userinfo close

  ,

جیم جارموش


jim_jarmusch

تاسیس: 15 مهر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: نام نام - معاونان
کارگردانی....با فیلمهایی چون:عجیب تر از بهشت.زمین خورده قانون.شب روی زمین.مرد مرده.گوست داگ: راه و ر ادامه »
کارگردانی....با فیلمهایی چون:عجیب تر از بهشت.زمین خورده قانون.شب روی زمین.مرد مرده.گوست داگ: راه و رسم سامورایی.سال اسب.ده دقیقه پیرتر.قهوه و سیگار. گل های پ‍ژمرده و ...
 
تراویس بیکل   , rain_man_919
تراویس بیکل - 07:30 1385/04/4

بررسی فیلم عجیب تر از بهشت



Stranger Than Paradise
عجیب تر از بهشت

نویسنده و کارگردان: جیم جارموش
بازیگران: استر بالینت، جان لوری، ریچارد ادسن
موزیک: جان لوری، آرون پیچ، اسکریمین جی هاوکینز
محصول سال 1984، سیاه وسفید 89 دقیقه



عجیب تر از بهشت مانند اغلب آثار جیم جارموش فیلمی اپیزودیک در سه قسمت است، این فیلم سیاه وسفید روایتگر نسلی واخورده و از خود بیگانه است. اوا (استر بالینت) ,ویلی (جان لوری) و ادی (ریچارد ادسن) نمایندگان این نسل هستند.
این فیلم با اوا شروع میشود که از بوداپست به نیورک میرود و با زندگی پسر عمویش ویلی و دوست همراهش ادی ادامه میابد. آنها به اتفاق هم در آمریکای صنعتی و غمزده به سبک یک کمدی سیاه به ولگردی میپردازند.

نام قسمت اول فیلم «دنیای جدید» است. طنز ماجرا نیز در همین جاست. خیابانها ویرانند، مکان کهنه و داغان است و فرهنگ خودش را مسخره میکند، " کیفیتی که میتوانی به آن اطمینان کنی " نوشته ای است بر پمپ بنزینی که ویران شده است. " ایالات متحده همه جا " ( جمله ای که فقط چند شیشکی برازنده اش است) درشت بر دیوارها نوشته شده است. جارموش در مورد اینکه چرا در این فیلم روی زشتی های صنعتی تاکید شده است میگوید که مردم آمریکا تصور خاصی از نحوه زندگی در اورپای مرکزی دارند، من در این فیلم خواستم این تصویر را وارونه کنم و به آمریکا برگردانم!

شخصیت ویلی بسیار انسانی ساخته شده است. او نمیتواند احساسش را پنهان کند. هنگامی که اوا قصد ترک کردنش را دارد، بسیار آشفته و پریشان میشود، اما در عین حال به بدی با او برخورد میکند، هرچند ذاتا راضی به رفتن او نیست.
وقتی که اوا پیراهنی را که ویلی برایش خریده است در سطل زباله میاندازد. ادی شاهد این قضیه است. در سکانس پایانی بخش اول ویلی و ادی میبینیم که در اتاق نشسته اند و آبجو مینوشند. مشخص است که ادی میخواهد چیزی در مورد اوا به ویلی بگوید، تماشاگر این را حس میکند و میداند، اما او هیچ حرفی نمیزند و قسمت اول با زیبایی تمام میشود.

قسمت دوم روایت ماجراهایی است كه یكسال بعد برای شخصیتهای اتفاق میافتد. ویلی به ادی پیشنهاد می دهد كه به جای گرمی بروند...جایی كه بهشت آنها باشد.

در قسمت سوم با نام بهشت، قرار می گذارند كه به فلوریدا بروند، اما آنجا جهنمی است كه زشتی از همه جای آن می بارد. بهشت موعود این سه قهرمان جارموش ,ناكجاآبادی است خاموش و ساكت و یخزده كه در آن همه چیز متوقف شده است.
در نهایت ادی به نیویورك می رود و ایوا در شهری كه اقامت كرده بود می ماند.

كلا هر سه اپیزود فیلم نمایشگر شخصیتهایی است كه با محیط تجانسی ندارند و روابطشان سرد و عاطفی است. فیلم دارای نماهایی بلند در فضاهایی بسته است كه با فضاهایی سیاه به نمای بعد فید می شود.
در 67 نمای مختلف از فاصله گذاریهای سیاه استفاده شده که زمان آنها بین صحنه های مختلف متفاوت است و به تدریج تا انتهای داستان که نبض فیلم تندتر میشود، کوتاه تر میشوند.
کارگردان به گفته خود، خواسته است تصویر صحنه جاری، قبل از اتصال به تصویر بعدی، چند لحظه در ذهن تماشاگر ثبت شود و همچنین القای حس گذشت زمان را نیز امکان پذیر سازد.

طرح داستانی فیلم بسیار ساده و فشرده و در عین حال بی‌اهمیت است. در مقابل، فیلمساز موفق به خلق یك سبك زیبا و كمال‌گرا شده كه اثر او را تا حد یك مدی سیاه آوانگارد بالا برده است و تعیین مكان‌های تماشایی دوربین،‌ زوایای بدیع آن، كادر بندی هوشمندانه و یك تدوین مناسب، ضعف محتوایی فیلم را كاملا جبران كرده و بدین ترتیب تا حد بسیار زیادی مضامین مورد نظر فیلمساز ازخودبیگانگی و فقدان ارتباط میان شخصیت‌ها را انتقال داده است.

این فیلم با لحن كمدی بدیع و در عین حال دلمردگی و افسردگی ظاهری‌اش، تماشاگران و منتقدان را مبهوت خویش ساخت. این فیلم تصویری گزنده و مسخره و در عین حال دلمرده و دلتنگ كننده از سه شخصیت بی‌هدف و سرگردان در قالب یك فرمالیسم بی‌اعتنا به قواعد مرسوم ارایه می‌كند.

در سال 1984 جایزه نخل طلای کن ، پلنگ طلایی لکارنو و جایزه بهترین فیلم از انجمن ملی منتقدین فیلم را از ان این فیلم شد.
99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.