عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
13 بهمن 1390 | |
|
2
|
4 آذر 1389 | |
|
3
|
12 آبان 1389 | |
|
4
|
12 آبان 1389 | |
|
5
|
5 آبان 1389 | |
|
6
|
20 مهر 1389 | |
|
7
|
20 مهر 1389 | |
|
8
|
18 مهر 1389 | |
|
9
|
17 مهر 1389 | |
|
10
|
14 مهر 1389 |
حمید - 07:30 1385/04/11
امام عصر از نظر امام خمینی(ره)
1 . بقیة الله، انسان كامل
مىگویند: والعصر ان الانسان لفى خسر . عصر، انسان كامل است، امام زمان علیه السلام است; یعنى عصارهى همهى موجودات . قسم به عصارهى همهى موجودات; یعنى قسم به انسان كامل .
عصر، هم محتمل است كه در این زمان حضرت مهدى علیه السلام باشد یا انسان كامل باشد كه مصداق بزرگش رسول اكرم صلى الله علیه و آله وسلم و ائمه هدى علیهم السلام و در عصر ما حضرت مهدى علیه السلام است . قسم به عصارهى موجودات عصر، فشردهى موجودات، آنكه فشردهى همهى عوالم است . یك نسخه است، نسخهى تمام عالم . همهى عالم در این موجود، در این انسان كامل عصاره شده است و خدا به این عصاره قسم مىخورد .
حضرت مهدى علیه السلام، ابعاد مختلفه دارد كه آنچه كه براى بشر واقع شده است، بعض ابعاد اوست .
پیغمبر مىخواست همهى مردم را على بن ابى طالب علیه السلام كند، ولى نمىشد و اگر بعثت، هیچ ثمرهاى نداشت الا وجود على بن ابىطالب علیه السلام و وجود امام زمان علیه السلام، این هم توفیق بسیار بزرگى بود . اگر خداى تبارك و تعالى، پیغمبر را مبعوث مىكرد براى ساختن یك چنین انسانهاى كامل، سزاوار بود . لكن آن ها مىخواستند كه همه، آن طورى بشوند، آن توفیق حاصل نشد .
ماه شعبان، شب نیمهى شعبان دارد كه تالى لیلة القدر است . ماه رمضان، مبارك است، براى این كه لیلة القدر دارد . و ماه شعبان، مبارك استبراى این كه نیمهى شعبان دارد . ماه رمضان مبارك است، براى این كه نزول وحى در او شده استیا به عبارت دیگر; معنویت رسول خدا، صلى الله علیه و آله وحى را نازل كرده است . و ماه شعبان معظم استبراى این كه ماه ادامهى همان معنویات ماه رمضان است . این ماه مبارك رمضان، جلوهى لیلة القدر است كه تمام حقایق و معانى در او جمع است . و ماه شعبان، ماه امامان است كه ادامهى همان است . در ماه مبارك رمضان، مقام رسول اكرم صلى الله علیه و آله وسلم به ولایت كلى الهى، بالاصالة تمام بركات را در این جهان بسط داده است و ماه شعبان، كه ماه امامان است، به بركت ولایت مطلقه، به تبع رسول الله صلى الله علیه و آله وسلم همان معانى را ادامه مىدهد . . . . . .
همان طورى كه رسول اكرم صلى الله علیه و آله وسلم به حسب واقع، حاكم بر جمیع موجودات است، حضرت مهدى علیه السلام نیز، همان طور حاكم بر جمیع موجودات است . آن، خاتم رسل است و این، خاتم ولایت . آن، خاتم ولایت كلى بالاصالة است و این، خاتم ولایت كلى به تبعیت است .
ماه مبارك رمضان كه ماهى مبارك است، ممكن استبراى این باشد كه ماهى است كه ولى اعظم، یعنى رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم واصل شده و بعد از وصول، ملایكه را و قرآن را نازل كرده است . به قدرت او، ملایكه نازل مىشوند . به قدرت ولى اعظم است كه قرآن نازل مىشود و ملایك نازل مىشوند . ولى اعظم، به حقیقت قرآن مىرسد در ماه مبارك و شب قدر و پس از رسیدن، متنزل مىكند به وسیلهى ملایكه - كه همه تابع او هستند - قرآن شریف را، تا به حدى كه براى مردم بگوید . قرآن در حد ما نیست، در حد بشر نیست . قرآن، سرى استبین حق و ولى الله اعظم كه رسول خداست، به تبع او نازل مىشود تا مىرسد به این جایى كه به صورت حروف و كتاب در مىآید كه ما هم از آن استفادهى ناقص مىكنیم . و اگر سر «لیلة القدر» و سر «نزول ملایكه» در شبهاى قدر - كه الآن هم براى ولى الله اعظم حضرت صاحب علیه السلام این معنا امتداد دارد - سر این ها را ما بدانیم، همهى مشكلات ما آسان مىشود .
. . . ذوات مطهرهى معصومین از رسول خدا صلى الله علیه و آله تا حجت عصر (عجلالله فرجه) كه مفاتیح وجود و مخازن كبریا و معادن حكمت و وحى و اصول معارف و عوارف و صاحبان مقام جمع و تفصیلاند .
من خیلى ناراحت مىشوم از این كه مثلا امام عصر علیه السلام را مىگویند: سلطان السلاطین، خلیفة الله است .
مقام مقدس ولى الله اعظم و بقیة الله فى ارضه ارواحنا لمقدمه الفداء كه واسطهى فیض و عنایات حق تعالى است .
از پیغمبر گرفته تا امام عصر علیهم السلام همه از گناه مىترسیدند . گناه آنها غیر اینى است كه من و شما داریم . آن ها یك عظمتى را ادراك مىكردند كه توجه به كثرت، از گناهان كبیره است پیش آنها .
2 . عرضهى اعمال بر امام زمان (عج)
تمام ذرات كارهاى ما تحت نظر خداى تبارك و تعالى است و نامهى اعمال ما به حسب روایات به امام وقت عرضه مىشود . امام زمان علیه السلام مراقب ما هستند .
توجه داشته باشید كه در كارهاىتان جورى نباشد كه وقتى بر امام زمان علیه السلام عرضه شد، خداى نخواسته، آزرده بشوند و پیش ملایكة الله یك قدرى سرافكنده بشوند كه، اینها شیعههاى من هستند . اینها دوستان من هستند و برخلاف مقاصد خدا عمل كردند . رییس یك قوم اگر قومش خلاف بكند، آن رییس منفعل مىشود .
طورى باشد كه نامهها وقتى عرضه مىشود، ایشان را متاثر نكند .
خلاف ما براى امام زمان علیه السلام سرشكستگى دارد . دفاتر را وقتى بردند خدمت ایشان و ایشان دید شیعههاى او (خوب، ما شیعهى او هستیم)، شیعهى او دارد این كار را مىكند، امام زمان علیه السلام سرشكسته مىشود . بیدار بشوید كه مساله خطرناك است و خطر هم خطر شخص نیست، خطر ملت نیست، خطر اسلام است .
قبل از اینكه این نامهى اعمال ما به پیشگاه خدا و قبل از آن به پیشگاه امام زمان علیه السلام برسد، خودمان باید نظر كنیم به این نامهى اعمالمان .
وقتى نامههاى ما را بردند پیش امام زمان علیه السلام (در روایات است كه هر هفته مىبرند، هفتهاى دو دفعه .) وقتى كه مىبرند، اعمال ما جورى باشد كه نمایش از این بدهد كه ما تابعیم . ما آن طور نیست كه خودسر بخواهیم یك كارى را انجام بدهیم .
اگر یك وقت، نامهى عمل یك روحانى را بردند و به امام زمان علیه السلام دادند و آن ملایكة اللهى كه بردند و نامه را دادند، بگویند: این هم روحانى شما، این ها پاسداران اسلام شماهستند؟ و امام زمان علیه السلام خجالتبكشد، نعوذ بالله . او علاقه دارد به شما . شما ببینید اگر این آقا، خودشان خیلى منزه است، از پسرشان یك چیزى صادر بشود، خودشان سرافكنده مىشوند . اگر از خادمشان یك چیزى صادر بشود، خودشان سرافكنده مىشوند . ما همه خادم هستیم . از ما توقع هست . از شما توقع هست .
من خوف دارم كه كارى بكنیم كه امام زمان علیه السلام پیش خدا شرمنده بشود . اینها شیعهى تو هستند این كار را مىكنند! نكند یك وقتخداى نخواسته، یك كارى از ماها صادر بشود كه وقتى نوشته برود، نوشتههاى ملایكةاللهى كه مراقب ما هستند، رقیب هستند، هر انسانى، رقیب دارد و مراقبت مىشود . ذرههایى كه بر قلبهاى شما مىگذرد، رقیب دارد . چشم ما رقیب دارد . گوش ما رقیب دارد . زبان ما رقیب دارد . قلب ما رقیب دارد . كسانى كه مراقبت مىكنند این ها را، نكند كه خداى نخواسته از من و شما و سایر دوستان امام زمان علیه السلام یك وقت، چیزى صادر بشود كه موجب افسردگى امام زمان علیه السلام باشد . مراقبت كنید از خودتان، پاسدارى كنید از خودتان .
3 . كسب رضایتحضرت بقیة الله (عج)
رهبر همهى شما و همهى ما، وجود مبارك بقیة الله علیه السلام است و باید ماها و شماها طورى رفتار كنیم كه رضایت آن بزرگوار را كه رضایتخداست، به دستبیاوریم .
من امیدوارم كه همهى خواهرها و برادرها و همهى قشرهاى این ملت و همهى ما، از خدمتگزاران به اسلام و ولى عصر علیه السلام باشیم . ما در یك مملكتى هستیم كه مملكت ولى عصر علیه السلام است و وظیفهى آنهایى كه در مملكت ولى عصر علیه السلام زندگى مىكنند، یك وظیفهى سنگین است . نمىتوانیم ما لفظا بگوییم ما در زیر پرچم ولى عصر علیه السلام هستیم و عملا توى آن مسیر نباشیم، چنان چه نمىتوانیم بگوییم كه ما، جمهورى اسلامى داریم و عملا آن طور نباشیم، اسلامى نباشیم .
