عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
1 خرداد 1391 | |
|
2
|
22 اردیبهشت 1391 | |
|
3
|
20 اردیبهشت 1391 | |
|
4
|
20 اردیبهشت 1391 | |
|
5
|
20 اردیبهشت 1391 | |
|
6
|
20 اردیبهشت 1391 | |
|
7
|
20 اردیبهشت 1391 | |
|
8
|
20 اردیبهشت 1391 | |
|
9
|
20 اردیبهشت 1391 | |
|
10
|
20 اردیبهشت 1391 |
و ما باید که حواسمان جمع باشد...
آدم ها
در اضطرار شکوفا می شوند .
این قابلیت بشر است .
و ما در جنگ شکوفا شدیم ...
یاد گرفتیم خودمان باشیم .
روی پای خودمان بایستیم .
یاد گرفتیم دست همدیگر را بگیریم؛
دست همدیگر را به مهر بگیریم ؛
و قلبمان برای هم بتپد ...
حالا قصه دقیقا همین جاست ..
اضطرار آدم ها را یکرنگ می کند ...
و بعد آدم های یکرنگ شده ؛
قلبشان برای هم می تپد...
و آنوقت ،
وقتی دیگر یک قلب نبودی ،
وقتی هزارتا قلب بودی ،
وقتی میلیونها قلب بودی ؛
صدای قلبت عالم را تکان می دهد ،
چه برسد به صدای قدمهایت ...
این است که می گوییم باید یکدل شویم ...
باید دل دهیم به هم ...
از هر نگاهی که هستیم ،
از هر لباسی که هستیم ،
از هر مرامی که هستیم ،
یادمان باشد ،
بزرگترین بدخواه ما حارث است ،
حارث را تو بخوان شیطان ،
تو بخوان نفس عمّاره ؛
او دارد مدام تیر می اندازد ،
مدام حمله می کند...
و ما باید که حواسمان جمع باشد...


