userinfo close

  ,

جیم جارموش


jim_jarmusch

تاسیس: 15 مهر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: نام نام - معاونان
کارگردانی....با فیلمهایی چون:عجیب تر از بهشت.زمین خورده قانون.شب روی زمین.مرد مرده.گوست داگ: راه و ر ادامه »
کارگردانی....با فیلمهایی چون:عجیب تر از بهشت.زمین خورده قانون.شب روی زمین.مرد مرده.گوست داگ: راه و رسم سامورایی.سال اسب.ده دقیقه پیرتر.قهوه و سیگار. گل های پ‍ژمرده و ...
 
تراویس بیکل   , rain_man_919
تراویس بیکل - 07:30 1385/04/4

گزیده ای از گفتگوهای مختلف با جیم جارموش درباره فیلم عجیبتر از بهشت



چه جوری با بازیگرهای فیلم آشنا شدی؟



جان لوری

- جان ومن هفت سال پیش (1977) با هم آشنا شدیم وفکر میکنم اولین بار اون تو Mudd Club دیدم و چندبار توخیابون بهش برخوردم. یه شب بعد از اینکه چند نفر جیبش رو میزنن، ما باهم تو خیابون میشینیم و اون حدود جچهار پنج ساعت حرف میزنه و از همون جا بود که با هم دوست شدیم. اون موقع تو یه گروه موسیقی بود و تو Squt Theatre اجرا میکرد.



استر بالینت

- استر هم نه تا ده سال تو Squt Theatre بود. تو بوداپست متولد شده. اون بازیگری رو با نقش یه بچه تو نمایش، فکر کنم «آخرین عشق اندی وارهل» یا شایدم «خوک، بچه، آتش» بود، شروع کرد. کارشو برای بار اول تو نمایش «آقای دد و خانم فری» تو یه سکانس از فیلم دیدم.



ریچارد ادسن

- اون رو از طریق موسیقی پیدا کردم و اجراشو قبلا دیده بودم. بعد از تماشای اون تو صحنه های مختلف موسیقی، به نظرم اومد که میتونه بازیگر واقعا خوبی باشه.



در فیلم مرگ نیست، سکس وجود نداره و مینیمال ترین صحنه تعقیب و گریز توشه. چرا این سه درونمایه همیشگی سینمای آمریکا رو حذف کردی؟



- میخواستم داستانی بسازم که به هیچ چیز خاص و کلیشه ای تکیه نداشته باشه. شخصیت های این فیلم جاه طلبی ندارن و آدمای روشنفکری نیستن. اونا دائما از هستی خودشون و یا از موقعیت اطرافشون سوال نمیکنن، در عوض یه نوع حس پذیرش اونا رو دارن... بیشتر دوس دارن دنبال جایی باشن تا بتونن ورق بازی کنن تا اینکه چیزایی مثل نمادهای فلسفی یا مثل اینا رو تفسیر کنن. به همین خاطره که خشونت و سکس و چیزای معمول کذایی تو این فیلم نیست. کل ایده این فیلم اینه که به تماشاگر چیزی رو نشون بدی که انتظارش رو نداره، ... اگه در هر لحظه از داستان فیلمو نگه داری، تماشاگر نمیتونه حدس بزنه که بعدش چی میشه. در عوض اونا بیشتر به جزییات ریز، به موقعیتها و شخصها توجه میکنن.



چرا از فاصله گذاری سیاه استفاده کردی؟



- چون هر صحنه یه نمای منفرده و این که تصویر قبل از اونکه به تصویر بعدی متصل بشه، چند لحظه ای تو حافظه تماشاگر ثبت بشه برام واقعا مهم بود. مسئله دیگه گذشت زمان بود. با اون فضاهای سیاه تونستم بر حسب روایت به ده دقیقه بعدتر در همون روز یا دور روز بعد یا... پرش کنم.

هرچی که به سمت پایان داستان نزدیک میشیم، فاصله های سیاه کوتاهتر میشن، فکر میکنم این رو ریتم داستان خیلی تاثیر میذاره. چیزی بود که خیلی روش فکر کردیم و برای هرکدومشون جداگانه تصمیم گرفتیم.



بهشتی وجود نداره، داره؟



نه. واقعا نه. من به گرفتن هویج جلوی چشم الاغ اعتقادی ندارم. به نظر من آدم باید با واقعیتهای اطرافش روبرو بشه.

فلوریدا که ظاهرا باید همون بهشت رویایی باشه، فقط یه چمنزار متفاوت و یه چشم انداز کمی غیر معمول تر از کلیولنده. این همون چیزیه که وقتی به اطراف سفر میکنم حس میکنم. یه حس یکنواختی و یکسانی تو سراسر آمریکا ... به همین علت و برای این شخصیتها بهشتی وجود نداره. این چیزیه که شما میسازین تا احساس راحتی یا ایمنی بیشتری کنین. اما واقعیت این چیزها نیست.


99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.