عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
8 خرداد 1391 | |
|
2
|
8 خرداد 1391 | |
|
3
|
7 خرداد 1391 | |
|
4
|
7 خرداد 1391 | |
|
5
|
7 خرداد 1391 | |
|
6
|
6 خرداد 1391 | |
|
7
|
6 خرداد 1391 | |
|
8
|
6 خرداد 1391 | |
|
9
|
6 خرداد 1391 | |
|
10
|
6 خرداد 1391 |
سیره اخلاقی پیامبر اکرم(ص)

شاید بتوان موجزترین و رساترین جمله ای را که در توصیف اخلاق پیامبر اعظم(ص) ذکر شده، این جمله دانست که در وصف آن مفخر عالم و آدم گفته شده است: «کان خلقه القرآن»، او تجلی آیات و معارف بلند قرآن بود و قرآن مجسم به شمار می رفت. پیامبر(ص) گرچه در نظر ما اولاو بالذات حامل و مبین آیات وحی و قرآن کریم است اما قرآن از قلب و جان ایشان برمی خاست و چون ابتدا در قلب آن حضرت منعکس و سپس بر زبان پیامبر اعظم(ص) جاری می شد، سیره و منش حضرت، تجلی آیات الهی بود و تجسم آموزه های وحیانی.از این رو در قرآن کریم بیش از هر منبعی روحیات و اخلاق متعالی اسوه حسنه و انسان کامل بشریت بازتاب یافته است. با تبریک میلاد با سعادت قطب عالم هستی حضرت محمد مصطفی(ع) در گفت وگو با دکتر محمد حسین رجبی دوانی گوشه هایی از سیره اخلاقی آن حضرت را مرور کرده ایم.
رجبی دوانی در این گفت وگو با بیان این که پیامبر اسلام(ص) هم مدیریت، رهبری و حاکمیت اسلامی را عهده دار بودند و سمت اجرایی داشتند و هم پیامبری بودند که اسوه مسلمانان محسوب می شدند، گفت: رسول ا... (ص) در قرآن به عنوان «اسوة حسنة» معرفی شده اند؛ شخصی که مردم را با اخلاق نیکویش به سعادت هدایت می کند.
وی به بعد رسالتی پیامبر اسلام(ص) به عنوان اسوه حسنه مسلمانان اشاره کرد و افزود: در تاریخ آمده است ایشان با مردم محترمانه و با مهربانی و رافت برخورد می کردند. مشهور است که آن حضرت (ص) در سلام کردن به دیگران حتی کودکان پیش قدم می شدند و با این که رهبر جامعه اسلامی بودند اما وقتی مردم سوالی و نیازی در هر زمینه ای داشتند با ایشان در میان می گذاشتند و پیامبر (ص) با صبر و حوصله و طمانینه فراوان پاسخگو بودند و تا فرد راضی از محضر رسول ا...(ص) برنمی خاست، ایشان او را ترک نمی کردند.
این استاد تاریخ اسلام به خاطره درس آموزی اشاره کرد که پسر حاتم طایی آن را نقل کرده است. رجبی دوانی در این باره گفت: در سال نهم(ه. ق) پیامبر (ص)امیرالمومنین(ع) را برای هدایت قوم حاتم طایی به سوی سرزمین طی فرستادند، اما حاتم طایی حاضر نشد اسلام را بپذیرد و با امام علی (ع) درگیر شد و در نهایت شکست خورد. بعدها که او به واسطه راهنمایی خواهرش که اسیر مسلمانان شده بود و رافت رسول ا...(ص) موجب شد که آزاد شود و نزد برادرش باز گردد، مسلمان شد.
علی پسر حاتم طایی، تعریف می کند که من به مدینه آمدم. وقتی به شهر رسیدم پیامبر (ص) برای نماز به مسجد رفته بودند صبر کردم تا نماز ایشان تمام شود. آن گاه جلو رفتم و خودم را معرفی کردم رسول ا...(ص) بسیار مرا احترام کردند و فرمودند بیا برای پذیرایی به خانه برویم. این رفتار پیامبر (ص) دارای نکات بسیاری است. اولا او دشمن رسول ا...(ص) بود و با امیرالمومنین (ع) که فرستاده آن حضرت بود، جنگیده بود.
