userinfo close

  ,

امام موسی صدر


imamsadrclub

تاسیس: 15 مهر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: جعفر گنجی - معاونان
“حتی اگر لبنانی در جغرافیای جهان وجود نداشت، مصلحت ما این بود که آن را به وجود آوریم”.. ادامه »
“حتی اگر لبنانی در جغرافیای جهان وجود نداشت، مصلحت ما این بود که آن را به وجود آوریم”...
امام صدر چالش فکری را برای اسلام و تشیع رشددهنده می‌دانستند که در کشوری با شرایط لبنان این امکان بوده و هست. در لبنان تشیع مجبور است با تفکرات و اعتقادات دیگر روبرو شود، بحث کند و پاسخ دهد که این امر، باعث ارتقای تفکر شیعی می شود. این دغدغه امام صدر بود.
 
جعفر گنجی  , jg
جعفر گنجی - 22:29 1390/07/24

امام موسی صدر و گروه های سیاسی (قسمت دوم)

قسمت دوّم

ابهام در نجف و بیروت

مهم‌ترین گروه اسلام‌گرای ایرانی که با جنبش فلسطین و برخی دولت‌های عربی، به‌ویژه سوریه و لیبی، ارتباط داشت، گروه محمد منتظری است. این گروه به دلیل انتشار اعلامیه‌هایی با امضای «روحانیت مبارز خارج از کشور» به این نام شهرت یافت.

محمد منتظری یکی از برجسته‌ترین و پرشورترین طلاب انقلابی مسلمان در سال‌های 1340 و 1350 بود. او پس از دو بار دستگیری (1344 و 1347)، و سپری کردن سه سال و هفت ماه زندان، بار دیگر تحت تعقیب قرار گرفت و مخفی شد. در 13 خرداد 1350 در درگیری که میان مأموران ساواک و محمد منتظری در قم رخ داد، و منتظری به کمک سلاح کمری موفق به فرار شد، در چمدانی که وی حمل می‌نمود مدارکی به دست آمد که ارتباط او را با سازمان فتح محرز می‌کرد. [15] اندکی بعد مخفیانه به عراق رفت و هم‌زمان با تردد به لبنان و عراق، و حضور در جلسات درس امام خمینی در نجف اشرف، مرکز فعالیت‌های سیاسی- نظامی گروه خود را در دمشق قرار داد. منتظری از اسامی مستعار «سمیعی» و «شیخ ناصر» و «ابواحمد» و گذرنامه پاکستانی استفاده می‌کرد ولی بیش‌تر با نام «حسن سمیعی» شناخته می‌شد. [16] او در سال 1357 از نام مستعار «جعفری» استفاده می‌کرد. [17]

گذرنامه و سایر مدارک پاکستانی محمد منتظری را سید محمود دعایی فراهم می‌آورد. دعایی، که نزدیک‌ترین ارتباطات را با منتظری داشت، از طرقی که در خاطراتش مسکوت می‌گذارد، شناسنامه‌ها و پاسپورت‌های اصل، نه جعلی، پاکستانی را به دست می‌آورد و منبع تأمین این اسناد برای دیگران، حتی برخی اعضای سازمان مجاهدین خلق چون حسین روحانی، بود. دعایی می‌نویسد:

«در همان سفر موفق شدم حدود 17 شناسنامه و پاسپورت اصل را در پاکستان به دست آورم و برای عناصر برجسته سازمان [مجاهدین خلق] حتی برای حسین روحانی پاسپورت پاکستانی و کارت شناسایی پاکستانی تهیه کنم...» [18]

محمد منتظری به جلب جوانان و طلاب مسلمان علاقمند به مبارزه مسلحانه علیه حکومت پهلوی پرداخت و تشکیلات خود را در کشورهای عربی و شیخ‌نشین‌های خلیج فارس و هندوستان و اروپای غربی توسعه داد و از طریق محمدعلی هادی نجف‌آبادی (دکتر هادی) و شیخ حسن ابراهیمی در پاکستان نیز فعال بود. این گروه با فتح و برخی سازمان‌های مبارز فلسطین و لبنان رابطه نزدیک داشت. صادق طباطبایی می‌نویسد:

