userinfo close
  ,

مهدویون


mahdaviun

تاسیس: 26 فروردین 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: حمید - معاونان
نه شرم و حیا نه عار داریم از تو *** اما گله بی شمار اریم از تو ما منتظر تو نیستیم آقا جان *** ادامه »
نه شرم و حیا نه عار داریم از تو *** اما گله بی شمار اریم از تو

ما منتظر تو نیستیم آقا جان *** تنها همه انتظار داریم از تو!
 
حمید  , hamid_alfa
حمید - 08:30 1384/12/11

« ظهور امام مهدی از دیدگاه قرآن »

« ظهور امام مهدی از دیدگاه قرآن »
بر خلاف آنچه بعضى از ناآگاهان تصور میكنند اعتقاد به قیام مهدى (ع) و حكومت جهانى او مخصوص شیعه و پیروان مكتب اهل بیت (ع) نیست، بلكه تمام فرق اسلامى بدون استثناء ظهور مردى از دودمان پیامبر را در آخر زمان به نام مهدى كه دنیا را پر از عدل و داد می كند پذیرفته ‏اند، و روایات آن را در كتب خود از پیامبر اكرم (ص) نقل كرده ‏اند.
كتابهاى فراوانى در این زمینه به وسیله دانشمندان اهل سنت و علماى شیعه نگاشته شده است كه به قسمتى از آن در بحثهاى آینده شاره می ‏شود.
این روایات متواتر و قطعى است كه همه محققان اسلامى - صرف نظر از مذهب خاص خود - آن را پذیرفته ‏اند، تنها عده محدودى مانند «ابن خلدون» و «احمد امین مصرى» در صدور این روایات از پیامبر تردید كرده ‏اند، و قرائنى در دست داریم كه انگیره آنها از این كار ضعف روایانبوده بلكه شاید فكر می ‏كردند كه روایات مربوط به قیام مهدى مشتمل بر خارق عاداتى است كه به سادگى نمی توانند آن را باوركنند .
این در حالى است كه متعصب‏ترین فرق اسلامى یعنى «وهابی ها» نیز آن را پذیرفته و به متواتر بودن احادیث آن اعتراف كرده‏ اند
شاهد این مدعا بیانیه‏اى است كه چند سال قبل از طرف رابطه العالم الاسلامى كه شدیداً زیر نفوذ وهابیان و دولت سعودى است، در پاسخ سؤالى كه از آنها درباره ظهور حضرت مهدى شده بود صادر گردید .
این بیانیه در پاسخ یكى از اهالى «كنیا» به نام «ابو محمد» و به امضاى دبیر كل «رابطة العالم الاسلامى» «محمد صالح القزاز» بود، در این بیانیه آمده است كه :
ابن تیمیه» مؤسس مذهب وهابیان احادیث مربوط به مهدى (ع) را نیز پذیرفته است سپس به رساله‏اى كه پنج تن از علماى معروف حجاز در این زمینه تهیه كرده ‏اند می پردازد
در قسمتى از این رساله می خوانیم :
«به هنگام ظهور فساد در جهان و نشر كفر و ظلم، خداوند جهان رابه وسیله «مهدى» پر از عدل و داد می كند آنگونه كه از ظلم و ستم پر شده است، او آخرین خلیفه راشدین دوازده گانه است كه پیامبر طبق كتب صحاح ازآن خبر داده است... .
احادیث مربوط به مهدى را بسیار از صحابه پیامبر (ص) نقل كرده ‏اند از جمله عثمان بن عفان، على بن ابى طالب، طلحه بن عبیدالله، عبدالرحمن بن عوف، عبدالله بن عباس، عماربن یاسر، عبدالله بن مسعود، ابوسعید خدرى، ثوبان، قرة بن ایاس مزنى، عبدالله بن حارث، ابوهریره، خیفه بن یمان، جابر بن عبدالله، ابوامامه، جابربن ماجد، عبدالله بن عمر، انس بن مالك، عمران بن حصین و ام سلمه .
اینها بیست نفر از كسانى هستند كه روایات مهدى را نقل كرده ‏اند، افراد زیاد دیگرى غیر آنها نیز وجود دارند.
سخنان فراوانى نیز از خود صحابه درباره ظهور مهدى نقل شده است كه آنها را نیز می توان در ردیف روایت پیامبر شمرد، زیرا این مساله از مسائلى نیست كه بتوان با اجتهاد پیرامون آن سخن گفت (بنابراین صحابه این مطالب را از پیامبر شنیده‏اند).
سپس می افزاید: این دو مطلب (روایات پیامبر (ص) و روایت صحابه كه در اینجا در حكم حدیث است) در بسیارى از متون معروف اسلامى و كتب اصلى حدیث اعم از «سنن» و «معاجم»و «مسانید» آمده است .
از جمله سنن ابى داود، سنن ترمذى، ابن ماجد، ابن عمرو، مسند احمد، و ابن لیلى، و بزاز، و صحیح حاكم، و معاجم طبرانى، و دار قطنى و ابونعیم، و خطیب بغدادى و ابن عساكر و غیر آنان .
سپس می افزاید: این مطلب آن اندازه اهمیت دارد كه بعضى از دانشمندان اسلامى كتابهاى مخصوص در زمینه اخبار مهدى تالیف كرده ‏اند از جمله ابو نعیم اصفهانى،«در اخبار المهدى»، «ابن حجر هیثمى» در «القول المختصر فى علامات المهدى»،«شوكانى»در «التوضیح فى تواتر، جاء فىالمنتظر و الرجال و المسیح »و «ادریس عراقى مغربى» در كتاب «المهدى »و ابو العباس ابن «عبدالمومن المغربى» در كتاب «الوهم المكنون فى الرد على بن خلدون».

بعد از اضافه می كند: گروهى از دانشمندان بزرگ اسلام از قدیم و جدید در نوشته ‏هاى خود تصریح كرده ‏اند كه احادیث درباره مهدى در حد تواتر است (و به همین دلیل قابل انكار نیست)
از جمله از «سخاوى» در كتاب «فتح المغیث» محمد بن احمد سفاوینى در كتاب «شرح العقیده» و ابوالحسن الابرى، در كتاب «مناقب الشافعى» و ابن تیمیه در كتاب فتاوایش، و سیوطى در «الحاوى »و ادریس عراقى در كتاب خود و شوكانى در «التوضیح» و محمد جعفر كنانى «نظم التنامر».
و در پایان این بحث می گوید: تنها «ابن خلدون» است كه خواسته احادیث مهدى را مورد ایراد قرار دهد، ولى بزرگان دین و دانشمندان اسلام گفتار او را رد كرده ‏اند، و بعضى مانند «ابن عبدالمؤمن» كتاب ویژه‏اى در رد او نوشته ‏اند
كوتاه سخن اینكه حافظان حدیث و بزرگان دین تصریح كرده‏اند كه احادیث مهدى مشتمل بر احادیث صحیح و حسن است و در مجموع متواتر مى‏باشد
و در پایان چنین نتیجه می گیرد:«بنابراین اعتقاد به ظهور مهدى بر هر مسلمانى واجب است، واین جزء عقائد اهل سنت و جماعت است، و هیچكس جز افراد نادان و بیخبر یا بدعتگذار آن را انكار نمی كنند.(586)
اشاره به این نكته نیز لازم است كه به اعتقاد گروهى از محققین، اعتقاد به وجود مهدى منحصر به مسلمانان نیست، بلكه سایر پیروان مذاهب نیز همواره در انتظار مصلحى بزگ براى جهان هستند، و در منابع مختلف آنها این معنى یادآورى شده است، و شرح حال بیشتر آنراباید در كتبى كه درباره ظهور مهدى نوشته شده است مطالعه كرد.(587)

