ در رختخواب‌ خود خوابیده‌، نابهنگام‌ در مكه‌ دیده‌ می‌شوند، بدون‌ میعاد و سابقه‌ قرارداد.
8.وقتی‌ قائم‌ (ع) از مكه‌ قیام‌ كند و عازم‌ كوفه‌ شود، منادی‌ او ندا می‌كند: هیچ‌ یك‌ از شما خوراكی‌ و آشامیدنی‌ برندارد. مهدی‌ (ع) سنگ‌ موسی‌ را كه‌ دوازده‌ چشمه‌ از او جاری‌ می‌شود با خود حمل‌ می‌نماید، در هر منزلی‌ كه‌ وارد می‌شود آن‌ را نصب‌ می‌كند و چشمه‌ها از او می‌جوشد. هر گرسنه‌ از آن‌ بخورد، سیر و هر تشنه‌، سیراب‌ می‌شود. این‌ توشه‌ آنان‌ خواهد بود.
9.مهدی‌ (ع) هفت‌ سال‌ حكومت‌ خواهد كرد كه‌ هر سال‌ از آن‌، معادل‌ ده‌ سال‌ از سال‌های‌ شماست‌، آنگاه‌ خداوند آنچه‌ خواهد، انجام‌ می‌دهد.
[ابوبصیر ] می‌گوید: گفتم‌، فدای‌ تو شوم‌، چگونه‌ این‌ سال‌ها طولانی‌ می‌شوند؟
امام‌ (ع) فرمود: خداوند به‌ فلك‌ امر می‌كند كه‌ كند حركت‌ كند. از همین‌ رو روزها و سال‌ها طولانی‌ می‌شوند.
ابوبصیر: كسانی‌ می‌گویند اگر در فلك‌ تغییری‌ پیدا شود، عالم‌ تباه‌ می‌شود.
امام‌ (ع) : این‌ سخن‌ زندیق‌هاست‌، اما مسلمانان‌ این‌ سخن‌ را خواهند پذیرفت‌؛ چرا كه‌ خداوند برای‌ پیغمبر خود 9 ماه‌ را دو نیمه‌ كرد؛ قبل‌ از آن‌ برای‌ یوشع‌ بن‌ نون‌ خورشید را برگرداند، و خبر از طولانی‌ بودن‌ روز قیامت‌ كه‌ معادل‌ هزار سال‌ شماست‌ داد.
10.ذوالقرنین‌ را در انتخاب‌ میان‌ دو ابر، مخّیر كردند كه‌ او ابر رام‌ را برگزید و ابر سخت‌ و سركش‌ برای‌ صاحب‌ شما [ حضرت‌ مهدی‌ (ع)] ذخیره‌ شد. راوی‌ پرسید: ابر سركش‌ كدام‌ است‌؟ فرمود: ابری‌ كه‌ در آن‌ رعد و برق‌ و صاعقه‌ است‌، پس‌ صاحب‌ شما بر آن‌ سوار می‌شود و آن‌ ابر او را در راه‌های‌ هفت‌ آسمان‌ و هفت‌ زمین‌، بالا می‌برد. [ 1]
پرچم‌ رسول‌الله‌ (ص) انگشتر سلیمان‌، سنگ‌ و عصای‌ موسی‌

11.قائم‌ (ع) با پرچم‌ رسول‌الله‌ (ص) و انگشتر سلیمان‌ (ع) و سنگ‌ و عصای‌ موسی‌ (ع) ظهور می‌كند و فرمان‌ می‌دهد كه‌ ندا در دهند، كسی‌ [ از یاران‌ و سربازان‌ آن‌ حضرت‌ ] غذا و آب‌ و علوفه‌، همراه‌ خود برندارد. یارانش‌ [ از روی‌ گمان‌ یا مطایبه‌ یا... ] گویند: گویا می‌خواهد ما و مركب‌هایمان‌ را از پا درآورد! پس‌ حركت‌ را آغاز می‌كنند و به‌ اولین‌ منزلی‌ كه‌ می‌رسند، قائم‌ 7 سنگ‌ [ موسی‌ ] را بر زمین‌ می‌زند و از آن‌، غذا و آب‌ و علوفه‌ می‌روید، آنگاه‌ خود و مركب‌هایشان‌، از آن‌ می‌خورند و می‌آشامند تا آن‌ كه‌ به‌ نجف‌ ـ پشت‌ كوفه‌ ـ می‌رسند.
