عنوان مقاله
- 1
- 2
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
9 مهر 1390 | |
|
2
|
8 مهر 1390 | |
|
3
|
8 مهر 1390 | |
|
4
|
31 شهریور 1390 | |
|
5
|
31 شهریور 1390 | |
|
6
|
29 مرداد 1390 | |
|
7
|
30 بهمن 1386 | |
|
8
|
30 بهمن 1386 | |
|
9
|
30 بهمن 1386 | |
|
10
|
30 بهمن 1386 |
صابر ایرائی - 15:58 1390/07/8
مامور پلیس انقدر دروغگو ؟؟!!
خانومه داشته توی اتوبان در حین رانندگی با سرعت بالا؛ آرایش میکرده!
که پلیس شکارش میکنه و ماشینشو متوقف میکنه!
مامور پلیس میاد کنار ماشینو بهش میگه:
گواهینامه،کارتِ ماشین!
خانومه میگه:من گواهینامه ندارم.این ماشینم مالِ من نیست؛کارتشم پیش من نیست!
مامور پلیس میگه: ماشین مال کیه؟
خانوم :من صاحب ماشینو کشتم؛جنازه شم انداختم صندوق عقب،
چاقو رو هم گذاشتم صندلی عقب؛الانم داشتم در میرفتم
از مرز فرار کنم که شما با زرنگی خاصی منو گرفتی!
مامور پلیس که حسابی گیج شده بود؛بیسیم میزنه به فرمانده ش و
کامل قضیه رو تعریف میکنه و درخواست کمک فوری میکنه!
فرمانده سریع با نیروی کمکی خودشو میرسونه و به خانومه میگه:
خانـــم .. گواهینامه ؟
خانوم سریع گواهینامه ش رو از کیفش درمیاره و میگه:بفرمایید!
فرمانده: کارت ماشین؟ خانوم کارت ماشینو که به اسم خودش بوده میده بهش!
فرمانده صندلی عقبو نگاه میکنه و چاقویی نمیبینه!
با عصبانیت دستور میده خانم در صندوق عقبو باز کنه؛
وقتی صندوق خالی رو میبینه حسابی گیج میشه و به خانم میگه:
پس این مامور ما چی میگه؟
خانوم : چه میدونم والا! فکر کنم حالشون زیاد خوب نیست!
لابد الانم میخواد بگه من داشتم با سرعت بالا هم رانندگی میکردم ؛هم آرایش ...!
که پلیس شکارش میکنه و ماشینشو متوقف میکنه!
مامور پلیس میاد کنار ماشینو بهش میگه:
گواهینامه،کارتِ ماشین!
خانومه میگه:من گواهینامه ندارم.این ماشینم مالِ من نیست؛کارتشم پیش من نیست!
مامور پلیس میگه: ماشین مال کیه؟
خانوم :من صاحب ماشینو کشتم؛جنازه شم انداختم صندوق عقب،
چاقو رو هم گذاشتم صندلی عقب؛الانم داشتم در میرفتم
از مرز فرار کنم که شما با زرنگی خاصی منو گرفتی!
مامور پلیس که حسابی گیج شده بود؛بیسیم میزنه به فرمانده ش و
کامل قضیه رو تعریف میکنه و درخواست کمک فوری میکنه!
فرمانده سریع با نیروی کمکی خودشو میرسونه و به خانومه میگه:
خانـــم .. گواهینامه ؟
خانوم سریع گواهینامه ش رو از کیفش درمیاره و میگه:بفرمایید!
فرمانده: کارت ماشین؟ خانوم کارت ماشینو که به اسم خودش بوده میده بهش!
فرمانده صندلی عقبو نگاه میکنه و چاقویی نمیبینه!
با عصبانیت دستور میده خانم در صندوق عقبو باز کنه؛
وقتی صندوق خالی رو میبینه حسابی گیج میشه و به خانم میگه:
پس این مامور ما چی میگه؟
خانوم : چه میدونم والا! فکر کنم حالشون زیاد خوب نیست!
لابد الانم میخواد بگه من داشتم با سرعت بالا هم رانندگی میکردم ؛هم آرایش ...!
99
کامنت بنویسید...