با این حال رسول ا...(ص) به او احترام گذاشتند و با این که بقیه مردم و سران قبایل و بزرگان در مسجد با رسول ا...(ص) دیدار می کردند ولی ایشان فرزند حاتم طایی را که از راه دور هم آمده بود به منزل دعوت کردند.
علی بن حاتم طایی ادامه می دهد: در بین راه که با رسول ا...(ص) راهی منزلشان بودیم، پیرزنی جلو آمد و سوالی سطحی پرسید. پیامبر (ص)با صبر و حوصله فراوان به او پاسخ دادند. او مدام سوال می کرد و رسول ا...(ص)جواب می دادند تا جایی که سوالات پیرزن تمام شد و او ضمن تشکر از پیامبر خداحافظی کرد. تا زمانی که سوالات او تمام نشده بود پیامبر (ص) حرکت نکردند تا به مسیر خود ادامه دهند. علی بن طایی می گوید: من وقتی این رفتار ایشان را دیدم درک کردم که این سیره ومنش پیامبران است نه پادشاهان ، چون پادشاهان از چنین ویژگی اخلاقی بارزی برخوردار نیستند که وقت بگذارند و به سوال های مردم پاسخ دهند.
طایی این طور ادامه می دهد، وقتی وارد خانه رسول ا...(ص) شدیم، در منزل ایشان تنها یک تکه پوست به عنوان زیرانداز وجود داشت که رسول خدا(ص) مرا روی آن تکه پوست در قسمت بالای منزل نشاندند و خودشان روی زمین در کنار در نشستند.
علی بن حاتم طایی تحت تاثیر رفتار وکردار و گفتار پیامبر(ص) قرار می گیرد و در نهایت مسلمان و از بهترین صحابی رسول خدا(ص) و بعدها امیرالمومنین(ع) می شود.
استاد تاریخ دانشگاه امام حسین(ع) درباره رفتار رسول خدا(ص) بامردم به نکته ظریفی اشاره کرد و گفت: پیامبر(ص) آن قدر در برخورد با مردم تواضع و رافت و سعه صدر نشان می دادند که دیگران بدون هیچ آداب و شرایط خاصی با ایشان برخورد می کردند.
به گونه ای که حتی برخی شأن و جایگاه رسول ا...(ص) را مراعات نمی کردند و متوجه نبودند که رسول ا...(ص) خسته می شوند و باید به امور دیگر هم برسند تا این که در این زمینه آیه ای نازل می شود و خطاب به مردم می فرماید: «خداوند شما را بازمی دارد از این که در اثر زیاد ماندن در محضر پیامبر(ص) مزاحمتی برای آن حضرت ایجاد کنید» لذا قرآن امر می کند «وقتی کاری داشتید و به محضر رسول ا...(ص) رفتید همین که کارتان راانجام دادید، برخیزید و بروید و برای پیامبر مزاحمت ایجاد نکنید».
حتی قرآن دستور می دهد که آداب حضور در محضر پیامبر(ص) را رعایت کنید و این قدر بلند بلند در حضور رسول ا...(ص) حرف نزنید. قرآن در این زمینه می فرماید: «یا ایها الذین امنوا لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی» صدایتان را از صدای پیامبر بالاتر نبرید.
این آیات نشان می دهد که آن حضرت در برخورد با مردم چقدر انعطاف پذیر و مهربان و متواضع بودند و برای آن ها ارزش قائل بودند تا حدی که حتی برخی متوجه نبودند در محضر چه کسی قرار دارند. لذا آداب هم نشینی با حضرت را رعایت نمی کردند تا جایی که آیه هایی در این زمینه نازل می شود.
وی به بعد حکومتی شخصیت رسول اسلام(ص) اشاره کرد و افزود: در تاریخ اسلام آمده است وقتی آن حضرت وارد مدینه شدند و حکومت اسلامی تشکیل دادند و قرار شد مسجد آن حضرت به عنوان پایگاه بزرگ عبادی و سیاسی و مرکز اداره حکومت نوبنیاد اسلامی ساخته شود، مردم خود را موظف دانستند که در بنای مسجد مشارکت کنند. در این زمینه پیامبر(ص) نیز در ساخت این مسجد به مردم کمک می کردند. در جریان کندن خندق هم شاهد مشارکت پیامبر(ص) هستیم. این رفتارها از سوی فردی که رهبر جامعه اسلامی است و زعامت جامعه را برعهده دارد، درس آموز است.