12. اولین‌ كسی‌ كه‌ با قائم‌ (ع)بیعت‌ می‌كند جبرییل‌ است‌، سپس‌ فرشتگان‌ و نجبای‌ جن‌ و آنگاه‌ نزدیكان‌ و یاران‌ آن‌ حضرت‌.
13.[هنگام‌ رویارویی‌ قائم‌ (ع)و سفیانی‌ ] در شام‌ بانگ‌ برآورده‌ می‌شود كه‌ عرب‌ حجاز علیه‌ شما [ سفیانی‌ ] گرد آمده‌اند. سفیانی‌ به‌ یاران‌ خود می‌گوید: آنها چه‌ می‌گویند؟ یارانش‌ به‌ او می‌گویند: آنها جز شتر و خرما چیزی‌ ندارند و ما تا به‌ دندان‌ مسلح‌ هستیم‌، ما را به‌ سوی‌ آنها بفرست‌. آنگاه‌ سفیانی‌ با لشكری‌ بالغ‌ بر 170 هزار نفر كه‌ به‌ انواع‌ سلاح‌ها مسلح‌ هستند، خارج‌ می‌شود و در كنار دریاچه‌ «طبریّه‌» منزل‌ می‌كند. مهدی‌ (ع)نیز همراه‌ لشكریان‌ خود به‌ سوی‌ او حركت‌ می‌كند، شب‌ها راه‌ می‌رود و روزها كمین‌ می‌كند. چون‌ سفیانی‌ به‌ دریاچه‌ طبریّه‌ رسید خشم‌ خدا و خلق‌ خدا متوجه‌ او می‌شود، پرندگان‌ با بال‌های‌ خود لشگر او را می‌زنند و كوه‌ها سنگ‌های‌ خود را به‌ سوی‌ آنها فرو می‌ریزند و فرشتگان‌ با صدای‌ خود بر آنها نهیب‌ می‌زنند، یك‌ ساعت‌ نمی‌گذرد مگر این‌ كه‌ همه‌ سپاه‌ سفیانی‌ هلاك‌ می‌شود و از سپاه‌ سفیانی‌ جز خود او حتی‌ یك‌ نفر هم‌ نمی‌ماند. مهدی‌ (ع)او را گرفته‌، در كنار دریاچة‌ طبریّه‌ در نزدیكی‌ دمشق‌ در زیر درختی‌ كه‌ شاخه‌هایش‌ مشرف‌ بر دریاچه‌ است‌، سر می‌برد. 14. نخستین‌ كسی‌ كه‌ با قائم‌ (ع)بیعت‌ می‌كند، جبرییل‌ است‌ كه‌ به‌ صورت‌ پرندة‌ سفید رنگی‌ نازل‌ شده‌، با او بیعت‌ می‌كند. آنگاه‌ یك‌ پای‌ خود را بر بیت‌الحرام‌ و پای‌ دیگرش‌ را بر مسجد اقصی‌ می‌گذارد و با صدای‌ روشن‌ و فصیح‌ ندا می‌كند كه‌ همة‌ مردمان‌ می‌شنوند: «امر خدا فرا رسید پس‌ شتاب‌ نكنید» آنگاه‌ صدای‌ دیگری‌ از سوی‌ قرص‌ خورشید شنیده‌ می‌شود كه‌ همة‌ مخلوقات‌ در آسمان‌ها و زمین‌ آن‌ را می‌شنوند. بانگ‌ می‌زند: «این‌ مهدی‌ آل‌ محمد 9 است‌ با او بیعت‌ كنید و از فرمان‌ او سرپیچی‌ نكنید».
