userinfo close
  ,

مهدویون


mahdaviun

تاسیس: 26 فروردین 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: حمید - معاونان
نه شرم و حیا نه عار داریم از تو *** اما گله بی شمار اریم از تو ما منتظر تو نیستیم آقا جان *** ادامه »
نه شرم و حیا نه عار داریم از تو *** اما گله بی شمار اریم از تو

ما منتظر تو نیستیم آقا جان *** تنها همه انتظار داریم از تو!
 
حمید  , hamid_alfa
حمید - 07:30 1385/04/11

امام عصر از نظر امام خمینی(ره)

1 . بقیة الله، انسان كامل
مى‏گویند: والعصر ان الانسان لفى خسر . عصر، انسان كامل است، امام زمان علیه السلام است; یعنى عصاره‏ى همه‏ى موجودات . قسم به عصاره‏ى همه‏ى موجودات; یعنى قسم به انسان كامل .
عصر، هم محتمل است كه در این زمان حضرت مهدى علیه السلام باشد یا انسان كامل باشد كه مصداق بزرگش رسول اكرم صلى الله علیه و آله وسلم و ائمه هدى علیهم السلام و در عصر ما حضرت مهدى علیه السلام است . قسم به عصاره‏ى موجودات عصر، فشرده‏ى موجودات، آن‏كه فشرده‏ى همه‏ى عوالم است . یك نسخه است، نسخه‏ى تمام عالم . همه‏ى عالم در این موجود، در این انسان كامل عصاره شده است و خدا به این عصاره قسم مى‏خورد .
حضرت مهدى علیه السلام، ابعاد مختلفه دارد كه آن‏چه كه براى بشر واقع شده است، بعض ابعاد اوست .
پیغمبر مى‏خواست همه‏ى مردم را على بن ابى طالب علیه السلام كند، ولى نمى‏شد و اگر بعثت، هیچ ثمره‏اى نداشت الا وجود على بن ابى‏طالب علیه السلام و وجود امام زمان علیه السلام، این هم توفیق بسیار بزرگى بود . اگر خداى تبارك و تعالى، پیغمبر را مبعوث مى‏كرد براى ساختن یك چنین انسان‏هاى كامل، سزاوار بود . لكن آن ها مى‏خواستند كه همه، آن طورى بشوند، آن توفیق حاصل نشد .
ماه شعبان، شب نیمه‏ى شعبان دارد كه تالى لیلة القدر است . ماه رمضان، مبارك است، براى این كه لیلة القدر دارد . و ماه شعبان، مبارك است‏براى این كه نیمه‏ى شعبان دارد . ماه رمضان مبارك است، براى این كه نزول وحى در او شده است‏یا به عبارت دیگر; معنویت رسول خدا، صلى الله علیه و آله وحى را نازل كرده است . و ماه شعبان معظم است‏براى این كه ماه ادامه‏ى همان معنویات ماه رمضان است . این ماه مبارك رمضان، جلوه‏ى لیلة القدر است كه تمام حقایق و معانى در او جمع است . و ماه شعبان، ماه امامان است كه ادامه‏ى همان است . در ماه مبارك رمضان، مقام رسول اكرم صلى الله علیه و آله وسلم به ولایت كلى الهى، بالاصالة تمام بركات را در این جهان بسط داده است و ماه شعبان، كه ماه امامان است، به بركت ولایت مطلقه، به تبع رسول الله صلى الله علیه و آله وسلم همان معانى را ادامه مى‏دهد . . . . . .
همان طورى كه رسول اكرم صلى الله علیه و آله وسلم به حسب واقع، حاكم بر جمیع موجودات است، حضرت مهدى علیه السلام نیز، همان طور حاكم بر جمیع موجودات است . آن، خاتم رسل است و این، خاتم ولایت . آن، خاتم ولایت كلى بالاصالة است و این، خاتم ولایت كلى به تبعیت است .
ماه مبارك رمضان كه ماهى مبارك است، ممكن است‏براى این باشد كه ماهى است كه ولى اعظم، یعنى رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم واصل شده و بعد از وصول، ملایكه را و قرآن را نازل كرده است . به قدرت او، ملایكه نازل مى‏شوند . به قدرت ولى اعظم است كه قرآن نازل مى‏شود و ملایك نازل مى‏شوند . ولى اعظم، به حقیقت قرآن مى‏رسد در ماه مبارك و شب قدر و پس از رسیدن، متنزل مى‏كند به وسیله‏ى ملایكه - كه همه تابع او هستند - قرآن شریف را، تا به حدى كه براى مردم بگوید . قرآن در حد ما نیست، در حد بشر نیست . قرآن، سرى است‏بین حق و ولى الله اعظم كه رسول خداست، به تبع او نازل مى‏شود تا مى‏رسد به این جایى كه به صورت حروف و كتاب در مى‏آید كه ما هم از آن استفاده‏ى ناقص مى‏كنیم . و اگر سر «لیلة القدر» و سر «نزول ملایكه‏» در شب‏هاى قدر - كه الآن هم براى ولى الله اعظم حضرت صاحب علیه السلام این معنا امتداد دارد - سر این ها را ما بدانیم، همه‏ى مشكلات ما آسان مى‏شود .
. . . ذوات مطهره‏ى معصومین از رسول خدا صلى الله علیه و آله تا حجت عصر (عجل‏الله فرجه) كه مفاتیح وجود و مخازن كبریا و معادن حكمت و وحى و اصول معارف و عوارف و صاحبان مقام جمع و تفصیل‏اند .
من خیلى ناراحت مى‏شوم از این كه مثلا امام عصر علیه السلام را مى‏گویند: سلطان السلاطین، خلیفة الله است .
مقام مقدس ولى الله اعظم و بقیة الله فى ارضه ارواحنا لمقدمه الفداء كه واسطه‏ى فیض و عنایات حق تعالى است .
از پیغمبر گرفته تا امام عصر علیهم السلام همه از گناه مى‏ترسیدند . گناه آن‏ها غیر اینى است كه من و شما داریم . آن ها یك عظمتى را ادراك مى‏كردند كه توجه به كثرت، از گناهان كبیره است پیش آن‏ها .