«یکی از تشکیلاتی که خارج از کشور و بیش‌تر در سوریه و لبنان فعالیت می‌کردند روحانیت مبارز خارج از کشوربود. البته همه آن‌ها روحانی نبودند. از عناصر فعال آن‌ها می‌توان شهید محمد منتظری، مهندس غرضی و آقای احمد نفری را نام برد. برای محمد منتظری پول و اعتبار فراوانی از ایران فرستاده می‌شد. از جمله اقدامات آنان این بود که افرادی را از ایران به سازمان‌های چریکی فلسطینی معرفی می‌کردند و پس از تعلیم و آموزش آن‌ها را به ایران باز می‌گردانیدند. رژیم شاه و ساواک از این موضوع مطلع بود و به مقامات لبنانی و سوری فشار می‌آورد که از فعالیت‌های عناصر مخالف جلوگیری کنند. دولت سوریه این فشارها را تحمل می‌کرد و علت آن هم حمایتی بود که آقای صدر از این افراد می‌کرد.» [19]

«آقای صدر به‌گونه‌ای مقامات سوریه را نسبت به این‌ها مطمئن کرده بود که دست این افراد در سوریه کاملاً باز بود. مثلاً، آقای محمد منتظری تنها کاری که در سوریه نمی‌کرد آن بود که علیه آن کشور قیام مسلحانه کند!» [20]

گروه محمد منتظری حتی کوشید از طریق ارتباط با اتحاد شوروی، با واسطه حزب توده، امکانات تسلیحاتی فراهم آورد. نورالدین کیانوری در خاطراتش از سفر «ابوشریف» (عباس آقازمانی)، دوّمین فرمانده سپاه پاسداران، [21] به برلین شرقی سخن می‌گوید:

«رفقای ما در وین به ما اطلاع دادند که دانشجویان مسلمان از آن‌ها خواسته‌اند که یکی از مسئولان‌شان با رهبری حزب توده ایران ملاقات کند. ما موافقت کردیم و قرار گذاشتیم و پس از چندی فردی که خود را "ابوشریف" معرفی می‌کرد به برلین شرقی آمد... به ما گفت که با یک گروه مبارز در ایران- که مرکز آن در بیروت است- مرتبط است. درخواست او از ما این بود که ما برای چند دانشجوی جوان عضو آن گروه در جمهوری دمکراتیک آلمان یا اتحاد شوروی یا هر کشور سوسیالیستی دیگر امکان آموزش مخصوص ساخت مواد منفجره فراهم کنیم و تعدادی اسلحه کمری و سلاح سبک به آن‌ها بدهیم...»

کیانوری به «ابوشریف» اعتماد نمی‌کند و به وی پاسخ منفی می‌دهد:

«بعد از انقلاب فهمیدیم که این آقای "ابوشریف" عباس زمانی نام دارد و با حجت‌الاسلام محمد منتظری در رابطه بوده است. اگر این مطلب را در آن زمان می‌دانستیم برای ما خیلی باارزش بود و قطعاً به وی کمک می‌کردیم.» [22]

برای من روشن نیست عباس زمانی با اطلاع محمد منتظری با حزب توده تماس گرفت یا از طرق دیگر به این اقدام ترغیب و هدایت شد؛ و در این صورت چه کسانی مشوق و راهنمای او بودند؟ شاید خود او در آینده این ابهام را روشن کند.