* * *
اكنون به سراغ آیاتى می رویم كه به این ظهور بزرگ اشاره می كند :

1.حكومت صالحان در زمین
در سوره انبیاء می خوانیم:
ولقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادى الصالحون - ان فى هذا لبلاغا لقوم عابدین :
«ما در زبور بعد از ذكر (تورات) نوشتیم (و مقرر داشتیم) كه بندگان صالح من (حكومت) زمین رابه ارث می ‏برند در این سخن ابلاغ روشنى است براى گروه عبادت كنندگان»(انبیاء - 105 –106)
این آیات، به دنبال آیاتى كه پاداش اخروى صالحان را بیان می كند قرار گرفته، و در واقع بیانگر پاداش دنیوى آنان است و پاداش بسیار مهمى كه زمینه ساز سعادت‏و اجراى احكام الهى و صلاح و نجات جامعه انسانى است .
با توجه به اینكه «ارض» به طور مطلق تمام كره زمین و سراسر جهان را شامل می شود(مگر اینكه قرینه خاص در میان باشد) این آیه بشارتى است در زمینه حكومت جهانى صالحان و از آنجا كه این معنى در گذشته تحقق نیافته است باید در آینده در انتظار آن بود و این همان چیزى است كه به عنوان «حكومت جهانى مهدى» از آن یاد می كنیم .
این نكته نیز قابل توجه است كه آیه مى‏گوید،«ما این وعده را در كتب انبیاء پیشین نیز نوشته‏ایم اشاره به اینكه این وعده تازه نیست بلكه امرى است ریشه‏دار كه در مذاهب دیگر نیز آمده است
منظور از «زبور» به احتمال قوى همان «زبور داود» است كه مجموعه‏اى از مناجاتها و نیایشها و اندرزهاى داود پیامبر مى‏باشد كه در كتب عهد قدیم (كتب وابسته به تورات) به عنوان «مزامیر داود» از آن یاد شده است
جالب اینكه در همین كتاب مزامیر داود - با تمام تحریفاتى كه در كتب عهد قدیم به مرور زمان صورت گرفته - باز این بشارت بزرگ دیده مى‏شود .
در مزمور 37 جمله 9 مى‏خوانیم :
«... زیرا كه شریران منقطع مى‏شوند و اما متوكلان به خداوند وازث زمین خواهند شد، و حال اندك است كه شریر نیست مى‏شود، هر چند مكانش را استفسار نمایى ناپیدا خواهد شد»
و در جمله یازدهم همین «مزمور» آمده است:«اما متواضعان وارث زمین شده و از كثرت سلامتى متلذذ خواهد شد».
و نیز در همین «مزمور» در جمله 7 همین معنى با عبارت زیر آمده است :
«زیرا متبركان خداوند وارث زمین خواهند شد اما ملعونان وى منقطع خواهند شد»
و در جمله 29 آمده است:«صدیقان وارث زمین شده ابدا در آن ساكن خواهند شد».
روشن است تعبیراتى مانند«صدیقان»،«متوكلان»،«متبركان »و «متواضعان» اشاره به همان «مؤمنان صالحان» است كه در قرآن آمده .
منظور از «ذكر» در آیه فوق نیز به اعتقاد بسیارى از مفسران تورات است و آیه 48 همین سوره انبیاء، به آن گواهى مى‏دهد: و لقد اتینا موسى و هارون الفرقان و ضیاء و ذكرى للمتقین:«ما به موسى و هارون چیزى كه وسیله جدایى حق از باطل و روشنایى و یادآورى پرهیزگاران بود خشیدیم».
بعضى نیز احتمال داده‏اند كه منظور از«ذكر»، «قرآن »است، و از «زبور» تمام كتب انبیاى پیشین است (بنابراین معنى آیه چنین مى‏شود ما در تمام كتب انبیاى پیشین علاوه بر «قرآن» این بشارت را داده‏ایم...
به هر حال این بشارت در پاره‏اى از ملحقات تورات مانند كتاب «اشعیاءنبى» نیز آمده است چنانكه در فصل یازدهم این كتاب مى‏خوانیم
«ذلیلان رابه عدالت حكم، و براى مسكینان زمین به راستى تنبیه (و مایه بیدارى) خواهد بود.
كمربند كمرش عدالت
و وفا نطاق میانش خواهد بود
و گرگ با بره سكونت داشته
و طفل كوچك شبان ایشان خواهدبود...
زیرا كه زمین از دانش خداوند مثل آبهایى كه دریا را فرو مى‏گیرند پر خواهد شد!
در خود تورات نیز اشاره هایى به این معنى دیده مى‏شود از جمله درفصل 13 شماره 15 آمده است: «زمین را به یكى از اولاد ابراهیم مى‏دهیم اگر كسى غبار را بشمارد ذریت او را خواهد شمرد»
و در فصل 17 جمله 20 آمده است :او (اسماعیل) را بركت دادم و او را بارور گردانیده (فرزندانش را) به غایت زیاد خواهم نمود و دوازده سرور به وجود خواهد آورد و او را امت عظیمى خواهد داد». جمله دوازده سرور به وجود خواهد آورد كه نشان مى‏دهد امامان و پیشوایان دوازده گانه همه از فرزندان او هستند توجه كنید .
و در فصل 18 جمله 18 آمده است:« جمیع اقوام دنیا در او متبرك خواهند بود».
و تعبیرات و اشارات دیگرى از این قبیل كه ذكر همه آنها به طول مى‏انجامد.

