عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
18 اردیبهشت 1391 | |
|
2
|
18 اردیبهشت 1391 | |
|
3
|
18 اردیبهشت 1391 | |
|
4
|
18 اردیبهشت 1391 | |
|
5
|
15 اردیبهشت 1391 | |
|
6
|
31 فروردین 1391 | |
|
7
|
28 فروردین 1391 | |
|
8
|
27 فروردین 1391 | |
|
9
|
26 فروردین 1391 | |
|
10
|
26 فروردین 1391 |
من ایرانی نیستم!!!!!!!!!
من ایرانی نیستم چون نامم عربی ست
من ایرانی نیستم چون وقتی به دنیا آمدم در گوشم اذان عربی خواندند
من ایرانی نیستم چون روزی که به مدرسه رفتنم
پدر و مادرم قرآن بالای سرم گرفتند و در مدرسه آیین محمد را به من آموختند
نه اندیشه نیک و کردار نیک و گفتار نیک ، یعنی خدا تا این حد با بندگانش مشکل دارد و یا فقط بندگانش با هم
مشکل دارند ؟
من ایرانی نیستم چون وقتی ازدواج کردم به آیین عربها و با زبان عربی ازدواج کردم
من ایرانی نیستم چون هزار کیلومتر راه را طی میکنم تا به پابوس امام هشتم شیعیان و نواده پیامبر اعراب بروم اما کمی آنسوتر به آرامگاه فردوسی نمی روم
من ایرانی نیستم چون اعیاد فطر و قربان و غدیر و مبعث را تبریک می گویم و شادباش می شنوم اما نمی دانم جشن سده چه روزیست
من ایرانی نیستم چون دهه محرم سیاه می پوشم و با سر و روی گل آلوده عزادار خاندانی می شوم که سرزمینم را گرفتند , مردانش را کشتند و زنانش را به غنیمت بردند اما روز مرگ بابک خرمدین را نمی دانم
من ایرانی نیستم چون حرف که می زنم بیشتر به عربی می
ماند تا فارسی
من ایرانی نیستم چون عربها پ ندارند و من به زبان مادری ام می گویم
"فارسی" و نه "پارسی"
من ایرانینیستم چون در کشوری به دنیا آمدم که روی پرچمش عربی نوشتند
من ایرانی نیستم چون وقتی این متن را برای هموطنانم میفرستم به من میگویند : ... بیگانه ، وطن فروش و بی دین
من آرزوی ایرانی بودن هم ندارم چون آنقدر دست نیافتنی است که آرزویش هم نمی توان کرد ، من حسرت ایرانی بودن دارم . . . !
امیدواریم که حسرت من و تو ، گامی باشد برای به خود آمدن نسل آینده