امام‌ صادق‌ (ع):
15. مفضّل‌ بن‌ عمر از امام‌ صادق‌ (ع)سؤال‌ كرد: آقای‌ من‌! [ حضرت‌ مهدی‌ (ع) ] از كجا و چطور ظهور می‌فرماید؟ امام‌ (ع)فرمود: ای‌ مفضّل‌! تنها ظاهر می‌شود و تنها به‌ خانه‌ خدا می‌آید و تنها وارد كعبه‌ می‌شود و آن‌ روز را به‌ تنهایی‌ به‌ شب‌ می‌رساند؛ چون شب‌ فرا آمد و مردم‌ همه‌ به‌ خواب‌ رفتند، جبرییل‌ و میكاییل‌ و صفوف‌ ملایكه‌ از آسمان‌ نزد او فرود می‌آیند؛ جبرییل‌ به‌ او می‌گوید: آقای‌ من‌! سخنت‌ روا و امرت‌ جاری‌ است‌. آن‌ حضرت‌ دست‌ مبارك‌ بر صورت‌ خود می‌كشد و می‌گوید: «ستایش‌ خدای‌ را كه‌ وعده‌ خویش‌ استوار فرمود و زمین‌ را در قبضه‌ ما گذاشت‌. در هر كجای‌ بهشت‌ كه‌ بخواهیم‌ منزل‌ می‌گیریم‌، چه‌ قدر خوب‌ است‌ اجر و جزای‌ عمل‌ كنندگان‌»؛ در بین‌ ركن‌ و مقام‌، می‌ایستد

و به‌ آواز بلند می‌گوید: «ای‌ جماعت‌ نقبا و ای‌ خاصان‌ و آنانكه‌ شما را [ خداوند ] پیش‌ از ظهور برای‌ نصرت‌ من‌ ذخیره‌ كرده‌، از صمیم‌ دل‌ و اطاعت‌ كامل‌، نزد من‌ آیید». صدای‌ مبارك‌ آن‌ حضرت‌ در شرق‌ و غرب‌ عالم‌ به‌ آنها می‌رسد، بعضی‌ از آنها در محراب به‌ عبادت‌ مشغول‌، و بعضی‌ در رختخواب‌ خود می‌باشند، به‌ همین‌ یك‌ صدا، همه‌ آواز او را می‌شنوند، دعوتش‌ را اجابت‌ كرده‌، رو به‌ مكه‌ می‌آورند. زمانی‌ بس‌ اندك‌ به‌ قدر به‌ هم‌ زدن‌ چشم‌، همه‌ آنان‌ پیش‌ او در بین‌ ركن‌ و مقام‌، حاضر می‌شوند. خداوند امر فرماید نوری‌ از آسمان‌ تا زمین‌، ستون‌ وار كشیده‌ شود و به‌ آن‌ نور، همه‌ مؤمنین‌ كه‌ در روی‌ زمین‌ هستند، روشنایی‌ گیرند و نوری‌ از آن‌ به‌ اندرون‌ خانه‌های‌ مؤمنان‌ تابش‌ نماید و دل‌های‌ آنان‌ به‌ تابش‌ آن‌ نور، خرّم‌ و خرسند می‌شود.
