userinfo close

امام رضا(ع)


imam_reza

تاسیس: 6 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: جهان نور غلام امام رضا - معاونان
من كه كبـوتـر دلم اوج گرفـتـه بـا رضا می شنوم ز قدسیان زمزمه رضا رضا ******** شبی یاد جـنـون آبــ ادامه »
من كه كبـوتـر دلم اوج گرفـتـه بـا رضا
می شنوم ز قدسیان زمزمه رضا رضا
********
شبی یاد جـنـون آبــــاد کــردم
علی موسی الرضا را یاد کردم
میـان بی کسـی های شـبانه
هـوای صــحن گوهر شاد کردم
اینجا دارالمجانین است.. و متعلق به خود آقا.. رواقی که عاشقان مجنون شده ی حضرت ، در اینجا جمع شده و به راز و نیاز می پردازند

بیایید دست بدست هم دهیم و نگذاریم آقا امام رضا(ع) در این دنیای مجازی غریب بمانند.


*"السلام علیک یا مولای یا ابالحسن علی بن موسی الرضا"*
 
رعنا   , dastsefid
رعنا - 19:51 1387/09/18

شكرگزاری و سپاس از دیدگاه قرآن و روایات

  ● نویسنده: یوسف - كاظمی

منبع: روزنامه - کیهان

 

شكر و سپاس به عنوان فضیلتی اخلاقی مورد تایید و تاكید عقل و عقلا است. هر انسانی به حكم عقل به این نتیجه می رسد كه می بایست در برابر افرادی كه به گونه ای كاری و یا نعمتی را به وی می دهند شكر كند. در هنجارشناسی نیز كه در حوزه علوم تربیتی و اجتماعی از آن بحث می كنند، سپاسگزاری به عنوان عملی مفید و سازنده و ابزاری تشویقی مورد توجه است.

بی گمان هر كسی در هر مقام و منزلت علمی و اجتماعی كه باشد این انتظار را دارد كه در برابر كار پسندیده و نعمتی كه داده است از وی تشكر شود. بسیاری از اوقات دیده شده است كه ناسپاسی به معنای عدم تشكر از سوی مقابل معنا شده است. این موضوع واكنش احساسات و عواطف شخص را برانگیخته و از انجام اعمال نیك و رفتار پسندیده سرباز زده است؛ زیرا عدم ابراز تشكر را به معنای ناسپاسی تعبیر و تفسیر نموده است.

درباره اهمیت و آثار سپاسگزاری همین اندازه بس كه خداوند از انسان ها خواسته است تا در برابر نعمت وجود و دیگر نعمت های خدادادی شكرگزار باشند. با آن كه خداوند موجودی بی نیاز پرستش و سپاس است ولی به عنوان وظیفه و تكلیف از انسان ها خواسته است تا شاكر و سپاسگزار باشند. از اینجا می توان پی برد كه سپاس و شكرگزاری ها چه جایگاه و ارزش و اعتباری در آموزه های وحیانی دارد.

پرسش این نوشتار آن است كه چرا خداوند از انسان خواسته است تا سپاسگزار باشد و با آن كه او بی نیاز مطلق است چرا وظیفه انسان را شكرگزاری دانسته است؟ سپاسگزاری چه اهمیت و چه كاركردهایی در حوزه اعتقادی و اجتماعی دارد؟

بازخوانی آیات قرآن با این رویكرد، به ما این فرصت را می دهد تا با بینش و نگرش درستی به مساله بنگریم و در به كارگیری این روش در زندگی فردی و اجتماعی خود كوتاهی نكنیم.

 

گستره معنایی شكر

شكر به معنای «تصور نعمت و آشكاركردن آن است» و در اصطلاح علم اخلاق، شكر را شناختن نعمت از منعم و شادشدن به آن و صرف كردن آن در راهی كه منعم به آن راضی و خشنود می شود، دانسته اند.

از این تعریف، معلوم می گردد كه شكر، یكی از برترین اعمال انسانی و دارای فضیلت بسیار است و از سه عنصر علم، حال و عمل تشكیل می شود كه علمای اخلاق آن را به حقیقت شكر تعبیر كرده اند. به این معنا كه شخص می بایست از نعمت و نعمت دهنده خویش آگاهی كامل داشته باشد و تحت تاثیر این علم و دانش به حالتی عاطفی و احساسی برسد كه خضوع و خشوع در برابر نعمت دهنده نمونه ای از آن است. آنگاه در مقام عمل آنچه را احساس كرده نشان دهد و شكرگزار زبانی و عملی نعمت باشد.