2 . عرضه‏ى اعمال بر امام زمان (عج)
تمام ذرات كارهاى ما تحت نظر خداى تبارك و تعالى است و نامه‏ى اعمال ما به حسب روایات به امام وقت عرضه مى‏شود . امام زمان علیه السلام مراقب ما هستند .
توجه داشته باشید كه در كارهاى‏تان جورى نباشد كه وقتى بر امام زمان علیه السلام عرضه شد، خداى نخواسته، آزرده بشوند و پیش ملایكة الله یك قدرى سرافكنده بشوند كه، این‏ها شیعه‏هاى من هستند . این‏ها دوستان من هستند و برخلاف مقاصد خدا عمل كردند . رییس یك قوم اگر قومش خلاف بكند، آن رییس منفعل مى‏شود .
طورى باشد كه نامه‏ها وقتى عرضه مى‏شود، ایشان را متاثر نكند .
خلاف ما براى امام زمان علیه السلام سرشكستگى دارد . دفاتر را وقتى بردند خدمت ایشان و ایشان دید شیعه‏هاى او (خوب، ما شیعه‏ى او هستیم)، شیعه‏ى او دارد این كار را مى‏كند، امام زمان علیه السلام سرشكسته مى‏شود . بیدار بشوید كه مساله خطرناك است و خطر هم خطر شخص نیست، خطر ملت نیست، خطر اسلام است .
قبل از این‏كه این نامه‏ى اعمال ما به پیشگاه خدا و قبل از آن به پیشگاه امام زمان علیه السلام برسد، خودمان باید نظر كنیم به این نامه‏ى اعمال‏مان .
وقتى نامه‏هاى ما را بردند پیش امام زمان علیه السلام (در روایات است كه هر هفته مى‏برند، هفته‏اى دو دفعه .) وقتى كه مى‏برند، اعمال ما جورى باشد كه نمایش از این بدهد كه ما تابعیم . ما آن طور نیست كه خودسر بخواهیم یك كارى را انجام بدهیم .
اگر یك وقت، نامه‏ى عمل یك روحانى را بردند و به امام زمان علیه السلام دادند و آن ملایكة اللهى كه بردند و نامه را دادند، بگویند: این هم روحانى شما، این ها پاسداران اسلام شماهستند؟ و امام زمان علیه السلام خجالت‏بكشد، نعوذ بالله . او علاقه دارد به شما . شما ببینید اگر این آقا، خودشان خیلى منزه است، از پسرشان یك چیزى صادر بشود، خودشان سرافكنده مى‏شوند . اگر از خادم‏شان یك چیزى صادر بشود، خودشان سرافكنده مى‏شوند . ما همه خادم هستیم . از ما توقع هست . از شما توقع هست .
من خوف دارم كه كارى بكنیم كه امام زمان علیه السلام پیش خدا شرمنده بشود . این‏ها شیعه‏ى تو هستند این كار را مى‏كنند! نكند یك وقت‏خداى نخواسته، یك كارى از ماها صادر بشود كه وقتى نوشته برود، نوشته‏هاى ملایكة‏اللهى كه مراقب ما هستند، رقیب هستند، هر انسانى، رقیب دارد و مراقبت مى‏شود . ذره‏هایى كه بر قلب‏هاى شما مى‏گذرد، رقیب دارد . چشم ما رقیب دارد . گوش ما رقیب دارد . زبان ما رقیب دارد . قلب ما رقیب دارد . كسانى كه مراقبت مى‏كنند این ها را، نكند كه خداى نخواسته از من و شما و سایر دوستان امام زمان علیه السلام یك وقت، چیزى صادر بشود كه موجب افسردگى امام زمان علیه السلام باشد . مراقبت كنید از خودتان، پاسدارى كنید از خودتان .

3 . كسب رضایت‏حضرت بقیة الله (عج)
رهبر همه‏ى شما و همه‏ى ما، وجود مبارك بقیة الله علیه السلام است و باید ماها و شماها طورى رفتار كنیم كه رضایت آن بزرگوار را كه رضایت‏خداست، به دست‏بیاوریم .
من امیدوارم كه همه‏ى خواهرها و برادرها و همه‏ى قشرهاى این ملت و همه‏ى ما، از خدمت‏گزاران به اسلام و ولى عصر علیه السلام باشیم . ما در یك مملكتى هستیم كه مملكت ولى عصر علیه السلام است و وظیفه‏ى آن‏هایى كه در مملكت ولى عصر علیه السلام زندگى مى‏كنند، یك وظیفه‏ى سنگین است . نمى‏توانیم ما لفظا بگوییم ما در زیر پرچم ولى عصر علیه السلام هستیم و عملا توى آن مسیر نباشیم، چنان چه نمى‏توانیم بگوییم كه ما، جمهورى اسلامى داریم و عملا آن طور نباشیم، اسلامى نباشیم .

