userinfo close
  ,

ایران وطنم خوی زادگاهم


iran_khoy

تاسیس: 10 شهریور 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: دومان وطن اوغلو - معاونان
از مرگ نمی هراسیم.پس در راه وطنمان ایران و آذربایجان و زبانمان تورکی و دیار مادری و شهر عزیزمان خوی ادامه »
از مرگ نمی هراسیم.پس در راه وطنمان ایران و آذربایجان و زبانمان تورکی و دیار مادری و شهر عزیزمان خوی و جان نیز فدا میکنیم...

تورکون قولو بویکولمه ز/تورکون بئلی اگیلمه ز/بیر گوکه قالخان بایراق بیر داها یئره یئنمه ز...
Yaşasin Türk Yürdüo Azərbaycan
Yaşasin Xöy

مهم*بخش توضیحات کلوب{ویرایش جدید این بخش} را حتما مطالعه فرمایید.*مهم

1- به زودی تغییرات اساسی در روند آزادی بیان و عدم نبود قانون در این کلوب{همانند دیگر کلوبها} و قانون هایی محکمه پسند برای کلوب واعضای جدید و قدیم آن تدارک دیده خواهد شد.
 
دومان وطن اوغلو , doman_vatanoghluo
دومان وطن اوغلو - 14:10 1387/10/15

انگشتان پنهان ایران در تراژدى غزه !

 

انگشتان پنهان ایران در تراژدى غزه-دکتر ترکی الحمد

 

 یئیگون(جمعه) ۱٣ دی ۱٣٨۷ - ۲ ژانویه ۲۰۰۹

 

چیزى بدتر از آن نیست كه در جلوى چشم خود یك تراژدى را در حال وقوع ببینى وبدانى یا فكر كنى كه مى دانى چه عواملى بیشترین تأثیر را در وقوع این تراژدى داشته و دارند، لیكن جز به ناله اى و اعتراضى اندك كارى از دستت برنیاید. نگارش این مقاله در حقیقت چیزى جز این ناله و اعتراض نیست. نوشتن در مورد تراژدى غزه و تلاش براى بازگویى علل آن و شناساندن مسببان آن نیست.

بدون شك واكنش اسرائیل در برابر موشكهاى حماس یا به عبارتى آتش بازیهاى حماس واكنشى بسیار افراطى است و آن چه اسرائیل در غزه انجام مى دهد كشتارى به تمام معنا و یك تراژدى بزرگ و لكه ننگى بر جبین بشریت در همه مقیاسها است. لذا محكوم كردن این حملات در درجه اول از بعد انسانى لازم و ضرورى است و در حقیقت تنها كار اندكى است كه از عهده من نوسینده بر مى آید.

اما از دیدى دیگر باید گفت كه اگر به موضوع، نگاهى سیاسى داشته باشیم، رفتار اسرائیل قابل درك است. اسرائیل با موشكهایى كه تقریباً همه روزه از سوى حماس به طرفش پرتاب مى شد تحریك شده است. از اسرائیل این دولت پى ریزى شده بر پایه دفاع نظامى و نیروى اسلحه در مواجهه با این تحریك، چه انتظارى مى توان داشت؟

آرى اسرائیل به دلیل افراط در واكنش قابل سرزنش است. چرا كه بیگناه و گنهكار را با هم درو مى كند. لیكن حماس نیز از آن جهت قابل سرزنش است كه مى دانست رفتارش لاجرم به چنین واكنشى منجر مى شود. به ویژه آنكه بر همگان آشكار بود كه اسرائیل تا چه اندازه در برابر امنیت خود حساس است. لذا اگر اسرائیل علیه فلسطینیان دچار جرم و جنایت شده است، حماس نیز در چنین رفتارى شریك آن بوده و هست. شاید حتى بتوان گفت مسئولیت حماس با توجه به شناختى كه از نوع و سطح واكنش اسرائیل داشته، بزرگتر است. چه بسا این خواست قلبى حماس بوده است، ولى به هر حال در این میان فلسطینیان از زن و مرد، پیر و كودك قربانى این ماجرا هستند. نه دشمن به آنها رحم كرده، نه دوست برایشان دل سوزانده و نه خودى دست از سوداگرى بر سر سرنوشتشان برداشته است.

شاید همه این حرفها تكرارى و واضح باشند لیكن آن چه در اینجا باید مورد توجه قرار گیرد نقش ایران در این تراژدى است. این نقش، لااقل به نظر من، هر ند غیر مستقیم است لیكن حقیقتاً در پیدایش این تراژدى جایگاهى اساسى داشته است، زیرا این ایران است كه بیشترین بهره را از این حوادث مى برد. همیشه در كشف عامل جنایت به دنبال كسى مى روند كه بیشترین سود را از وقوع جنایت مى برد.