* * *
در روایات اسلامى - علاوه بر اشاره روشنى كه در آیه فوق نسبت به قیام مهدى (ع) شده - نیز این مساله به طور صریح آمده است، از جمله مرحوم «طبرسى» در «مجمع البیان» در ذیل همین آیه از امام باقر (ع) چنین نقل مى‏كند :
«هم اصحاب المهدى فى آخر الزمان»:«آنها (بندگان صالحى را كه خداوند در این آیه بعنوان وارثان زمین ذكر فرموده است) یاران مهدى (ع) در آخر الزمان هستند».
در تفسیر قمى نیز در ذیل آیه چنین آمده است :
«قال القائم و اصحابه»:«منظور از این آیه (قائم) و یاران او هستند». شك نیست كه بندگان صالح خدا ممكن است بخشى از حكومت روى زمین را در اختیار بگیرند، همانگونه كه در عصر رسول الله (ص) و بعضى از اعصار دیگر واقع شد، ولى قرار گرفتن حكومت تمام روى زمین در اختیار صالحان تنها در عصر مهدى (ع) صورت مى‏گیرد و روایات فراوانى كه از طرقاهل سنت و شیعه در این زمینه رسیده است در سر حد تواتر است .
«شیخ منصور على ناصف»نویسنده كتاب «التاج الجامع للاصول» (كتابى كه اصول پنجگانه معروف اهل سنت در آن گرد آورى شده و تقریظهاى مهمى از علماى الازهر بر آن نوشته‏اند) در كتاب مزبور چنین آورده است :
اشتهر بین العلماء و خلفا انه فى آخر الزمان لابد من ظهور رجل من اهل البیت مسمى المهدى یستولى على الممالك الاسلامیه و یتبعه المسلمون و یعدل بینهم و مؤید الدین :
«در میان دانشمندان امروز و گذشته مشهور است كه در آخر زمان به طور یقین مردى از اهل بیت (ع) ظاهر مى‏شود كه برتمام كشورهاى اسلامى مسلط مى‏گردد و همه مسلمانان از او پیروى مى‏كنند و در میان آنها عدالت را اجرا مى‏نماید و دین را تقویت مى‏كند.
سپس مى‏افزاید :و قد روى احادیث المهدى جماعه من خیار الصحابه و اخرجها اكابر المحدثین: كابى داود و تزمذى و ابن ماجه و الطبرانى و ابى یعلى و البزاز و الامام احمد و الحاكم (رض) .
احادیث مهدى را گروهى از اصحاب خوب پیامبر (ص) نقل كرده و بزرگان اهلبیت مانند ابو داود و ترمذى و ابن ماجه و طبرانى و ابویعلى وبزاز و امام احمد و حاكم در كتابهاى خود آورده‏اند.(588)
حتى ابن خلدون كه معروف به مخالفت با احادیث مهدى است نیز شهرت این احادیث را در میان همه دانشمندان اسلام نتوانسته انكاركند.(589)
از كسان كه تواتر این اخبار را در كتاب خود آورده‏اند «محمد شبلنجى» دانشمند معروف مصرى در كتاب «نورالابصار» است مى‏گوید
تواتر الاخبار عن النبى (ص) على ان المهدى من اهل بیته و انه یملاء الارض عدلا:«اخبار متواترى از پیامبر به ما رسیده كه مهدى از خاندان او است و تمام روى زمین را پر از عدالت مى‏كند».
این تعبیر در بسیارى از كتب دیگر نیز آمده است تا آنجا كه «شوكانى» از علماى معروف اهل سنت در كتابى كه پیرامون تواتر احادیث مربوط به مهدى (ع) و خروج دجال و بازگشت مسیح نوشته بعد از بحث مشروحى در زمینه تواتر احادیث مربوط به مهدى (ع) مى‏نویسد: هذا یكفى لمن كانعنده ذرة من الایمان و قلیل من انصاف:«آنچه گفته شده براى كسانى كه یك ذره ایمان ویك جو انصاف دارند كافى است».(590)
خوب است در اینجا حداقل چند روایت نخبه كه در معروفترین منابع اسلامى آمده به عنوان مشت نمونه خروار بیاوریم :
.«احمد حنبل »از ائمه چهارگانه اهل سنت در كتاب «مسند» خود از «ابو سعید خدرى» نقل مى‏كند كه پیغمبر اكرم (ص) فرمود: لا تقوم الساعة حتى تمتلا الارض ظلما و عدوانا، قال ثم یخرج رجل من عترتى او من اهل بیتى یملاها قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و عدوانا:«قیامت بر پانمى‏شود تا آن زمانى كه زمین پر از ظلم و ستم گردد، سپس مردى از عترت یا اهل بیت من قیام مى‏كند و زمین را پر از قسط و عدل مى‏سازد آن گونه كه ظلم و ستم آن را پر كرده بود».(591)
2.همین معنى را حافظ ابو داود سجستانى در كتاب «سنن» خود با مختصر تفاوتى نقل كرده است.(592)
3.ترمذى محدث معروف به سند صحیح (طبق تصریح منصور على ناصف در التاج) از عبدالله از پیغمبر نقل مى‏كند كه فرمود: لو لم یبق من الدنیا الایوم لطول الله ذلك الیوم حتى یبعث رجلا منى او من اهل بیتى یواطئ اسمه اسمى و اسم ابیه اسم ابى یملأ الارض قسطا و عدلا كما ملئ ظلما و جورا:«اگر باقى نماند از عمر دنیا مگر یك روز، خداوند آن یك روز را چنان طولانى مى‏كند كه مبعوث كند مردى را از من یا از اهل بیت من (تردید از راوى روایت است و مفهوم و محتوا یكى است) كه اسم او اسم من و اسم پدرش اسم پدر من است.(593) زمین را پر از عدل و اد مى‏كند آن گونه كه از ظلم و ستم پر شده است.(594)
شبیه همین حدیث را با مختصر تفاوتى حاكم نیشابورى در «مستدرك» آورده و در پایان آن مى‏گوید: این حدیث صحیحى است هر چند بخارى و مسلم آن را ذكر نكرده‏اند.(595)
5.و نیز در صحیح «ابى داود» از ام سلمه نقل شده است كه مى‏گوید كه من از رسول خدا شنیدم چنین مى‏گفت: المهدى من عترتى من ولد فاطمه:«مهدى از خاندان من است و از فرزندان فاطمه».(596)
5. حاكم نیشابورى در مستدرك، حدیث مشروحترى در این زمینه از ابو سعید خدرى از پیامبر(ص) نقل مى‏كند كه فرمود:
ینزل بامتى فى آخر الزمان بلاء شدید من سلطانهم، لم یسمع بلاء اشد منه حتى تضیق عنهم الارض الرحبه و حتى یملا الارض جورا و ظلما لا یجد المؤمن ملجأ یلتجأ ایه من الظلم فیبعث الله عزوجل رجلا من عترتى فیملأ الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما وجورا یرضى عنه ساكن الارض السماء و ساكن لاتدخر الارض من بذرها شیئا الا اخر جته و لا السماء من قطرها شیئا الا صبه الله علیهم مدرارا:
«در آخر زمان بلاى شدیدى بر امت من از سوى سلطان آنها وارد مى‏شود بلایى كه شدیدتر از آن شنیده نشده تا آنجا كه زمین وسیع و گسترده بر آنها تنگ مى‏شود و تا آنجا كه زمین پر از جور و ظلم مى‏گردد و مؤمن پناهگاهى براى پناه جستن به آن از ظلم نمى‏یابد در این هنگام خداوند متعال مردى از عترتم را مبعوث مى‏ك زمین را پر از عدل و داد كند آن گونه كه از ظلم و ستم پر شده بود ساكنان آسمان از او خشنود مى‏شوند و همچنین ساكنان زمین، زمین تمام بذرهاى خود را بیرون مى‏فرستد و بارور مى‏شود و آسمان تمام دانه‏هاى باران را بر آنها فرو مى‏بارد وجا را سیراب و پر بركت مى‏كند».(597)
حاكم بعد از ذكر حدیث مى‏گوید این حدیث صحیح است هر چند بخارى و مسلم آن را در كتاب خود نیاورده‏اند.
و این گونه احادیث از راویان مختلف در منابع مشهور فراوان است و نشان مى‏دهد كه سرانجام حكومت جهانى به دست با كفایت مهدى (ع) بر پا مى‏شود و همه جا پراز عدل و داد مى‏گردد و مضمون آیه، فوق ان الارض یرثها عبادى الصالحون تحقق مى‏یا بد.
آیه سوره نور
در آیه 55 این سوره مى‏خوانیم :
وعدالله الذین امنوا منكم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فى الارض كما استخلف الذین من قبلهم و لیمكننّ لهم دینهم الذى ارتضى لهم ولیبدلنهّم من بعد خوفهم امنا یعبدوننى لا یشركون بى شیئا ومن كفر بعد ذلك فاولئك هم الفاسقون :
«خداوند به كسانى از شما كه ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند وعده داده كه آنها را به یقین خلیفه روى زمین كند، آن گونه كه پیشینیان آنها را خلافت (روى زمین) بخشید و دین و آیینى را كه براى آنها پسندیده است پا برجا و ریشه دار سازد و بیم و ترس آنهارابه آامش و امنیت مبدل كند آن چنان مى‏شود كه تنهامرا مى‏پرستند و چیزى را شریك من نخواهند كرد و كسانى كه بعد از آن كافر شوند آنها فاسقند»
در این آیه با صراحت به مؤمنان صالح بشارت داده شده است كه سرانجام حكومت روى زمین را در دست خواهند گرفت و دین اسلام فراگیر خواهد شد و ناامنیها و وحشتها به آرامش و امنیت مبدل مى‏گردد شرك از سراسر جهان برچیده مى‏شود و بندگان خدا با آزادى به پرستش خداى یگانه امه مى‏دهند و نسبت به همگان اتمام حجت مى‏شود به گونه‏اى كه اگر كسى بعد از آن بخواهد راه كفر را بپوید مقصر وفاسق خواهدبود.(مخصوصا در بخش آخر آیه دقت كنید
گرچه این امور مهم كه مورد وعده الهى بوده است در عصر پیامبر (ص) و زمانهاى بعد از آن در مقیاس نسبتا وسیعى براى مسلمین جهان تحقق یافت و اسلام كه روزى در چنگال دشمنان گرفتار بود كه مجال كمترین ظهور و بروزى به آن نمى‏دادند و مسلمانان دائما در ترس و وحشت به سر ى‏بردند، سرانجام نه فقط شبه جزیره عرب بلكه بخشهاى عظیمى از جهان را فرا گرفت و دشمنان در تمام جبهه‏ها شكست خوردند ولى با این حال حكومت جهانى اسلام كه سراسر دنیا را فرا گیرد و شرك و بت پرستى ر ابكلى ریشه كن سازد و امنیت و آرامش و آزادى و توحید خالص را همه گسترش دهد هنوز تحقق نیافته پس باید در انتظار تحقق آن بود.
این امر مطابق روایت متواتره كه قبلا به آن اشاره شد در عصر قیام مهدى (ع) تحقق خواهدیافت، بنابراین یكى از مصادیق این آیه در عصر پیامبر و اعصار مقارن آن حاصل شد و شكل وسیعترش در عصر قیام مهدى (ع) خواهد بود و این دو با هم منافاتى ندارد و این وعده الهى در هر دو مرحله باید تحقق یابد.