بنابراین در مساله شكر، شناخت و علم از سویی و هم چنین احساس و عاطفه از سوی دیگر و در نهایت رفتار و عمل دخالت دارند؛ زیرا بی شناخت نمی توان از ارزش نعمت و كاری كه نعمت دهنده انجام داده آگاه شد.

علم و شناخت به موقعیت خود و موقعیت نعمت دهنده و نیازی كه از این راه برآورده می شود و نیز ارزش و اعتبار نعمت موجب می شود تا حالت احساسی خاصی در انسان پدید آید كه از آن به حالت سپاسگزاری یاد می كنند. پس از تحقق این حالت در انسان است كه شخص، خود را به حكم عقل و سیره عقلایی و گرایش باطنی موظف می بیند تا سپاسگزار نعمت و نعمت دهنده باشد.

در شكر و سپاس، عنصر نعمت شرط اساسی است. از این رو گفته اند كه شكر همواره در برابر نعمتی است. به این معنا كه انسان نسبت به نعمتی كه به وی داده می شود خود را موظف می بیند كه تشكر كند و سپاس خویش را به جا آورد.

تشكر و سپاس می تواند به اشكال مختلف و صورت های گوناگون انجام پذیرد.كم ترین حالت آن است كه شخص به زبان، سپاس خود را ابراز دارد. چنان كه شكر به معنای استفاده درست از نعمت نیز گونه ای دیگر از سپاس است كه بالاتر از شكر زبانی است. در شكر نعمت زبانی، نوعی تشكر نسبت به نعمت دهنده انجام می پذیرد ولی در شكر نعمت عملی تشكر مستقیم نسبت به نعمت دهنده انجام نمی پذیرد و نعمت دهنده به همین راضی می شود تا شخص دست كم از نعمتی كه به وی داده است به درستی استفاده كند و كفران نعمت نكند. از این روست كه گفته اند كفران نعمت به معنای استفاده نادرست و نابجا از نعمت، امری بسیار زشت و زننده تر است. گاه نعمت دهنده انتظار ندارد تا از وی تشكری هرچند زبانی شود ولی این درخواست را دارد كه از نعمت به درستی استفاده شود؛ زیرا با استفاده درست و به جا! نعمت، این امكان فراهم می آید كه كفران نعمتی نشود و زحمات وی هدر نرود.

به نظر می رسد كه در این جا دو مسئله وجود دارد: مسئله ای كه با نعمت دهنده ارتباط پیدا می كند و كوچكترین حالت آن تشكر زبانی است و دوم مسئله ای كه با خود نعمت مرتبط است كه كمترین حالت آن بهره گیری درست از نعمت است. از این رو هنگامی كه سخن از كفران نعمت به میان می آید گاه به معنای استفاده نادرست از نعمت است و گاه دیگر به معنای برخورد نادرست با نعمت دهنده ای است كه این نعمت را دراختیار او قرار داده است و به سخنی حتی كمترین واكنش سپاس گزارانه از خود بروز نداده و تشكر زبانی خود را ابراز نكرده است.

 

قرآن و شكرگزاران

در آیات بسیاری از قرآن به مسئله سپاس و شكر اشاره شده و از مردمان خواسته شده است كه نسبت به نعمت و نیز نعمت دهنده شاكر باشند. قرآن با توجه به روحیات آدمی به این نكته اشاره می كند كه آدمی نسبت به نعمت و نعمت دهنده شكرگزار نیست و به جای این كه سپاس گزار نعمت دهنده باشد و یا كفران نعمت نكند، ناسپاسی می كند. خداوند درقرآن اشاره می كند كه: «اعملوا آل داود شكرا و قلیل من عبادی الشكور» ای آل داود شكر (این همه نعمت را) به جا آورید، هرچند كه شمار كمی از بندگان من شكرگزارند!» (سبا آیه13)

در آیه 243 سوره بقره نیز به این مسئله تاكید كرده و می فرماید: ولكن اكثرالناس لایشكرون؛ با این همه، بیشتر مردمان سپاس گزار نیستند.

