عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
20 آذر 1390 | |
|
2
|
20 آذر 1390 | |
|
3
|
3 مهر 1390 | |
|
4
|
26 شهریور 1390 | |
|
5
|
26 شهریور 1390 | |
|
6
|
15 تیر 1390 | |
|
7
|
15 تیر 1390 | |
|
8
|
3 تیر 1390 | |
|
9
|
23 اردیبهشت 1390 | |
|
10
|
18 اردیبهشت 1390 |
ساناز - 03:42 1390/02/23
شنبه این هفته دوچشم اسیدپاش بعنوان قصاص با اسید کور خواهند شد
به گزارش آخرین نیوز، تهران امروز نوشت: مجید متهم به پاشیدن اسید روى صورت آمنه بهرامى نو، قربانى مشهور پرونده اسیدپاشى به احتمال قوى روز شنبه از ناحیه هر دو چشم با اسید مجازات خواهد شد.
یك منبع آگاه درباره اجراى این حكم گفت: این حكم در وهله اول توسط خود آمنه و در صورت امتناع وى توسط متخصصان انجام میشود و دقت كافى میشود تا ضایعاتى بیشتر از آنچه به قربانى وارد شده نصیب متهم حادثه نشود.
پیشبینى میشود این اقدام كه به علت برخورد شدید با پدیده شوم اسیدپاشى و رواج آن در سالهاى اخیر صورت میگیرد موج شدیدى از مخالفتها و موافقتها را در پى داشته باشد.
نظر مخالفان و موافقان
موافقان این حكم كه به قصاص چشم در برابر چشم معروف شده است معتقدند: باید با مجازات در خور جرم موافق باشم. شاید اگر ما هم مجازاتهاى سنگین ترى براى مجرمان داشتیم، میزان جنایت پایین میآمد و تا این حد با رواج این خشونت غیر قابل جبران مواجه نبودیم.
اصلیترین موافق این حكم احتمالا خود خانم بهرامى است. وى در پاسخ به اینكه آیا فكر میكند خودش كمتر از مجید سنگدل است، گفت: متهم را بیهوش میكنند و بنابراین درد نمیكشد. صورتش هم از فرم نمیافتد چراكه تنها چند قطره اسید در چشمانش ریخته خواهد شد.
یكى از خانمهاى موافق این طرح به تهران امروز میگوید: « فكر میكنم او باید به روى آن مرد اسید بپاشد. این زن كه ظاهرا پیش از اسید پاشى زیبا بوده، حالا تمام صورتش به هم ریخته است. آن مرد بیمار علاوه بر كور شدن، باید به زندان هم انداخته شود.»
خانمى دیگر میگوید: هر كس كه با دیگرى چنین كارى كند، باید با مجازاتى مشابه روبهرو شود. البته این مجازات سبب درمان قربانى نمیشود اما باعث میگردد دیگران دست به چنین كارى نزنند.
مخالفان هم اعتقاد دارند اجراى این حكم مانعى در وقوع مجدد جرم اسید پاشى نخواهد داشت همچنان كه درباره بسیارى از جرایم این اتفاق نیفتاده است.
آمنه چگونه قربانى شد؟
ساعت ٣٠: ١٦ یكى از روزهاى اواسط آبانماه سال ٨٣ اهالى خیابانى دربزرگراه رسالت متوجه داد و فریادهاى دخترى جوان شدند كه با دنبال كردن موضوع دریافتند دختر جوان به نام «آمنه» از سوى فردى مورد اسیدپاشى قرار گرفته است.
با انتقال آمنه به بیمارستان، تلاش پزشكان براى درمان وى آغاز شد، اما زمانى كه بعد از انتقال به بیمارستانهاى رسالت و مطهرى به بیمارستان لبافینژاد منتقل شد، پزشكان اعلام كردند كه دیگر دیر شده و چشم چپ آمنه كاملا از بین رفته است.
آمنه در شكایت خود به دادسراى جنایى تهران گفت: چند ماه قبل وقتى در دانشكده برق مشغول تحصیل بودم متوجه شدم كه یكى از دانشجویان به اسم مجید به من علاقهمند شده است. چند بار مادرش با منزل ما تماس گرفت اما مادر من به دلیل تفاوتهاى زیاد سنی، فرهنگى و خانوادگى ما پاسخ منفى داد كه البته جواب خودم نیز منفى بود تا اینكه یكى از دوستانم پیشنهاد داد براى تمام كردن موضوع، یك بار رودررو پاسخ قطعى خود را به او بدهم. به همین دلیل یك روز كه بعد از ایجاد مزاحمتهاى فراوان و تماسهاى گاه و بیگاه به محل كارم آمد، به او گفتم كه با فردى عقد كردهام و دیگر سراغ من را نگیرد.