امام خمینی به محمد منتظری علاقه و اعتماد فراوان داشت. در پیام امام خمینی خطاب به ملّت ایران، به مناسبت سالگرد انفجار 7 تیر 1360 در دفتر حزب جمهوری اسلامی و کشتار ده‌ها تن از چهره‌های برجسته نظام نوپای جمهوری اسلامی، بر نام دو تن تأکید شده است: آیت‌الله دکتر سید محمدحسینی بهشتی و حجت‌الاسلام و المسلمین شیخ محمد منتظری. در این پیام آمده است:

«هر چند برای همه شهدا و به‌ویژه شهدای هفت تیر عظمت و بزرگواری قائلم، ولکن شناخت من از شهید مظلوم بهشتی و ابعاد گوناگون او و شهید محمد منتظری و مجاهدات ارزشمند او بیش‌تر است و نمی‌توان تأسف شدید خویش را در فقدان آنان پنهان کرد...» [23]

در بازجویی 31 تیر 1355 احمد نفری، از نزدیک‌ترین افراد به محمد منتظری که خانه‌اش محل استقرار منتظری در زمان اقامتش در نجف بود، رابطه محمد منتظری با امام خمینی چنین بیان شده:

«منتظری از افراد اصلی طرفدار خمینی است و خیلی از برنامه‌ها را او عمل می‌کند و در تمام مسافرت‌ها که می‌رود و می‌آید با خمینی در میان می‌گذارد و در تمام کارها که می‌کند با عقیده و فرمان اوست. بارها از افرادی مثل املائی [24] شخصاً شنیده‌ام که می‌گفت مقدار بیش‌تری مخارج احتیاج داریم و منتظریم که منتظری برگردد عراق و از آقای خمینی بگیرد. معلوم بود که منتظری خیلی خصوصی است و مورد اعتماد اوست...» [25]

نام برخی از اعضای گروه محمد منتظری به شرح زیر است: محمد غرضی، احمد نفری، [26] علی جنتی، عباس آقازمانی (ابوشریف)، علیرضا آلادپوش، احمد موحدی، سعید تقدیسیان، محسن شجاعی، صداقت‌نژاد، حسن متقی، سلمان صفوی، محمد بروجردی، حبیب‌اللهی، مرضیه حدیدچی (دباغ)، مهدی باکری، محمد واقفی، علی سپهسالاری، شریف‌خانی، زهرا پیشگامی‌فرد (همسر شریف‌خانی)، سراج‌الدین موسوی، محمدعلی هادی نجف‌آبادی، حسن ابراهیمی، محمود شریفیان، حسین طارمی، علی یونسیو علی فلاحیان. [27]

چنان‌که می‌بینیم دو وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در دوران ریاست‌جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی، علی فلاحیان و علی یونسی، عضو پیشین گروه محمد منتظری بودند و نیز، چنان‌که خواهیم دید، عضو گروه مدرسه حقانی قم. درباره ارتباط گروه محمد منتظری با گروه مدرسه حقانی توضیح خواهم داد.

گروه محمد منتظری «بهترین» هدف مشترک ساواک و موساد برای نفوذ در کشورهای عربی و سازمان‌های فلسطینی شناخته می‌شد به دو دلیل:

1- گروه محمد منتظری از انضباط سازمان‌های منسجمی چون چریک‌های فدائی و مجاهدین خلق برخوردار نبود. علاوه بر اقوال شفاهی و خاطرات، مداقه در اسناد منتشر شده ساواک نشان می‌دهد که محمد منتظری، بدون رعایت دقیق ضوابط امنیتی، به دیگران، به‌ویژه طلاب، اعتماد می‌کرد و حتی آنان را به سادگی برای دیدن دوره‌های آموزشی در اردوگاه‌های فلسطینی دعوت می‌نمود. [28] لذا، جلب اعتماد منتظری از طریق چهره‌آرایی و انقلابی‌نمایی آسان بود.

