عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
19 اردیبهشت 1391 | |
|
2
|
12 اردیبهشت 1391 | |
|
3
|
19 فروردین 1391 | |
|
4
|
13 فروردین 1391 | |
|
5
|
24 اسفند 1390 | |
|
6
|
3 اسفند 1390 | |
|
7
|
10 بهمن 1390 | |
|
8
|
6 بهمن 1390 | |
|
9
|
4 دی 1390 | |
|
10
|
24 مهر 1390 |
آزادى، برترین سازوكار فعال كردن تواناییهای انسان
امام
موسی صدر در سال 1345 خورشیدی به مناسبت هفتمین روز شهادت «کامل مروه»
روزنامهنگار لبنانی که ترور شده بود سخنرانی ایراد کرد که در روزنامه
الحیاة به تاریخ 31/5/1966 مطابق با دهم خرداد 1345درج شد.
سایت مؤسسه
فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر ترجمه این سخنرانی از متن درج شده در
روزنامه الحیاة را تحت عنوان «یادداشت آزادی» نقل کرده است که ما در اینجا
بخشهایی از این ترجمه را میآوریم.
برادران، مطبوعات از مهمترین
میدانهاى جهادى و از برجسته ترین عواملِ تكوینِ انسانِ مدنى است. این
جایگاهِ والا وظایفى در قبال جامعه، بر عهده اصحاب مطبوعاتى مىگذارد،
همانطور كه وظایفى در قبال اینان بر عهده جامعه مى نهد. وظیفه اینان در
قبال جامعه جهت دهى، روشنگرى و خیرخواهى مخلصانه و بىشائبه است.
حق آنان بر جامعه نیز همان برخوردارى از آزادى، و پشتیبانى و تأمین امكاناتى است كه او را از فساد و انحراف مصون بدارد.
برادران، آزادى برترین ساز و كار فعال كردن همه تواناییها و ظرفیتهاى انسانى است. هیچ كس نمى تواند در جامعه محروم از آزادى خدمت كند، تواناییهایش را پویا و موهبتهاى الهى را بالنده سازد.
آزادى یعنى به رسمیت شناختن كرامت انسان و خوش گمانى نسبت به انسان؛ حال آنكه نبود آزادى یعنى بدگمانى نسبت به انسان و كاستن از كرامت او.
كسى مى تواند آزادى را محدود كندكه به فطرت انسانى كافر باشد.
فطرتى كه قرآن مى فرماید: «فِطْرَت اللَّهِ الَّتى فَطَرَ النّاسَ عَلَیها» (30 :30)فطرتى كه پیامبر باطنى و درونى انسان است.
آزادىْ
حقِ روزنامه نگار است، كه جامعه اش باید به او پیشكش كند.
آزادى خدمتى است
به روزنامه نگار تا كار خود را به انجام رساند، و خدمتى است به جامعه تا
همه چیز را بداند.
صیانت از آزادى ممكن نیست مگر با آزادى.
آزادى، بر خلاف
آنچه مى گویند، هرگز محدودشدنى و پایان یافتنى نیست.
در حقیقت، آزادىِ كامل
عینِ حق است.
حقى است از جانب خدا كه حدى بر آن نیست.
آزادىِ حقیقى، دقیقا رهائى از عوامل فشار خارجى و عوامل فشار داخلى است. و به تعبیر امام على «مَن تَرَكَ الشَّهَوات كانَ حُرّا» (تحف العقول ص 88)( آزاده كسى است كه شهوات را ترك كند.)
اگر بخواهیم آزادى را تعریف كنیم باید بگوییم كه آزادى رهایى از دیگران و رهایى از نفس است.
اگر آزادى را اینگونه تفسیر كنیم، دیگر معتقد به حد و مرز براى آزادى نخواهیم بود. آزادیى كه با آزادى دیگران اصطكاك داشته باشد، در حقیقت، بندگى نفس خویشتن و شهوت طلبى است.به راستى كه آزادى والاترین شیوه براى شكوفا كردن قابلیتها، ظرفیتها و استعدادهاى جامعه است و چنین حقى با آزادى ادا مى شود.