4 . انتظار یعنى مقابله با ظلم
در بعضى روایات كه من حالا نمىدانم صحت و سقمش را، هست كه یكى از چیزهاى مستحب این است كه مؤمنین در حال انتظار، اسلحه هم داشته باشند . اسلحهى مهیا، نه این كه اسلحه را بگذارند كنار و بنشینند منتظر . اسلحه داشته باشند براى این كه با ظلم مقابله كنند، با جور مقابله كنند . تكلیف است . نهى از منكر است . به همهى ما تكلیف است كه باید مقابله كنیم با این دستگاههاى ظالم، خصوصا دستگاههایى كه با اساس مخالفند .
ما منتظران مقدم مباركش، مكلف هستیم تا با تمام توان كوشش كنیم تا قانون عدل الهى را در این كشور ولى عصر علیه السلام حاكم كنیم و از تفرقه و نفاق و دغلبازى بپرهیزیم و رضاى خداوند متعال را در نظر بگیریم .
امیدوارم كه ما همه جزء هیات قائمیه باشیم و همه به آن وظایفى كه اسلام، قرآن، تحت لواى حضرت صاحب علیه السلام براى ما تعیین فرمودهاند، عمل كنیم و صورتها را محتواى واقعى به آن بدهیم و الفاظ را معانى حقیقى .
شاید این وصفى كه براى حضرت صاحب علیه السلام ذكر شده است، دنبال همین آیه شریفه كه مىفرماید:
قل انما اعظكم بواحدة ان تقوموا لله مثنى و فرادى،
دنبال همین معنا باشد كه همه باید قیام بكنیم . قیام واحد كه بالاترین قیام، همان قیام آن شخص واحد است . و همهى قیامها باید دنبال آن قیام باشد و قیام لله باشد . خداى تبارك و تعالى مىفرماید كه: قل انما اعظكم بواحدة . به امتبگو كه فقط من یك موعظه دارم به شما و آن موعظه این است كه، قیام كنید و قیام لله باشد . قیام لله كنید . البته آن حضرت قیام لله مىفرمایند و آن للهى كه و آن خلوصى كه براى ایشان هست، براى دیگران نیست . لكن شیعههاى بزرگوار آن حضرت هم باید پیروى از او بكنند در اینكه قیام كنند لله، براى خدا .
امید آن است كه مسلمانان و مستضعفان جهان به پاخیزند و داد خود را از مستكبران بگیرند و مقدمات فرج آل محمد صلى الله علیه و آله را فراهم نمایند .
ان شاءالله، اسلام را به آن طور كه هست، در این مملكت پیاده كنیم و مسلمین جهان نیز اسلام را در ممالك خودشان پیاده كنند و دنیا، دنیاى اسلام باشد و زور و ظلم و جور از دنیا بر طرف بشود و مقدمه باشد براى ظهور ولى عصر ارواحنا له الفداء .
این چیزى كه ما در این وقت، در این عصر وظیفه داریم، این مهم است . همه انتظار داریم وجود مبارك ایشان را، لكن با انتظار تنها نمىشود . بلكه با وضعى كه بسیارى دارند، انتظار نیست .
فراهم كردن اسباب این است كه كار را نزدیك بكنیم . كار را همچو بكنیم كه مهیا بشود عالم، براى آمدن حضرت علیه السلام .
5 . برداشتهاى انحرافى از انتظار
بعضىها انتظار فرج را به این مىدانند كه در مسجد، در حسینیه، در منزل بنشینند و دعا كنند و فرج امام زمان علیه السلام را از خدا بخواهند . اینها مردم صالحى هستند كه یك همچو اعتقادى دارند، بلكه بعضى از آنها را كه من سابقا مىشناختم، بسیار مرد صالحى بود . یك اسبى هم خریده بود . یك شمشیرى هم داشت و منتظر حضرت صاحب علیه السلام بود . اینها به تكالیف شرعى خودشان هم عمل مىكردند و نهى از منكر هم مىكردند و امر به معروف هم مىكردند، لكن همین . دیگر غیر از این كارى ازشان نمىآمد و به فكر این هم، كه یك كارى بكنند، نبودند .
یك دستهى دیگرى بودند كه انتظار فرج را مىگفتند: این است كه، ما كار نداشته باشیم به این كه در جهان چه مىگذرد، بر ملتها چه مىگذرد، بر ملت ما چه مىگذرد . به این چیزها، ما كار نداشته باشیم . ما تكلیفهاى خودمان را عمل مىكنیم . براى جلوگیرى از این امور هم خود حضرت بیایند ان شاء الله درست مىكنند . دیگر ما تكلیفى نداریم . تكلیف ما همین است كه دعا كنیم ایشان بیایند و كارى به كار آن چه در دنیا مىگذرد یا در مملكتخودمان نداشته باشیم . اینها هم یك دستهاى، مردمى بودند كه صالح بودند .
یك دستهاى مىگفتند: كه خوب! باید عالم پر معصیتبشود تا حضرت بیاید . ما باید نهى از منكر نكنیم، امر به معروف هم نكنیم تا مردم هر كارى مىخواهند بكنند، گناهها زیاد بشود كه فرج نزدیك بشود .
یك دستهاى از این بالاتر بودند . مىگفتند: باید دامن زد به گناهها . دعوت كرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت علیه السلام تشریف بیاورند . این هم یك دستهاى بودند كه البته در بین این دسته، منحرفهایى هم بودند . اشخاص سادهلوح هم بودند . منحرفهایى هم بودند كه براى مقاصدى، به این امر دامن مىزدند .
یك دستهى دیگرى بودند كه مىگفتند: هر حكومتى اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حكومتباطل است و برخلاف اسلام است . آنها مغرور بودند . آنهایى كه بازیگر نبودند مغرور بودند به بعض روایاتى كه وارد شده استبر این امر كه هر علمى بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن علم، علم باطل است . آن ها خیال كرده بودند كه نه، هر حكومتى باشد . در صورتى كه آن روایات كه هر كس علم بلند كند علم مهدى، به عنوان مهدویتبلند كند . حالا ما فرض مىكنیم كه یك همچو روایاتى باشد، آیا معنایش این نیست كه ما تكلیفمان دیگر ساقط است . یعنى خلاف ضرورت اسلام، خلاف قرآن؟ این معنا كه ما دیگر معصیتبكنیم تا حضرت صاحب بیاید . حضرت صاحب كه تشریف مىآورند، براى چى مىآیند؟
براى اینكه گسترش بدهند عدالت را . براى اینكه حكومت را تقویت كنند . براى اینكه فساد را از بین ببرند . ما برخلاف آیات شریفهى قرآن، دست از نهى از منكر برداریم، دست از امر به معروف برداریم و توسعه بدهیم گناهان را براى این كه حضرت بیایند . حضرت بیایند چه مىكنند؟
حضرت مىآیند مىخواهند همین كارها را بكنند . الآن دیگر ما هیچ تكلیفى نداریم؟ دیگر بشر تكلیفى ندارد، بلكه تكلیفش این است كه دعوت كند مردم را به فساد! به حسب راى این جمعیت كه بعضىشان بازیگرند و بعضىشان نادان، این است كه ما باید بنشینیم دعا كنیم به صدام! هر كسى نفرین به صدام كند، خلاف امر كرده است، براى اینكه حضرت دیر مىآیند! و هركسى دعا كند به صدام، براى اینكه، این فساد زیاد مىكند . ما باید دعاگوى آمریكا باشیم و دعاگوى شوروى باشیم و دعاگوى اذناب شان، از قبیل صدام باشیم و امثال اینها، تا این كه اینها عالم را پر كنند از جور و ظلم و حضرت تشریف بیاورند! بعد حضرت تشریف بیاورند، چه كنند؟
حضرت بیایند كه ظلم و جور را بردارند . همان كارى كه ما مىكنیم و ما دعا مىكنیم كه ظلم و جور باشد، حضرت مىخواهند همین را برش دارند . ما اگر دستمان مىرسید، قدرت داشتیم باید برویم تمام ظلم و جورها را از عالم برداریم . تكلیف شرعى ماست . منتها ما نمىتوانیم . اینى كه هست، این است كه حضرت عالم را پر مىكنند از عدالت . نه شما دستبردارید از این تكلیفتان، نه این كه شما دیگر تكلیف ندارید .
«اگر خود حضرت صاحب علیه السلام مقتضى بدانند، خوب، خودشان تشریف بیاورند» ! یكى از علما این جورى مىگفت (خدا رحمتش كند) كه: «من كه دلم بیشتر از حضرت صاحب علیه السلام براى اسلام نسوخته است . خوب ایشان هم كه مىبینند این را، خود ایشان بیایند، چرا من بكنم؟» .
این منطق اشخاصى است كه مىخواهند از زیر بار در بروند . اسلام، اینها را نمىپذیرد . اسلام، اینها را به هیچ چیز نمىشمرد . اینها مىخواهند از زیر بار در بروند . یك چیزى درست مىكنند . دو تا روایت از این طرف، از آن طرف مىگردند، پیدا مىكنند كه خیر، «با سلاطین مثلا بسازید، دعا كنید به سلاطین» . این، خلاف قرآن است . اینها نخواندهاند قرآن را . اگر صد تا هم چو روایتهایى بیاید، ضرب به جدار مىشود . خلاف قرآن است، خلاف سیرهى انبیاستیا اینكه روایتى نیست . شما وقتى ملاحظه مىكنید آن همه روایاتى كه اگر كسى میل به این بكند . كه روایاتى است كه: اگر مایل باشى كه زنده باشد این سلطان، تو هم با او هستى . مسلمان مگر مىشود مایل باشد به اینكه یكى زنده باشد و ظلم بكند، آدم بكشد؟ رابطه داشته باشد با یك كسى كه آدم مىكشد؟ عالم مىكشد؟ علما را مىكشد؟
اینهایى كه مىگویند كه هر علمى بلند بشود/و هر حكومتى/خیال كردند كه هر حكومتى باشد، این برخلاف انتظار فرج است . اینها نمىفهمند چى دارند مىگویند . اینها تزریق كردند بهشان كه این حرفها را بزنند . نمىدانند دارند چى چى مىگویند . حكومت نبودن; یعنى این كه همهى مردم به جان هم بریزند، بكشند هم را، بزنند هم را، از بین ببرند . برخلاف نص آیات الهى رفتار بكنند . ما اگر فرض مىكردیم دویست تا روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار مىزدیم، براى این كه خلاف آیات قرآن است .