برای مثال، احمد نفری (صفت‌الله برزگر نفری) در اوائل سال 1355 با گذرنامه سوری، با نام «محمد امین قاسم»، وارد ایران شد. [29] ساواک اندکی بعد وی را دستگیر کرد. اشراف اطلاعاتی ساواک بر مسائل گروه محمد منتظری تا بدان‌جا بود که حتی از مذاکرات دو نفره محمد منتظری و احمد نفری برای به دست آوردن گذرنامه پاکستانی و ویزای کویت برای نفری، با نام «محمد شرف‌الدین»، اطلاع داشت. ساواک در بازجویی چنین وانمود کرد که محمد منتظری همکار این سازمان است و مسئله فوق را او به ساواک اطلاع داده. احمد نفری باور کرد. نفری در بازجویی مورخ 31 تیر 1355 به این ضربه روحی سنگین واکنشی دردآلود نشان داد و نوشت:

[محمد منتظری] «... شاید که با شما قول داده کار کند و راجع به گذرنامه پاکستان که به من گفته بود به‌نام محمد شرف‌الدین درست می‌کنم و ویزای کویت درست می‌کنم قبل از آن‌که به دست من برسد به شما گفته و این کار نامردی او است... منتظری به من گفت که گذرنامه پاکستان درست می‌کنم [به] اسم محمد شرف‌الدین و از من عکس گرفت و گفت چند روز دیگر می‌دهم ولی ندیدم... من خیلی از خدا می‌خواهم او را...حتی اگر با شما کار می‌کند نابودش کنم و آن چنان کینه‌ای دارم که حد ندارد...» [30]

نفر سوم، به جز محمد منتظری و احمد نفری، که می‌توانست از مسئله مدارک پاکستانی نفری مطلع باشد، چه کسی بود؟ در صفحات قبل به این پرسش پاسخ دادهام.

2- حضور چهره صادق و پرشور و موجهی چون محمد منتظری در رأس گروه فوق و شخصیت برجسته پدرش، آیت‌الله منتظری، سبب می‌شد سازمان‌های فلسطینی و شخصیت‌های مبارز مسلمان عرب و غیرعرب به آن اعتماد کنند. در آن زمان آیت‌الله شیخ حسینعلی منتظری و آیت‌الله سید محمود طالقانی به عنوان بلندپایه‌ترین روحانیون مبارز زندانی ایران در کشورهای عربی شهرت و اعتبار فراوان داشتند. محمد منتظری به دلیل روابط نزدیک با امام خمینی می‌توانست، در صورت نیاز، از این طریق نیز اعتماد شخصیت‌ها و سازمان‌های مورد نظر را جلب کند.

3- تحریکات و شایعه‌پراکنی‌هایی که علیه آیت‌الله سید محمدباقر صدر و امام موسی صدر و دکتر مصطفی چمران، از سوی برخی فعالین نهضت امام خمینی، در عراق و لبنان صورت می‌گرفت، قابل تأمّل است و از این طریق می‌توان نکات مهمی را دریافت.

تأمّل در اختلافات فوق روشن می‌کند که این افراد از سوی فرد یا کانونی مرموز، که هیچگاه چهره واقعی خود را نمایان نکرد، تحریک می‌شدند. به عبارت دیگر، افراد فوق، به دلیل برخی خصوصیات شخصیتی، «آلت فعل» کانونی بودند که در پس‌پرده فتنه‌گری می‌کرد. صادق طباطبایی به درستی منشاء این تحریکات را «جاسوسان عراقی و جاسوسان اسرائیلی» خوانده است. [31]

جلال‌الدین فارسی از کسانی است که، به دلیل برخی خصلت‌های فردی، علیه آیت‌الله سید محمدباقر صدر و امام موسی صدر و دکتر مصطفی چمران فعال بود. او تا بدانجام پیش رفت که امام موسی صدر را به «وابستگی به امپریالیسم و صهیونیسم» متهم کرد. [32] به‌نوشته صادق طباطبایی، جلال‌الدین فارسی «سعی داشت بین روحانیون مبارز خارج از کشور [گروه محمد منتظری] و آقای صدر اختلاف بیندازد و آن‌ها را علیه آقای صدر و دکتر چمران بشوراند.» [33] طباطبایی انگیزه جلال‌الدین فارسی را خصال فردی او می‌داند:

«با وجود حمایتی که آقای صدر از این افراد داشت، متأسفانه برخی از آن‌ها با بی‌انصافی اتهاماتی به ایشان می‌زدند و رفتار ناخوشایندی با آقای صدر داشتند. گاهی اشخاصی از ایران به سوریه و لبنان می‌آمدند. وقتی با این افراد روبه‌رو می‌شدند، سعی می‌کردند مانع دیدار آن‌ها با امام موسی صدر و دکتر چمران شوند و آن‌ها را نسبت به این دو نفر بدبین می‌کردند... آقای فارسی با تعدادی از افراد سازمان آزادی‌بخش فلسطین ارتباطی داشت. آن‌ها هم از او بهره‌برداری می‌کردند و او فکر می‌کرد مغز متفکر آنهاست. برای خودش تشکیلاتی راه انداخته بود و دو سه نفری در اطرافش جمع شده بودند. اما بیش‌تر برای پیشبرد اهداف و مقاصد شخصی خودش تلاش می‌کرد تا نشان دهد آدم فاضلی است و از یک بینش خاص سیاسی برخوردار. او فردی خودخواه و متکبر بود. هر کسی که به نوعی در لبنان مطرح می‌شد مورد حسادت ایشان قرار می‌گرفت. نسبت به دکتر شریعتی هم حسد و کینه داشت. صریحاً اظهار می‌کرد اگر شریعتی با ساواک همکاری نکند به او اجازه فعالیت در حسینیه ارشاد نمی‌دهند...

بدون مبالغه، آقای فارسی از هیچ کوششی علیه آقای صدر فروگزاری نکرد. پس از انقلاب که به اسناد سفارت ایران در لبنان دسترسی پیدا کردیم سرنخ اغلب جزواتی را که منتسب به ایشان و بر اساس اطلاعات ایشان بود در آنجا یافتیم...» [34]

صرفنظر از خصال فردی جلال‌الدین فارسی، که مورد تکذیب من نیست، خصومت فارسی با امام موسی صدر و دکتر مصطفی چمران منشاء نظری و سیاسی نیز داشت. چمران پرورش‌یافته فضای دانشجویی دانشگاه تهران بود، در حادثه 16 آذر 1332 حاضر بود و مجروح نیز شد. چمران در سازمان‌های دانشجویی جبهه ملّی و نهضت آزادی، در ایران و آمریکا، فعالیت کرد و از جنبش ملّی شدن نفت و دکتر محمد مصدق تلقی مثبت داشت و به همان میزان با دکتر مظفر بقایی و پیروانش مخالف بود. پیش‌تر عتاب شدید چمران به ابوالقاسم سدهی را دیدیم. [+] در مقابل، تلقی جلال‌الدین فارسی از دکتر مصدق و جبهه ملّی و نهضت آزادی هماره به شدت منفی بوده است. [35]

قسمت سوّم

15.  شهید حجت‌الاسلام محمد منتظری، تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1385، ص 128.

16.  همان مأخذ، صص 208، 224، 234، 236، 250، 251، 265، 275.

17.  همان مأخذ، صص 324-325.

18.  گوشه‌ای از خاطرات حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمود دعایی، تهران: مؤسسه چاپ و نشر عروج، چاپ اوّل، 1387، ص 138.

19.  طباطبایی، همان مأخذ، ج 2، صص 170-171.

20.  همان مأخذ، ج 2، ص 201.

21.  اوّلین فرمانده سپاه پاسداران جواد منصوری بود. در آغاز تأسیس سپاه، ابوشریف مسئولیت عملیات سپاه را به دست داشت.