16. فرج‌ ما هنگامی‌ است‌ كه‌ صاحب‌ این‌ امر [ قائم‌ (ع)] با میراث‌های‌ پیامبر اكرم‌ (ص)از مدینه‌ خارج‌ شده‌، رهسپار مكه‌ معظمه‌ گردد. راوی‌ پرسید: میراث‌ پیامبر اكرم‌ 9 چیست‌؟ فرمود: شمشیر، زره‌، عمامه‌، برد، تازیانه‌، پرچم‌، كمان‌ و زین‌ اسب‌. آن‌ حضرت‌ چون‌ وارد مكه‌ شد، شمشیر را از غلافش‌ درمی‌آورد، زره‌، برد و عمامه‌ را می‌پوشد، پرچم‌ را برافراشته‌، تازیانه‌ را به‌ دست‌ می‌گیرد و از خدای‌ تبارك‌ و تعالی‌ اذن‌ ظهور می‌طلبد.
فرشتگان‌ و جنیان‌، یاران‌ حضرت‌
17.مفضّل‌ از امام‌ صادق‌ (ع)پرسید: آقای‌ من‌! آیا فرشتگان‌ و جنیّان‌ [ هنگام‌ ظهور مهدی‌ (ع)] برای‌ مردم‌ ظاهر می‌شوند؟ امام‌ (ع)فرمود: به‌ خدا سوگند آری‌! و با مردم‌ گفتگو خواهند كرد آنچنان‌ كه‌ با هم‌ سخن‌ می‌گویند.
مفضّل‌: آیا فرشتگان‌ و جنیّان‌ همراه‌ با مهدی‌ (ع) حركت‌ خواهند كرد؟
امام‌ (ع): آری‌، مابین‌ كوفه‌ و نجف‌ فرود می‌آیند و تعدادشان‌ چهل‌ و شش‌ هزار فرشته‌ و شش‌ هزار جن‌ است‌.
18. قائم‌ (ع)به‌ هر سو كه‌ رود، ابرها بر سر او سایه‌ می‌افكنند و با زبانی‌ فصیح‌ می‌گویند: این‌ مهدی‌ آل‌ محمد (ص)است‌ كه‌ زمین‌ را پس‌ از وفور بی‌عدالتی‌ و ستم‌، پر از قسط‌ و عدالت‌ می‌كند. [ همچنین‌ ] زمین‌ در زیر پای‌ او و یارانش‌ در هم‌ می‌پیچد. [یعنی‌ قدرت‌ طیّالارض‌ خواهند داشت‌ ][2]
19. وقتی‌ قائم‌ ما اهل‌بیت‌ قیام‌ كند، به‌ محله‌ای‌ از كوفه‌ می‌رود. برپا می‌ایستد و با دست‌ مبارك‌ خود به‌ جایی‌ اشاره‌ می‌كند كه‌ بِكنید آنجا را، حفر می‌نمایند، دوازده‌ هزار شمشیر، دوازده‌ هزار زره‌ و دوازده‌ هزار كلاه‌خود از آن‌ خارج‌ می‌كنند كه‌ به‌ دوازده‌ هزار نفر از عجم‌ و موالی‌ [ ایرانیان‌ ] می‌پوشاند.
20. چون‌ قائم‌ آل‌ محمد (ص)قیام‌ كند، شمشیرهای‌ نبرد [ از آسمان‌ ] فرود می‌آیند، بر هر شمشیری‌ اسم‌ خود و نام‌ پدر صاحب‌ آن‌ شمشیر را نوشته‌اند.