من حقیقتاً با شگفتى و تحسین به تیز هوشى رهبرى سیاسى ایران مى نگرم. این شگفتى و تحسین نه به دلیل محتواى كاربردى بلكه در قدرت آن بر پیشبرد سیاستى است كه به اهداف دراز مدتش خدمت مى كند. در این سیاست ماكیاولیسم كاملاً حرفه اى عمل مى كند. این وضع مرا بر آن مى دارد كه بگویم چه بسا احمدى نژاد رئیس جمهور ایران و ملایان حاكم بر این كشور، كتاب شاهزاده ماكیاول را زیر بالش مى گذارند، پیش از خواب قدرى از آن را مى خوانند، شبانه نقشه فردا را مى كشند و صبحگاهان نقشه خود را به مرحله اجرا در مى آورند.

حوادث اخیر غزه و پیش از این، حوادث سال 2006 لبنان، بیش از آنكه حاصل كار مقاومت ملى از سوى حزب الله و حماس باشد، شیوه هایى براى مشغول كردن اسرائیل، تنها نیروى منطقه اى رقیب ایران بوده و هست. هدف از اینها فارغ البال شدن ایران براى پیشبرد برنامه هسته اى اش و دیگر برنامه هاى سیطره بر منطقه مى باشد. آن چه كه در لبنان 2006 رخ داد و در غزه امروز رخ مى دهد كار غیر مستقیم ایران است. هدف آن است كه هر چند وقت یك بار منطقه به آتش كشیده شود تا ایران وقتى اضافى براى تحقق اهداف دراز مدتش بیابد. از طریق ایجاد اغتشاش و برپایى نزاعهاست كه ایران مى تواند با آرامش استراتژى بزرگ خود را به مرحله اجرا در آورد. چه باك از این كه هزاران نفر بمیرند وقتى كه در فرهنگ مسلط بر عقلهاى منطقه ما، براى انسان ارزشى قائل نباشند. انسان در این فرهنگ بیش از آن كه موجودى به خودى خود ارزشمند تلقى شود، تنها به عنوان ابزارى براى پیشبرد اهدافى مشخص مطرح است. این كه اسرائیل به غزه یا لبنان حمله كرده و مى كند بنظر من باید بیشتر نقشه ایران تلقى شود تا كار اسرائیل بدون برنامه ریزى ایران.

 

حال ببینیم پایه استدلال چیست؟

تعدادى موشك یا به عبارتى ابزار آتش بازى حماس چند اسرائیلى را مى كشد یا مجروح مى كند و این براى برانگیختن اسرائیل كافى است، زیرا براى دولت اسرائیل هر فرد اسرائیلى، هیزمى براى گرم نگه داشتن تنور یك ایدئولوژى به حساب نمى آید، بلكه به خودى خود ارزشمند است. نمونه این ارزش گذارى را نسبت به شالیت (سرباز اسرائیلى اسیر شده نزد حماس) و آن دو سرباز اسرائیلى كه حزب الله در سال 2006 ربود مى بینیم. اندكى آتش بازى حماس- كه پیش از كشتن اسرائیلى ها، قربانیان خود را از اهالى غزه گرفت- موجب هجوم اسرائیل مى شود، و در این میان برنامه هسته اى ایران فراموش مى گردد. این اساس خواست ایران است و خواست القاعده و سایر تشكیلات افراط گرایى است كه حاكمیت كشورى را در دست ندارند.

در سال 2006 ربودن دو سرباز اسرائیلى توسط حزب الله موجب گردید كه تل اویو خشك و تر را در لبنان به آتش كشد. اما چه باك كه باید پروژه ى ایران پیش برود. این یك برنامه ریزى ایرانى با ابعادى واضح است. چه در آن تابستانى كه بر لبنان دو سال و نیم پیش گذشت و چه در زمستانى كه اكنون بر غزه مى گذرد، باید سرنخهاى ایران را یافت. از بین رفتن فلسطینى ها ولبنانى ها در اینجا مطرح نیست. برنامه ها چه در لبنان و چه در غزه بر پایه سناریوى ایرانى پیش مى رود. اگر اسرائیل با ربودن سربازانش و در معرض آتش بازى تحریك نشود، به نظر ضعیف خواهد آمد، آن هم در برابر مردم كوچه وبازارى كه در دنیاى عرب و اسلام تشنه دیدن ضعف اسرائیل اند.

آنگاه "اسرائیل رو به زوال" پشتوانه تقویت وگسترش ایدئولوژى انقلاب ایران مى شود. چه فرقى مى كند كه این گسترش در قالب تشیع سیاسى پیش آید، یا در قالب الگو شدن ایران در پیكار علیه استعمار! اما اگر اسرائیل تحریك شد فبها المراد. جاذبه اى توده اى براى حماس، حزب الله و ایران به عنوان پرچمداران مقاومت و نابود كنندگان اسرائیل از نقشه جغرافیا اوج مى گیرد. اینان خواهند گفت: بفرمایید این اسرائیلى است كه سعى مى كنید با آن به صلح برسید، در حالى كه اصلاً نمى خواهد در مسیر صلح گام بردارد. بببینید چگونه زن و كودك را در غزه مى كشد همانطور كه قبلاً هم در لبنان كشت. پس چاره اى جز نابودى آن نیست.