4 . انتظار یعنى مقابله با ظلم
در بعضى روایات كه من حالا نمى‏دانم صحت و سقمش را، هست كه یكى از چیزهاى مستحب این است كه مؤمنین در حال انتظار، اسلحه هم داشته باشند . اسلحه‏ى مهیا، نه این كه اسلحه را بگذارند كنار و بنشینند منتظر . اسلحه داشته باشند براى این كه با ظلم مقابله كنند، با جور مقابله كنند . تكلیف است . نهى از منكر است . به همه‏ى ما تكلیف است كه باید مقابله كنیم با این دستگاه‏هاى ظالم، خصوصا دستگاه‏هایى كه با اساس مخالفند .
ما منتظران مقدم مباركش، مكلف هستیم تا با تمام توان كوشش كنیم تا قانون عدل الهى را در این كشور ولى عصر علیه السلام حاكم كنیم و از تفرقه و نفاق و دغل‏بازى بپرهیزیم و رضاى خداوند متعال را در نظر بگیریم .
امیدوارم كه ما همه جزء هیات قائمیه باشیم و همه به آن وظایفى كه اسلام، قرآن، تحت لواى حضرت صاحب علیه السلام براى ما تعیین فرموده‏اند، عمل كنیم و صورت‏ها را محتواى واقعى به آن بدهیم و الفاظ را معانى حقیقى .
شاید این وصفى كه براى حضرت صاحب علیه السلام ذكر شده است، دنبال همین آیه شریفه كه مى‏فرماید:
قل انما اعظكم بواحدة ان تقوموا لله مثنى و فرادى،
دنبال همین معنا باشد كه همه باید قیام بكنیم . قیام واحد كه بالاترین قیام، همان قیام آن شخص واحد است . و همه‏ى قیام‏ها باید دنبال آن قیام باشد و قیام لله باشد . خداى تبارك و تعالى مى‏فرماید كه: قل انما اعظكم بواحدة . به امت‏بگو كه فقط من یك موعظه دارم به شما و آن موعظه این است كه، قیام كنید و قیام لله باشد . قیام لله كنید . البته آن حضرت قیام لله مى‏فرمایند و آن للهى كه و آن خلوصى كه براى ایشان هست، براى دیگران نیست . لكن شیعه‏هاى بزرگوار آن حضرت هم باید پیروى از او بكنند در این‏كه قیام كنند لله، براى خدا .
امید آن است كه مسلمانان و مستضعفان جهان به پاخیزند و داد خود را از مستكبران بگیرند و مقدمات فرج آل محمد صلى الله علیه و آله را فراهم نمایند .
ان شاءالله، اسلام را به آن طور كه هست، در این مملكت پیاده كنیم و مسلمین جهان نیز اسلام را در ممالك خودشان پیاده كنند و دنیا، دنیاى اسلام باشد و زور و ظلم و جور از دنیا بر طرف بشود و مقدمه باشد براى ظهور ولى عصر ارواحنا له الفداء .
این چیزى كه ما در این وقت، در این عصر وظیفه داریم، این مهم است . همه انتظار داریم وجود مبارك ایشان را، لكن با انتظار تنها نمى‏شود . بلكه با وضعى كه بسیارى دارند، انتظار نیست .
فراهم كردن اسباب این است كه كار را نزدیك بكنیم . كار را هم‏چو بكنیم كه مهیا بشود عالم، براى آمدن حضرت علیه السلام .