خداوند با این كه به مردمان نعمت های بسیاری بخشیده كه می توان از همه مهمتر به نعمت وجود و آفرینش آنان اشاره كرد، با این همه مردمان، قدر و ارزش نعمت های الهی را ندانسته و كفران نعمت می ورزند و نسبت به نعمت دهنده شاكر و سپاس گزار نیستند. قرآن می فرماید: خداوند نسبت به مردمان دارای فضل است ولی بیشتر مردم سپاس گزار نیستند. (یونس آیه60 و نیز غافر آیه 61)

در تفسیر و تحلیل قرآنی، انسان دارای فرزانگی و حكمت، انسانی شاكر و سپاسگزار است؛ زیرا نسبت به نعمت و سپاس گزاری نعمت دهنده آگاهی و شناخت دارد و ارزش و قدر نعمت و نعمت دهنده را می شناسد و می داند. این گونه است كه انسان های حكیم و فرزانه با شناختی كه از خود و هستی و نعمت وجود و دیگر نعمت های الهی دارند همواره سپاسگزار نعمت و نعمت دهنده می باشند. (لقمان آیه12)

انسانهای مؤمن كه به ایمان واقعی دست یافته اند، مردمانی خردمند و فرزانه اند و همواره قدر نعمت را شناخته و ارزش و جایگاه تشكر را می دانند. برای آنان تفاوتی نیست كه این نعمتی كه به ایشان داده شده و نیازی كه از این راه برآورده گردیده ازسوی نعمت دهنده اصلی بوده و یا این كه از طریق واسطه خیر بوده است. آنان همان اندازه كه شاكر نعمت هستند شاكر و سپاس گزار نعمت دهنده و واسطه فیض و نعمت نیز می باشند.

 

من لم یشكر المخلوق لم یشكر الخالق

از آن جایی كه امور دنیوی تنها از راه اسباب و واسطه ها انجام می شود و خداوند نعمت های خویش را از راه واسطه و وسایط فیض در اختیاربندگان قرار می دهد. از این رو بر ماست همان گونه كه از نعمت و دهنده اصلی تشكر كنیم باید از واسطه های فیض نیز تشكر كنیم. در قرآن این معنا از راههای مختلف به بندگان و مؤمنان گوشزد شده است. این كه خداوند در قرآن می فرماید: ان اشكر لی و لوالدیك؛ از من و پدر و مادرت تشكر كن (لقمان آیه14) به این معناست كه پدر و مادر به عنوان واسطه فیض نعمت می بایست مورد تكریم و احترام قرارگرفته و از ایشان به جهت نعمت وجود و تربیت و مربی بودن تشكر و سپاس شود.

نكته ای كه در این جا قابل توجه است آن كه انسان به طور طبیعی دخالت اسباب را می بیند و برای او به طور ملموس معلوم است كه شخص خاصی در تحقق نعمت و یا رسیدن آن به وی مؤثر بوده است. از این رو پیش از آن كه خدا دیده شود، واسطه دیده می شود و انسان به طور طبیعی از واسطه، بی توجه به واسطه گری تشكر و سپاس می كند. حال اگر كسی از این واسطه ای كه آن را عامل نعمت می شمارد تشكر نكند به طریق اولی از خداوند كه منشأ و مبدا نعمت است تشكر و سپاس نخواهد كرد. از این رو گفته اند: من لم یشكر المخلوق لم یشكر الخالق؛ كسی كه واسطه را می بیند و حضور و تأثیر جدی وی را به طور ملموس و محسوس در ایجاد و یا كسب نعمت احساس می كند اما از او تشكر و قدردانی نمی كند، چنین شخصی به طریق اولی از خداوندی كه در پس ظاهر و اسباب قراردارد و دیده نمی شود تشكر نمی كند. از این رو گفته اند كه سپاس گزاری از واسطه و مخلوق بیانگر ظرفیت اخلاقی شخص است و این كه چنین شخصی از خدا نیز كه در پس این ظاهر و اسباب دیده نمی شود تشكر می كند.