ارزش دارد كه انسان در مقابل ظلم بایستد . در مقابل ظالم بایستد و مشتش را گره كند و توى دهنش بزند و نگذارد كه اینقدر ظلم زیاد بشود، این ارزش دارد . ما تكلیف داریم آقا! اینطور نیست كه حالا كه ما منتظر ظهور امام زمان علیه السلام هستیم، پس دیگر بنشینیم در خانههامان، تسبیح را دستبگیریم و بگوییم عجل على فرجه . عجل با كار شما باید تعجیل بشود . شما باید زمینه را فراهم كنید براى آمدن او و فراهم كردن این است كه، مسلمین را با هم مجتمع كنید . همه با هم بشوید، انشاءالله ظهور مىكند ایشان .
6 . لزوم حكومت اسلامى در دوران غیبت كبرى
اكنون كه دوران غیبت امام علیه السلام پیش آمده و بناست احكام حكومتى اسلام باقى بماند و استمرار پیدا كند و هرج و مرج روا نیست، تشكیل حكومت لازم مىآید . عقل هم به ما حكم مىكند كه تشكیلات لازم است تا اگر به ما هجوم آوردند، بتوانیم جلوگیرى كنیم . اگر به نوامیس مسلمین تهاجم كردند، دفاع كنیم .
از غیبت صغرى تا كنون كه هزار و چند صد سال مىگذرد و ممكن است صد هزار سال دیگر بگذرد، و مصلحت اقتضا نكند كه حضرت تشریف بیاورند، در طول این مدت مدید، احكام اسلام باید زمین بماند و اجرا نشود؟ و هر كه هر كارى خواستبكند؟ هرج و مرج است؟ !
قوانینى كه پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله در راه بیان و تبلیغ و نشر و اجراى آن، بیست و سه سال زحمت طاقت فرسا كشید، فقط براى مدت محدودى بود؟ آیا خدا، اجراى احكامش را محدود كرد به دویستسال؟ و پس از غیبت صغرى، اسلام دیگر همه چیزش را رها كرده است؟
اعتقاد به چنین مطالبى یا اظهار آنها بدتراز اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است . هیچ كس نمىتواند بگوید دیگر لازم نیست از حدود و ثغور و تمامیت ارضى وطن اسلامى دفاع كنیم یا امروز مالیات و جزیه و خراج و خمس و زكات نباید گرفته شود، قانون كیفرى اسلام و دیات و قصاص باید تعطیل شود .
اكنون كه شخص معینى از طرف خداى تبارك و تعالى براى احراز امر حكومت در دورهى غیبت تعیین نشده است، تكلیف چیست؟ آیا باید اسلام را رها كنید؟ دیگر اسلام نمىخواهیم؟ اسلام فقط براى دویستسال بود؟ یا این كه اسلام، تكلیف را معین كرده است، ولى تكلیف حكومتى نداریم؟
معناى نداشتن حكومت این است كه تمام حدود و ثغور مسلمین از دستبرود و ما با بىحالى، دست روى دستبگذاریم كه هر كارى مىخواهند بكنند؟ و ما اگر كارهاى آنها را امضاء نكنیم، رد نمىكنیم . آیا باید اینطور باشد؟ یا این كه حكومت لازم است و اگر خدا، شخص معینى را براى حكومت در دورهى غیبت تعیین نكرده است، لكن آن اصیتحكومتى را كه از صدر اسلام تا زمان حضرت صاحب علیه السلام موجود بود، براى بعد از غیبت هم قرار داده است .
نگویید بگذار تا امام زمان علیه السلام بیاید . شما نماز را هیچ وقت مىگذارید تا وقتى كه امام زمان علیه السلام آمد، بخوانید؟ حفظ اسلام واجبتر از نماز است . منطق حاكم خمین را نداشته باشید كه مىگفت: «باید معاصى را رواج داد تا امام زمان علیه السلام بیاید . اگر معصیت رواج پیدا نكند، حضرت ظهور نمىكند!» اینجا ننشینید فقط مباحثه كنید، بلكه در سایر احكام اسلام مطالعه كنید . حقایق را نشر دهید، جزوه بنویسید و منتشر كنید . البته، مؤثر خواهد بود . من تجربه كردهام كه تاثیر دارد .
از همه شكنندهتر، شعار گمراهكنندهى «حكومت قبل از ظهور امام زمان علیه السلام باطل است» و هزاران «ان قلت» دیگر، مشكلات بزرگ و جانفرسایى بود كه نمىشد با نصیحت و مبارزهى منفى و تبلیغات، جلوى آنها را گرفت . تنها راه حل، مبارزه و ایثار و خون بود كه خداوند، وسیلهاش را آماده نمود . علما و روحانیت متعهد، سینه را براى مقابله با هر تیر زهرآگینى كه به طرف اسلام شلیك مىشد، آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند .
این نویسندهى جاهل باز در كتابچهى پوسیده، حرفهایى نسنجیده به دین و دینداران نسبت مىدهد و از آن، نتیجههاى شگفتآور مىگیرد . مىگوید: (دین امروز ما مىگوید: هر دولتى كه پیش از قیام قائم برپا شود، باطل است - كل رایة ترفع قبل قیام القائم، فصاحبها طاغوت یعبد من دون الله . - مىگوید: كار سلطان و همراهى با آن عدیل كفر است - سالته عن عمل السلطان؟ فقال: الدخول فى اعمالهم و العون لهم و السعى فى حوائجهم عدیل الكفر . - مىگوید: قتال به همراهى غیر امام مانند خوردن گوشتخوك و خون است .) بلكه در حدیث صحیح، آماده بودن براى جنگ با دشمن را هم نهى كرده .
این نویسنده، مطالب را درهم و برهم كرده و روى هم ریخته، بىخردانه به اعتراض برخاسته . این احادیث هیچ مربوط به تشكیل حكومتخدایى عادلانه كه هر خردمند لازم مىداند، نیست . بلكه در روایت اول، دو احتمال است . یكى آنكه راجع به خبرهاى ظهور ولى عصر علیه السلام باشد و مربوط به علامات ظهور باشد و بخواهد بگوید علمهایى كه به عنوان امامت قبل از قیام قائم برپا مىشود، باطل است . چنانچه در ضمن همین روایت، علامتهاى ظهور هم ذكر شده است . و احتمال دیگر آن كه از قبیل پیش گویى باشد از این حكومتهایى كه در جهان تشكیل مىشود تا زمان ظهور كه هیچكدام به وظیفهى خود عمل نمىكنند و همینطور هم تاكنون بوده . شما چه حكومتى در جهان بعد از حكومت على بن ابىطالب علیه السلام سراغ دارید كه حكومت عادلانه باشد و سلطانش، طاغى و برخلاف حق نباشد؟
اكنون اگر كسى تكذیب كند از وضع یك حكومتى كه این حكومتها جائرانه است و كسى هم تا زمان دولتحق نمىتواند آنها را اصلاح كند، چه ربط دارد به این كه حكومت عادلانه نباید تشكیل داد؟ بلكه اگر كسى جزیى اطلاع از اخبار ما داشته باشد، مىبیند كه همیشه امامان شیعه با آن كه حكومتهاى زمان خود را حكومت ظالمانه مىدانستند و با آنها آن طورها كه مىدانید سلوك مىكردند، در راهنمایى براى حفظ كشور اسلامى و در كمكهاى فكرى و عملى، كوتاهى نمىكردند و در جنگهاى اسلامى در زمان خلیفهى جور باز شیعیان على علیه السلام پیشقدم بودند . جنگهاى مهم و فتحهاى شایانى كه نصیب لشكر اسلام شده، مطلعین مىگویند و تاریخ نشان مىدهد كه، یا به ستشیعیان على علیه السلام یا به كمكهاى شایان تقدیر آنها بوده، شما همه مىدانید كه سلطنتبنى امیه در اسلام، بدترین و ظلمانهترین سلطنتها بوده و دشمنى و رفتارشان را با آل پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم و فرزندان على بن ابىطالب علیهم السلام همه مىدانید . و در میان همهى بنى هاشم، بدسلوكى و ظلمشان نسبتبه على بن الحسین زین العابدین علیه السلام بیشتر و بالاتر بود . به همین سلطنت وحشیانهى جائرانه ببینید على بن الحسین علیه السلام چه قدر اظهار علاقه مىكند . . . .
اما روایت دوم كه مىگفت: داخل شدن در عمل سلطان و معاونت كردن از او و رفع حاجت او را كردن، همدوش كفر است . این ماجراجوى بىخرد چنانچه تاكنون دیدید و عادت دارد، در نقل روایات خیانت مىكند وگرنه مطلب، روشنتر از آن است كه در آن، خود را نیازمند به جواب بدانیم . این روایت و امثال آن كه روایات بسیارى است، جلوگیرى از داخل شدن در تشكیلات دولت استبراى اعانتبه ظالم و كمك كارى كردن بر ستمكارىها . این در تمام قوانین عالم ممنوع است . . . . ما مىگوییم در همان تشكیلات خانمانسوز دیكتاتورى هم اگر كسى وارد شود براى جلوگیرى از فسادها و براى اصلاح حال كشور و توده، خوب است . بلكه گاهى هم واجب مىشود . خوب است آقایان رجوع كنند به كتب فقها در باب ولایت از قبل ظالم، ببینند آنها چه مىگویند . . . .
این بىخردان ماجراجو فقط براى آن كه دولت و ملت را با دیندارى و دینداران و خصوصا با ملاها بدبین كنند، در میان كتابها مىگردند، یك حدیث پیدا مىكنند . بىآن كه بگویند این حدیث در چه موضوعى وارد شده است، به چشم آنها مىكشند . غافل از آن كه خوانندگان این اوراق، بسیارىشان دست كم با تاریخ اسلام سر و كار دارند . آنها مىدانند از اصحاب خاص ائمه و دوستان خصوصى این خاندان، در شغل دولتى داخل بودند و ائمهى دین آنها را تایید و تمجید مىكردند; مثل: على بن یقطین و محمد بن اسماعیل بن بزیع و عبدالله نجاشى; والى اهواز و دیگران و همینطور از بزرگان علماى ما در دربار سلاطین وارد بودند، چنانچه پیش از این، اسم آنها را بردیم .