منظور از استخلاف و جانشنین شدن در اینجا همان جانشینى از اقوام كافر پیشین است كه حكومت آنها زائل مى‏شود و حكومت حق بحاى آن مى‏نشیند نظیر آنچه در آیه 14 یونس آمده است:«ثم جعلناكم خلائف فى الارض من بعدهم لننظر كیف تعملون:«سپس شما را جانشینان آنها (آن اقوام لم) در روى زمین قرار دادیم تا بنگریم چگونه عمل خواهید كرد».
شبیه همین معنى در آیه 69و74 اعراف آمده است .
بنابراین كسانى مانند فخر رازى كه پنداشته‏اند آیه دلیل روشنى بر صحت خلافت خلفاى چهارگانه نخستین است چرا كه آنها بودند كه جانشین و خلیفه پیامبر شدندو وعده الهى در عصر آنان تحقق پیدا كرد گرفتار اشتباهى شده‏اند زیرا آیه فوق ناظر به خلافت پیامبر نیست بلكه خلا و جانشینى اقوام پیشین است آنگونه كه در ایات سه گانه بالا آمد و آن گونه كه در آیه 137 سوره اعراف آمده است: و اورثنا القوم الذین كانوا یستضعفون مشارق الارض و مغاربها التى باركنا فیها وتمّت كلمه ربك الحسنى على بنى اسرائیل بما صبروا:
ما مشرقها و مغربهاى پر بركت زمین را به آن قوم تضعیف شده (بنى اسرائیل) واگذار كردیم و وعده نیك پروردگارت بر آنها به خاطر صبر و استقامتى كه نشان دادند تحقق یافت».
به هر حال آیه بشارت و نوید حكومت مؤمنان صالح را بر سراسر جهان مى‏دهد كه در مقیاس وسیعى در عصر پیامبر اسلام (ص) و بعد از آن تحقق یافت، هر چند همه جهان را فرا نگرفت، ولى نمونه‏اى از تحقق این وعده الهى بود، اما به صورت حكومت جهانى بر تمام روى زمین هنوز تحققیافته و مصداق نهایى آن با فراهم شدن زمینه‏ها به مشیت الهى با حكومت حضرت مهدى (ع) تحقق خواهد یافت كه طبق روایات پیامبر (ص) و سایر معصومین تمام دنیا را پر از عدل و داد مى‏كند بعد از آنكه از ظلم و جور پر شده باشد و ما در انتظار این وعده قرآنى هستیم
روایاتى كه در تفسیر این آیه در منابع مختلف نقل شده نیز این واقعیت را تأیید مى‏كند.
از جمله مفسر معروف «قرطبى» در تفسیر «الجامع لاحكام القرآن» ذیل این آیه از «سلیم بن عامر» از «مقداد بن اسود» نقل مى‏كند كه از رسول خدا (ص) شنیدم كه مى‏فرمود: ما على ظهر الارض بیت حجر ولا مدر الا ادخله الله كلمة الاسلام «هیچ خانه‏اى از سنگ یا گل بر صفحه ز باقى نمى‏ماند مگر اینكه خداوند اسلام را در آن وارد مى‏كند.(598 )
و در تفسیر «روح المعانى »از امام على بن الحسین» چنین نقل شده است كه در تفسیر این آیه فرمود:هم والله شیعتنا اهل البیت یفعل ذلك بهم على ید رجل منا و هو مهدى هذه الامه و هو الذى قال رسول الله (ص) فیه لو لم یبق من الدنیا الایوم واحد لطول الله تعالى ذلك الیوم حتى یلى رجل من عترتى اسمه اسمى یملا الارض عدلا و قسطا كما ملئت ظلما و جورا:
«آنها به خدا سوكند شیعیان ما هستند خداوند این كار را به دست مردى از ما انجام مى‏د هد و او مهدى این امت است و او همان كسى است كه رسول خدا درباره‏اش فرمود: اگر از عمر دنیا جز یك روز باقى نمانده باشد خداوند آن روز را طولانى مى‏كند تا مردى از عترت من كه نام نام من است حاكم زمین شود و آن را پر از عدل و داد مى‏كند، آن گونه كه از ظلم و جور پر شده باشد».این حدیث را با مختصر تفاوتى بسیارى از منابع اهل بیت (ع) مى‏توان یافت. گرچه «آلوسى» در روح المعانى این حدیث را با نظر موافق ارزیابى نكرده ولى در ذیل آن مى‏گوید از طرق ما پاره‏اى از روایات وارد شده كه مؤید این معنى است - هر چند كه مابر آن تكیه نمى‏كنیم - مانند چیزى كه «عطیه» از پیامبر اكرم نقل كرده است كه پس از تلاوت این آیرمود: اهل البیت هیهنا:«اهل بیت (ع) در اینجا هستند» و اشاره به سوى قبله فرمود.
(599)
قرطبى حدیث دیگرى نیز در این زمینه نقل مى‏كند كه پیامبر اكرم (ص) فرمود: زویت لى الارض فرأیت مشارقها و مغاربها وسیبلغ ملك امتى ما زوى لى منها:«زمین براى من گرد آورى شد، و تمام مشارق و مغارب آن را دیدم وبه زودى حكومت امت من بر تمام آنچه در نظر من جمع و پیجید شد(برتمام روى زمین) استقرار خواهد یافت».(600)
توضیح این كه: همانگونه كه گفتیم تحقق این وعده الهى مراحلى دارد: یك مرحله از آن در مورد مؤمنان صالح در عصر پیامبر (ص) واقع شد، و بعد از فتح مكه و سیطره اسلام بر جزیرة العرب، مسلمانان در سایه اسلام و پیامبر (ص) امنیت نسبى پیدا كردند و حاكم بر بخش عظیمى از منطقه شدند و آنچه در شان نزول این آیه آمده است تحقق یافت .
در شان نزول این آیه در بسیارى از تفاسیر، از جمله اسباب النزول، مجمع البیان، فى ظلال، و قرطبى (با تفاوت مختصرى) آمده است هنگامى كه پیامبر اسلام (ص) و مسلمانان به مدینه هجرت كردند و انصار با آغوش باز از آنها استقبال نمودند تمامى عرب بر ضد آنان قیام نمودند آن چنان كه ناچار بودند اسلحه رااز خود دور نكنند، شب را با سلاح بخوابند و صبح با سلاح برخیزند ادامه این حالت بر مسلمانان سخت آمد، بعضى مى‏پرسیدند تا كى این حالت ادامه خواهد یافت؟ آیا زمانى خواهد فرارسید كه شب را با خیال راحت استراحت كنیم واز هیچ كس جز خدا نرسیم؟ آیه فوق نازل شد و بشارت داد كه چنین زمانى فرا خواهد رسید.
مرحله دیگر آن در زمان خلفا واقع شد كه اسلام بخشهاى عظیمى از جهان را زیر بال وپر خود گرفت و امنیت و آرامش بیشتر براى مسلمین فراهم گشت .
ولى مرحله سوم و نهایى یعنى عالمگیر شدن اسلام و حاكمیت بر كل جهان توأم با امنیت و آرامش و پیروزى سپاه توحید بر لشكر شرك هنوز تحقق نیافته و تنهادر عصرقیام مهدى (ع) صورت خواهد پذیرفت، و این معانى سه گانه كه سلسله مراتب یك واقعیت است هیچ منافاتى با هم ندارد.
ضمنا از این آیه استفاده مى‏شود كه این وعده الهى مخصوص افرادى است كه داراى ایمان و عمل صالح باشند و به یقین در هر عصر وزمانى این دو شرط تحقق یابد مرحله‏اى از این حاكمیت الهى براى مسلمین فراهم خواهد شد و در نقطه مقابل هر گاه شكستنى رخ دهد و مسلمین در چنگالشمنان ناتوان و خوار گردند باید دانست كه آن دو اصل كه دو شرط وعده الهى است به فراموشى سپره شده: ایمانها ضعیف گشته و عمل‏ها آلوده گردیده است !