برادران، روزنامه نگار نباید مورد اهانت و تحت فشار قرار گیرد، نباید به فقر و ندارى بیفتد، و نباید در معرض تهدید و ترور واقع شود.
ترور
بدترین و شكست خورده ترین روش براى نیل به هدف است، حال این هدف هرچه
باشد. پیامبر خدا مى فرمود ایمان، خونریزى را مهار مى كند. و نیز مى فرمود
مسلمان، حیله گرى نمى كند، دستاورد آن هرچه باشد.
مسلم بن عقیل در كوفه از
ترور عبیداللَّه بن زیاد سر باز زد، هرچند مى توانست، دور از دسترس دیگران،
او را در خانه اى بكشد. مسلم از ترور روى مى گردانَد و با این كار،
مسئولیتهاى بسیار و نتایج ناگوارى را كه یكى از آنها كشته شدن امام حسین
بود، به جان مى خرد. هدف، هرچند بزرگ باشد، نمىتواند توجیه گرِ ترور باشد. فریبكارى و ناجوانمردى و ترور از دیدگاهِ دین، در نظرِ وجدان و در منطقِ
انسان جرم است.
ترور، بازتاب هاى خطرناكى در جامعه دارد كه ابعاد آن قابل محاسبه و پیش بینى نیست. جامعه اسلامى- دینى كه رسول نور و رحمت، منشاَ خدمت و تعامل مثبت با مردم و پذیراى همه مسئولیتها بود- پس از ترورهایى كه دامان خلفاى آن و، در طلیعه همه، امام علىع را در محراب عبادت گرفت، رو به ضعف و سستى نهاد. این ترورها سمت و سوى خلافت را از راه مستقیم منحرف ساخت.
خلیفه در حریم هاى بسته جاى گرفت و از دسترس مردم دور شد. خلافت به سلطنتى وحشى و حكمران به مالك الرقاب تبدیل گشت. بیت المال مسلمانان به خزانهی حاكم و ارتشِ مدافعِ وطن به گاردِ شخصىِ امیرِ حاكم تغییرِ ماهیت داد.
ترور، حاكمان و رهبران را از دسترس مردم دور مى كند، رهبران را به انزوا مى راند و خیرخواهان جامعه را از مردم مى گیرد. در این فاصله گرفتن از جامعه خطرى بنیادین نهفته است. زیرا حاكمان، به طور مستقیم، از وضع و حال مردم آگاه نمى شوند، شكایت هاى آنان را نمى شنوند، گم گشتگان جامعه هدایت نمى شوند و منحرفان به راه راست برگردانده نمى شوند.
زمامداران، بیرون از متن جامعه، در معرض تملق و
چاپلوسى واقع مى شوند و راه بر كسانى كه اشتباهات آنان را بكاوند و
بنمایانند بسته مى شود و، به این طریق، به انحراف، سركشى و استبداد سوق
داده مى شوند.
این فاصله، در دلهاى مردم تصورى وهم آلود و ابهام آمیز
ایجاد مى كند، به طورى كه مردم حاكمان را تافته اى جدا بافته دانند و به
آنان گمان بد برند یا از آنها بتى سازند كه به جاى خدا پرستش شوند.
در هر
دو حالت، اعتماد عمومى از بین مى رود، شهروندان تحقیر مى گردند و محكوم و
زیردست تلقى مى شوند. حاكم سرور و ارباب به حساب مى آید، و در هر دو حالت،
انحراف پیش مى آید.
به همه این مصیبتها در «عهدنامه امام على ع به مالك
اشتر» اشاره شده است. آنجا كه حضرتش مالك را از فاصله گرفتن از مردم و حجاب
قرار دادن میان خود و مردم نهى مى كند.
برادران، ترورْ ناهنجارىِ
اجتماعىِ خطرناكى است، زیرا مردم را از تعامل با رهبرانشان بازمى دارد.
ترور خطرناك است، زیرا در اینگونه شرایط، محاكمه، صدور حكم و اجراى آن تنها در دست یك نفر قرار مى گیرد، و آن یك نفر بسا به راه خطا رود. اگر این راه باز شود، دیگر ممكن نیست كه عدالت در جامعه حكم فرما شود.