5 . برداشت‏هاى انحرافى از انتظار
بعضى‏ها انتظار فرج را به این مى‏دانند كه در مسجد، در حسینیه، در منزل بنشینند و دعا كنند و فرج امام زمان علیه السلام را از خدا بخواهند . این‏ها مردم صالحى هستند كه یك همچو اعتقادى دارند، بلكه بعضى از آن‏ها را كه من سابقا مى‏شناختم، بسیار مرد صالحى بود . یك اسبى هم خریده بود . یك شمشیرى هم داشت و منتظر حضرت صاحب علیه السلام بود . این‏ها به تكالیف شرعى خودشان هم عمل مى‏كردند و نهى از منكر هم مى‏كردند و امر به معروف هم مى‏كردند، لكن همین . دیگر غیر از این كارى ازشان نمى‏آمد و به فكر این هم، كه یك كارى بكنند، نبودند .
یك دسته‏ى دیگرى بودند كه انتظار فرج را مى‏گفتند: این است كه، ما كار نداشته باشیم به این كه در جهان چه مى‏گذرد، بر ملت‏ها چه مى‏گذرد، بر ملت ما چه مى‏گذرد . به این چیزها، ما كار نداشته باشیم . ما تكلیف‏هاى خودمان را عمل مى‏كنیم . براى جلوگیرى از این امور هم خود حضرت بیایند ان شاء الله درست مى‏كنند . دیگر ما تكلیفى نداریم . تكلیف ما همین است كه دعا كنیم ایشان بیایند و كارى به كار آن چه در دنیا مى‏گذرد یا در مملكت‏خودمان نداشته باشیم . این‏ها هم یك دسته‏اى، مردمى بودند كه صالح بودند .
یك دسته‏اى مى‏گفتند: كه خوب! باید عالم پر معصیت‏بشود تا حضرت بیاید . ما باید نهى از منكر نكنیم، امر به معروف هم نكنیم تا مردم هر كارى مى‏خواهند بكنند، گناه‏ها زیاد بشود كه فرج نزدیك بشود .
یك دسته‏اى از این بالاتر بودند . مى‏گفتند: باید دامن زد به گناه‏ها . دعوت كرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت علیه السلام تشریف بیاورند . این هم یك دسته‏اى بودند كه البته در بین این دسته، منحرف‏هایى هم بودند . اشخاص ساده‏لوح هم بودند . منحرف‏هایى هم بودند كه براى مقاصدى، به این امر دامن مى‏زدند .
یك دسته‏ى دیگرى بودند كه مى‏گفتند: هر حكومتى اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حكومت‏باطل است و برخلاف اسلام است . آن‏ها مغرور بودند . آن‏هایى كه بازیگر نبودند مغرور بودند به بعض روایاتى كه وارد شده است‏بر این امر كه هر علمى بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن علم، علم باطل است . آن ها خیال كرده بودند كه نه، هر حكومتى باشد . در صورتى كه آن روایات كه هر كس علم بلند كند علم مهدى، به عنوان مهدویت‏بلند كند . حالا ما فرض مى‏كنیم كه یك هم‏چو روایاتى باشد، آیا معنایش این نیست كه ما تكلیف‏مان دیگر ساقط است . یعنى خلاف ضرورت اسلام، خلاف قرآن؟ این معنا كه ما دیگر معصیت‏بكنیم تا حضرت صاحب بیاید . حضرت صاحب كه تشریف مى‏آورند، براى چى مى‏آیند؟
براى این‏كه گسترش بدهند عدالت را . براى این‏كه حكومت را تقویت كنند . براى این‏كه فساد را از بین ببرند . ما برخلاف آیات شریفه‏ى قرآن، دست از نهى از منكر برداریم، دست از امر به معروف برداریم و توسعه بدهیم گناهان را براى این كه حضرت بیایند . حضرت بیایند چه مى‏كنند؟
حضرت مى‏آیند مى‏خواهند همین كارها را بكنند . الآن دیگر ما هیچ تكلیفى نداریم؟ دیگر بشر تكلیفى ندارد، بلكه تكلیفش این است كه دعوت كند مردم را به فساد! به حسب راى این جمعیت كه بعضى‏شان بازیگرند و بعضى‏شان نادان، این است كه ما باید بنشینیم دعا كنیم به صدام! هر كسى نفرین به صدام كند، خلاف امر كرده است، براى این‏كه حضرت دیر مى‏آیند! و هركسى دعا كند به صدام، براى این‏كه، این فساد زیاد مى‏كند . ما باید دعاگوى آمریكا باشیم و دعاگوى شوروى باشیم و دعاگوى اذناب شان، از قبیل صدام باشیم و امثال این‏ها، تا این كه این‏ها عالم را پر كنند از جور و ظلم و حضرت تشریف بیاورند! بعد حضرت تشریف بیاورند، چه كنند؟
حضرت بیایند كه ظلم و جور را بردارند . همان كارى كه ما مى‏كنیم و ما دعا مى‏كنیم كه ظلم و جور باشد، حضرت مى‏خواهند همین را برش دارند . ما اگر دست‏مان مى‏رسید، قدرت داشتیم باید برویم تمام ظلم و جورها را از عالم برداریم . تكلیف شرعى ماست . منتها ما نمى‏توانیم . اینى كه هست، این است كه حضرت عالم را پر مى‏كنند از عدالت . نه شما دست‏بردارید از این تكلیف‏تان، نه این كه شما دیگر تكلیف ندارید .
«اگر خود حضرت صاحب علیه السلام مقتضى بدانند، خوب، خودشان تشریف بیاورند» ! یكى از علما این جورى مى‏گفت (خدا رحمتش كند) كه: «من كه دلم بیشتر از حضرت صاحب علیه السلام براى اسلام نسوخته است . خوب ایشان هم كه مى‏بینند این را، خود ایشان بیایند، چرا من بكنم؟» .
این منطق اشخاصى است كه مى‏خواهند از زیر بار در بروند . اسلام، این‏ها را نمى‏پذیرد . اسلام، این‏ها را به هیچ چیز نمى‏شمرد . این‏ها مى‏خواهند از زیر بار در بروند . یك چیزى درست مى‏كنند . دو تا روایت از این طرف، از آن طرف مى‏گردند، پیدا مى‏كنند كه خیر، «با سلاطین مثلا بسازید، دعا كنید به سلاطین‏» . این، خلاف قرآن است . این‏ها نخوانده‏اند قرآن را . اگر صد تا هم چو روایت‏هایى بیاید، ضرب به جدار مى‏شود . خلاف قرآن است، خلاف سیره‏ى انبیاست‏یا این‏كه روایتى نیست . شما وقتى ملاحظه مى‏كنید آن همه روایاتى كه اگر كسى میل به این بكند . كه روایاتى است كه: اگر مایل باشى كه زنده باشد این سلطان، تو هم با او هستى . مسلمان مگر مى‏شود مایل باشد به این‏كه یكى زنده باشد و ظلم بكند، آدم بكشد؟ رابطه داشته باشد با یك كسى كه آدم مى‏كشد؟ عالم مى‏كشد؟ علما را مى‏كشد؟
این‏هایى كه مى‏گویند كه هر علمى بلند بشود/و هر حكومتى/خیال كردند كه هر حكومتى باشد، این برخلاف انتظار فرج است . این‏ها نمى‏فهمند چى دارند مى‏گویند . این‏ها تزریق كردند بهشان كه این حرف‏ها را بزنند . نمى‏دانند دارند چى چى مى‏گویند . حكومت نبودن; یعنى این كه همه‏ى مردم به جان هم بریزند، بكشند هم را، بزنند هم را، از بین ببرند . برخلاف نص آیات الهى رفتار بكنند . ما اگر فرض مى‏كردیم دویست تا روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار مى‏زدیم، براى این كه خلاف آیات قرآن است .
ارزش دارد كه انسان در مقابل ظلم بایستد . در مقابل ظالم بایستد و مشتش را گره كند و توى دهنش بزند و نگذارد كه این‏قدر ظلم زیاد بشود، این ارزش دارد . ما تكلیف داریم آقا! این‏طور نیست كه حالا كه ما منتظر ظهور امام زمان علیه السلام هستیم، پس دیگر بنشینیم در خانه‏هامان، تسبیح را دست‏بگیریم و بگوییم عجل على فرجه . عجل با كار شما باید تعجیل بشود . شما باید زمینه را فراهم كنید براى آمدن او و فراهم كردن این است كه، مسلمین را با هم مجتمع كنید . همه با هم بشوید، ان‏شاءالله ظهور مى‏كند ایشان .

