عنوان مقاله
- 1
- 2
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
9 مهر 1390 | |
|
2
|
8 مهر 1390 | |
|
3
|
8 مهر 1390 | |
|
4
|
31 شهریور 1390 | |
|
5
|
31 شهریور 1390 | |
|
6
|
29 مرداد 1390 | |
|
7
|
30 بهمن 1386 | |
|
8
|
30 بهمن 1386 | |
|
9
|
30 بهمن 1386 | |
|
10
|
30 بهمن 1386 |
سیوان حسنی - 02:30 1390/07/9
خنده
_دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، دیگه هروقت هرجا یك خراب
كاریی میشده، ملت میدونستن زیر سر این دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكی میشن،
میرن پیش كشیشِ محل، میگن: تورو خدا یكم این بچههای مارو نصیحت كنید، پدر مارو
درآوردن. كشیشه میگه: باشه، ولی من زورم به جفتِ اینا نمیده، باید یكی یكی
بیاریدشون. خلاصه اول داداش كوچیكه رو میارن، كشیشه ازش میپرسه: پسرم، میدونی خدا
كجاست؟ پسره جوابشو نمیده، همین جور در و دیوار ر و نگاه میكنه. باز یارو
میپرسه: پسرجان، میدونی خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمیاره. خلاصه دو سه بار
كشیشه همینو میپرسه و پسره هم بروش نمیاره، آخر كشیشه شاكی میشه، داد میزنه: بهت
گفتم خدا كجاست؟! پسره میزنه زیر گریه و در میره تو اتاقش، در رو هم پشتش میبنده.
داداش بزرگه ازش میپرسه: چی شده؟ پسره میگه: بدبخت شدیم! خدا گم شده، همه فكر
میكنن ما برش داشتیم!
_وسط اردبیل یه چاهی بوده، هی ملت میافتادن توش،زخم و زیلی میشدن. میان تو شهرداری یك جلسه برگذار میكنن كه واسه این مشكل یك راه حلی پیدا كنن. یكی از مهندسا پا میشه میگه: یافتم! ما یك آمبولانس میگذاریم بغل این چاه، هركی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان. ملت همه هورا میكشن..آفرین! ایول! دمت گرم! یك مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق كه همتون نفهمید! آخه اینم شد راه حل؟! ملت میگن، خوب تو میگی چیكار كنیم؟ یارو میگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بیمارستان، كه بدبخت جون داده. ما باید یك بیمارستان كنار این چاه بسازیم، كه همه بهش سریع دسترسی داشته باشن! ملت دیگه خیلی حال میكنن، كف میزنن سوت میكشن، كه ایول بابا تو چه مخی داری! یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق هرچی بهمون میگن خر، حقمونه! آخه این شد راه حل؟! این همه خرج كنیم یك بیمارستان بسازیم كنار چاه كه چی بشه؟ مردم تعجب میكنن،میگن: خوب تو میگی چیكار كنیم؟ یارو میگه: بابا این كه واضحه، ما این چاهو پر میكنیم، میریم نزدیك یك بیمارستان یك چاه میزنیم!
_به لره می گن عروسی پسرت كی هست؟ میگه: این دوشنبه نه، چهارشنبه بعدی
_به تركه می گن بچه كجائی ؟ میگه : بچه تهرون . . . می گن : كجای تهرون
. . . می گه : كیلومتر 700 ، جاده تهران - اردبیل
_به غضنفر می گن اذون بگو: می گه همه چیز با یک نگاه شروع شد.
_یه یارو پطروس فداكار را با دهقان فداكار اشتباه می گیره میره انگشت
میكنه تو چشم راننده قطار
_ سه تا دزد مشغول دزدی بودن که صاحب خانه رسید. هرکدام داخل یه گونی
قایم میشن صاحب خانه یه لگد میزنه به گونی اول. صدای گردو در میاره. به
دومی میزنه صدای نون خشک میده. به سومی میزنه. صدایی نمیاد. دوباره
میزنه بازم صدا نمیده. چند بار دیگه میزنه. یارو شاکی میشه میاد بیرون
میگه: عمو، آرده، آرد صدا نداره
_وسط اردبیل یه چاهی بوده، هی ملت میافتادن توش،زخم و زیلی میشدن. میان تو شهرداری یك جلسه برگذار میكنن كه واسه این مشكل یك راه حلی پیدا كنن. یكی از مهندسا پا میشه میگه: یافتم! ما یك آمبولانس میگذاریم بغل این چاه، هركی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان. ملت همه هورا میكشن..آفرین! ایول! دمت گرم! یك مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق كه همتون نفهمید! آخه اینم شد راه حل؟! ملت میگن، خوب تو میگی چیكار كنیم؟ یارو میگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بیمارستان، كه بدبخت جون داده. ما باید یك بیمارستان كنار این چاه بسازیم، كه همه بهش سریع دسترسی داشته باشن! ملت دیگه خیلی حال میكنن، كف میزنن سوت میكشن، كه ایول بابا تو چه مخی داری! یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق هرچی بهمون میگن خر، حقمونه! آخه این شد راه حل؟! این همه خرج كنیم یك بیمارستان بسازیم كنار چاه كه چی بشه؟ مردم تعجب میكنن،میگن: خوب تو میگی چیكار كنیم؟ یارو میگه: بابا این كه واضحه، ما این چاهو پر میكنیم، میریم نزدیك یك بیمارستان یك چاه میزنیم!
_به لره می گن عروسی پسرت كی هست؟ میگه: این دوشنبه نه، چهارشنبه بعدی
_به تركه می گن بچه كجائی ؟ میگه : بچه تهرون . . . می گن : كجای تهرون
. . . می گه : كیلومتر 700 ، جاده تهران - اردبیل
_به غضنفر می گن اذون بگو: می گه همه چیز با یک نگاه شروع شد.
_یه یارو پطروس فداكار را با دهقان فداكار اشتباه می گیره میره انگشت
میكنه تو چشم راننده قطار
_ سه تا دزد مشغول دزدی بودن که صاحب خانه رسید. هرکدام داخل یه گونی
قایم میشن صاحب خانه یه لگد میزنه به گونی اول. صدای گردو در میاره. به
دومی میزنه صدای نون خشک میده. به سومی میزنه. صدایی نمیاد. دوباره
میزنه بازم صدا نمیده. چند بار دیگه میزنه. یارو شاکی میشه میاد بیرون
میگه: عمو، آرده، آرد صدا نداره
99
کامنت بنویسید...