21.هرگاه‌ قائم‌ ما قیام‌ كند، خداوند به‌ گوش‌ها و چشم‌های‌ شیعیان‌ ما، قوه‌ و نیرویی‌ بخشد ـ و در حالی‌ كه‌ بین‌ آنها و قائم‌ (ع)واسطه‌ای‌ نباشد ـ با شیعیان‌ ما تكلّم‌ فرماید و آنها می‌شنوند و به‌ آن‌ حضرت‌ می‌نگرند، در حالی‌ كه‌ آن‌ حضرت‌ در مكان‌ خود می‌باشد. [ 3 ]
22.شیعیان‌ ما در زمان‌ سلطنت‌ قائم‌ (ع)بزرگان‌ اهل‌ زمین‌ و حكام‌ بر آنها خواهند بود. به‌ هر مردی‌ از آنها، از جانب‌ خداوند قوت‌ چهل‌ مرد داده‌ می‌شود. حضرت‌ ابوجعفر (ع)فرمود: شیعیان‌ ما قبل‌ از ظهور، مرعوب‌ دشمنان‌ ما هستند اما وقتی‌ كه‌ امر ما واقع‌ و مهدی‌ آل‌ محمد (ص)ظاهر شد، هر یك‌ از شیعیان‌ ما از شیر با جرأت‌تر و از نیزه‌ برّنده‌تر شوند؛ دشمنان‌ ما را لگدكوب‌ می‌كنند و آنهارا با دست‌ می‌كشند.
23.هرگاه‌ قائم‌ (ع)خروج‌ كند، زمین‌، گنج‌های‌ خود را بیرون‌ می‌ریزد و مردم‌ همه‌، آن‌ را مشاهده‌ می‌كنند.
24.جبرییل‌ پرچم‌ رسول‌ خدا (ص)را، روز نبرد بدر نازل‌ نمود كه‌ به‌ خدا سوگند جنس‌ آن‌ از پنبه‌ و كتان‌ و ابریشم‌ و حریر نبود.
راوی‌ می‌پرسد: پس‌ از چه‌ بود؟
امام‌ (ع): از برگ‌ بهشت‌ كه‌ رسول‌ خدا (ص)آن‌ را روز بدر باز نمود، آنگاه‌ آن‌ را پیچید و به‌ علی‌ (ع)داد كه‌ پیوسته‌ با او بود تا آن‌ كه‌ روز نبرد بصره‌ آن‌ را باز كرد، آنگاه‌ آن‌ را پیچید و اكنون‌ نزد ماست‌، و تا وقتی‌ كه‌ قائم‌ (ع)قیام‌ نكند، كسی‌ آن‌ را نمی‌گشاید و هرگاه‌ قیام‌ كرد، پرچم‌ را باز می‌كند.
25.زره‌ رسول‌ خدا (ص)بر تن‌ قائم‌ ما (ع)راست‌ می‌آید و زیاد و كم‌ نخواهد آمد. ابوجعفر [ امام‌ باقر (ع)] آن‌ را پوشید كه‌ از قامتش‌ بلندتر بود. من‌ هم‌ پوشیدم‌ اندكی‌ بزرگتر بود.
26. گویا قائم‌ (ع)را بر فراز تپه‌ای‌ در كوفه‌ می‌بینم‌ كه‌ زره‌ رسول‌الله‌ (ص)را پوشیده‌ است‌... و سوار بر اسبی‌ سیاه‌ است‌... و چنان‌ جنبشی‌ ایجاد می‌كند كه‌ ساكنان‌ هر سرزمینی‌ او را در میان‌ خود می‌بینند، پرچم‌ رسول‌الله‌ را به‌ اهتزاز در می‌آورد... و هیچ‌ مؤمنی‌ باقی‌ نمی‌ماند جز آن‌ كه‌ دلش‌ چون‌ آهن‌ سخت‌ خواهد شد و قدرت‌ چهل‌ مرد را پیدا خواهد كرد... سیزده‌ هزار و سیصد و سیزده‌ فرشته‌ همراه‌ او [ برای‌ یاری‌اش‌ ] خواهند بود، فرشتگانی‌ كه‌ با نوح‌ در كشتی‌ بودند و با ابراهیم‌ هنگامی‌ كه‌ در آتش‌ انداخته‌ شد، و نیز فرشتگانی‌ كه‌ هنگام‌ شكافته‌ شدن‌ دریا با نوح‌ بودند، و نیز آنها كه‌ با عیسی‌ هنگام‌ عروج‌ به‌ آسمان‌ بودند و چهار هزار فرشته‌ای‌ كه‌ با پیامبر اسلام‌ (ص)بودند... و سیصد و سیزده‌ فرشته‌ روز بدر و چهار هزار فرشته‌ای‌ كه‌ روز عاشورا به‌ یاری حسین‌ (ع)شتافتند اما حسین‌ (ع)به‌ آنها اجازه‌ جنگیدن‌ نداد،... تمام‌ این‌ فرشتگان‌ در زمین‌ منتظر قیام‌ قائم‌ (ع)هستند.