آیه ظهور حق
در آیه 33 سوره توبه مى‏خوانیم: هوالذى ارسل رسوله بالهدى و دین الحق لیظهره على الدین كله و لوكره المشركون:«او كسى است كه رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد تا او را بر همه آیینها غالب گرداند هر چند مشركان ناخوش دارند».
قابل توجه اینكه این آیه، بعد از آیه یریدون ان یطفئوا نورالله بافواههم ویأبى الله الا ان یتم نوره ولو كره الكافرون: «آنها مى‏خواهند نور خدا را با دهان خویش خاموش كنند ولى خدا جز این نمى‏خواهد كه نور خدا راكامل كند هر چند كافران كراهت داشته باشند» قرار گرف است .

در اینكه منظور از پیروزى اسلام بر تمام ادیان چیست؟ مفسران احتمالات زیادى داده‏اند .
فخر رازى پنج تفسیر در اینجا ذكر مى‏كند كه پاسخى است بر سوالات مربوط به چگونگى این غلبه :
1.منظور غلبه نسبى و موضعى است چرا كه اسلام در هر منطقه‏اى بر هر دین و آیینى پیروز شده است .
2.منظور پیروزى بر ادیان در جزیرة العرب است .
3. منظور آگاه ساختن پیامبر (ص) از جمیع ادیان الهى است (در اینجا جمله «لیظهر» به معنى آگاه ساختن تفسیر شده)
4.منظور پیروزى و غلبه منطقى است، یعنى خداوند منطق اسلام را بر سایر ادیان پیروز مى‏گرداند.
5.منظور پیروزى نهایى بر تمام ادیان و مذاهب به هنگام نزول عیسى (ع) و قیام مهدى (ع) است كه اسلام جهان گیر خواهد شد.
بى شك تفسیر آیه به پیروزى منطقى آن هم به صورت وعده‏اى براى آینده مفهوم درستى ندارد، زیرا پیروزى منطقى اسلام از همان آغاز آشكار بود، به علاوه ماده «ظهور» و «اظهار» (لیظهره على الدین كله) به طورى كه از موارداستعمال آن در قرآن مجید استفاده مى‏شود به معنى غل خارجى و عینى است چنانگه در داستان اصحاب كهف مى‏خوانیم :انهم ان یظهروا علیكم یرجموكم:«اگر آنها بر شما دست یابند و پیروز شوند سنگسارتان خواهند كرد»(كهف – 20).
و در آیه 8 سوره توبه مى‏خوانیم :كیف و ان یظهروا علیكم لایرقلوا فیكم الا ولا دمه: «چگونه پیمان آنها ارزش دارد در حالى كه اگر بر شما غالب شوند، نه ملاحظه خویشاوندى با شما را مى‏كنند و نه پیمان را»
بدیهى است نه بت پرستان قوم اصحاب كهف، و نه بت پرستان مكه هرگز پیروزى منطقى بر خداپرستان نداشند، غلبه آنها تنهاغلبه خارجى بود، بنابراین منظوراز غلبه اسلام بر تمام ادیان غلبه خارجى و عینى است نه غلبه منطقى ذهنى .
این غلبه - همان گونه كه نظیر آن در بحث گذشته آمد مراحل مختلفى دارد:
یك مرحله آن در عصر پیامبر واقع شد و مرحله وسیعتر آن در قرون بعد و مرحله نهایى به هنگام قیام مهدى (ع) حاصل مى‏شود، چرا كه آیه شریفه سخن از غلبه اسلام بر تمام ادیان بدون هیچ قید و شرط مى‏گوید. و غلبه مطلق و بى قید و شرط در صورتى به طور كامل تحق مى‏یابد كهاسر روى زمین را فرا گیرد همان گونه كه در روایت پیامبر اسلام (ص) آمده است كه فرمود: لا یبقى على ظهر الارض بیت مدر ولا و بر الا ادخله الله كلمة الاسلام:«هیچ خانه‏اى بر صفحه روى زمین باقى نمى‏ماند نه خانه هایى كه از سنگ وگل ساخته شده و نه خیمه هایى كه از كرو مو بافته‏اند - مگر اینكه خداوند كلمه اسلام را در آن وارد مى‏كند».(601)
شبیه همین معنى در تفسیر«الدرالمنثور» از «سعید بن منصور» و «ابن منذز» و «بیهقى» در سننش از «جابربن عبدالله» نقل شده است كه در تفسیر این آیه گفت: لایكون ذلك حتى لایبقى یهودى و لا نصرانى صاحب ملّة الا الاسلام: «این معنى تحقق نمى‏یابد مگر آن زمانى كه هیچ یهود ونصرانى صاحب مذهب و ملت نخواهند بود مگر (همگى در سایه اسلام قرار خواهند گرفت و همه جا سخن از اسلام وكلمه توحید و عظمت خداوند یكتا است)»(602)آرى در آن روز بزرگ این وعده بزرگ تحقق مى‏یابدو:

همه جا نغمه قرآن و دعا خواهد بود همه جا غلغل تسبیح و ثنا خواهد بود
بانگ تكبیر زهر بام و درى برخیزد عیش دجّال مبدل به عزا خواهد شد
عالم آن گونه كه از ظلم و ستم پر گشته پرزانوار عدالت همه جا خواهد شد
اهرمن خیمه زاطراف جهان بر چیند همه جا مظهر انوار خدا خواهد شد!