و اما روایتسوم كه مىگوید: قتال به همراهى غیر امام، مانند خوردن گوشتخوك و خون است . این جاهل بىخرد، نسنجیده و كتابهاى فقها را ندیده، این بیهوده را مىگوید . در اسلام، دوگونه جنگ است كه یكى را جهاد مىگویند و آن كشورگیرى استبا شرطهایى كه براى آن شده است و دیگرى، جنگ براى استقلال كشور و دفع اجانب از آن است .
جهاد كه عبارت از كشورگیرى و فتح ممالك است، پس از آن است كه، دولت اسلامى با وجود امام یا به امر امام تشكیل مىشود و در این صورت، اسلام بر تمام مردان كه به حد بلوغ رسیده باشند و افتاده و عاجز نباشند و مملوك كه از افراد اجانب است، نباشند، واجب كرده است كه براى كشورگیرى حاضر شوند و قانون اسلام را در سرتاسر ممالك جهان منتشر كنند و باید همهى جهانیان بدانند كه كشورگیرى اسلام با كشورگیرى فرمانفرمایان جهان، فرقها دارد . . . .
و چون معلوم شد كه جهاد اسلامى، كشورگیرى مانند سایر كشورگیرىها نیست . البته باید تشكیل حكومت اسلامى در تحت نظر امام عادل یا به امر او بشود تا به این امر اقدام شود وگرنه، چون كشورگیرى دیگر جهانیان شود كه آن از حكم خرد، بیرون و از بیدادگرىها و ستمكارىها به شمار مىرود و اسلام و تمدن و عدالت اسلامى از آن دور و برى است .
و اما قسم دوم از جنگ اسلامى كه به نام دفاع اسم برده شده و آن، جنگیدن براى حفظ استقلال كشور و دفاع از اجانب است، به هیچ وجه مشروط به وجود امام یا نایب امام نیست و كسى از مجتهدین نگفته كه دفاع را باید با امام یا جانشین آن كرد، بلكه بر تمام افراد توده واجب استبه حكم اسلام، از كشور اسلامى محافظت كنند و استقلال آن را پابرجا نمایند .
7 . انقلاب اسلامى، مقدمهى نهضت جهانى حضرت ولى عصر (عج)
انقلاب مردم ایران، نقطهى شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت - ارواحنا فداه - است كه خداوند بر همهى مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد .
ما امروز دورنماى صدور انقلاب اسلامى را در جهان مستضعفان و مظلومان بیش از پیش مىبینیم و جنبشى كه از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستكبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، امید بخش آتیهى روشن است و وعدهى خداوند تعالى را نزدیك و نزدیكتر مىنماید . گویى جهان مهیا مىشود براى طلوع آفتاب ولایت از افق مكه معظمه، و كعبهى آمال محرومان و حكومت مستضعفان .
این كشورى كه كشور ائمهى هدى و كشور صاحب الزمان علیه السلام است، باید كشورى باشد كه تا ظهور موعود ایشان به استقلال خودش ادامه بدهد ، قدرت خودش را در خدمت آن بزرگوار قرار بدهد كه عالم را انشاءالله به عدل و داد بكشد و از این جورهایى كه بر مستضعفان مىگذرد، جلوگیرى كند .
من امیدوارم كه ما به مطلوب حقیقى برسیم، و متصل بشود این نهضتبه نهضتبزرگ اسلامى و آن نهضت ولى عصر علیه السلام است .
ما با خواستخدا، دست تجاوز و ستم همهى ستمگران را در كشورهاى اسلامى مىشكنیم و با صدور انقلابمان كه در حقیقت، صدور انقلاب راستین و بیان احكام محمدى صلى الله علیه و آله است، به سیطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه مىدهیم و به یارى خدا، راه را براى ظهور منجى، مصلح كل و امامت مطلق حق، امام زمان - ارواحنا فداه - هموار مىكنیم .
اگر این جمهورى اسلامى از بین برود، اسلام آنچنان منزوى خواهد شد كه تا آخر ابد، مگر در زمان حضور حضرت، نتواند سرش را بلند كند .
تا دیروز مشروب فروشى و فساد و فحشا و فسق و حكومت ظالمان براى ظهور امام زمان - ارواحنا فداه - را مفید و راهگشا مىدانستند . امروز از این كه در گوشهاى خلاف شرعى كه هرگز خواست مسؤولین نیست، رخ مىدهد، فریاد وا اسلاما سر مىدهند! دیروز حجتیهاىها، مبارزه را حرام كرده بودند و در بحبوحهى مبارزات، تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانى نیمهى شعبان را به نفع شاه بشكنند، امروز انقلابىتر از انقلابیون شدهاند .
8 . مهیا شدن براى ظهور
ما باید در اینطور روزها و در اینطور ایام الله توجه كنیم كه خودمان را مهیا كنیم از براى آمدن آن حضرت . من نمىتوانم اسم رهبر روى ایشان بگذارم، بزرگتر از این است . نمىتوانم بگویم كه شخص اول است، براى این كه دومى در كار نیست . ایشان را نمىتوانیم ما با هیچ تعبیرى تعبیر كنیم الا همین كه مهدى موعود است . آنى است كه خدا ذخیره كرده استبراى بشر و ما باید خودمان را مهیا كنیم از براى این كه اگر چنانچه موفق شدیم انشاءالله به زیارت ایشان، طورى باشد كه روسفید باشیم پیش ایشان . تمام دستگاههایى كه الآن به كار گرفته شدهاند در كشور ما، امیدوارم كه در سایر كشورها هم توسعه پیدا بكند . باید توجه به این معنا داشته باشند كه خودشان را مهیا كنند براى ملاقات حضرت مهدى علیه السلام .
9 . اصلاحات مصلح موعود
مكتب ولى امر را به آن توجه كنید كه، براى تعلیم و تربیت این انسان است كه از حد حیوانیتبرساندش به حد انسانیت و رشد انسانى پیدا كند و تربیتهاى انسانى پیدا كند و تعلیمات، تعلیمات صحیح باشد .
ولى عصر - ارواحنا له الفداء - كه او تا ازل احیاء مىكند دین خداى تبارك و تعالى را .
دنیا علیل است . سران همه كشورها، الا انگشتشمار، نمىتوانم بگویم این یكى دوتا، سه تا، سران همهى اینها، مردم را مسموم كردهاند و افكار ملتهاى خودشان را مسموم كردهاند و علیل كردهاند ملتهاى خودشان را . آنقدر تحقیر كردهاند از این ملتها، آنقدر اینها را در فشار اقتصادى قرار دادهاند و آنقدر این بیچارهها زحمت كشیدند و زحمتهاىشان را دیگران به غارت بردند، كه علیل شدند . افكارشان از بین رفته است . یكى مىخواهد كه بیاید احیاء كند این افكار را . و من امیدوارم كه انشاءالله حضرت بقیة الله علیه السلام زودتر تشریف بیاورند و این طبیب واقعى بشر، با آن دم مسیحایى خود، اصلاح كنند اینها را .
مهدى منتظر در لسان ادیان و به اتفاق مسلمین از كعبه ندا سر مىدهد و بشریت را به توحید مىخواند .
حكومت جور بسته بشود و از بین برود . معروف در كار باشد . منكرات از بین بروند . حضرت صاحب علیه السلام - ارواحنا فداه - هم كه تشریف مىآورند، براى همین معناست .
آن كارى كه لشكر امام زمان علیه السلام باید بكند، با آن كارى كه لشكر طاغوت مىكرد، فرق دارد . همانطورى كه خود امام زمان علیه السلام با طاغوت فرق داشت . آن، حكومت جور بود و این، حكومت عدل . آن، حكومت طاغوت بود و این، حكومتخدا .
10 . جامعهى پس از ظهور
الف - زیبایىها
به ما این وعده را دادهاند كه، در یك وقتى كه امام زمان علیه السلام ظهور كند، این اختلافات از بین مىرود و همه برادروار با هم هستند . دیگر زورمند و زوركشى در كار نمىماند .
و لهذا مىبینید فساد در آن وقتبود و حالا هم هست و تا آخر هم خواهد بود . بله، در زمان حضرت صاحب علیه السلام حكومت، واحد مىشود . قدرت حكومت . . . . عدالت، یك عدالت اجتماعى در همهى عالم مىآید، اما نه این كه انسانها بشوند یك انسان دیگر . انسانها همانها هستند كه یك دستهشان خوبند، یك دستهشان بد . منتها آنهایى كه بد هستند، دیگر نمىتوانند كارهاى خلاف بكنند .
آنچه غایت تعلیمات اسلامى است، همزیستى مسالمتآمیز در سطح جهان است، كه امید استبا تعجیل در ظهور مهدى آخرالزمان - ارواحنا فداه - حاصل شود . و رسیدن انسانها به كمال و سعادت اخروى است كه خداوند نصیب همگان فرماید .
ب - زشتىها
در حكومت عدل بقیة الله علیه السلام هم عدالت جارى مىشود، لكن حبهاى نفسانى در بسیارى از قشرها باقى است و همان حبهاى نفسانى است كه بعضى روایات هست كه حضرت مهدى علیه السلام را تكفیر مىكنند .
ما نباید توقع داشته باشیم كه، صبح كنیم در حالى كه همه چیز سر جاى خودش باشد . در زمان حضرت صاحب علیه السلام هم كه ایشان با تمام قدرت مىخواهند عدل را اجرا نمایند، با این ترتیب نمىشود كه هیچ كس حتى خلاف پنهانى هم نكند . و بالاخره همانها هم كه مخالف هستند، حضرت صاحب علیه السلام را شهید مىكنند و در روایات قریب به این معنا دارد كه بعضى فقهاى عصر با ایشان مخالفت مىكنند .
شما بدانید كه اگر امام زمان علیه السلام حالا بیاید، باز این قلمها مخالفند با او .
11 . مفهوم واقعى عدالت
حالا البته این پر كردن دنیا را از عدالت، این را ما نمىتوانیم بكنیم . اگر مىتوانستیم مىكردیم . اما چون نمىتوانیم بكنیم، ایشان باید بیایند . الآن عالم پر از ظلم است . شما یك نقطه هستید در عالم . عالم پر از ظلم است، ما اگر بتوانیم جلوى ظلم را بگیریم، باید بگیریم . تكلیف مان است . ضرورت اسلام و قرآن، تكلیف ما كرده است كه باید برویم همهى كار را بكنیم . اما نمىتوانیم بكنیم . چون نمىتوانیم بكنیم، باید او بیاید تا بكند، اما ما باید فراهم كنیم كار را . فراهم كردن اسباب این است كه كار را نزدیك بكنیم، كار را همچو بكنیم كه مهیا بشود عالم براى آمدن حضرت علیه السلام
مىگویند: والعصر ان الانسان لفى خسر . عصر، انسان كامل است، امام زمان علیه السلام است; یعنى عصارهى همهى موجودات . قسم به عصارهى همهى موجودات; یعنى قسم به انسان كامل .