27. قائم‌ (ع)هنگام‌ خروج‌، عصای‌ موسی‌ را به‌ همراه‌ دارد كه‌ هرگاه‌ آن‌ را بیفكند، اژدهایی‌ خواهد شد كه‌ فاصله‌ بین‌ دو فكّش‌ چهل‌ ذراع‌ است‌ و هر آنچه‌ را كه‌ به‌ او امر شود، می‌بلعد.
28.هنگام‌ ظهور، زمین‌ به‌ نور قائم‌ (ع)منوّر می‌گردد و تاریكی‌ از میان‌ می‌رود و مردم‌ نیازی‌ به‌ نورافشانی‌ خورشید و ماه‌ ندارند.
29.در دوران‌ ظهور، مؤمن‌ پرنده‌ای‌ را از هوا به‌ زیر می‌كشد، پس‌ آن‌ را ذبح‌ كرده‌ و پس‌ از بریان‌ نمودن‌ می‌خورد اما استخوانش‌ را سالم‌ باقی‌ می‌گذارد، آنگاه‌ به‌ آن‌ می‌گوید: به‌ اذن‌ خداوند، زنده‌ شو، پس‌ زنده‌ می‌شود و پرواز می‌كند و همچنین‌ است‌، در مورد آهوهای‌ صحرا. در آن‌ زمان‌، قائم‌ (ع)مایه‌ روشنی‌ شهرهاست‌ و مردم‌ نیازی‌ به‌ خورشید و ماه‌ ندارند و بر روی‌ زمین‌ نه‌ جانوری‌ موذی‌ یافت‌ می‌شود و نه‌ شرّی‌ و نه‌ سمی‌ و نه‌ فسادی‌، چرا كه‌ دعوت‌ او، آسمانی‌ است‌ و نه‌ زمینی‌ و شیطان‌ در آن‌ راهی‌ برای‌ وسوسه‌ و فتنه‌انگیزی‌ ندارد. بنابراین‌ نه‌ كردار زشتی‌ وجود دارد و نه‌ حسادتی‌ و نه‌ چیزی‌ از تباهی‌. زمین‌ و درخت‌ دچار آفت‌ نمی‌شوند و كشتزارها سالم‌ و برپایند و هرگاه‌ چیزی‌ از آنها برگیرند، مجدداً در وقتش‌ می‌روید و به‌ حالت‌ اول‌ برمی‌گردد. پدر خانواده‌ به‌ فرزندش‌ لباس‌ می‌پوشاند در حالی‌ كه‌ پیوسته‌ با اوست‌ و مندرس‌ نمی‌گردد و به‌ هر رنگی‌ كه‌ مایل‌ باشد درمی‌آید... برای‌ شیطان‌ در آن‌ دوران‌، بدنی‌ یافت‌ نمی‌شود كه‌ در آن‌ سكنی‌ گزیند و فرشتگان‌ با مؤمنان‌ مصافحه‌ می‌كنند.
30. گویا قائم‌ (ع)را می‌بینم‌ كه‌ در پشت‌ نجف‌، بر اسبی‌ سیاه‌ همراه‌ با نقاطی‌ سفید و خطی‌ سفید در پیشانی‌ آن‌، سوار شده‌ است‌، آنگاه‌ آن‌ را به‌ حركت‌ درمی‌آورد، پس‌ در این‌ هنگام‌، اهل‌ همه‌ سرزمین‌ها او را درسرزمینشان‌، مشاهده‌ می‌كنند.