 

شكر عملی، برتر است

شكر نعمت به شكل عملی از ارزش و جایگاه برتری برخوردار است و انسان لازم است افزون بر شكر زبانی، به عمل نیز شكرگزار باشد. برخی گفته اند كه تعبیر قرآن درباره مواهبی كه به دودمان حضرت داوود علیه السلام داده شده و می فرماید: ای آل داود شكرگزاری كنید. و به كار بردن واژه اعملوا در جمله: اعملوا آل داود شكرا، نشان می دهد كه شكر، بیشتر، از مقوله عمل است و باید آن را در لابلای اعمال انسان ارائه داد، و شاید به همین دلیل قرآن تعداد شكرگزاران واقعی را اندك شمرده است.

در آیه23 سوره ملك بعد از آن كه نعمت های بزرگی هم چون آفرینش گوش و چشم و دل را برمی شمرد اضافه می كند: قلیلا ما تشكرون؛ كمتر شكر او را به جا می آورید و نیز در آیه73 نمل می فرماید: ولكن اكثر هم لایشكرون، بیشتر آنها شكرگزاری نمی كنند. این ها همه بیانگر آن است كه شكر واقعی به معنای عمل است نه زبان و گفتار كه از آن به تشكر خشك و خالی زبانی یاد می كنند.

خداوند پس از فرمان به شكر، می فرماید: اما عده كمی از بندگان من تشكر می كنند بدیهی است كه منظور از شكرگزاری تنها شكر با زبان باشد مسئله مشكلی نیست تا عاملان به آن قلیل بوده باشند، بلكه منظور شكر در عمل است، یعنی استفاده از مواهب در مسیر همان اهدافی كه به خاطر آن نعمت ها آفریده و اعطا شده اند و مسلم است كسانی كه مواهب الهی را عموما در جای خود به كار می گیرند و به درستی از آن استفاده می كنند مردمان اندكی بیش نیستند.

 

مراحل سه گانه شكر

بعضی از بزرگان برای شكر سه مرحله قائل شده اند: شكر با قلب كه همان تصور نعمت و رضایت و خشنودی نسبت به آن است و شكر با زبان كه ثنا گفتن نعمت دهنده است و شكر با سایر اعضای بدن و جوارح و آن هماهنگ ساختن اعمال با آن نعمت است.

بنابراین حقیقت شكر تنها تشكر زبانی یا گفتن الحمدلله و مانند آن نیست، بلكه شكر و سپاس دارای سه مرحله است كه نخستین مرحله آن است به دقت در نعمت بیندیشیم كه بخشنده نعمت كیست؟ این توجه و ایمان و آگاهی پایه اول شكرگزاری است. مرحله دوم مرحله شكر با زبان است و مرحله سوم شكر با اعضا و جوارح یا همان شكر عملی است و این همان چیزی است كه خداوند از آل داود خواسته است و به نظر می رسد كه گامی دشوارتر و وظیفه ای سخت تر است كه شمار این دسته از سپاسگزاران را كاهش می دهد؛ زیرا گفته شده كه هر چه قید و شرط افزوده شود. دامنه مصادیق كاسته شده و از شمار افراد آن كم می شود. بنابراین شكر عملی كه پس از مرحله زبان فرا می رسد. در مرحله ای برتر و بالاتر قرار می گیرد و سخت تر و دشوارتر می شود. شكر عملی آن است كه درست بیندیشیم كه هر نعمتی برای چه هدفی به ما داده شده است آن را در مورد خودش صرف كنیم كه اگر نكنیم كفران نعمت كرده ایم، همان گونه كه بزرگان فرموده اند: «الشكر صرف العبد جمیع ما انعمه الله تعالی فیما خلق لاجله؛ سپاس از خدا آن است كه بنده، تمام نعمت های او را برای هدفی كه آفریده شده به كار بگیرد.»

راستی چرا خدا به ما چشم داد و چرا نعمت شنوائی و گویائی بخشید؟ آیا جز این بوده كه عظمت او را در این جهان ببینیم، راه زندگی را بشناسیم و با این وسائل در مسیر تكامل گام برداریم؟ حق را درك كنیم و از آن دفاع نمائیم و با باطل بجنگیم؟ اگر این نعمتهای بزرگ خدا را در این مسیرها مصرف كردیم، شكر عملی او است، و اگر وسیله ای شد برای طغیان و خودپرستی و غرور و غفلت و بیگانگی و دوری از خدا، این عین كفران است.