همین معنى از امام صادق (ع) در تفسیر آیه فوق نقل شده است ،فرمود: والله مانزل تاویلها بعد و لاینزل تاویلها حتى یخرج القائم فاذا خرج القائم لم یبق كافر بالله العظیم: «به خدا سوگند هنوز مضمون این آیه در مرحله نهایى تحقق نیافته است وتنهازمانى تحقق مى‏پذیرد كه ضرت قائم (ع) خروج كند وبه هنگامى كه او قیام نماید كافرى نسبت به خداونددرتمام جهان باقى نمى‏ماند.(603)

این نكته نیز حائز اهمیت است كه جمله «هوالذى ارسل رسوله بالهدى و دین الحق لیظهره على الدین كله» در سه سوره از قرآن آمده است: اول سوره توبه آیه 33 (چنانكه گذشت) دوم سوره فتح آیه 28 سوم سوره صف آیه 9.

این تكرار نشان مى‏دهد كه قران مجید با تاكید هر چه بیشتر این مساله را پى‏گیرى كرده است حدیث دیگرى كه در منابع اهل سنت از ابوهریره نقل شده است كه مى‏خوانیم: منظور از جمله لیظهره على الدین كله خروج عیس بن مریم (ع) است (و مى‏دانیم خروج عیس بن مریم (ع) طبق روایات اسلامى به هنگام قیام مهدى (ع) است.(604)
* * *
این بحث را با حدیث دیگرى كه از «قتاده» مفسر معروف نقل شده است به پایان مى‏بریم، او در تفسیر این آیه مى‏گوید: الادیان سته: الذین آمنوا و الذین هادوا و الصابئین والنصارى و المجوس، والذین اشركوا فالادیان كلها تدخل فى دین الاسلام: «در عالم شش دین وجود دارد این آمنوا (مسلمانان) یهود، ستاره پرستان، نصارى، مجوس و مشركان، همه این ادیان داخل در اسلام مى‏شوند».(605)
روشن است كه این معنى به طور نهایى هنوز تحقق نیافته و جز در عصر قیام مهدى حاصل نمى‏شود.
این نكته نیز قابل ملاحظه است كه منظور از میان رفتن آیین یهود و مسیحیت به طور كامل نیست بلكه منظور حاكمیت اسلام بر همه جهان است (دقت كنید).

--------------------------------------------------------------------------------

586.از نامه مورخ 21 یوما 1976 كه به امضاء مدیر مجمع فقهى اسلامى محمد منتظر كنانى رسیده است، این رساله نتیجه بحث نامبرده و چهار نفر دیگر از فقهاى معروف حجاز: شیخ صالح بن عثیین، و شیخ احمد محمد جمال، و شیخ احمد على، و شیخ عبدالله خیاط.
587.در این زمینه مى‏توانید به كتاب انقلاب جهانى مهدى مراجعه فرمایید.588- التاج الاجامع للاصول، ج 5، ص 341 (این مطلب به صورت پاورقى در آن صفحه آمده است).
589.ابن خلدون، صفحه 311 (چاپ بیروت)
590.نقل از كتاب التاج، ج 5، ص 360 (چاپ داراحیاء تراث العربى). 591.مستدرك احمد، جمله 3، ص 36.
592.سنن ابى داود، ج 4، ص 152.
593.بعضى ازبزرگان علما تصریح كرده‏اند كه صحیح در اینجا، اسم ابیه اسم ابنى (اسم پدرش اسم فرزند من مى‏باشد) و به این ترتیب با نام مبارك حضرت مهدى به عقیده شیعه (محمد بن الحسن العسكرى) كاملاً موافق است
594.التاج، ج 5، ص 343.
595.المستدرك، ج 4، ص 558.
596.صحیح ابى داود، ج‏2، ص 207.
597.المستدرك على الصحیحین، ج 4، ص 465 (طبع حیدر آباد دكن).
598.تفسیر قرطبى، ج 7، ص 4692.
599.روح البیان، ذیل آیه مورد بحث.
600.تفسیر قرطبى، ذیل آیه مورد بحث.
601.مجمع البیان، ذیل آیه مورد بحث.
602.الدرالمنثور، ج 3، ص 231.
603.نورالثقلین، ج 2، ص 212.
604.الدرالمنثور، ج 3، ص 231.
605.همان مدرك.
پیام قرآن ،جلدنهم ،آیة الله مكارم شیرازى با همكارىجمعىازفضلاء‏
مسجد مقدس كوفه
مسجد اعظم كوفه یكى از كهن‏ترین اماكن زیارتى منتسب به حضرت بقیة اللَّه ( ارواحنا فداه ) مى‏باشد .
مركز قضاوت، محل نصب منبر، محل تاسیس كلاس‏هاى‏آموزش قرآن و محل اقامه‏ى نماز جمعه و جماعت آن حضرت در عهد ظهور مى‏باشد .