زنده‌ شدن‌ مردگان‌

31.چون‌ قائم‌ (ع)ظهور كند و داخل‌ كوفه‌ شود، خداوند از گورستان‌ وادی‌السلام‌، هفتاد هزار صدّیق‌ را زنده‌ می‌كند كه‌ همگی‌ از اصحاب‌ و انصار او می‌شوند.
شیخ‌ مفید نیز در كتاب‌ ارشاد، روایت‌ كرده‌ است‌ كه‌ بیست‌ و هفت‌ نفر از قوم‌ موسی‌، و هفت‌ نفر از اصحاب‌ كهف‌، و یوشع‌ بن‌ نون‌ و سلمان‌ و ابودجانه‌ و مقداد و مالك‌ اشتر، از انصار آن‌ حضرت‌ (ع)خواهند بود و فرمانروای‌ كشورها می‌شوند.
32.هرگاه‌ قائم‌ (ع)قیام‌ كند، خداوند به‌ فرشتگان‌ فرمان‌ می‌دهد كه‌ بر مؤمنین‌ سلام‌ كنند و با آنان‌ در نشست‌هایشان‌، همنشین‌ شوند و هرگاه‌ یكی‌ از مؤمنان‌ نیاز و درخواستی‌ [ از حضرت‌ (ع)] داشته‌ باشد، قائم‌ (ع)فرشته‌ای‌ را به‌ سراغ‌ او می‌فرستد تا او را نزد قائم‌ (ع)ببرد، پس‌ نیازش‌ برآورده‌ می‌شود و مجدداً به‌ محل‌ خود برگردانده‌ می‌شود. برخی‌ مؤمنان‌ در ابرها سیر می‌كنند و برخی‌شان‌ با فرشتگان‌ می‌پرند و برخی‌ نیز با فرشتگان‌ راه‌ می‌روند. بعضی‌ از مؤمنان‌ از فرشتگان‌ سبقت‌ می‌گیرند و بعضی‌ نیز مورد مراجعه‌ فرشتگان‌ برای‌ تحاكم‌ و قضاوت‌ قرار می‌گیرند. در آن‌ زمان‌، مؤمن‌ نزد خداوند از فرشتگان‌، گرامی‌تر است‌، و قائم‌ (ع)بعضی‌ از مؤمنان‌ را حاكم‌ و قاضی‌ بین‌ صد هزار فرشته‌ قرار می‌دهد از مجموع‌ روایات‌ فوق‌ و ده‌ها روایت‌ دیگر، درمی‌یابیم‌ كه‌ ظهور و حاكمیت‌ حضرت‌ حجت‌ ابن‌ الحسن‌ (ع)بر بساط‌ زمین‌، در بستری‌ از آیات‌ و معجزات‌ الهی‌ جریان‌ می‌یابد و ضمن‌ آن‌ كه‌ جامعه‌ امام‌ زمانی‌ (ع)دربردارنده‌ شگفتی‌ها و امور خارق‌العاده‌ فراوانی‌ است‌، اما هیچ‌ نسبتی‌ بین‌ این‌ امور با ساز و كارهای‌ مخرب‌، بحران‌زا و تباه‌كننده‌ تمدن‌ جدید وجود ندارد. از خلال‌ این‌ احادیث‌ روشن‌ می‌شود كه‌ طومار این‌ تمدن‌، به‌ دست‌ حضرت‌ (ع)و یا خود زورمداران‌ بر اثر جنگ‌ جهانی‌، بكلی‌ در هم‌ پیچیده‌ می‌شود و بشریت‌ به‌ تمدنی‌ طبیعی‌، متعادل‌ و متناسب‌ با فطرت‌ انسانی‌ دست‌ می‌یابد كه‌ در عین‌ طبیعی‌ و غیرتكنولوژیك‌ بودن‌، حاوی‌ امكانات‌ و توانمندی‌های‌ عظیم‌ مادی‌ و معنوی‌ است‌.