6 . لزوم حكومت اسلامى در دوران غیبت كبرى
اكنون كه دوران غیبت امام علیه السلام پیش آمده و بناست احكام حكومتى اسلام باقى بماند و استمرار پیدا كند و هرج و مرج روا نیست، تشكیل حكومت لازم مى‏آید . عقل هم به ما حكم مى‏كند كه تشكیلات لازم است تا اگر به ما هجوم آوردند، بتوانیم جلوگیرى كنیم . اگر به نوامیس مسلمین تهاجم كردند، دفاع كنیم .
از غیبت صغرى تا كنون كه هزار و چند صد سال مى‏گذرد و ممكن است صد هزار سال دیگر بگذرد، و مصلحت اقتضا نكند كه حضرت تشریف بیاورند، در طول این مدت مدید، احكام اسلام باید زمین بماند و اجرا نشود؟ و هر كه هر كارى خواست‏بكند؟ هرج و مرج است؟ !
قوانینى كه پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله در راه بیان و تبلیغ و نشر و اجراى آن، بیست و سه سال زحمت طاقت فرسا كشید، فقط براى مدت محدودى بود؟ آیا خدا، اجراى احكامش را محدود كرد به دویست‏سال؟ و پس از غیبت صغرى، اسلام دیگر همه چیزش را رها كرده است؟
اعتقاد به چنین مطالبى یا اظهار آنها بدتراز اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است . هیچ كس نمى‏تواند بگوید دیگر لازم نیست از حدود و ثغور و تمامیت ارضى وطن اسلامى دفاع كنیم یا امروز مالیات و جزیه و خراج و خمس و زكات نباید گرفته شود، قانون كیفرى اسلام و دیات و قصاص باید تعطیل شود .
اكنون كه شخص معینى از طرف خداى تبارك و تعالى براى احراز امر حكومت در دوره‏ى غیبت تعیین نشده است، تكلیف چیست؟ آیا باید اسلام را رها كنید؟ دیگر اسلام نمى‏خواهیم؟ اسلام فقط براى دویست‏سال بود؟ یا این كه اسلام، تكلیف را معین كرده است، ولى تكلیف حكومتى نداریم؟
معناى نداشتن حكومت این است كه تمام حدود و ثغور مسلمین از دست‏برود و ما با بى‏حالى، دست روى دست‏بگذاریم كه هر كارى مى‏خواهند بكنند؟ و ما اگر كارهاى آن‏ها را امضاء نكنیم، رد نمى‏كنیم . آیا باید اینطور باشد؟ یا این كه حكومت لازم است و اگر خدا، شخص معینى را براى حكومت در دوره‏ى غیبت تعیین نكرده است، لكن آن اصیت‏حكومتى را كه از صدر اسلام تا زمان حضرت صاحب علیه السلام موجود بود، براى بعد از غیبت هم قرار داده است .
نگویید بگذار تا امام زمان علیه السلام بیاید . شما نماز را هیچ وقت مى‏گذارید تا وقتى كه امام زمان علیه السلام آمد، بخوانید؟ حفظ اسلام واجب‏تر از نماز است . منطق حاكم خمین را نداشته باشید كه مى‏گفت: «باید معاصى را رواج داد تا امام زمان علیه السلام بیاید . اگر معصیت رواج پیدا نكند، حضرت ظهور نمى‏كند!» این‏جا ننشینید فقط مباحثه كنید، بلكه در سایر احكام اسلام مطالعه كنید . حقایق را نشر دهید، جزوه بنویسید و منتشر كنید . البته، مؤثر خواهد بود . من تجربه كرده‏ام كه تاثیر دارد .
از همه شكننده‏تر، شعار گمراه‏كننده‏ى «حكومت قبل از ظهور امام زمان علیه السلام باطل است‏» و هزاران «ان قلت‏» دیگر، مشكلات بزرگ و جان‏فرسایى بود كه نمى‏شد با نصیحت و مبارزه‏ى منفى و تبلیغات، جلوى آن‏ها را گرفت . تنها راه حل، مبارزه و ایثار و خون بود كه خداوند، وسیله‏اش را آماده نمود . علما و روحانیت متعهد، سینه را براى مقابله با هر تیر زهرآگینى كه به طرف اسلام شلیك مى‏شد، آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند .
این نویسنده‏ى جاهل باز در كتابچه‏ى پوسیده، حرف‏هایى نسنجیده به دین و دین‏داران نسبت مى‏دهد و از آن، نتیجه‏هاى شگفت‏آور مى‏گیرد . مى‏گوید: (دین امروز ما مى‏گوید: هر دولتى كه پیش از قیام قائم برپا شود، باطل است - كل رایة ترفع قبل قیام القائم، فصاحبها طاغوت یعبد من دون الله . - مى‏گوید: كار سلطان و همراهى با آن عدیل كفر است - سالته عن عمل السلطان؟ فقال: الدخول فى اعمالهم و العون لهم و السعى فى حوائجهم عدیل الكفر . - مى‏گوید: قتال به همراهى غیر امام مانند خوردن گوشت‏خوك و خون است .) بلكه در حدیث صحیح، آماده بودن براى جنگ با دشمن را هم نهى كرده .
این نویسنده، مطالب را درهم و برهم كرده و روى هم ریخته، بى‏خردانه به اعتراض برخاسته . این احادیث هیچ مربوط به تشكیل حكومت‏خدایى عادلانه كه هر خردمند لازم مى‏داند، نیست . بلكه در روایت اول، دو احتمال است . یكى آن‏كه راجع به خبرهاى ظهور ولى عصر علیه السلام باشد و مربوط به علامات ظهور باشد و بخواهد بگوید علم‏هایى كه به عنوان امامت قبل از قیام قائم برپا مى‏شود، باطل است . چنانچه در ضمن همین روایت، علامت‏هاى ظهور هم ذكر شده است . و احتمال دیگر آن كه از قبیل پیش گویى باشد از این حكومت‏هایى كه در جهان تشكیل مى‏شود تا زمان ظهور كه هیچ‏كدام به وظیفه‏ى خود عمل نمى‏كنند و همین‏طور هم تاكنون بوده . شما چه حكومتى در جهان بعد از حكومت على بن ابى‏طالب علیه السلام سراغ دارید كه حكومت عادلانه باشد و سلطانش، طاغى و برخلاف حق نباشد؟