رجبی دوانی به نحوه انتخاب مدیران توسط پیامبر(ص) اشاره کرد و ادامه داد: در اداره حکومت ایشان پست ها و سمت های حکومتی را که البته در آن زمان نسبت به امروز محدود بود و بیشتر شامل فرماندهی جنگ ها، مبلغ اسلام یا نماینده جمع آوری زکات بود به افرادی می سپردند که به شایستگی ، تقوا، تدبیر و تعهد شهرت داشتند. به بیان دیگر پیامبر اکرم(ص) در انتخاب مدیران هم بر تعهد افراد و هم بر تخصصشان تاکید می کردند. اگر عملکرد مدیران عصر رسول ا...(ص) را بررسی کنیم، درمی یابیم که آن ها دارای این دو ویژگی برجسته بودند.
رجبی دوانی با اشاره به این که پیامبر اسلام(ص) علاوه بر مدارا و احترام به مسلمانان حتی با دشمنان خود هم منصفانه و از سر رافت و مهربانی برخورد می کردند، افزود: در تاریخ آمده است وقتی حضرت گروهی را برای مقابله با دشمن به جنگ می فرستادند، از آن ها می خواستند انصاف و انسانیت و اخلاق را مراعات کنند. ایشان سپاه خود را از تعرض به پیرزنان، پیرمردان، زنان و کودکان و همچنین نابود کردن درختان منع می فرمودند حتی تاکید می کردند اگر کسی که در قبیله خود صاحب جایگاه و موقعیت است وقتی به اسارت شما در آمد او را مورد احترام و لطف قرار دهید و هیبت او را در هم نشکنید. در قوانین بین المللی آمده است افرادی که صاحب قدرت نظامی و سیاسی هستند اگر به اسارت در آمدند باید با رعایت احترامات نظامی و سیاسی با آن ها برخورد شود، این در حالی است که ۱۴۰۰ سال پیش رسول گرامی اسلام(ص) چنین سیره ای داشتند و حتی حضرت از مسلمانان می خواستند پا بر جنازه دشمن نگذارند.
همچنین رسول ا...(ص) به مردم نسبت به رعایت حقوق یکدیگر سفارش اکید داشتند؛ به ویژه نسبت به رعایت حق همسایه بسیار تاکید می کردند. امیرالمومنین(ع) در وصیت نامه شان به این موضوع اشاره می کنند و می فرمایند: به قدری پیامبر(ص) سفارش همسایه ها را می کردند که ما فکر می کردیم همسایه از همسایه ارث می برد. علاوه بر آن، رسول ا...(ص) برای امنیت روانی و روحی جامعه هم اهمیت ویژه ای قائل بودند و اگر کسانی می خواستند مخل آرامش جامعه شوند، ایشان به شدت و با قاطعیت با آن ها برخورد می کردند و اجازه نمی دادند کسی مسلمانان را مورد اذیت و آزار قرار دهد.
رجبی دوانی در پاسخ به این سوال که با توجه به این که حضور پیامبر(ص) در مدینه مصادف با تشکیل حکومت اسلامی بود و ایشان حاکم جامعه اسلامی محسوب می شدند و نقش اجرایی و حاکمیتی به رسالت ایشان افزوده شده بود، آیا تغییری در شیوه رفتار و مدیریت پیامبر(ص) با مسلمانان پدید آمد، گفت: رفتار رسول ا...(ص) تغییر پیدا نکرد ولی در دوره مکه موقعیتی در اختیار آن حضرت نبود که ایشان بخواهند در قالب رهبر جامعه اقدامی انجام دهند. این موقعیت در مدینه پدید آمد اما رسول ا...(ص) همچنان به رسالت نبوت خود در مدینه ادامه دادند و تغییری در مشی ایشان با وجود قدرتی که به دست آورده بودند، ایجاد نشد.


