عنوان مقاله
- 1
- 2
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
3 اردیبهشت 1388 | |
|
2
|
13 بهمن 1387 | |
|
3
|
30 دی 1387 | |
|
4
|
28 آبان 1387 | |
|
5
|
25 آبان 1387 | |
|
6
|
29 خرداد 1387 | |
|
7
|
12 آذر 1386 | |
|
8
|
21 مهر 1386 | |
|
9
|
18 مهر 1386 | |
|
10
|
29 شهریور 1386 |
جزوه یا کتاب؟
منبع : ایبنا http://www.ibna.ir/vdcftcdm.w6dte7zii4gaw.k7wy6q.html
جزوه یا کتاب؟ دانشجویان به کتاب خواندن عادت کنند
خبرگزاری كتاب ایران (ایبنا): واحد تکثیر دانشگاه از همیشه شلوغتر است.
- آقا! از این جزوه ۲۰ تا بزن.
داخل واحد تکثیر، جزوههای استادان مختلف و درسهای گوناگون و گاهی از یک درس و یک استاد چندین جزوه متفاوت روی هم چیده شدهاند. عدهای حتی سراغ دانشجویان ترمهای گذشته میروند که همین درسها را با همین استادنا گذراندهاند. جزوههای آنان را میخوانند تا خدای ناکرده نکتهای از قلم نیفتاده باشد!
استادان زبانشناسی جلسه اول هر ترم وقتی وارد کلاس میشوند، پس از معرفی درس مرتبط، فهرستی از کتابها را به دانشجویان ارایه میدهند، انگلیسی و فارسی؛ برخی به عنوان کتابهای اصلی آن درس و برخی برای مطالعه بیشتر. دانشجویان هم عادت کردهاند که همان جلسه اول کتابها را تهیه کنند و اگر در بازار موجود نباشد، تهیه کپی از کتاب خود استاد و تکثیر بین دانشجویان. با اینحال، از همان جلسه اول ورقهای کلاسوری و A4 و دفترچههای سفید آماده روی میز است برای نوشتن حرفهای استاد، جمله به جمله، کلمه به کلمه، مخلوطی از انگلیسی و فارسی.
آیا همه اینها به این معناست که این کتابها، اطلاعات مورد نیاز در این درس را رفع نمیکنند؟ اگر این کتابها، نیاز دانشجویان را رفع نمیکنند، پس چرا استادان آنها را معرفی میکنند و چرا دانشجویان بابت خرید آنها هزینه می پردازند؟
عباس مهدیزاده از دانشجویان سال دوم زبانشناسی دانشگاه مشهد میگوید: «دانشجویان خودشان جزوه مینویسند حتی سرفههای استاد را هم یادداشت میکنند و علتش هم اینست که اکثر استادان همان مطالبی را که خودشان در کلاس گفتهاند و تاکید داشتهاند در آزمون سوال میکنند. در بیشتر آزمونهایشان جنبه ادراکی قضیه را در نظر نمیگیرند و امتحاناتشان بیشتر نوعی تست حافظه است تا یادگیری. گاهی اوقات هم به خاطر اینکه کتابها به زبان انگلیسی اند و خواندن آنها زمان بیشتری میبرند، اکثر دانشجویان، این زحمت را به خودشان نمیدهند.
از سوی دیگر، مشكل از سیستم ارزشیابی است که به خلاقیت دانشجو ارزشی نمیدهد و دانشجو رغبتی برای عمقی خواندن مطالب ندارد برای اینکه نتیجه آن را در نمرات امتحان خواهد دید. با وجود اینکه مطالب را فهمیده و همچنین وقت بیشتری صرف کرده، اما چون احتمالا مطالبی را که استاد در کلاس گفته از حفظ نبوده، نمرهای کمتر از کسی میگیرد که امر جزوهبرداری و حفظ را به نحو احسن انجام داده است.»
اما سلیمه زمانی دانشجوی زبانشناسی دانشگاه علوم و تحقیقات به جزوهنویسی عادت دارد. «من با جزوهای که مینویسم راحتتر هستم. هرچند کتاب خوب را هم دوست دارم بخوانم؛ ولی کتابهای موجود به خاطرترجمه نشدن یا بد ترجمه شدن، نیازها را رفع نمیکنند. با اینحال فکر میکنم کتاب آکادمیکتر است و باعث آموزش یکدست میشود.
فرناز سربندی هم مانند همكلاسیش فكر میكند و میگوید :«به نظر من، مطالعه جزوه راحتتر است؛ هرچند به طور قطع، كتاب محتوای بیشتری دارد. ولی كتابهای موجود نیازهای دانشجویان زبانشاسی در آن درس را كاملا برآورده نمیكند.»