عصر، هم محتمل است كه در این زمان حضرت مهدى علیه السلام باشد یا انسان كامل باشد كه مصداق بزرگش رسول اكرم صلى الله علیه و آله وسلم و ائمه هدى علیهم السلام و در عصر ما حضرت مهدى علیه السلام است . قسم به عصارهى موجودات عصر، فشردهى موجودات، آنكه فشردهى همهى عوالم است . یك نسخه است، نسخهى تمام عالم . همهى عالم در این موجود، در این انسان كامل عصاره شده است و خدا به این عصاره قسم مىخورد .
حضرت مهدى علیه السلام، ابعاد مختلفه دارد كه آنچه كه براى بشر واقع شده است، بعض ابعاد اوست .
پیغمبر مىخواست همهى مردم را على بن ابى طالب علیه السلام كند، ولى نمىشد و اگر بعثت، هیچ ثمرهاى نداشت الا وجود على بن ابىطالب علیه السلام و وجود امام زمان علیه السلام، این هم توفیق بسیار بزرگى بود . اگر خداى تبارك و تعالى، پیغمبر را مبعوث مىكرد براى ساختن یك چنین انسانهاى كامل، سزاوار بود . لكن آن ها مىخواستند كه همه، آن طورى بشوند، آن توفیق حاصل نشد .
ماه شعبان، شب نیمهى شعبان دارد كه تالى لیلة القدر است . ماه رمضان، مبارك است، براى این كه لیلة القدر دارد . و ماه شعبان، مبارك استبراى این كه نیمهى شعبان دارد . ماه رمضان مبارك است، براى این كه نزول وحى در او شده استیا به عبارت دیگر; معنویت رسول خدا، صلى الله علیه و آله وحى را نازل كرده است . و ماه شعبان معظم استبراى این كه ماه ادامهى همان معنویات ماه رمضان است . این ماه مبارك رمضان، جلوهى لیلة القدر است كه تمام حقایق و معانى در او جمع است . و ماه شعبان، ماه امامان است كه ادامهى همان است . در ماه مبارك رمضان، مقام رسول اكرم صلى الله علیه و آله وسلم به ولایت كلى الهى، بالاصالة تمام بركات را در این جهان بسط داده است و ماه شعبان، كه ماه امامان است، به بركت ولایت مطلقه، به تبع رسول الله صلى الله علیه و آله وسلم همان معانى را ادامه مىدهد . . . . . .
همان طورى كه رسول اكرم صلى الله علیه و آله وسلم به حسب واقع، حاكم بر جمیع موجودات است، حضرت مهدى علیه السلام نیز، همان طور حاكم بر جمیع موجودات است . آن، خاتم رسل است و این، خاتم ولایت . آن، خاتم ولایت كلى بالاصالة است و این، خاتم ولایت كلى به تبعیت است .
ماه مبارك رمضان كه ماهى مبارك است، ممكن استبراى این باشد كه ماهى است كه ولى اعظم، یعنى رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم واصل شده و بعد از وصول، ملایكه را و قرآن را نازل كرده است . به قدرت او، ملایكه نازل مىشوند . به قدرت ولى اعظم است كه قرآن نازل مىشود و ملایك نازل مىشوند . ولى اعظم، به حقیقت قرآن مىرسد در ماه مبارك و شب قدر و پس از رسیدن، متنزل مىكند به وسیلهى ملایكه - كه همه تابع او هستند - قرآن شریف را، تا به حدى كه براى مردم بگوید . قرآن در حد ما نیست، در حد بشر نیست . قرآن، سرى استبین حق و ولى الله اعظم كه رسول خداست، به تبع او نازل مىشود تا مىرسد به این جایى كه به صورت حروف و كتاب در مىآید كه ما هم از آن استفادهى ناقص مىكنیم . و اگر سر «لیلة القدر» و سر «نزول ملایكه» در شبهاى قدر - كه الآن هم براى ولى الله اعظم حضرت صاحب علیه السلام این معنا امتداد دارد - سر این ها را ما بدانیم، همهى مشكلات ما آسان مىشود .
. . . ذوات مطهرهى معصومین از رسول خدا صلى الله علیه و آله تا حجت عصر (عجلالله فرجه) كه مفاتیح وجود و مخازن كبریا و معادن حكمت و وحى و اصول معارف و عوارف و صاحبان مقام جمع و تفصیلاند .
من خیلى ناراحت مىشوم از این كه مثلا امام عصر علیه السلام را مىگویند: سلطان السلاطین، خلیفة الله است .
مقام مقدس ولى الله اعظم و بقیة الله فى ارضه ارواحنا لمقدمه الفداء كه واسطهى فیض و عنایات حق تعالى است .
از پیغمبر گرفته تا امام عصر علیهم السلام همه از گناه مىترسیدند . گناه آنها غیر اینى است كه من و شما داریم . آن ها یك عظمتى را ادراك مىكردند كه توجه به كثرت، از گناهان كبیره است پیش آنها .
2 . عرضهى اعمال بر امام زمان (عج)
تمام ذرات كارهاى ما تحت نظر خداى تبارك و تعالى است و نامهى اعمال ما به حسب روایات به امام وقت عرضه مىشود . امام زمان علیه السلام مراقب ما هستند .
توجه داشته باشید كه در كارهاىتان جورى نباشد كه وقتى بر امام زمان علیه السلام عرضه شد، خداى نخواسته، آزرده بشوند و پیش ملایكة الله یك قدرى سرافكنده بشوند كه، اینها شیعههاى من هستند . اینها دوستان من هستند و برخلاف مقاصد خدا عمل كردند . رییس یك قوم اگر قومش خلاف بكند، آن رییس منفعل مىشود .
طورى باشد كه نامهها وقتى عرضه مىشود، ایشان را متاثر نكند .
خلاف ما براى امام زمان علیه السلام سرشكستگى دارد . دفاتر را وقتى بردند خدمت ایشان و ایشان دید شیعههاى او (خوب، ما شیعهى او هستیم)، شیعهى او دارد این كار را مىكند، امام زمان علیه السلام سرشكسته مىشود . بیدار بشوید كه مساله خطرناك است و خطر هم خطر شخص نیست، خطر ملت نیست، خطر اسلام است .
قبل از اینكه این نامهى اعمال ما به پیشگاه خدا و قبل از آن به پیشگاه امام زمان علیه السلام برسد، خودمان باید نظر كنیم به این نامهى اعمالمان .
وقتى نامههاى ما را بردند پیش امام زمان علیه السلام (در روایات است كه هر هفته مىبرند، هفتهاى دو دفعه .) وقتى كه مىبرند، اعمال ما جورى باشد كه نمایش از این بدهد كه ما تابعیم . ما آن طور نیست كه خودسر بخواهیم یك كارى را انجام بدهیم .
اگر یك وقت، نامهى عمل یك روحانى را بردند و به امام زمان علیه السلام دادند و آن ملایكة اللهى كه بردند و نامه را دادند، بگویند: این هم روحانى شما، این ها پاسداران اسلام شماهستند؟ و امام زمان علیه السلام خجالتبكشد، نعوذ بالله . او علاقه دارد به شما . شما ببینید اگر این آقا، خودشان خیلى منزه است، از پسرشان یك چیزى صادر بشود، خودشان سرافكنده مىشوند . اگر از خادمشان یك چیزى صادر بشود، خودشان سرافكنده مىشوند . ما همه خادم هستیم . از ما توقع هست . از شما توقع هست .
من خوف دارم كه كارى بكنیم كه امام زمان علیه السلام پیش خدا شرمنده بشود . اینها شیعهى تو هستند این كار را مىكنند! نكند یك وقتخداى نخواسته، یك كارى از ماها صادر بشود كه وقتى نوشته برود، نوشتههاى ملایكةاللهى كه مراقب ما هستند، رقیب هستند، هر انسانى، رقیب دارد و مراقبت مىشود . ذرههایى كه بر قلبهاى شما مىگذرد، رقیب دارد . چشم ما رقیب دارد . گوش ما رقیب دارد . زبان ما رقیب دارد . قلب ما رقیب دارد . كسانى كه مراقبت مىكنند این ها را، نكند كه خداى نخواسته از من و شما و سایر دوستان امام زمان علیه السلام یك وقت، چیزى صادر بشود كه موجب افسردگى امام زمان علیه السلام باشد . مراقبت كنید از خودتان، پاسدارى كنید از خودتان .
3 . كسب رضایتحضرت بقیة الله (عج)
رهبر همهى شما و همهى ما، وجود مبارك بقیة الله علیه السلام است و باید ماها و شماها طورى رفتار كنیم كه رضایت آن بزرگوار را كه رضایتخداست، به دستبیاوریم .
من امیدوارم كه همهى خواهرها و برادرها و همهى قشرهاى این ملت و همهى ما، از خدمتگزاران به اسلام و ولى عصر علیه السلام باشیم . ما در یك مملكتى هستیم كه مملكت ولى عصر علیه السلام است و وظیفهى آنهایى كه در مملكت ولى عصر علیه السلام زندگى مىكنند، یك وظیفهى سنگین است . نمىتوانیم ما لفظا بگوییم ما در زیر پرچم ولى عصر علیه السلام هستیم و عملا توى آن مسیر نباشیم، چنان چه نمىتوانیم بگوییم كه ما، جمهورى اسلامى داریم و عملا آن طور نباشیم، اسلامى نباشیم .
4 . انتظار یعنى مقابله با ظلم
در بعضى روایات كه من حالا نمىدانم صحت و سقمش را، هست كه یكى از چیزهاى مستحب این است كه مؤمنین در حال انتظار، اسلحه هم داشته باشند . اسلحهى مهیا، نه این كه اسلحه را بگذارند كنار و بنشینند منتظر . اسلحه داشته باشند براى این كه با ظلم مقابله كنند، با جور مقابله كنند . تكلیف است . نهى از منكر است . به همهى ما تكلیف است كه باید مقابله كنیم با این دستگاههاى ظالم، خصوصا دستگاههایى كه با اساس مخالفند .
