عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
19 اردیبهشت 1391 | |
|
2
|
12 اردیبهشت 1391 | |
|
3
|
19 فروردین 1391 | |
|
4
|
13 فروردین 1391 | |
|
5
|
24 اسفند 1390 | |
|
6
|
3 اسفند 1390 | |
|
7
|
10 بهمن 1390 | |
|
8
|
6 بهمن 1390 | |
|
9
|
4 دی 1390 | |
|
10
|
24 مهر 1390 |
امام موسی صدر، گروه های سیاسی - مذهبی و ساواك (قسمت اول)
رساله حاضر بخش دیگری از آخرین کتابم است با عنوان «سرویسهای اطلاعاتی، فرقههای رازآمیز و ایران». پیشتر، از نیمه خرداد 1389، فصلهایی از کتاب را، با عنوان «ساواک، موساد و سازمانهای سیاسی ایران»، در وبگاه «خبرانلاین» منتشر کردم. [+، +] و سپس، در 18 آبان 1389، فصولی دیگر با عنوان «سرویسهای اطلاعاتی و انقلاب اسلامی ایران» در وبگاه شخصیام انتشار یافت. [+] اینک، بخشی دیگر در دسترس خوانندگان قرار میگیرد. آرزومندم فضایی فراهم شود که بتوانم متن کامل و نهایی را، فارغ از هر گونه دغدغه، در دسترس علاقمندان قرار دهم.
پنجشنبه، 5 اسفند 1389/ 24 فوریه 2011
2:45 صبح، شیراز
قسمت اوّل
مصطفی چمران ساوهای در سال 1311 در تهران در یک خانواده میانه حال به دنیا آمد. پدرش، حسن، در خیابان بوذرجمهری مغازه خواروبار فروشی داشت. مصطفی دوره دبیرستان را در دارالفنون و البرز به پایان برد. در سال 1332 به دانشکده فنی دانشگاه تهران راه یافت و در رشته الکترومکانیک به تحصیل پرداخت. در سال 1336 با رتبه اوّل از دانشکده فنی فارغالتحصیل شد. از پانزده سالگی در درس تفسیر قرآن سید محمود طالقانی حضور داشت و در دوره دانشجویی در کلاسهای فلسفه مرتضی مطهری شرکت میکرد. از اوّلین اعضای انجمن اسلامی دانشکده فنی بود و با استاد خود، مهدی بازرگان، رابطهای صمیمانه داشت که تا پایان عمر چمران ادامه یافت. پس از یک سال تدریس در دانشکده فنی، با بورس دولتی، که به دانشجویان ممتاز تعلق میگرفت، برای ادامه تحصیل به ایالات متحده آمریکا رفت. دوره فوق لیسانس مهندسی برق را در دانشگاه آستین تکزاس و دوره دکتری را در دانشگاه برکلی کالیفرنیا با رتبه عالی به پایان برد. پس از پایان تحصیل به نیوجرسی رفت و در کمپانی بل [1] به کار پرداخت. در تیر 1344، در زمان حکومت جمال عبدالناصر، به مصر رفت و به مدت دو سال دوره جنگهای چریکی را در اردوگاههای سازمان آزادیبخش فلسطین طی کرد و در آغاز سال 1346 به آمریکا بازگشت. [2] ساواک در 6 شهریور 1347، بر اساس گزارشهای منابعش، چمران را چنین توصیف کرده است:لبنان: امام موسی صدر و چمران

«بسیار متدین است و عدهای از دوستان و دانشجویان از این نظر با او مخالفت میکنند و میگویند یک دانشمند مثل دکتر چمران حیف است که تا این اندازه پایبند دین و مذهب باشد ولی او با خونسردی عجیب، که مخصوص اوست، به این موضوع مینگرد... مورد احترام فرد فرد دانشجویان میباشد. بینهایت متواضع و متین است. همیشه میکوشد جلوی کسی راه نرود و سعی میکند قبل از اینکه کسی به او سلام کند او سلام کرده باشد... دکتر چمران طرفدار جنبشهای انقلابی است... در عین حال که مخالف کمونیست است... از چهگوارا همیشه به نیکی نام میبرد...» [3]
در اواسط سال 1350 امام موسی صدر، [4] رهبر شیعیان لبنان، چمران را به بیروت دعوت کرد. از آن پس چمران به نزدیکترین یار صدر بدل شد. صادق طباطبایی، خواهرزاده امام موسی صدر، مینویسد:
«امام صدر در جستجوی یاوری توانا و متعهد و متخصص و انقلابی و هوشیار به دکتر مصطفی چمران بر میخورد. این معلم عارف و دانشمند الکترونیک... به لبنان میرود.» [5]
بهتدریج، چمران به امام موسی صدر ارادت و علاقهای عجیب یافت. این تعلق در وصیتنامه چمران نمایان است که خطاب به امام موسی صدر نگاشته شده:
«وصیت میکنم به کسی که او را بیش از حد دوست میدارم. به معبود من، به معشوق من، به امام موسی صدر؛ کسی که او را مظهر علی میدانم. او را وارث حسین میخوانم. کسی که رمز طایفه شیعه و افتخار آن و نماینده هزار و چهار صد سال درد، غم، حرمان، مبارزه، سرسختی، حقطلبی و بالاخره شهادت است. آری، به امام موسی وصیت میکنم... از اینکه به لبنان آمدم... متأسف نیستم... تو، ای محبوب من، دنیایی جدید به روی من گشودی...» [6]
چمران در شهر صور، نزدیک مرز اسرائیل، مدیریت مدرسه صنعتی جبل عامل (المهنیه) را به دست گرفت؛ [7] در سال 1351 سازمانی سیاسی بهنام «حرکة المحرومین» ایجاد نمود و در سال 1354 سازمان «امل» (أفواج المقاومة اللبنانیة) را بنیان نهاد که ارتش شیعیان لبنان بهشمار میرفت.