مجید در مقابل این ادعاى من خواست كه از همسرم طلاق بگیرم و اظهار كرد كه در صورت عدم جدایى از همسرم مرا خواهد كشت. من تهدیدهاى او را جدى گرفتم و همان روز به پلیس اطلاع دادم اما پلیس گفت تا زمانى كه جرمى واقع نشده نمیتوان وارد عمل شد و فرد را بازداشت كرد. با گذشت دو روز از این ماجرا عصر روز حادثه زمانى كه از محل كارم خارج شدم ناگهان فردى مثل سایه از پشت به من نزدیك شد و بعد روبهرویم ایستاد.
سپس ظرفى سرخرنگ را جلو آورد و مایع به شدت سوزاننده داخل آن را روى صورتم پاشید. اول تصور كردم كه آب جوش است اما وقتى مرا به چند بیمارستان بردند، فهمیدم اسید بوده و همان ابتدا چشم چپم از بین رفت.
پزشكان اقدام به تخلیه چشم چپم كردند و گفتند كه چشم راستم نیز در شرف نابینایى است. به همین دلیل پیشنهاد كردند كه براى درمان به بارسلون بروم و آن زمان با هشت هزار یورو كه بخشى از آن به صورت كمك از سوى دولت وقت به خانوادهام پرداخت شد، براى درمان به اسپانیا سفر كردم. در آنجا ١٧ بار مورد جراحى پلاستیك قرار گرفتم و چشم راستم نیز مورد درمان قرار گرفت اما پزشكان اعلام كردند كه اثرات مخرب اسید تا پنج سال باقى میماند و به همین دلیل یك شب وقتى در خانه بودم ناگهان متوجه شدم داخل حفره چشم راستم چیزى وجود ندارد و به این ترتیب چشم دیگر خود را هم از دست دادم.
با صدور قرار مجرمیت براى متهم، پرونده وى جهت محاكمه به دادگاه كیفرى استان تهران ارجاع شد و قضات شعبه ٧١ دادگاه كیفرى به ریاست، روز ٦ آذرماه سال ٨٧ پس از اخذ اظهارات متهم و شاكی، حكم قصاص دو چشم به شیوه مورد درخواست شاكى یعنى ریختن اسید در چشم متهم و پرداخت دیه جراحات وارده پس از پرداخت تفاضل دیه از سوى شاكى را صادر كردند.
این پرونده پس از تایید راى صادره از سوى دادگاه توسط دیوان عالى كشور، روز ٢١ اسفندماه ٨٧ به واحد اجراى احكام دادسراى امور جنایى تهران ارجاع شد.
پس از بازگشت مجدد دختر جوان و ناكامى پزشكان در درمان وی، بار دیگر «آمنه» و خانوادهاش بر اجراى حكم قصاص تاكید كردند و به این ترتیب پرونده از سوى قاضى عصمتالله جابرى دادیار اجراى احكام دادسراى جنایى در آستانه ارسال نزد رئیس قوه قضائیه جهت استیذان و نهایتا اجراى حكم قرار گرفت.
یك منبع آگاه درباره اجراى این حكم گفت: این حكم در وهله اول توسط خود آمنه و در صورت امتناع وى توسط متخصصان انجام میشود و دقت كافى میشود تا ضایعاتى بیشتر از آنچه به قربانى وارد شده نصیب متهم حادثه نشود.
پیشبینى میشود این اقدام كه به علت برخورد شدید با پدیده شوم اسیدپاشى و رواج آن در سالهاى اخیر صورت میگیرد موج شدیدى از مخالفتها و موافقتها را در پى داشته باشد.
نظر مخالفان و موافقان
موافقان این حكم كه به قصاص چشم در برابر چشم معروف شده است معتقدند: باید با مجازات در خور جرم موافق باشم. شاید اگر ما هم مجازاتهاى سنگین ترى براى مجرمان داشتیم، میزان جنایت پایین میآمد و تا این حد با رواج این خشونت غیر قابل جبران مواجه نبودیم.
اصلیترین موافق این حكم احتمالا خود خانم بهرامى است. وى در پاسخ به اینكه آیا فكر میكند خودش كمتر از مجید سنگدل است، گفت: متهم را بیهوش میكنند و بنابراین درد نمیكشد. صورتش هم از فرم نمیافتد چراكه تنها چند قطره اسید در چشمانش ریخته خواهد شد.
یكى از خانمهاى موافق این طرح به تهران امروز میگوید: « فكر میكنم او باید به روى آن مرد اسید بپاشد. این زن كه ظاهرا پیش از اسید پاشى زیبا بوده، حالا تمام صورتش به هم ریخته است. آن مرد بیمار علاوه بر كور شدن، باید به زندان هم انداخته شود.»
خانمى دیگر میگوید: هر كس كه با دیگرى چنین كارى كند، باید با مجازاتى مشابه روبهرو شود. البته این مجازات سبب درمان قربانى نمیشود اما باعث میگردد دیگران دست به چنین كارى نزنند.