اكنون اگر كسى تكذیب كند از وضع یك حكومتى كه این حكومت‏ها جائرانه است و كسى هم تا زمان دولت‏حق نمى‏تواند آن‏ها را اصلاح كند، چه ربط دارد به این كه حكومت عادلانه نباید تشكیل داد؟ بلكه اگر كسى جزیى اطلاع از اخبار ما داشته باشد، مى‏بیند كه همیشه امامان شیعه با آن كه حكومت‏هاى زمان خود را حكومت ظالمانه مى‏دانستند و با آن‏ها آن طورها كه مى‏دانید سلوك مى‏كردند، در راهنمایى براى حفظ كشور اسلامى و در كمك‏هاى فكرى و عملى، كوتاهى نمى‏كردند و در جنگ‏هاى اسلامى در زمان خلیفه‏ى جور باز شیعیان على علیه السلام پیش‏قدم بودند . جنگ‏هاى مهم و فتح‏هاى شایانى كه نصیب لشكر اسلام شده، مطلعین مى‏گویند و تاریخ نشان مى‏دهد كه، یا به ست‏شیعیان على علیه السلام یا به كمك‏هاى شایان تقدیر آن‏ها بوده، شما همه مى‏دانید كه سلطنت‏بنى امیه در اسلام، بدترین و ظلمانه‏ترین سلطنت‏ها بوده و دشمنى و رفتارشان را با آل پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم و فرزندان على بن ابى‏طالب علیهم السلام همه مى‏دانید . و در میان همه‏ى بنى هاشم، بدسلوكى و ظلم‏شان نسبت‏به على بن الحسین زین العابدین علیه السلام بیشتر و بالاتر بود . به همین سلطنت وحشیانه‏ى جائرانه ببینید على بن الحسین علیه السلام چه قدر اظهار علاقه مى‏كند . . . .
اما روایت دوم كه مى‏گفت: داخل شدن در عمل سلطان و معاونت كردن از او و رفع حاجت او را كردن، هم‏دوش كفر است . این ماجراجوى بى‏خرد چنان‏چه تاكنون دیدید و عادت دارد، در نقل روایات خیانت مى‏كند وگرنه مطلب، روشن‏تر از آن است كه در آن، خود را نیازمند به جواب بدانیم . این روایت و امثال آن كه روایات بسیارى است، جلوگیرى از داخل شدن در تشكیلات دولت است‏براى اعانت‏به ظالم و كمك كارى كردن بر ستم‏كارى‏ها . این در تمام قوانین عالم ممنوع است . . . . ما مى‏گوییم در همان تشكیلات خانمان‏سوز دیكتاتورى هم اگر كسى وارد شود براى جلوگیرى از فسادها و براى اصلاح حال كشور و توده، خوب است . بلكه گاهى هم واجب مى‏شود . خوب است آقایان رجوع كنند به كتب فقها در باب ولایت از قبل ظالم، ببینند آن‏ها چه مى‏گویند . . . .
این بى‏خردان ماجراجو فقط براى آن كه دولت و ملت را با دین‏دارى و دین‏داران و خصوصا با ملاها بدبین كنند، در میان كتاب‏ها مى‏گردند، یك حدیث پیدا مى‏كنند . بى‏آن كه بگویند این حدیث در چه موضوعى وارد شده است، به چشم آن‏ها مى‏كشند . غافل از آن كه خوانندگان این اوراق، بسیارى‏شان دست كم با تاریخ اسلام سر و كار دارند . آن‏ها مى‏دانند از اصحاب خاص ائمه و دوستان خصوصى این خاندان، در شغل دولتى داخل بودند و ائمه‏ى دین آن‏ها را تایید و تمجید مى‏كردند; مثل: على بن یقطین و محمد بن اسماعیل بن بزیع و عبدالله نجاشى; والى اهواز و دیگران و همین‏طور از بزرگان علماى ما در دربار سلاطین وارد بودند، چنان‏چه پیش از این، اسم آن‏ها را بردیم .
و اما روایت‏سوم كه مى‏گوید: قتال به همراهى غیر امام، مانند خوردن گوشت‏خوك و خون است . این جاهل بى‏خرد، نسنجیده و كتاب‏هاى فقها را ندیده، این بیهوده را مى‏گوید . در اسلام، دوگونه جنگ است كه یكى را جهاد مى‏گویند و آن كشورگیرى است‏با شرطهایى كه براى آن شده است و دیگرى، جنگ براى استقلال كشور و دفع اجانب از آن است .
جهاد كه عبارت از كشورگیرى و فتح ممالك است، پس از آن است كه، دولت اسلامى با وجود امام یا به امر امام تشكیل مى‏شود و در این صورت، اسلام بر تمام مردان كه به حد بلوغ رسیده باشند و افتاده و عاجز نباشند و مملوك كه از افراد اجانب است، نباشند، واجب كرده است كه براى كشورگیرى حاضر شوند و قانون اسلام را در سرتاسر ممالك جهان منتشر كنند و باید همه‏ى جهانیان بدانند كه كشورگیرى اسلام با كشورگیرى فرمان‏فرمایان جهان، فرق‏ها دارد . . . .
و چون معلوم شد كه جهاد اسلامى، كشورگیرى مانند سایر كشورگیرى‏ها نیست . البته باید تشكیل حكومت اسلامى در تحت نظر امام عادل یا به امر او بشود تا به این امر اقدام شود وگرنه، چون كشورگیرى دیگر جهانیان شود كه آن از حكم خرد، بیرون و از بیدادگرى‏ها و ستم‏كارى‏ها به شمار مى‏رود و اسلام و تمدن و عدالت اسلامى از آن دور و برى است .
و اما قسم دوم از جنگ اسلامى كه به نام دفاع اسم برده شده و آن، جنگیدن براى حفظ استقلال كشور و دفاع از اجانب است، به هیچ وجه مشروط به وجود امام یا نایب امام نیست و كسى از مجتهدین نگفته كه دفاع را باید با امام یا جانشین آن كرد، بلكه بر تمام افراد توده واجب است‏به حكم اسلام، از كشور اسلامى محافظت كنند و استقلال آن را پابرجا نمایند .