دکتر مصطفی چمران با پیروزی انقلاب اسلامی به ایران بازگشت و اوّلین دورههای آموزشی سپاه پاسداران را راهاندازی کرد و در سمت معاون نخستوزیر در امور انقلاب به تلاش برای حل بحرانهای کشور پرداخت. در 16 آبان 1358 به پیشنهاد شورای انقلاب و با حکم امام خمینی وزیر دفاع شد. در انتخابات دوره اوّل مجلس شورای اسلامی نماینده تهران و در 20 اردیبهشت 1359 مشاور امام در شورایعالی دفاع بود. در زمان جنگ تحمیلی ستاد جنگهای نامنظم را بنیان نهاد و در صحنههای نبرد حضور فعال داشت. در 31 خرداد 1360 در منطقه دهلاویه به دلیل انفجار خمپاره مجروح شد و در بیمارستان سوسنگرد درگذشت.
نفوذ در تشکیلات امام موسی صدر، بهویژه سازمان نظامی «امل»، از اهداف مشترک موساد و ساواک بود. این «نفوذ» از سال 1356، با اوجگیری نهضت اسلامی در ایران و اعلام حمایتهای صدر از امام خمینی و جنبش مردم ایران، اهمیت مضاعف یافت.
ایستگاه ساواک در بیروت نقش چمران را در «حرکة المحرومین» چنین بیان کرده است:
«در حقیقت سرپرست واقعی این جنبش دکتر مصطفی چمران است که همه اختیارات را در دست داشته و وسائل نظامی و اموال زیر نظر او قرار دارد، لیکن چون ایرانی است نامی از او برده نمیشود و فعالیتهای خود را پشت پرده انجام میدهد.»
بهگزارش ساواک (27 تیر 1354)، تعداد افرادی که در سه سال گذشته در پایگاه «جنبش محرومین» آموزش دیدهاند بالغ بر شش هزار نفرند. [8]
چمران برای آموزش مستقل مبارزان ایرانی نیز پایگاهی ایجاد کرد. در سند داخلی ساواک، مورخ 16 اسفند 1356، آمده است:جوانان ایرانی اعزامی در بیروت به چمران تحویل میشوند و «زیر نظر افسران چریک فلسطینی فتح در اردوگاه امل واقع در جنوب لبنان آموزش» میبینند. ساواک میافزاید:
«این اوّلین مرتبه است که اطلاعاتی در زمینه تعلیم جوانان ایرانی در مرکز سازمان امل وابسته به سید موسی صدر به این سفارت شاهنشاهی واصل میگردد. قبلاً اطلاعاتی در دست بود که جوانان ایرانی که برای اخذ تعلیمات کماندویی به بیروت فرستاده میشوند، اکثراً وابسته به جبهه فدائیان خلق ایران بوده که در مرکز آموزش تودهای نجات فلسطین (گروه جرج حبش) تعلیمات کماندویی میدیدند.» [9]
به دلیل حمایت از جنبش مردم ایران، از پائیز 1356 ساواک حملات سختی را علیه امام موسی صدر آغاز کرد. در 16 آذر 1356 پرویز ثابتی نوشت:
«... نامبرده [امام موسی صدر] که تحت لوای پیشوایی شیعیان سنگ شیعیان عالم را بر سینه میزند علناً با مارکسیستهای اسلامی، که کمونیست کامل با مارک اسلامی هستند، همکاری داشته و با گروه صد در صد کمونیست جرج حبش همفکری نموده و با تشکیل یک سازمان نظامی چریکی بهنام افواج المقاومة اللبنانیة (امل)، که همفکر و همگام با سازمان چریکی و تروریستی جرج حبش است، و تشکیل سازمان اطلاعاتی بهوسیله کمونیست شناخته شده و حرفهای (مصطفی چمران ساوهای) و با پول روحانیون ایرانی (پولی که برای شیعیان آواره و مصیبتدیده لبنان فرستاده میشود) مسبب حوادث جنوب لبنان گردیده و با ائتلاف با دستهجات مختلف چپی در لبنان و شرکت دادن بیهوده شیعیان در جنگهای داخلی کشور مذکور باعث قتل 15 هزار شیعه [و] مجروح و معلول شدن چهل هزار نفر گردیده و علاوه بر آن چهار صد و پنجاه هزار نفر شیعیان جنوب لبنان بر اثر این حوادث آواره شدهاند...» [10]