نابودى اسرائیل؟ فرض كنیم این كار امكان پذیر باشد، آن هم در شرایط بین المللى حاضر كه مانع این كار است وبا امكانات فعلى كشورهاى عرب كه در سطح مطلوب نیست، باشد فرض را بر این مى گذاریم كه نابودى اسرائیل قابل تحقق است. حال، ایران در این واویلاى غزه كجاست؟ سوریه، این پیشتاز پیكار و مقاومت، در همسایگى اسرائیل چه مى كند؟ حزب الله، این نیرویى كه موشكهایش توان رسیدن به تل اویو و حیفا و حتى ایلات را دارند كجاى صحنه كنونى است؟

از سوى دیگر اینكه اكنون غزه زیر ضرب اسرائیل قرار مى گیرد، به معناى بازگشت كامل سوریه به آغوش ایران و متوقف كردن مذاكرات صلح دمشق- تل اویو است. چرا كه اگر مذاكرات این دو به جایى مى رسید، یك هم پیمان استراتژیك مهم در اجراى طرح منطقه اى ایران از تهران فاصله مى گرفت.

آرى، مساله در اینجا، سیطره ایران است و بس. بگذار كودكان غزه در راه رسالت مكتبى ایران بمیرند. بگذار غزه در زیر آوارهاى خویش دفن شود، سر حماس سلامت، رهبران دمشق و غیره هم كه در امن وامانند. خدا به داد فلسطینى سرگشته و بى پناه برسد كه نمى داند ضربه از كجا حواله اش مى شود، از برادرى كه سرنوشتش را بدست او سپرده است، یا از دوستى كه به وى اعتماد كرده است، و یا دشمنى كه از او نمى توان توقع دلسوزى داشت؟

اظهارات پوشالى هنیه، تنها مى تواند دال بر طرح و نقشه ایران در وراى حوادث غزه باشد. هنیه مى گوید كه تهاجم اسرائیل اهداف خود را تحقق نمى بخشد، حتى اگر غزه را با خاك یكسان كند و در فلسطین كسى را باقى نگذارد، حماس عقب نمى نشیند.

حماس از چه مى خواهد دست بردارد وعقب بنشیند؟ از پرتاب ابزار آتش بازى، یا از خوار كردن فلسطینیان غزه بخاطر برنامه هاى ایران؟ هر جنبش مقاومتى تا آنجا كه تاریخ به یاد دارد، لاجرم طرح و برنامه خاص خود را داشته است. جنبش مى بایست هدفى خاص را دنبال كند. اكنون ببینیم هدف حماس چیست؟ آزاد سازى فلسطین از رود اردن تا دریاى مدیترانه؟ جناب ابو عمرو، این خرافه اى بیش نیست. رژیمى مستقل براى فلسطین؟ این امر نه با آتش بازى تحقق مى یابد ونه با جنگى نظامى در جبهه اى كاملاً نابرابر. تنها دستور كار حماس ابقاى خویش است هر چند به قیمت غزه و مردم آن باشد. این، چیزى است كه از سخنرانى "برادر اسماعیل هنیه" و پیاده سازى استراتژى "مكتبى" ایران در منطقه بر مى آید.

از آن سوى سید حسن نصر الله سر برمى دارد و تلاش مى كند ارتش مصر را به صحنه بكشاند و به عبارتى پادگانیان را به صحنه سیاست برگرداند. او نظامیان مصر را علیه نظام سیاسى این كشور مى شوراند تا غزه و اهالى غزه را نجات دهد. اما حقیقتا جناب سید چه مى خواهد؟ آیا باید جهان زیر و رو شود تا احمدى نژاد و ملایان حاكم بر ایران و رهبران حماس بكام دل برسند؟ سید و در واقع حكومت ایران مى خواهد جنگى بین مصر و اسرائیل درگیرد، و یا لااقل بین این دو بحران پیش آید، تا منطقه نزاعهاى دیگرى را به سوى خود جلب كند و هرج ومرج همه جا را در برگیرد.

این همان چیزى است كه ایران مى خواهد. گرفتارى جهانیان به آشوبهاى منطقه، فضاى آرامى را براى پیشبرد استراتژى ایران مهیا مى كند. حزب الله و حماس در این میان چیزى جز عروسكهاى خیمه شب بازى نیستند كه ایران از پشت پرده به هنگام نیاز و به شكل مورد نیاز آنها را به حركت در مى آورد. بگذار هر بلایى سر فلسطینیان بیاید، به جهنم. آرى به راستى خدا به داد فلسطینیان برسد كه در جهنمى كه برایشان ساخته شده بسر مى برند. این سخن و دعا، اندك بضاعت ماست.
منبع :روزنامه الشرق الاوسط - ترجمه بخش فارسی العربیه.نت

برگرفته ازالعربیه 

 

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.