7 . انقلاب اسلامى، مقدمه‏ى نهضت جهانى حضرت ولى عصر (عج)
انقلاب مردم ایران، نقطه‏ى شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچم‏دارى حضرت حجت - ارواحنا فداه - است كه خداوند بر همه‏ى مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد .
ما امروز دورنماى صدور انقلاب اسلامى را در جهان مستضعفان و مظلومان بیش از پیش مى‏بینیم و جنبشى كه از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستكبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، امید بخش آتیه‏ى روشن است و وعده‏ى خداوند تعالى را نزدیك و نزدیك‏تر مى‏نماید . گویى جهان مهیا مى‏شود براى طلوع آفتاب ولایت از افق مكه معظمه، و كعبه‏ى آمال محرومان و حكومت مستضعفان .
این كشورى كه كشور ائمه‏ى هدى و كشور صاحب الزمان علیه السلام است، باید كشورى باشد كه تا ظهور موعود ایشان به استقلال خودش ادامه بدهد ، قدرت خودش را در خدمت آن بزرگوار قرار بدهد كه عالم را ان‏شاءالله به عدل و داد بكشد و از این جورهایى كه بر مستضعفان مى‏گذرد، جلوگیرى كند .
من امیدوارم كه ما به مطلوب حقیقى برسیم، و متصل بشود این نهضت‏به نهضت‏بزرگ اسلامى و آن نهضت ولى عصر علیه السلام است .
ما با خواست‏خدا، دست تجاوز و ستم همه‏ى ستم‏گران را در كشورهاى اسلامى مى‏شكنیم و با صدور انقلاب‏مان كه در حقیقت، صدور انقلاب راستین و بیان احكام محمدى صلى الله علیه و آله است، به سیطره و سلطه و ظلم جهان‏خواران خاتمه مى‏دهیم و به یارى خدا، راه را براى ظهور منجى، مصلح كل و امامت مطلق حق، امام زمان - ارواحنا فداه - هموار مى‏كنیم .
اگر این جمهورى اسلامى از بین برود، اسلام آن‏چنان منزوى خواهد شد كه تا آخر ابد، مگر در زمان حضور حضرت، نتواند سرش را بلند كند .
تا دیروز مشروب فروشى و فساد و فحشا و فسق و حكومت ظالمان براى ظهور امام زمان - ارواحنا فداه - را مفید و راه‏گشا مى‏دانستند . امروز از این كه در گوشه‏اى خلاف شرعى كه هرگز خواست مسؤولین نیست، رخ مى‏دهد، فریاد وا اسلاما سر مى‏دهند! دیروز حجتیه‏اى‏ها، مبارزه را حرام كرده بودند و در بحبوحه‏ى مبارزات، تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانى نیمه‏ى شعبان را به نفع شاه بشكنند، امروز انقلابى‏تر از انقلابیون شده‏اند .