مسجد كوفه در اصل بسیار گسترده بود. مهدى موعود ( عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف ) به هنگام ظهور آن را منهوم كرده، به پایه‏هاى نخستین برمى گرداند و سه مسجد دیگر در كنار آن بنیاد مى‏نهد .
سیماى مسجد كوفه از منظر، آیات، روایات. حوادث تاریخى و تشرف نیك بختان به محضر آن كعبه مقصود، در این نوشتار در حد توان ترسیم گشته است .
مركز دادرسى آن امام نور در هنگامه‏ى ظهور
روزگارى مسجد اعظم كوفه مركز داورى و دادرسى مولاى متقیان امیر مومنان ( علیه‏السلام ) بود به هنگام ظهور نیز مركز داورى و دادرسى فرزند برومنداش حضرت بقیة اللَّه خواهد بود .
1 - ششمین امام نور در این رابطه مى‏فرماید :
دارُ مُلِكِه الكُوفَةُ وَ مَجلِسُ حُكمِهِ جامِعُها.(1 )
مركز حكومت او، كوفه، و مركز قضاوت و دادرسى او مسجد اعظم كوفه مى‏باشد .
پایگاه تبلیغاتى امام زمان ( عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف ) روزگارى شیفتگان خاندان عصمت و طهارت در مسجد اعظم كوفه پیروان منبر امیر بیان، مولاى متقیان ( علیه‏السلام ) گرد آمده، از بیانات درُر بارش كسب نور مى‏كردند(2)، در هنگامى ظهور نیز در پیرامون منبر آخرین امام نور گرد آمده از سخنان گهر بارش فیض مى‏برند .
2 - امام صادق ( علیه‏السلام ) در این رابطه مى‏فرماید :
كأنّى اَنظُرُ اِلىَ القائِمِ عَلى مِنبَر الكُوفَةِ وَ حَولَهُ اصحابُهُ، ثَلاثُ مائَة و ثَلاثَة عَشَرَ رَجُلا عِدَّةَ اهلِ بَدر، وَ هُم اَصحابُ الألوِیَة، و هُم حُكّامُ اللَّهِ فى أرضِهِ عَلى خَلقِهِ.(3 )
گویى به سوى قائم ( علیه‏السلام ) مى‏نگرم كه بر فراز منبر مسجد كوفه قرار گرفته، تعداد 313 تن یاران‏اش در اطراف او حلقه زده‏اند. كه پرچم داران و فرمان روایان خداوند برفراز گیتى در میان بندگان خداى‏اند .
3- امام باقر )علیه‏السلام( در همین رابطه مى‏فرماید :
یَدُخُل المَهدَىُّ )عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف( الكوفُوفَة وَ بها ثَلاثُ رایات قَد اضطَرَبَت، فَیَصطفّوُا لَهُ و یَدخُلُ حَتّى یَاتِىَ المِنبَرَ، فَیخطُبُ فَلا یَدرىِ النّاسُ ما یَقوُلُ مِنَ البُكاء.(4 )
مهدى ( علیه‏السلام ) وارد كوفه مى‏شود سه گروه درگیر در یك صف براى او گرد آیند، او بر فراز منبر قرار گرفته، خطبه مى‏خواند، مردم آن قدر اشك شوق مى‏ریزد كه متوجه سخنان او نمى‏شوند .
4- ابان بن تغلب گوید: در محضر امام صادق ( علیه‏السلام ) در ناحیه‏ى كوفه بودم. در سه نقطه پیاده شدند و در هر نقطه دو ركعت نماز گزاردند، در توضیح آن سه نقطه فرمودند: یكى از آنها محل قبر امیر الؤمنان ( علیه‏السلام ) و دیگرى محل نهادن سر مقدس امام حسین ( علیه‏السلام ) بود، اما سّومى :
و الثّالِثُ مَوضِعُ القائِمِ ( علیه‏السلام ) .(5 )
سومى محل منبر حضرت قائم ( علیه‏السلام ) بود .
ستاد اقامه جمعه و جماعت حضرت بقیة اللَّه ( عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف )
روزگارى مسجد كوفه محل برگزارى جمعه و جماعت میر هدایت، شاه ولایت، حضرت على ( علیه‏السلام ) بود، روزگارى بس دراز نیز محل اقامه‏ى جمعه و جماعت آخرین سفیر الهى خواهد بود .
5- امیرمؤمنان در یك خطبه‏ى طولانى به تفصیل از ویژگیهاى مسجد كوفه سخن گفته مى‏فرماید :
اى اهل كوفه خداوند به شما نعمت‏هایى عطا فرموده كه به هیچ كس عطا نكرده است. از برترى محل برگزارى نماز شما این است كه اینجا خانه‏ى آدم، خانه‏ى نوح، خانه‏ى ادریس، عبادتگاه حضرت ابراهیم خلیل و عبادتگاه برادرم حضرت خضر )علیه‏السلام( بود و امروزه محل عبادت و مناجات من است .
سپس در ادامه فرمود :
وَلَیأتِیَنَّ عَلَیهِ زَمان یَكوُنُ مُصَلَّى المَهدَىّ ( علیه‏السلام ) مِن وُلدى و مُصَلّى كُلِّ مؤمِنٍ. و لا یَبقى عَلىَ الاَرضِ مُؤمِنٌ اِلاّ كانَ بهِ، او حَسنَّ قَلبُهُ اِلَیه.(6 )
براى مسجد كوفه زمانى فرا مى‏رسد كه محل برگزارى نماز حضرت مهدى )عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف( از تبار من، محل عبادت هر مؤمن مى‏شود. هیچ مؤمنى در روى زمین نمى‏ماند جز این كه به این مسجد بیاید، یا قلب اش براى این مسجد پربزند .
6- امیرمؤمنان گشت و گزارى در سرزمین فعلى نجف داشتند، از توسعه‏ى روز افزون كوفه صحبت كردند و فرمودند :
در سرزمین حیره(7) مسجدى با 500 در ساخته مى‏شود كه نماینده‏ى حضرت قائم ( عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف ) در آن نماز مى‏گذارد، زیرا مسجد كوفه براى آنها گنجایش نخواهد داشت .
و در آن دوازده امام عادل، امامت مى‏كند .
راوى پرسید: آیا مسجد كوفه گنجایش آن همه جمعیت را مى‏خواد داشت؟
فرمود :
تُبنى لَهُ اَربَعُ مَساجِدَ، مَسجِدُ الكوُفَةِ اَصغَرُها و هذا و مَسجِدان فى طَرَفىِ الكُوفَة مِن هذَا الجانَبَ.(8 )
براى آن حضرت چهار مسجد ساخته مى‏شود كه مسجد كوفه كوچك‏ترین آنها خواهد بود، و این مسجد ( مسجد حیره با 500 در ) و دو مسجد در دو طرف كوفه، از این سمت. ( با دست مبارك اشاره فرمودند به سوى بصره و نجف )
7- امام صادق در این رابطه مى‏فرماید :
اذا قامَ قائَمُ آلِ مُحمّدٍ ( علیه‏السلام ) بَنى فى ظَهرِ الكُوفَة مَسجِداً لَهُ اَلفُ بابٍ، و اتّصَلَت بُیُوتُ اَهلِ الكوُفَةِ بِنَهرى كربَلا.( 9)
هنگامى كه قائم آل محمد ( علیه‏السلام ) قیام كند در پشت كوفه مسجدى تاسیس مى‏كند كه 1000 در دارد و خانه‏هاى كوفه به دو رود كربلا متصل مى‏شود .
توسعه‏ى مسجد اعظم كوفه
نخستین بنیانگذار مسجد كوفه حضرت آدم مى‏باشد و در گذشته خیلى وسیع‏تر از ساختمان فعلى آن بوده است .
8- امیرمؤمنان در مقابل درب مسجد مى‏ایستاد. تیرى در چلّه‏ى كمان نهاده پرتاب مى‏كرد، تیر در میان خرما فروش‏ها مى‏افتاد، مى‏فرمود :
تا آنجا جز و مسجد بوده است و مى‏فرمود :
قَد نَقَصَ مِن اساسِ المِسجِدِ مِثلُ ما نَقَصَ فى تَربیعهِ.(10 )
از اساس مسجد به مقدارى كم از مربّع شدن آن كاسته، كم شده است.(11 )
9- حذیفة بن یمان گوید :
به مقدار 12000 ذراع از مساحت آن كم شده است.(12 )
10- مفضل گوید: در محضر امام صادق ( علیه‏السلام ) بودم، هنگامى كه در آخر بازار سرّاج‏ها، به طاق زیّاتین رسیدیم، از اسب پیاده شد و به من فرمود :
انِزِل، فَاِنَّ هذا الموَضِعَ كانَ مَسجَدَ الكوُفَةِ الَاوَّل‏ر الَّذى خَطّهُ آدَمُ ( علیه‏السلام ) و اَناَ اكرَهُ اَن اَدخُلَهُ راكِباً.(13 )
پیاده شو، زیرا اینجا جز و نخستین مسجد كوفه است كه حضرت آدم ( علیه‏السلام ) آن را طرح ریزى كرده بود، من دوست ندارم كه سواره وارد شوم .
پرسیدم: چه كسى آن را تغییر داد؟
فرمود: نخستین دگرگونى آن در هنگامه‏ى طوفان رخ داد، سپس كسان كسرى،(14) بعداً نعمان(15) و بعدها زیاد )ابن ابیه( آن را تغییر دادند .
11- سابق بربرى گوید: دیدم كه امیرمؤمنان ( علیه‏السلام ) مسجد كوفه را وجب به وجب تا طاق زیات‏ها بنیاد نهاد.(16 )
و این دقیقا منطبق مى‏شود با آخر بازار سراج‏ها كه در حدیث پیشین از امام صادق ( علیه‏السلام ) نقل كردیم .
12- امام صادق ( علیه‏السلام ) فرمود :
اِنَّ القائِمَ ( عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف ) اِذا اقامَ رَدَّ البَیتَ الحَرامَ الى اساسَه، وَ رَدَّ مسجدَ رسُولِ اللهَ ( صلّى‏اللهُ‏علیه‏وآله‏وسلّم ) الى اساسِهِ، و رَدَّ مسجِدَ الكوُفَة الى اساسهِ.(17 )
13- امام باقر ( علیه‏السلام ) در فرازى از یك حدیث طولانى مى‏فرماید :
اذا قامَ القائِمُ ( عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف ) دَخَلَ الكوُفَةَ و امَرَ یهدَم المَساجِدِ الاَربَعَةِ حَتّى یَبلُغَ اَساسَها. (18 )
هنگامى كه قائم ( عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف ) قیام كند وارد كوفه مى‏شود و فرمان مى‏دهد كه چهار مسجد را ویران كنند تا به پایه‏هاى نخسین برگردد .
14- امیرمؤمنان ( علیه‏السلام ) در مسجد كوفه خطاب به مسجد كوفه فرمود :

