عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
8 خرداد 1391 | |
|
2
|
8 خرداد 1391 | |
|
3
|
8 خرداد 1391 | |
|
4
|
8 خرداد 1391 | |
|
5
|
8 خرداد 1391 | |
|
6
|
7 خرداد 1391 | |
|
7
|
7 خرداد 1391 | |
|
8
|
7 خرداد 1391 | |
|
9
|
7 خرداد 1391 | |
|
10
|
7 خرداد 1391 |
پیام امام رضا(ع) به قرائتی چه بود؟

به نام خدا
نشانه اخلاص: کم و زیاد شدن در آن اثر ندارد. خدایا یک دعا میکنم آمین بگویید. خدایا تو را به آبروی امام حسن همه ما را ببخش. خاطره تلخ، خیلی تلخ است. ولی من باید اینها را بگویم.
دوباره سیم وصل شد!
در حرم امام رضا، قصه برای
بیست سال پیش است. زیارت میخواندم و به قول امروزیها یک حالی هم داشتیم و به قول
امروزیها سیم وصل شده بود. یک کسی کنار من گفت: حاج آقا این پول را به فقیر بده.
گفتم: من زوار هستم. غریب هستم. فقیر سراغ ندارم. باز شروع کردیم سیم وصل شد.
خواندیم، خواندیم، خواندیم، دومرتبه گفت: حاج آقا ؟ گفتم: بله. گفت: این پول را به
فقیر بده. گفتم: شما یکبار دیگر هم گفتی. من زوار هستم. غریب هستم. کسی را
نمیشناسم. دوباره سیم وصل شد. یک چند دقیقه شد. گفت: حاج آقا؟ گفتم: بله. گفت: این
پول را به فقیر بده. دفعه سوم من ناراحت شدم. گفتم: پدرجان ولم کن. این پول را هم
تا کرده بود کوچولو اندازه یک بادام، آبی بود. من فکر کردم بیست تومان است. آن زمان
بیست تومان آبی بود. اسکناس بیست تومان آبی بود. گفتم: یک بیست تومان تا کردی هی
میگویی: به فقیر بده. گفت: حاج آقا بیست تومان نیست. هزار تومان است. خوب باز هزار
تومان آن زمان پول بود. من تا دیدم هزار تومان است آرام شدم. (خنده حضار) گفتم:
اینجا یک مؤسسه ایتامی هست. گفت: به هرکس میخواهی بدهی بده.
وقتی رفت دیدم این پیام امام رضا(ع) بود. گفت: قرائتی گول خودت را نخوری. دو لیتر هم گریه کنی. مادامی که فشار خونت با پول پایین و بالا میرود، نمرهات صفر است. آنوقت مفاتیح را کنار گذاشتم، منقلب شدم. گاهی انسان لحظه مرگ میفهمد کل عمرش صفر است. میرفتم درس فلانی که بگویند: فلانی شاگرد فلانی است. اینطور نیست. ما فکر میکنیم اگر هیئت ما یک سرش کجا باشد و یک سرش کجا... هرچه اخلاص بیشتر باشد ماندگارتر است.
بهر فرج و ظهور مهدی فاطمه (عج) صلوات
_(¯`’★• ♥اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ♥ •★’´¯)_