8 . مهیا شدن براى ظهور
ما باید در این‏طور روزها و در این‏طور ایام الله توجه كنیم كه خودمان را مهیا كنیم از براى آمدن آن حضرت . من نمى‏توانم اسم رهبر روى ایشان بگذارم، بزرگ‏تر از این است . نمى‏توانم بگویم كه شخص اول است، براى این كه دومى در كار نیست . ایشان را نمى‏توانیم ما با هیچ تعبیرى تعبیر كنیم الا همین كه مهدى موعود است . آنى است كه خدا ذخیره كرده است‏براى بشر و ما باید خودمان را مهیا كنیم از براى این كه اگر چنان‏چه موفق شدیم ان‏شاءالله به زیارت ایشان، طورى باشد كه روسفید باشیم پیش ایشان . تمام دستگاه‏هایى كه الآن به كار گرفته شده‏اند در كشور ما، امیدوارم كه در سایر كشورها هم توسعه پیدا بكند . باید توجه به این معنا داشته باشند كه خودشان را مهیا كنند براى ملاقات حضرت مهدى علیه السلام .

9 . اصلاحات مصلح موعود
مكتب ولى امر را به آن توجه كنید كه، براى تعلیم و تربیت این انسان است كه از حد حیوانیت‏برساندش به حد انسانیت و رشد انسانى پیدا كند و تربیت‏هاى انسانى پیدا كند و تعلیمات، تعلیمات صحیح باشد .
ولى عصر - ارواحنا له الفداء - كه او تا ازل احیاء مى‏كند دین خداى تبارك و تعالى را .
دنیا علیل است . سران همه كشورها، الا انگشت‏شمار، نمى‏توانم بگویم این یكى دوتا، سه تا، سران همه‏ى این‏ها، مردم را مسموم كرده‏اند و افكار ملت‏هاى خودشان را مسموم كرده‏اند و علیل كرده‏اند ملت‏هاى خودشان را . آن‏قدر تحقیر كرده‏اند از این ملت‏ها، آن‏قدر این‏ها را در فشار اقتصادى قرار داده‏اند و آن‏قدر این بیچاره‏ها زحمت كشیدند و زحمت‏هاى‏شان را دیگران به غارت بردند، كه علیل شدند . افكارشان از بین رفته است . یكى مى‏خواهد كه بیاید احیاء كند این افكار را . و من امیدوارم كه ان‏شاءالله حضرت بقیة الله علیه السلام زودتر تشریف بیاورند و این طبیب واقعى بشر، با آن دم مسیحایى خود، اصلاح كنند این‏ها را .
مهدى منتظر در لسان ادیان و به اتفاق مسلمین از كعبه ندا سر مى‏دهد و بشریت را به توحید مى‏خواند .
حكومت جور بسته بشود و از بین برود . معروف در كار باشد . منكرات از بین بروند . حضرت صاحب علیه السلام - ارواحنا فداه - هم كه تشریف مى‏آورند، براى همین معناست .
آن كارى كه لشكر امام زمان علیه السلام باید بكند، با آن كارى كه لشكر طاغوت مى‏كرد، فرق دارد . همان‏طورى كه خود امام زمان علیه السلام با طاغوت فرق داشت . آن، حكومت جور بود و این، حكومت عدل . آن، حكومت طاغوت بود و این، حكومت‏خدا .

10 . جامعه‏ى پس از ظهور
الف - زیبایى‏ها
به ما این وعده را داده‏اند كه، در یك وقتى كه امام زمان علیه السلام ظهور كند، این اختلافات از بین مى‏رود و همه برادروار با هم هستند . دیگر زورمند و زوركشى در كار نمى‏ماند .
و لهذا مى‏بینید فساد در آن وقت‏بود و حالا هم هست و تا آخر هم خواهد بود . بله، در زمان حضرت صاحب علیه السلام حكومت، واحد مى‏شود . قدرت حكومت . . . . عدالت، یك عدالت اجتماعى در همه‏ى عالم مى‏آید، اما نه این كه انسان‏ها بشوند یك انسان دیگر . انسان‏ها همان‏ها هستند كه یك دسته‏شان خوبند، یك دسته‏شان بد . منتها آن‏هایى كه بد هستند، دیگر نمى‏توانند كارهاى خلاف بكنند .
آن‏چه غایت تعلیمات اسلامى است، هم‏زیستى مسالمت‏آمیز در سطح جهان است، كه امید است‏با تعجیل در ظهور مهدى آخرالزمان - ارواحنا فداه - حاصل شود . و رسیدن انسان‏ها به كمال و سعادت اخروى است كه خداوند نصیب همگان فرماید .

ب - زشتى‏ها
در حكومت عدل بقیة الله علیه السلام هم عدالت جارى مى‏شود، لكن حب‏هاى نفسانى در بسیارى از قشرها باقى است و همان حب‏هاى نفسانى است كه بعضى روایات هست كه حضرت مهدى علیه السلام را تكفیر مى‏كنند .
ما نباید توقع داشته باشیم كه، صبح كنیم در حالى كه همه چیز سر جاى خودش باشد . در زمان حضرت صاحب علیه السلام هم كه ایشان با تمام قدرت مى‏خواهند عدل را اجرا نمایند، با این ترتیب نمى‏شود كه هیچ كس حتى خلاف پنهانى هم نكند . و بالاخره همان‏ها هم كه مخالف هستند، حضرت صاحب علیه السلام را شهید مى‏كنند و در روایات قریب به این معنا دارد كه بعضى فقهاى عصر با ایشان مخالفت مى‏كنند .
شما بدانید كه اگر امام زمان علیه السلام حالا بیاید، باز این قلم‏ها مخالفند با او .

11 . مفهوم واقعى عدالت
حالا البته این پر كردن دنیا را از عدالت، این را ما نمى‏توانیم بكنیم . اگر مى‏توانستیم مى‏كردیم . اما چون نمى‏توانیم بكنیم، ایشان باید بیایند . الآن عالم پر از ظلم است . شما یك نقطه هستید در عالم . عالم پر از ظلم است، ما اگر بتوانیم جلوى ظلم را بگیریم، باید بگیریم . تكلیف مان است . ضرورت اسلام و قرآن، تكلیف ما كرده است كه باید برویم همه‏ى كار را بكنیم . اما نمى‏توانیم بكنیم . چون نمى‏توانیم بكنیم، باید او بیاید تا بكند، اما ما باید فراهم كنیم كار را . فراهم كردن اسباب این است كه كار را نزدیك بكنیم، كار را هم‏چو بكنیم كه مهیا بشود عالم براى آمدن حضرت علیه السلام

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.