ما منتظران مقدم مباركش، مكلف هستیم تا با تمام توان كوشش كنیم تا قانون عدل الهى را در این كشور ولى عصر علیه السلام حاكم كنیم و از تفرقه و نفاق و دغلبازى بپرهیزیم و رضاى خداوند متعال را در نظر بگیریم .
امیدوارم كه ما همه جزء هیات قائمیه باشیم و همه به آن وظایفى كه اسلام، قرآن، تحت لواى حضرت صاحب علیه السلام براى ما تعیین فرمودهاند، عمل كنیم و صورتها را محتواى واقعى به آن بدهیم و الفاظ را معانى حقیقى .
شاید این وصفى كه براى حضرت صاحب علیه السلام ذكر شده است، دنبال همین آیه شریفه كه مىفرماید:
قل انما اعظكم بواحدة ان تقوموا لله مثنى و فرادى،
دنبال همین معنا باشد كه همه باید قیام بكنیم . قیام واحد كه بالاترین قیام، همان قیام آن شخص واحد است . و همهى قیامها باید دنبال آن قیام باشد و قیام لله باشد . خداى تبارك و تعالى مىفرماید كه: قل انما اعظكم بواحدة . به امتبگو كه فقط من یك موعظه دارم به شما و آن موعظه این است كه، قیام كنید و قیام لله باشد . قیام لله كنید . البته آن حضرت قیام لله مىفرمایند و آن للهى كه و آن خلوصى كه براى ایشان هست، براى دیگران نیست . لكن شیعههاى بزرگوار آن حضرت هم باید پیروى از او بكنند در اینكه قیام كنند لله، براى خدا .
امید آن است كه مسلمانان و مستضعفان جهان به پاخیزند و داد خود را از مستكبران بگیرند و مقدمات فرج آل محمد صلى الله علیه و آله را فراهم نمایند .
ان شاءالله، اسلام را به آن طور كه هست، در این مملكت پیاده كنیم و مسلمین جهان نیز اسلام را در ممالك خودشان پیاده كنند و دنیا، دنیاى اسلام باشد و زور و ظلم و جور از دنیا بر طرف بشود و مقدمه باشد براى ظهور ولى عصر ارواحنا له الفداء .
این چیزى كه ما در این وقت، در این عصر وظیفه داریم، این مهم است . همه انتظار داریم وجود مبارك ایشان را، لكن با انتظار تنها نمىشود . بلكه با وضعى كه بسیارى دارند، انتظار نیست .
فراهم كردن اسباب این است كه كار را نزدیك بكنیم . كار را همچو بكنیم كه مهیا بشود عالم، براى آمدن حضرت علیه السلام .
5 . برداشتهاى انحرافى از انتظار
بعضىها انتظار فرج را به این مىدانند كه در مسجد، در حسینیه، در منزل بنشینند و دعا كنند و فرج امام زمان علیه السلام را از خدا بخواهند . اینها مردم صالحى هستند كه یك همچو اعتقادى دارند، بلكه بعضى از آنها را كه من سابقا مىشناختم، بسیار مرد صالحى بود . یك اسبى هم خریده بود . یك شمشیرى هم داشت و منتظر حضرت صاحب علیه السلام بود . اینها به تكالیف شرعى خودشان هم عمل مىكردند و نهى از منكر هم مىكردند و امر به معروف هم مىكردند، لكن همین . دیگر غیر از این كارى ازشان نمىآمد و به فكر این هم، كه یك كارى بكنند، نبودند .
یك دستهى دیگرى بودند كه انتظار فرج را مىگفتند: این است كه، ما كار نداشته باشیم به این كه در جهان چه مىگذرد، بر ملتها چه مىگذرد، بر ملت ما چه مىگذرد . به این چیزها، ما كار نداشته باشیم . ما تكلیفهاى خودمان را عمل مىكنیم . براى جلوگیرى از این امور هم خود حضرت بیایند ان شاء الله درست مىكنند . دیگر ما تكلیفى نداریم . تكلیف ما همین است كه دعا كنیم ایشان بیایند و كارى به كار آن چه در دنیا مىگذرد یا در مملكتخودمان نداشته باشیم . اینها هم یك دستهاى، مردمى بودند كه صالح بودند .
یك دستهاى مىگفتند: كه خوب! باید عالم پر معصیتبشود تا حضرت بیاید . ما باید نهى از منكر نكنیم، امر به معروف هم نكنیم تا مردم هر كارى مىخواهند بكنند، گناهها زیاد بشود كه فرج نزدیك بشود .
یك دستهاى از این بالاتر بودند . مىگفتند: باید دامن زد به گناهها . دعوت كرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت علیه السلام تشریف بیاورند . این هم یك دستهاى بودند كه البته در بین این دسته، منحرفهایى هم بودند . اشخاص سادهلوح هم بودند . منحرفهایى هم بودند كه براى مقاصدى، به این امر دامن مىزدند .
یك دستهى دیگرى بودند كه مىگفتند: هر حكومتى اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حكومتباطل است و برخلاف اسلام است . آنها مغرور بودند . آنهایى كه بازیگر نبودند مغرور بودند به بعض روایاتى كه وارد شده استبر این امر كه هر علمى بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن علم، علم باطل است . آن ها خیال كرده بودند كه نه، هر حكومتى باشد . در صورتى كه آن روایات كه هر كس علم بلند كند علم مهدى، به عنوان مهدویتبلند كند . حالا ما فرض مىكنیم كه یك همچو روایاتى باشد، آیا معنایش این نیست كه ما تكلیفمان دیگر ساقط است . یعنى خلاف ضرورت اسلام، خلاف قرآن؟ این معنا كه ما دیگر معصیتبكنیم تا حضرت صاحب بیاید . حضرت صاحب كه تشریف مىآورند، براى چى مىآیند؟
براى اینكه گسترش بدهند عدالت را . براى اینكه حكومت را تقویت كنند . براى اینكه فساد را از بین ببرند . ما برخلاف آیات شریفهى قرآن، دست از نهى از منكر برداریم، دست از امر به معروف برداریم و توسعه بدهیم گناهان را براى این كه حضرت بیایند . حضرت بیایند چه مىكنند؟
حضرت مىآیند مىخواهند همین كارها را بكنند . الآن دیگر ما هیچ تكلیفى نداریم؟ دیگر بشر تكلیفى ندارد، بلكه تكلیفش این است كه دعوت كند مردم را به فساد! به حسب راى این جمعیت كه بعضىشان بازیگرند و بعضىشان نادان، این است كه ما باید بنشینیم دعا كنیم به صدام! هر كسى نفرین به صدام كند، خلاف امر كرده است، براى اینكه حضرت دیر مىآیند! و هركسى دعا كند به صدام، براى اینكه، این فساد زیاد مىكند . ما باید دعاگوى آمریكا باشیم و دعاگوى شوروى باشیم و دعاگوى اذناب شان، از قبیل صدام باشیم و امثال اینها، تا این كه اینها عالم را پر كنند از جور و ظلم و حضرت تشریف بیاورند! بعد حضرت تشریف بیاورند، چه كنند؟
حضرت بیایند كه ظلم و جور را بردارند . همان كارى كه ما مىكنیم و ما دعا مىكنیم كه ظلم و جور باشد، حضرت مىخواهند همین را برش دارند . ما اگر دستمان مىرسید، قدرت داشتیم باید برویم تمام ظلم و جورها را از عالم برداریم . تكلیف شرعى ماست . منتها ما نمىتوانیم . اینى كه هست، این است كه حضرت عالم را پر مىكنند از عدالت . نه شما دستبردارید از این تكلیفتان، نه این كه شما دیگر تكلیف ندارید .
«اگر خود حضرت صاحب علیه السلام مقتضى بدانند، خوب، خودشان تشریف بیاورند» ! یكى از علما این جورى مىگفت (خدا رحمتش كند) كه: «من كه دلم بیشتر از حضرت صاحب علیه السلام براى اسلام نسوخته است . خوب ایشان هم كه مىبینند این را، خود ایشان بیایند، چرا من بكنم؟» .
این منطق اشخاصى است كه مىخواهند از زیر بار در بروند . اسلام، اینها را نمىپذیرد . اسلام، اینها را به هیچ چیز نمىشمرد . اینها مىخواهند از زیر بار در بروند . یك چیزى درست مىكنند . دو تا روایت از این طرف، از آن طرف مىگردند، پیدا مىكنند كه خیر، «با سلاطین مثلا بسازید، دعا كنید به سلاطین» . این، خلاف قرآن است . اینها نخواندهاند قرآن را . اگر صد تا هم چو روایتهایى بیاید، ضرب به جدار مىشود . خلاف قرآن است، خلاف سیرهى انبیاستیا اینكه روایتى نیست . شما وقتى ملاحظه مىكنید آن همه روایاتى كه اگر كسى میل به این بكند . كه روایاتى است كه: اگر مایل باشى كه زنده باشد این سلطان، تو هم با او هستى . مسلمان مگر مىشود مایل باشد به اینكه یكى زنده باشد و ظلم بكند، آدم بكشد؟ رابطه داشته باشد با یك كسى كه آدم مىكشد؟ عالم مىكشد؟ علما را مىكشد؟
اینهایى كه مىگویند كه هر علمى بلند بشود/و هر حكومتى/خیال كردند كه هر حكومتى باشد، این برخلاف انتظار فرج است . اینها نمىفهمند چى دارند مىگویند . اینها تزریق كردند بهشان كه این حرفها را بزنند . نمىدانند دارند چى چى مىگویند . حكومت نبودن; یعنى این كه همهى مردم به جان هم بریزند، بكشند هم را، بزنند هم را، از بین ببرند . برخلاف نص آیات الهى رفتار بكنند . ما اگر فرض مىكردیم دویست تا روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار مىزدیم، براى این كه خلاف آیات قرآن است .