درهم‌ پیچیده‌ شدن‌ طومار قدرت‌ كفّار

دو آیه‌ از آیات‌ قرآن‌ نیز اشاره‌ به‌ زیر و رو شدن‌ بساط‌ قدرت‌ كفار و منكران‌ و دشمنان‌ ولایت‌ ائمه‌ معصومین‌، علیهم‌السلام‌، همزمان‌ با ظهور حضرت‌ مهدی‌ (ع)دارد:

1. فَلَمّ'ا نَسُوا م'ا ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْن'ا عَلَیْهِمْ اَبْو'ابَ كُلِّ شَیٍ حَتّ'ی‌ اِذ'ا فَرِحُوا بِم'ا اُوتُوا اَخَذْن'اهُمْ بَغْتَةً فِ'اذ'ا هُمْ مُبْلِسُونَ.
آنگاه‌ چون‌ پند و هشدارها را فراموش‌ كردند، همه‌ درها [ ی‌ قدرت‌ ] را بر آنها گشودیم‌ و چون‌ بدانچه‌ دست‌ یافتند، سرمست‌ شدند، ناگهان‌ فرو گرفتیمشان‌ و آنگاه‌ بود كه‌ نومید شدند.
از امام‌ باقر (ع)در باره‌ این‌ آیه‌ سؤال‌ شد، فرمود:
این‌ كه‌ فرموده‌ است‌ «پس‌ چون‌ آنچه‌ را به‌ ایشان‌ تذكّر داده‌ شده‌ بود، فراموش‌ كردند»، یعنی‌: چون‌ ولایت‌ علی‌ (ع)را ترك‌ گفتند، «همة‌ درها را بر گشودیم‌»، یعنی‌ دولتشان‌ در دنیا و آنچه‌ برای‌ آنها از امكانات‌ و توانایی‌های‌ مادی‌ در آن‌ گسترده‌ شده‌ است‌. و اما این‌ كه‌ فرموده‌: «تا آنگاه‌ كه‌ به‌ آنچه‌ عطا شدند، شادمان‌ و سرمست‌ گشتند، به‌ ناگاه‌ آنها را گرفتار كردیم‌ و در آن‌ هنگام‌ خوار و ناامید شدند»، منظور قیام‌ حضرت‌ قائم‌ (ع)است‌ به‌ طوری‌ كه‌ گویی‌ هیچ‌گاه‌ سلطه‌ و حكومتی‌ برای‌ آنها نبوده‌ است.

2.حَتّ'ی‌ اِذ'ا اَخَذَتِ الاَرْض‌ زُخْرُفَه'ا وَ ازَّیَنَتْ وَ ظَنَّ اَهْلُه'ا اَنَّهُمْ ق'ادِرُونَ عَلَیه'ا اَت'یه'ا اَمْرُن'ا لَیْلاً اَوْ نَهاراً فَجَعَلْن'اه'ا حَصیداً كَاَنْ لَمْ تَغْنِ بِاْلاَمْسِ، كَذ'لَكَ نُفَصِّلُ الْا'ی'اتِ لِقَومٍ یَتَفَكَرَّوُنَ.
تا آنگاه‌ كه‌ زمین‌ پیرایش‌ و آرایش‌ خود را برگرفت‌ و چون‌ اهل‌ آن‌ گمان‌ كردند كه‌ مسلّط‌ بر زمین‌ هستند، فرمان‌ ما در شب‌ یا روز به‌ آن‌ در رسیده‌ و آن‌ را چون‌ محصول‌ درو شده‌ گرداندیم‌، گویی‌ كه‌ دیروز هیچ‌ چیز نبوده‌ است‌، بدینسان‌ آیات‌ [ خود ] را برای‌ اندیشه‌وران‌، روش
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.