مخالفان هم اعتقاد دارند اجراى این حكم مانعى در وقوع مجدد جرم اسید پاشى نخواهد داشت همچنان كه درباره بسیارى از جرایم این اتفاق نیفتاده است.
آمنه چگونه قربانى شد؟
ساعت ٣٠: ١٦ یكى از روزهاى اواسط آبانماه سال ٨٣ اهالى خیابانى دربزرگراه رسالت متوجه داد و فریادهاى دخترى جوان شدند كه با دنبال كردن موضوع دریافتند دختر جوان به نام «آمنه» از سوى فردى مورد اسیدپاشى قرار گرفته است.
با انتقال آمنه به بیمارستان، تلاش پزشكان براى درمان وى آغاز شد، اما زمانى كه بعد از انتقال به بیمارستانهاى رسالت و مطهرى به بیمارستان لبافینژاد منتقل شد، پزشكان اعلام كردند كه دیگر دیر شده و چشم چپ آمنه كاملا از بین رفته است.
آمنه در شكایت خود به دادسراى جنایى تهران گفت: چند ماه قبل وقتى در دانشكده برق مشغول تحصیل بودم متوجه شدم كه یكى از دانشجویان به اسم مجید به من علاقهمند شده است. چند بار مادرش با منزل ما تماس گرفت اما مادر من به دلیل تفاوتهاى زیاد سنی، فرهنگى و خانوادگى ما پاسخ منفى داد كه البته جواب خودم نیز منفى بود تا اینكه یكى از دوستانم پیشنهاد داد براى تمام كردن موضوع، یك بار رودررو پاسخ قطعى خود را به او بدهم. به همین دلیل یك روز كه بعد از ایجاد مزاحمتهاى فراوان و تماسهاى گاه و بیگاه به محل كارم آمد، به او گفتم كه با فردى عقد كردهام و دیگر سراغ من را نگیرد.
مجید در مقابل این ادعاى من خواست كه از همسرم طلاق بگیرم و اظهار كرد كه در صورت عدم جدایى از همسرم مرا خواهد كشت. من تهدیدهاى او را جدى گرفتم و همان روز به پلیس اطلاع دادم اما پلیس گفت تا زمانى كه جرمى واقع نشده نمیتوان وارد عمل شد و فرد را بازداشت كرد. با گذشت دو روز از این ماجرا عصر روز حادثه زمانى كه از محل كارم خارج شدم ناگهان فردى مثل سایه از پشت به من نزدیك شد و بعد روبهرویم ایستاد.
سپس ظرفى سرخرنگ را جلو آورد و مایع به شدت سوزاننده داخل آن را روى صورتم پاشید. اول تصور كردم كه آب جوش است اما وقتى مرا به چند بیمارستان بردند، فهمیدم اسید بوده و همان ابتدا چشم چپم از بین رفت.
پزشكان اقدام به تخلیه چشم چپم كردند و گفتند كه چشم راستم نیز در شرف نابینایى است. به همین دلیل پیشنهاد كردند كه براى درمان به بارسلون بروم و آن زمان با هشت هزار یورو كه بخشى از آن به صورت كمك از سوى دولت وقت به خانوادهام پرداخت شد، براى درمان به اسپانیا سفر كردم. در آنجا ١٧ بار مورد جراحى پلاستیك قرار گرفتم و چشم راستم نیز مورد درمان قرار گرفت اما پزشكان اعلام كردند كه اثرات مخرب اسید تا پنج سال باقى میماند و به همین دلیل یك شب وقتى در خانه بودم ناگهان متوجه شدم داخل حفره چشم راستم چیزى وجود ندارد و به این ترتیب چشم دیگر خود را هم از دست دادم.
با صدور قرار مجرمیت براى متهم، پرونده وى جهت محاكمه به دادگاه كیفرى استان تهران ارجاع شد و قضات شعبه ٧١ دادگاه كیفرى به ریاست، روز ٦ آذرماه سال ٨٧ پس از اخذ اظهارات متهم و شاكی، حكم قصاص دو چشم به شیوه مورد درخواست شاكى یعنى ریختن اسید در چشم متهم و پرداخت دیه جراحات وارده پس از پرداخت تفاضل دیه از سوى شاكى را صادر كردند.
این پرونده پس از تایید راى صادره از سوى دادگاه توسط دیوان عالى كشور، روز ٢١ اسفندماه ٨٧ به واحد اجراى احكام دادسراى امور جنایى تهران ارجاع شد.
پس از بازگشت مجدد دختر جوان و ناكامى پزشكان در درمان وی، بار دیگر «آمنه» و خانوادهاش بر اجراى حكم قصاص تاكید كردند و به این ترتیب پرونده از سوى قاضى عصمتالله جابرى دادیار اجراى احكام دادسراى جنایى در آستانه ارسال نزد رئیس قوه قضائیه جهت استیذان و نهایتا اجراى حكم قرار گرفت.
99
کامنت بنویسید...


