عنوان مقاله
- 1
- 2
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
15 مهر 1385 | |
|
2
|
25 اردیبهشت 1385 | |
|
3
|
1 اردیبهشت 1385 | |
|
4
|
25 فروردین 1385 | |
|
5
|
12 فروردین 1385 | |
|
6
|
6 فروردین 1385 | |
|
7
|
4 فروردین 1385 | |
|
8
|
3 فروردین 1385 | |
|
9
|
22 اسفند 1384 | |
|
10
|
22 اسفند 1384 |
بنفشه س - 08:30 1385/01/6
رهایی
رهایی
رهایی چنان زیباست كه تمامی پدیده ها و مناظر اطرافت بسان زیباترین اثر هنری خلقت, نمایان میشوند
رهایی چنان سبك است كه حتی وزن خود را بسان باری بر دوش حس نخواهی كرد,چه رسد به تعلقات و آرزوهای الگو گرفته از یكدیگر .
رهایی چنان لطیف است كه سایش مولكولهای هوا را با پوست صورت خود, همچون هدیه ای از طرف پروردگار می ستائی.
رهایی چنان در لحظه حضور دارد كه مسئولیت تك تك لحظات عمر را بر عهده می گیری.
رهایی چنان شاداب است كه بسان كودكی در مرغزاری وحشی.
رهایی چنان غریب است كه جز به تنهایی خود تكیه نتوان زد.
رهایی چنان عمیق است كه حضور خود را تا درونی ترین لایه های وجودت حس می كنی.
رهایی چنان ایستاست كه قدرتمندترین نیروهای منفی یارای به لرزه درآوردن آنرا هم ندارند.
رهایی چنان خنثی است كه تمامی مصیبتها و موفقیتها را یكسان پاسخ می گویی.
رهایی چنان رهاست كه خود را قلب و مركز هستی می دانی.
رهایی چنان صفاست كه سفره خود را برای تمامی خلایق می گشایی.
رهایی چنان وفاست كه نیت خیرت را برای دشمن نیز می فرستی
رهایی چنان فناست كه جز او را حس نخواهی كرد
رهایی چنان بقاست كه راز جاودانگی خود را در ابدیت فاش می كنی.
رهایی چنان لقاست كه در خود وحدتی با دیگران دارد.
رهایی چنان كفاست كه بی نیازی خود را به حاكمیت بر كائنات نمی بخشی.
رهایی چنان بلاست! كه فرقی در میان هست و نیستش نیست.
رهایی چنان سخاست كه میزانی برای خادمی درگه او نیست.
رهایی چنان عزیز است كه جز او پدری نیست
رهایی چنان دغل است كه مجنون را بر عاقل می پسندی
رهایی چنان خالص است كه هم درون و هم برون یكجاست.
رهایی چنان فریب است كه فرقی در بود و نبود آن نیست.
رهایی چنان زلال است كه بسان تشنه ای بر جوی, حسرت سیراب شدن باقیست.
رهایی چنان فقیر است كه جز روحی, نمانده هیچ باقی!
رهایی چنان فهیم است كه هیچ تنشی را بر تعادل برنمی گزینی.
رهایی چنان دور است كه مفهوم خود را تا بی نهایتش خواهی یافت.
رهایی چنان نزدیك است كه گویی هیچگاه دور نبوده.
رهایی چنان سهیم است كه تمام كائنات را از آن خود می دانی.
رهایی چنان غایب است كه با او نیز تنها خواهی بود.
رهایی چنان زیباست كه تمامی پدیده ها و مناظر اطرافت بسان زیباترین اثر هنری خلقت, نمایان میشوند
رهایی چنان سبك است كه حتی وزن خود را بسان باری بر دوش حس نخواهی كرد,چه رسد به تعلقات و آرزوهای الگو گرفته از یكدیگر .
رهایی چنان لطیف است كه سایش مولكولهای هوا را با پوست صورت خود, همچون هدیه ای از طرف پروردگار می ستائی.
رهایی چنان در لحظه حضور دارد كه مسئولیت تك تك لحظات عمر را بر عهده می گیری.
رهایی چنان شاداب است كه بسان كودكی در مرغزاری وحشی.
رهایی چنان غریب است كه جز به تنهایی خود تكیه نتوان زد.
رهایی چنان عمیق است كه حضور خود را تا درونی ترین لایه های وجودت حس می كنی.
رهایی چنان ایستاست كه قدرتمندترین نیروهای منفی یارای به لرزه درآوردن آنرا هم ندارند.
رهایی چنان خنثی است كه تمامی مصیبتها و موفقیتها را یكسان پاسخ می گویی.
رهایی چنان رهاست كه خود را قلب و مركز هستی می دانی.
رهایی چنان صفاست كه سفره خود را برای تمامی خلایق می گشایی.
رهایی چنان وفاست كه نیت خیرت را برای دشمن نیز می فرستی
رهایی چنان فناست كه جز او را حس نخواهی كرد
رهایی چنان بقاست كه راز جاودانگی خود را در ابدیت فاش می كنی.
رهایی چنان لقاست كه در خود وحدتی با دیگران دارد.
رهایی چنان كفاست كه بی نیازی خود را به حاكمیت بر كائنات نمی بخشی.
رهایی چنان بلاست! كه فرقی در میان هست و نیستش نیست.
رهایی چنان سخاست كه میزانی برای خادمی درگه او نیست.
رهایی چنان عزیز است كه جز او پدری نیست
رهایی چنان دغل است كه مجنون را بر عاقل می پسندی
رهایی چنان خالص است كه هم درون و هم برون یكجاست.
رهایی چنان فریب است كه فرقی در بود و نبود آن نیست.
رهایی چنان زلال است كه بسان تشنه ای بر جوی, حسرت سیراب شدن باقیست.
رهایی چنان فقیر است كه جز روحی, نمانده هیچ باقی!
رهایی چنان فهیم است كه هیچ تنشی را بر تعادل برنمی گزینی.
رهایی چنان دور است كه مفهوم خود را تا بی نهایتش خواهی یافت.
رهایی چنان نزدیك است كه گویی هیچگاه دور نبوده.
رهایی چنان سهیم است كه تمام كائنات را از آن خود می دانی.
رهایی چنان غایب است كه با او نیز تنها خواهی بود.
99
کامنت بنویسید...