سند فوق نفرت شدید ثابتی را از امام موسی صدر و دکتر مصطفی چمران نشان میدهد. در این زمان با تلاش ثابتی جزوهای در افشای امام موسی صدر، با عنوان «وجه من وجوه موسی الصدر»، تهیه و در اسفند 1356 در بیروت چاپ و توزیع شد. ولی اندکی بعد، بر سر پخش ترجمه عربی آن، میان سرلشکر منصور قدر، [11] مقام بلندپایه اطلاعاتی و سفیر ایران در لبنان، با ساواک اختلاف نظر پیش آمد. قدر توزیع این کتاب را به صلاح نمیدانست. [12]
صورتجلسههای متعدد از نشستهای رؤسا و مدیران و کارشناسان عالیرتبه ساواک با رؤسا و مدیران و کارشناسان عالیرتبه «میت» (ترکیه) و «موساد» و «شینبت» (اسرائیل) موجود است. در این اسناد مطالب مهمی عنوان شده. در یکی از نشستها نماینده «سرویس زیتون» (موساد) به رئیس ساواک میگوید: ترتیبی دادهایم که موسی صدر حذف شود و شما به فکر جانشین برای او باشید. این سند متعلق به یکی دو ماه پیش از مفقود شدن امام موسی صدر است. امام موسی صدر در 3 شهریور 1357 با دعوت رسمی معمر القذافی وارد لیبی شد و در 9 شهریور/ 31 اوت 1978 ناپدید شد. [13] نمیدانم این سند، که نقش موساد را در ناپدید شدن امام موسی صدر ثابت میکند و شخصاً آن را خواندهام، تاکنون منتشر شده یا خیر؟ [14]
2. بنگرید به بازجویی یکی از اعضای «سازمان انقلابی» درباره دوران اقامت چمران در مصر: شهید سرافراز مصطفی چمران، تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، چاپ اوّل، 1378، صص 192-194.
3. همان مأخذ، صص 135-137.
4. برای آشنایی با امام موسی صدر و شخصیت او بنگرید به پرونده وی در ساواک که در سه جلد قطور منتشر شده: امام موسی صدر، تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، چاپ اوّل، 1379-1380، سه جلد، 565 + 684+ 742 صفحه.
کتاب فوق چنان جذاب بود که در بدو انتشار یک روزه با دقت خواندمش. با این کتاب بود که امام موسی صدر را، آنگونه که باید، شناختم و به او و چمران ارادت یافتم.
5. صادق طباطبایی، خاطرات سیاسی اجتماعی، جلد دوّم: لبنان، امام صدر و انقلاب فلسطین، تهران: مؤسسه چاپ و نشر عروج، چاپ اوّل، 1387، ص 16.
6. همان مأخذ، ج 2، صص 83-84.
7. بنگرید به گزارش جالب فردی با نام مستعار «سام» که در سال 1350 از مدرسه مهنیه و چمران دیدن کرده: چمران، همان مأخذ، صص 166-177.
8. همان مأخذ، صص 296-297.
9. صدر، همان مأخذ، ج 3، صص 429-430؛ چمران، همان مأخذ، صص 343-344.
10. صدر، همان مأخذ، ج 3، ص 357.
11. برای آشنایی با قدر بنگرید به: ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج 1، صص 468-471؛ ج 2، ص 479.
12. صدر، همان مأخذ، ج 3، صص 431، 442، 482.
13. برای آشنایی با ماجرای مفقود شدن امام موسی صدر بنگرید به: طباطبایی، همان مأخذ، ج 2، صص 222-240.
14. تأکید بر نقش موساد در ماجرای مفقود شدن امام موسی صدر به معنی همکاری قذافی با موساد است. درباره قذافی- کارکردهای مخرب او در منطقه، رفتارهای غیرعادیاش، راز ثبات عجیب حکومت او بر کشوری نفتخیز و ثروتمند در جهانی سرشار از تحول و تلاطم- دیدگاههایی دارم که زمانی بیان خواهم کرد.
http://www.shahbazi.org/pages/Services_SAVAK1.htm