ارزش دارد كه انسان در مقابل ظلم بایستد . در مقابل ظالم بایستد و مشتش را گره كند و توى دهنش بزند و نگذارد كه اینقدر ظلم زیاد بشود، این ارزش دارد . ما تكلیف داریم آقا! اینطور نیست كه حالا كه ما منتظر ظهور امام زمان علیه السلام هستیم، پس دیگر بنشینیم در خانههامان، تسبیح را دستبگیریم و بگوییم عجل على فرجه . عجل با كار شما باید تعجیل بشود . شما باید زمینه را فراهم كنید براى آمدن او و فراهم كردن این است كه، مسلمین را با هم مجتمع كنید . همه با هم بشوید، انشاءالله ظهور مىكند ایشان .
6 . لزوم حكومت اسلامى در دوران غیبت كبرى
اكنون كه دوران غیبت امام علیه السلام پیش آمده و بناست احكام حكومتى اسلام باقى بماند و استمرار پیدا كند و هرج و مرج روا نیست، تشكیل حكومت لازم مىآید . عقل هم به ما حكم مىكند كه تشكیلات لازم است تا اگر به ما هجوم آوردند، بتوانیم جلوگیرى كنیم . اگر به نوامیس مسلمین تهاجم كردند، دفاع كنیم .
از غیبت صغرى تا كنون كه هزار و چند صد سال مىگذرد و ممكن است صد هزار سال دیگر بگذرد، و مصلحت اقتضا نكند كه حضرت تشریف بیاورند، در طول این مدت مدید، احكام اسلام باید زمین بماند و اجرا نشود؟ و هر كه هر كارى خواستبكند؟ هرج و مرج است؟ !
قوانینى كه پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله در راه بیان و تبلیغ و نشر و اجراى آن، بیست و سه سال زحمت طاقت فرسا كشید، فقط براى مدت محدودى بود؟ آیا خدا، اجراى احكامش را محدود كرد به دویستسال؟ و پس از غیبت صغرى، اسلام دیگر همه چیزش را رها كرده است؟
اعتقاد به چنین مطالبى یا اظهار آنها بدتراز اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است . هیچ كس نمىتواند بگوید دیگر لازم نیست از حدود و ثغور و تمامیت ارضى وطن اسلامى دفاع كنیم یا امروز مالیات و جزیه و خراج و خمس و زكات نباید گرفته شود، قانون كیفرى اسلام و دیات و قصاص باید تعطیل شود .
اكنون كه شخص معینى از طرف خداى تبارك و تعالى براى احراز امر حكومت در دورهى غیبت تعیین نشده است، تكلیف چیست؟ آیا باید اسلام را رها كنید؟ دیگر اسلام نمىخواهیم؟ اسلام فقط براى دویستسال بود؟ یا این كه اسلام، تكلیف را معین كرده است، ولى تكلیف حكومتى نداریم؟
معناى نداشتن حكومت این است كه تمام حدود و ثغور مسلمین از دستبرود و ما با بىحالى، دست روى دستبگذاریم كه هر كارى مىخواهند بكنند؟ و ما اگر كارهاى آنها را امضاء نكنیم، رد نمىكنیم . آیا باید اینطور باشد؟ یا این كه حكومت لازم است و اگر خدا، شخص معینى را براى حكومت در دورهى غیبت تعیین نكرده است، لكن آن اصیتحكومتى را كه از صدر اسلام تا زمان حضرت صاحب علیه السلام موجود بود، براى بعد از غیبت هم قرار داده است .
نگویید بگذار تا امام زمان علیه السلام بیاید . شما نماز را هیچ وقت مىگذارید تا وقتى كه امام زمان علیه السلام آمد، بخوانید؟ حفظ اسلام واجبتر از نماز است . منطق حاكم خمین را نداشته باشید كه مىگفت: «باید معاصى را رواج داد تا امام زمان علیه السلام بیاید . اگر معصیت رواج پیدا نكند، حضرت ظهور نمىكند!» اینجا ننشینید فقط مباحثه كنید، بلكه در سایر احكام اسلام مطالعه كنید . حقایق را نشر دهید، جزوه بنویسید و منتشر كنید . البته، مؤثر خواهد بود . من تجربه كردهام كه تاثیر دارد .
از همه شكنندهتر، شعار گمراهكنندهى «حكومت قبل از ظهور امام زمان علیه السلام باطل است» و هزاران «ان قلت» دیگر، مشكلات بزرگ و جانفرسایى بود كه نمىشد با نصیحت و مبارزهى منفى و تبلیغات، جلوى آنها را گرفت . تنها راه حل، مبارزه و ایثار و خون بود كه خداوند، وسیلهاش را آماده نمود . علما و روحانیت متعهد، سینه را براى مقابله با هر تیر زهرآگینى كه به طرف اسلام شلیك مىشد، آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند .
این نویسندهى جاهل باز در كتابچهى پوسیده، حرفهایى نسنجیده به دین و دینداران نسبت مىدهد و از آن، نتیجههاى شگفتآور مىگیرد . مىگوید: (دین امروز ما مىگوید: هر دولتى كه پیش از قیام قائم برپا شود، باطل است - كل رایة ترفع قبل قیام القائم، فصاحبها طاغوت یعبد من دون الله . - مىگوید: كار سلطان و همراهى با آن عدیل كفر است - سالته عن عمل السلطان؟ فقال: الدخول فى اعمالهم و العون لهم و السعى فى حوائجهم عدیل الكفر . - مىگوید: قتال به همراهى غیر امام مانند خوردن گوشتخوك و خون است .) بلكه در حدیث صحیح، آماده بودن براى جنگ با دشمن را هم نهى كرده .
این نویسنده، مطالب را درهم و برهم كرده و روى هم ریخته، بىخردانه به اعتراض برخاسته . این احادیث هیچ مربوط به تشكیل حكومتخدایى عادلانه كه هر خردمند لازم مىداند، نیست . بلكه در روایت اول، دو احتمال است . یكى آنكه راجع به خبرهاى ظهور ولى عصر علیه السلام باشد و مربوط به علامات ظهور باشد و بخواهد بگوید علمهایى كه به عنوان امامت قبل از قیام قائم برپا مىشود، باطل است . چنانچه در ضمن همین روایت، علامتهاى ظهور هم ذكر شده است . و احتمال دیگر آن كه از قبیل پیش گویى باشد از این حكومتهایى كه در جهان تشكیل مىشود تا زمان ظهور كه هیچكدام به وظیفهى خود عمل نمىكنند و همینطور هم تاكنون بوده . شما چه حكومتى در جهان بعد از حكومت على بن ابىطالب علیه السلام سراغ دارید كه حكومت عادلانه باشد و سلطانش، طاغى و برخلاف حق نباشد؟
اكنون اگر كسى تكذیب كند از وضع یك حكومتى كه این حكومتها جائرانه است و كسى هم تا زمان دولتحق نمىتواند آنها را اصلاح كند، چه ربط دارد به این كه حكومت عادلانه نباید تشكیل داد؟ بلكه اگر كسى جزیى اطلاع از اخبار ما داشته باشد، مىبیند كه همیشه امامان شیعه با آن كه حكومتهاى زمان خود را حكومت ظالمانه مىدانستند و با آنها آن طورها كه مىدانید سلوك مىكردند، در راهنمایى براى حفظ كشور اسلامى و در كمكهاى فكرى و عملى، كوتاهى نمىكردند و در جنگهاى اسلامى در زمان خلیفهى جور باز شیعیان على علیه السلام پیشقدم بودند . جنگهاى مهم و فتحهاى شایانى كه نصیب لشكر اسلام شده، مطلعین مىگویند و تاریخ نشان مىدهد كه، یا به ستشیعیان على علیه السلام یا به كمكهاى شایان تقدیر آنها بوده، شما همه مىدانید كه سلطنتبنى امیه در اسلام، بدترین و ظلمانهترین سلطنتها بوده و دشمنى و رفتارشان را با آل پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم و فرزندان على بن ابىطالب علیهم السلام همه مىدانید . و در میان همهى بنى هاشم، بدسلوكى و ظلمشان نسبتبه على بن الحسین زین العابدین علیه السلام بیشتر و بالاتر بود . به همین سلطنت وحشیانهى جائرانه ببینید على بن الحسین علیه السلام چه قدر اظهار علاقه مىكند . . . .
اما روایت دوم كه مىگفت: داخل شدن در عمل سلطان و معاونت كردن از او و رفع حاجت او را كردن، همدوش كفر است . این ماجراجوى بىخرد چنانچه تاكنون دیدید و عادت دارد، در نقل روایات خیانت مىكند وگرنه مطلب، روشنتر از آن است كه در آن، خود را نیازمند به جواب بدانیم . این روایت و امثال آن كه روایات بسیارى است، جلوگیرى از داخل شدن در تشكیلات دولت استبراى اعانتبه ظالم و كمك كارى كردن بر ستمكارىها . این در تمام قوانین عالم ممنوع است . . . . ما مىگوییم در همان تشكیلات خانمانسوز دیكتاتورى هم اگر كسى وارد شود براى جلوگیرى از فسادها و براى اصلاح حال كشور و توده، خوب است . بلكه گاهى هم واجب مىشود . خوب است آقایان رجوع كنند به كتب فقها در باب ولایت از قبل ظالم، ببینند آنها چه مىگویند . . . .
این بىخردان ماجراجو فقط براى آن كه دولت و ملت را با دیندارى و دینداران و خصوصا با ملاها بدبین كنند، در میان كتابها مىگردند، یك حدیث پیدا مىكنند . بىآن كه بگویند این حدیث در چه موضوعى وارد شده است، به چشم آنها مىكشند . غافل از آن كه خوانندگان این اوراق، بسیارىشان دست كم با تاریخ اسلام سر و كار دارند . آنها مىدانند از اصحاب خاص ائمه و دوستان خصوصى این خاندان، در شغل دولتى داخل بودند و ائمهى دین آنها را تایید و تمجید مىكردند; مثل: على بن یقطین و محمد بن اسماعیل بن بزیع و عبدالله نجاشى; والى اهواز و دیگران و همینطور از بزرگان علماى ما در دربار سلاطین وارد بودند، چنانچه پیش از این، اسم آنها را بردیم .
و اما روایتسوم كه مىگوید: قتال به همراهى غیر امام، مانند خوردن گوشتخوك و خون است . این جاهل بىخرد، نسنجیده و كتابهاى فقها را ندیده، این بیهوده را مىگوید . در اسلام، دوگونه جنگ است كه یكى را جهاد مىگویند و آن كشورگیرى استبا شرطهایى كه براى آن شده است و دیگرى، جنگ براى استقلال كشور و دفع اجانب از آن است .