واى بر كسى كه ترا ویران كند واى بر كسى كه مقدمات ویرانى ترا فراهم سازد واى بر كسى كه ترا با آجر بسازد و قبله‏ى حضرت نوح را تغییر دهد .
و در پایان فرمود :
طوُبى لِمَن شَهِدَ هِدمَكَ مَعَ قائِمِ اَهلِ بَیتى، اُولئكَ خَیارُ الاُمَّةِ مَعَ اَبرارِ العَترةِ.(19 )
خوشا به حال كسى كه ویران كردن ترا در حضور قائم اهل بیت من درك كند. آنان برگزیدگان امت در محضر نیكان عترت هستند .
در این حدیث شریف از دگرگون شدن قبله‏ى حضرت نوح ( علیه‏السلام ) گفت و گو شده، در این رابطه علامه مجلسى تحقیق بسیار ارزشمندى داردند، علاقه‏مندان به دائرة المعارف بزرگ بحار مراجعه فرمایند.(20 )
15- امیرمؤمنان در حدیث دیگرى در این رابطه مى‏فرماید :
اما اِنَّ قائمَنا اِذا قامَ كسَرَهُ و سَوّى قِبلَتَهُ.(21 )
چون قائم ما ( عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف ) قیام كند، مسجد كوفه را در هم مى‏كوبد و قبله‏ى آن را صلاح مى‏فرماید .
كلاسهاى قرآن در مسجد كوفه
در احادیث فراوانى از تاسیس پایگاه‏هاى آموزش قرآن در مسجد كوفه بحث شده كه به چند نمونه از آنها اشاره مى‏شود :
16- امام صادق ( علیه‏السلام ) مى‏فرماید :
كیفَ اَنتُم لَو ضَرَبَ اَصحابُ القائِمِ ( علیه‏السلام ) الفَطیطَ فى مَسجِدِ كوُفانَ، ثُمَّ یُخرَجُ اِلَیهِمُ المِثالُ المُستَأنَفُ، اَمرٌ جَدیدٌ عَلَى الَرَبِ شَدیدٌ.(22 )
چگونه خواهید بود هنگامى كه اصحاب قائم ( علیه‏السلام ) در مسجد كوفه خیمه زده، قرآن را به شیوه‏ى جدید عرضه مى‏دارند، شیوه‏اى تازه كه آموزش و یا پذیرش آن( بر عرب دشوار است .
منظور از شیوه‏ى جدید آموزش قرآن به ترتیب نزول آیات است، چنان كه در احادیث دیگر به آن اشاره شده :
17- امیرمؤمنان در این رابطه مى‏فرماید :
كَاَنّى اَنظُرُ اِلى شیعَتنا بمسجِدِ الكُوفَةِ، قَد ضَرَبُوا الفَساطیطَ یُعَلّموُنَ النّاسَ القُرانَ كَما اُنزِلَ.(23 )
گویى شیعیان خود را مى‏بینیم كه در مسجد كوفه خیمه زده، به مردم قرآن را آن گونه كه نازل شده آموزش مى‏دهند .
18- و در حدیث دیگرى در همین رابطه فرمود :
كَاَنّى بِالعَجَمِ فَساطیطُهُم فى مَسجدِ الكُوفَةِ یُعَلّمُونَ النّاسَ القُرآنَ كَما اُنزِلَ.(24 )
گویى ایرانیان را با چشم خود مى‏بینم كه در مسجد كوفه خیمه زده قرآن را آن گونه كه نازل شده، به مردمان آموزش مى‏دهند .
از نشانه‏هاى ظهور در مسجد كوفه
در منابع فراوانى فرو ریختن دیوار مسجد اعظم كوفه را در شمار نشانه‏هاى ظهور آخرین امام نور بر شمرده‏اند،(25) كه در برخى از احادیث به صورت شفاف بیان شده است :
19- امام صادق ( علیه‏السلام ) در این رابطه مى‏فرماید :
اذا هَدَمَ حائِطُ مَسجِدِ الكُوفَةِ مِماّ یَلى دارَ عَبدِ اللّهَ بنِ مَسعُودٍ، فَعِندَ ذلِكَ زَوالُ مُلكِ القَومِ و عندَ زَوالِهِ خُرُوجُ القائِمِ ( عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف ) .(26 )
هنگامى كه دیوار مسجد كوفه از سمت خانه‏ى عبدالله بن مسعود فرو بریزد، سیطره‏ى قوم از بین مى‏رود و هنگامه‏ى ظهور قائم ( عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف ) فرا مى‏رسد .
علامه‏ى مجلسى از صاحب ( العدد القویّه ) نقل كرده كه دیوار مسجد كوفه فرو ریخت و این نشانه به وقوع پیوست(27 )
صاحب تاریخ كوفه نیز مى‏گوید: قسمتى از دیوار مسجد كوفه از سمت خانه‏ى مختار فرو ریخت و یوسف بن عمر آن را ساخت.(28 )
یكى دیگر از نشانه‏هاى ظهور كشتار دسته جمعى در نزد مسجد كوفه است :
20- امام صادق ( علیه‏السلام ) در این رابطه مى‏فرماید :
اِنَّ لِوُلدِ فُلانٍ عِندَ مَسجِدِ كُم - یعنى مسجد الكوفة - لَوَقعَةً عَرُبَة، یُقتَلُ فیها اربَعَةُ آلافٍ مِن بابِ الفیلِ الى اصحابِ الصّاب
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.