امام صادق علیه السلام می فرماید: «ادنی الشكر رویه النعمه من الله من غیر عله یتعلق القلب بها دون الله، و الرضا بما اعطاه، و ان لاتعصیه بنعمه و تخالفه بشیء من امره و نهیه بسبب من نعمته؛ كمترین شكر این است كه نعمت را از خدا بدانی، بی آنكه قلب تو مشغول به آن نعمت شود، و خدا را فراموش كنی، و همچنین راضی بودن به نعمت او و اینكه نعمت خدا را وسیله عصیان او قرار ندهی، و اوامر و نواهی او را با استفاده از نعمت هایش زیرپا نگذاری»

 

شكر مجدد برای نعمت شكرگزاری

گاه گفته می شود: ادای حق شكر پروردگار از یك نظر بسیار مشكل است، زیرا همینكه انسان در مقام شكر بر می آید و این توفیق نصیبش می گردد و وسائل شكرگزاری در اختیارش قرار می گیرد خود، نعمت تازه ای است كه نیاز به شكر مجدد دارد و این موضوع به صورت تسلسل ادامه می یابد، و هر چه انسان تلاش بیشتر در طریق شكر او می كند مشمول نعمت افزونتری می گردد كه قادر بر شكر آن نیست! ولی با توجه به اینكه یكی از طرق ادای حق شكر الهی همان اظهار عجز از ادای شكر اوست روشن می شود كه قلیلی از بندگان پروردگار- همان گونه كه قرآن بیان فرموده به راستی در این مسیر قرار می گیرند.

در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم:كسی پرسید آیا شكر پروردگار حدی دارد كه اگر انسان به آن حد برسد شاكر محسوب شود؟ فرمود: آری سوال كرد: چگونه؟ فرمود: «یحمدالله علی كل نعمه علیه فی اهل و مال، و ان كان فیما انعم علیه فی ماله حق اداه؛ خدا را بر تمام نعمتهایش چه در خانواده و چه در اموال حمد و ستایش كند، و اگر در اموالی كه به او داده حقی باشد ادا نماید». در حدیث دیگری از همان امام می خوانیم: «شكر النعمه اجتناب المحارم؛ شكر نعمت، پرهیز از گناه است» و نیز در حدیث دیگری از آن حضرت علیه السلام آمده است كه فرمود: «فیما اوحی الله عز و جل الی موسی: یا موسی! اشكرنی حق شكری، فقال یا رب! و كیف اشكرك حق شكرك و لیس من شكر اشكرك به الا و انت انعمت به علی؟ قال یا موسی! الان شكرنتی حین علمت ان ذلك منی!؛ خداوند متعال به موسی وحی كرد ای موسی! حق شكر مرا بجای آور، عرض كرد: چگونه حق شكر تو را بجا آورم در حالی كه هر شكری بجا آورم به خاطر آن نعمت تازه ای به من داده ای؟» فرمود: ای موسی الان شكر مرا بجای آوردی، چون می دانی همین توفیق نیز از من است!»

 

قدردانی از واسطه های نعمت

توجه به این نكته نیز لازم است كه تشكر و قدردانی از كسانی كه وسیله نعمتی برای انسان هستند نیز شعبه ای از شكر خداست، چنان كه امام سجاد(ع) می فرماید: روز قیامت خداوند متعال به بعضی از بندگانش می گوید: آیا شكر فلان كس را بجای آوردی عرض می كند: پروردگارا! من شكر تو را به جای آوردم، خداوند می فرماید: چون شكر او را بجا نیاوردی شكر مرا هم بجا نیاورده ای! سپس افزود «اشكر كم الله اشكر كم للناس؛ شكرگزارترین شما در پیشگاه خدا كسی است كه از نعمتها و زحمات مردم بیشترین قدردانی و شكرگزاری را به عمل آورد.

 

 

 

دوستای گلم ما هم یادمون میره گاهی به خاطر داشته ها و نداشته هامون خدا رو شکر کنیم. به خاطر همین بحثی با عنوان شکرگزاری به درگاه خداوند باز کردیم.

با یه کلمه ، جمله و ... خدای خودمون رو شکر کنیم

برای شرکت در بحث روی اسم بحث کلیک کنید :

 

 

 >>شكرگزاری به درگاه خداوند <<

...

 

99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.