جهاد كه عبارت از كشورگیرى و فتح ممالك است، پس از آن است كه، دولت اسلامى با وجود امام یا به امر امام تشكیل مىشود و در این صورت، اسلام بر تمام مردان كه به حد بلوغ رسیده باشند و افتاده و عاجز نباشند و مملوك كه از افراد اجانب است، نباشند، واجب كرده است كه براى كشورگیرى حاضر شوند و قانون اسلام را در سرتاسر ممالك جهان منتشر كنند و باید همهى جهانیان بدانند كه كشورگیرى اسلام با كشورگیرى فرمانفرمایان جهان، فرقها دارد . . . .
و چون معلوم شد كه جهاد اسلامى، كشورگیرى مانند سایر كشورگیرىها نیست . البته باید تشكیل حكومت اسلامى در تحت نظر امام عادل یا به امر او بشود تا به این امر اقدام شود وگرنه، چون كشورگیرى دیگر جهانیان شود كه آن از حكم خرد، بیرون و از بیدادگرىها و ستمكارىها به شمار مىرود و اسلام و تمدن و عدالت اسلامى از آن دور و برى است .
و اما قسم دوم از جنگ اسلامى كه به نام دفاع اسم برده شده و آن، جنگیدن براى حفظ استقلال كشور و دفاع از اجانب است، به هیچ وجه مشروط به وجود امام یا نایب امام نیست و كسى از مجتهدین نگفته كه دفاع را باید با امام یا جانشین آن كرد، بلكه بر تمام افراد توده واجب استبه حكم اسلام، از كشور اسلامى محافظت كنند و استقلال آن را پابرجا نمایند .
7 . انقلاب اسلامى، مقدمهى نهضت جهانى حضرت ولى عصر (عج)
انقلاب مردم ایران، نقطهى شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت - ارواحنا فداه - است كه خداوند بر همهى مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد .
ما امروز دورنماى صدور انقلاب اسلامى را در جهان مستضعفان و مظلومان بیش از پیش مىبینیم و جنبشى كه از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستكبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، امید بخش آتیهى روشن است و وعدهى خداوند تعالى را نزدیك و نزدیكتر مىنماید . گویى جهان مهیا مىشود براى طلوع آفتاب ولایت از افق مكه معظمه، و كعبهى آمال محرومان و حكومت مستضعفان .
این كشورى كه كشور ائمهى هدى و كشور صاحب الزمان علیه السلام است، باید كشورى باشد كه تا ظهور موعود ایشان به استقلال خودش ادامه بدهد ، قدرت خودش را در خدمت آن بزرگوار قرار بدهد كه عالم را انشاءالله به عدل و داد بكشد و از این جورهایى كه بر مستضعفان مىگذرد، جلوگیرى كند .
من امیدوارم كه ما به مطلوب حقیقى برسیم، و متصل بشود این نهضتبه نهضتبزرگ اسلامى و آن نهضت ولى عصر علیه السلام است .
ما با خواستخدا، دست تجاوز و ستم همهى ستمگران را در كشورهاى اسلامى مىشكنیم و با صدور انقلابمان كه در حقیقت، صدور انقلاب راستین و بیان احكام محمدى صلى الله علیه و آله است، به سیطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه مىدهیم و به یارى خدا، راه را براى ظهور منجى، مصلح كل و امامت مطلق حق، امام زمان - ارواحنا فداه - هموار مىكنیم .
اگر این جمهورى اسلامى از بین برود، اسلام آنچنان منزوى خواهد شد كه تا آخر ابد، مگر در زمان حضور حضرت، نتواند سرش را بلند كند .
تا دیروز مشروب فروشى و فساد و فحشا و فسق و حكومت ظالمان براى ظهور امام زمان - ارواحنا فداه - را مفید و راهگشا مىدانستند . امروز از این كه در گوشهاى خلاف شرعى كه هرگز خواست مسؤولین نیست، رخ مىدهد، فریاد وا اسلاما سر مىدهند! دیروز حجتیهاىها، مبارزه را حرام كرده بودند و در بحبوحهى مبارزات، تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانى نیمهى شعبان را به نفع شاه بشكنند، امروز انقلابىتر از انقلابیون شدهاند .
8 . مهیا شدن براى ظهور
ما باید در اینطور روزها و در اینطور ایام الله توجه كنیم كه خودمان را مهیا كنیم از براى آمدن آن حضرت . من نمىتوانم اسم رهبر روى ایشان بگذارم، بزرگتر از این است . نمىتوانم بگویم كه شخص اول است، براى این كه دومى در كار نیست . ایشان را نمىتوانیم ما با هیچ تعبیرى تعبیر كنیم الا همین كه مهدى موعود است . آنى است كه خدا ذخیره كرده استبراى بشر و ما باید خودمان را مهیا كنیم از براى این كه اگر چنانچه موفق شدیم انشاءالله به زیارت ایشان، طورى باشد كه روسفید باشیم پیش ایشان . تمام دستگاههایى كه الآن به كار گرفته شدهاند در كشور ما، امیدوارم كه در سایر كشورها هم توسعه پیدا بكند . باید توجه به این معنا داشته باشند كه خودشان را مهیا كنند براى ملاقات حضرت مهدى علیه السلام .
9 . اصلاحات مصلح موعود
مكتب ولى امر را به آن توجه كنید كه، براى تعلیم و تربیت این انسان است كه از حد حیوانیتبرساندش به حد انسانیت و رشد انسانى پیدا كند و تربیتهاى انسانى پیدا كند و تعلیمات، تعلیمات صحیح باشد .
ولى عصر - ارواحنا له الفداء - كه او تا ازل احیاء مىكند دین خداى تبارك و تعالى را .
دنیا علیل است . سران همه كشورها، الا انگشتشمار، نمىتوانم بگویم این یكى دوتا، سه تا، سران همهى اینها، مردم را مسموم كردهاند و افكار ملتهاى خودشان را مسموم كردهاند و علیل كردهاند ملتهاى خودشان را . آنقدر تحقیر كردهاند از این ملتها، آنقدر اینها را در فشار اقتصادى قرار دادهاند و آنقدر این بیچارهها زحمت كشیدند و زحمتهاىشان را دیگران به غارت بردند، كه علیل شدند . افكارشان از بین رفته است . یكى مىخواهد كه بیاید احیاء كند این افكار را . و من امیدوارم كه انشاءالله حضرت بقیة الله علیه السلام زودتر تشریف بیاورند و این طبیب واقعى بشر، با آن دم مسیحایى خود، اصلاح كنند اینها را .
مهدى منتظر در لسان ادیان و به اتفاق مسلمین از كعبه ندا سر مىدهد و بشریت را به توحید مىخواند .
حكومت جور بسته بشود و از بین برود . معروف در كار باشد . منكرات از بین بروند . حضرت صاحب علیه السلام - ارواحنا فداه - هم كه تشریف مىآورند، براى همین معناست .
آن كارى كه لشكر امام زمان علیه السلام باید بكند، با آن كارى كه لشكر طاغوت مىكرد، فرق دارد . همانطورى كه خود امام زمان علیه السلام با طاغوت فرق داشت . آن، حكومت جور بود و این، حكومت عدل . آن، حكومت طاغوت بود و این، حكومتخدا .
10 . جامعهى پس از ظهور
الف - زیبایىها
به ما این وعده را دادهاند كه، در یك وقتى كه امام زمان علیه السلام ظهور كند، این اختلافات از بین مىرود و همه برادروار با هم هستند . دیگر زورمند و زوركشى در كار نمىماند .
و لهذا مىبینید فساد در آن وقتبود و حالا هم هست و تا آخر هم خواهد بود . بله، در زمان حضرت صاحب علیه السلام حكومت، واحد مىشود . قدرت حكومت . . . . عدالت، یك عدالت اجتماعى در همهى عالم مىآید، اما نه این كه انسانها بشوند یك انسان دیگر . انسانها همانها هستند كه یك دستهشان خوبند، یك دستهشان بد . منتها آنهایى كه بد هستند، دیگر نمىتوانند كارهاى خلاف بكنند .
آنچه غایت تعلیمات اسلامى است، همزیستى مسالمتآمیز در سطح جهان است، كه امید استبا تعجیل در ظهور مهدى آخرالزمان - ارواحنا فداه - حاصل شود . و رسیدن انسانها به كمال و سعادت اخروى است كه خداوند نصیب همگان فرماید .
ب - زشتىها
در حكومت عدل بقیة الله علیه السلام هم عدالت جارى مىشود، لكن حبهاى نفسانى در بسیارى از قشرها باقى است و همان حبهاى نفسانى است كه بعضى روایات هست كه حضرت مهدى علیه السلام را تكفیر مىكنند .
ما نباید توقع داشته باشیم كه، صبح كنیم در حالى كه همه چیز سر جاى خودش باشد . در زمان حضرت صاحب علیه السلام هم كه ایشان با تمام قدرت مىخواهند عدل را اجرا نمایند، با این ترتیب نمىشود كه هیچ كس حتى خلاف پنهانى هم نكند . و بالاخره همانها هم كه مخالف هستند، حضرت صاحب علیه السلام را شهید مىكنند و در روایات قریب به این معنا دارد كه بعضى فقهاى عصر با ایشان مخالفت مىكنند .
شما بدانید كه اگر امام زمان علیه السلام حالا بیاید، باز این قلمها مخالفند با او .
11 . مفهوم واقعى عدالت
حالا البته این پر كردن دنیا را از عدالت، این را ما نمىتوانیم بكنیم . اگر مىتوانستیم مىكردیم . اما چون نمىتوانیم بكنیم، ایشان باید بیایند . الآن عالم پر از ظلم است . شما یك نقطه هستید در عالم . عالم پر از ظلم است، ما اگر بتوانیم جلوى ظلم را بگیریم، باید بگیریم . تكلیف مان است . ضرورت اسلام و قرآن، تكلیف ما كرده است كه باید برویم همهى كار را بكنیم . اما نمىتوانیم بكنیم . چون نمىتوانیم بكنیم، باید او بیاید تا بكند، اما ما باید فراهم كنیم كار را . فراهم كردن اسباب این است كه كار را نزدیك بكنیم، كار را همچو بكنیم كه مهیا بشود عالم براى آمدن حضرت علیه السلام