نرگس اللهیارخانی نظر دیگری دارد. او كه دانشجوی کارشناسی ارشد زبانشناسی در دانشگاه آزاد واحد تاکستان است، معمولا از کتاب استفاده میکند: «البته از تدریس استاد هم جزوه مینویسم چون به درک بهتر کتاب کمک میکند. اما فکر میکنم اگر استادی خودش جزوه بگوید فقط به این دلیل است که میخواهد كار خودش را سبكتر كند چون وقتی کتابی در کار نباشد، سوالی هم در ذهن دانشجو شکل نمیگیرد و کل کلاس محدود میشود به آنچه استاد به آنها تسلط کامل دارد و دانشجویی که بهجز جزوه استاد منبع دیگری را مطالعه نمیکند، فقط به خودش ظلم میكند.»
مهدی سعیدی، جزوههای استادان را به سه دسته تقسیم میكند: «شاید باور نکنید؛ اما استادانی هستند که سر کلاس مثل دبیرستان جزوه میگویند و دانشجویان هم مینویسند. اینگونه جزوهها به نظر من فقط یک خاصیت دارند و آنهم اینست که زمان را برای استاد پر میکنند.
از طرف دیگر، استادانی هم هستند که از نظر علمی بسیار قوی و به قول معروف باسوادند. این استادان وقتی در مورد یک موضوع شروع به صحبت میکنند، گفتههایشان میتواند به عنوان یک منبع بسیار خوب مورد استفاده دانشجویان باشد. این گونه جزوهها، معمولا چون دستنویس خود دانشجویان است فقط برای خودشان قابل فهم و استفاده است. اما اگر کسی بتواند گفتههای اینگونه استادان را خوب و منظم بنویسد، این جزوهها ارزش چندین بار خوانده شدن را دارند.
و دسته دیگر، استادانی اند که قبل از شروع ترم جزوههایشان را آماده و تکثیر میكنند و با شروع ترم آن را در اختیار دانشجویان میگذارند. این گونه جزوه ها معمولا بسیار مفیدند چرا که استاد در آنها به یک موضوع از دید چندین زبانشناس میپردازد و آرا و نظرات آنها را در یک جا خلاصه و جمعآوری میکند. این گونه جزوات مانند یک خلاصه کامل از چندین کتاب است.» اما در كنار این مزایا، خودش كتاب را ترجیح میدهد آنهم کتابهایی به زبان انگلیسی.
و از دکترحقشناس در مقدمه کتاب تاریخ زبانشناسی اثر سورن نقل میكند: «مطلوب آنست که یک دانشجو برای یک مطلب چندین کتاب بخواند تا از دید اساتید مختلف به موضوع نگریسته باشد.» و ادامه میدهد: «من اعتقاد دارم اگر قرار باشد ما به عنوان نسل جدید دانشجویان زبانشناسی، قدمی برای این رشته برداریم باید سطح دانش و علم خود و وسعت دید خود را در مورد موضوع مورد علاقه افزایش دهیم. باید نظرات مختلف را بدانیم و در موردشان خوانده باشیم تا بتوانیم خود نیز نظری ارائه دهیم. آنچه مسلم است اینست که این سطح از دانش و آگاهی از جزوههای اساتید به دست نخواهد آمد و نیازی به خواندن کتابهای مختلف است.»
قطعا کتابی که با تمرکز کامل و با بررسی و ویرایشهای چندباره به چاپ رسیده است، منبع معتبرتری اند نسبت به حرفهای بداهه یک استاد در کلاس، با توجه به فشارهای روحی ناشی از کمبود وقت کلاس، تعداد زیاد دانشجویان، سوالات متعدد مربوط و نامربوط دانشجو و .... .
از سوی دیگر، یادداشتهایی كه دانشجویان مینویسند تا چه حد منطبق با حتی همان حرفهای بداهه استادان است؟ سر و صداها، تند صحبت كردن استادان، قطعا مانع میشود كه یادداشتها به خوبی و به طور منظم نوشته شوند و منجر به یادگیری غلط دانشجویان بدون مطالعه و متکی به همان جزوات میشود.
یادداشتبرداری از حرفهای استاد هم راحت است و هم شیرین و شیرینی آن زمانی بیشتر میشود كه با خواندن جزوه چند صفحهای به خوبی میتوان از پس امتحانات برآمد و از آن شیرینتر، چندین سال بعد است که با نگاهی به جزوهها، خاطرات آن كلاسها و استادان و دانشجویان زنده میشود، با این حال این شیرینیها نباید مانع شوند كه به این جزوهها عادت كنیم. عادت به كتاب كمك میكند كه دانشمان مستند باشد و منظم، اینگونه دانش در همه جا قابل استفاده است و قابل استناد، نه یكسری یادداشت دانشجویی و سرسری.