زندگینامه عباس آقازمانی در مأخذ زیر درج شده: سازمان مجاهدین خلق ایران؛ پیدایی تا فرجام 1344-1384، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، چاپ اوّل، 1384، ج 1، صص 493-495. برای آشنایی بیش‌تر بنگرید به زندگینامه ابوشریف در ویکی‌پدیای فارسی (15 اردیبهشت 1389) که احتمالاً خود وی در نگارش آن نقش داشته:

http://fa.wikipedia.org/wiki/عباس_آقازمانی

22.  خاطرات نورالدین کیانوری [پرسش‌ها و ویرایش و تدوین از عبدالله شهبازی]، تهران: انتشارات اطلاعات، چاپ اوّل 1371، ص 467.

23.  صحیفه امام خمینی، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ چهارم، 1385، ج 16، ص 364.

24.  محمدحسین املایی خوزانی متولد 1325 در همایون‌شهر اصفهان. از طلاب فعال در نهضت امام خمینی در ایران و از شاگردان و اطرافیان امام در نجف و از نزدیکان محمد منتظری بود. در سال 1357 به همراه امام به پاریس رفت. املایی در اردیبهشت 1358، اندکی پس از پیروزی انقلاب، در جاده تهران- قم در سانحه اتومبیل به قتل رسیداین حادثه مشکوک نیازمند تحقیق است.

25.  منتظری، همان مأخذ، ص 270.

26.  طباطبایی، همان مأخذ، ج 2، ص 170.

27.  نام افراد فوق، از جمله علی یونسی و حسین طارمی، در مأخذ زیر درج شده: رسول جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی- سیاسی ایران، تهران: چاپ ششم، مؤلف، 1385، ص 535.

فعالیت علی فلاحیان در گروه محمد منتظری بر اساس دستنوشته اوست. فلاحیان به توصیه من این بخش از زندگینامه‌اش را، در زمان معرفی به مجلس شورای اسلامی به عنوان وزیر اطلاعات دولت هاشمی رفسنجانی، حذف کرد. در آن زمان (1372) "جناح راست"، به دلیل رد صلاحیت بسیاری از نامزدهای "جناح چپ" از جمله 44 نماینده مجلس سوّم توسط شورای نگهبان، در مجلس چهارم اکثریت داشت. احتمال می‌دادم ذکر رابطه با گروه محمد منتظری کاهش آراء فلاحیان را سبب شود. پس از دیدن متن، که معاون پارلمانی یا یکی از مدیرکل‌های معاونت فوق در وزارت اطلاعات برایم آورد، تلفنی به فلاحیان متذکر شدم و پذیرفت که ارتباطش با محمد منتظری را حذف کنم.

28.  برای مثال، بنگرید به سند مورخ 29 مهر 1354 در: منتظری، همان مأخذ، ص 241.

29.  همان مأخذ، ص 227.

30.  همان مأخذ، صص 269-270.

31.  طباطبایی، همان مأخذ، ج 2، ص 158.

32.  همان مأخذ، ج 2، ص 89. و بنگرید به نامه چمران به طباطبایی درباره اقدامات جلال‌الدین فارسی: همان مأخذ، ج 2، صص 382-383.

33.  همان مأخذ، ج 2، ص 171.

34.  همان مأخذ، ج 2، صص 171-172.

35.  مواضع خصمانه جلال‌الدین فارسی در حوادث پس از دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری (1387) علیه میرحسین موسوی تداوم مواضع سیاسی گذشته اوست. بنگرید به: وبگاه جهان نیوز، «افشاگری جلال‌الدین فارسی در مورد موسوی»، دوشنبه، 10 اسفند 1388.

http://www.jahannews.com/vdcc10qo.2bqo48laa2.html

در دوران نخست‌وزیری میرحسین موسوی، فارسی با پیروان متنفذ دکتر مظفر بقایی، سید حسن آیت و سید محمود کاشانی، همراه و هم‌اندیش بود.

 

http://www.shahbazi.org/pages/Services_SAVAK2.htm

 

 

99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.