عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
24 مرداد 1389 | |
|
2
|
24 مرداد 1389 | |
|
3
|
22 تیر 1387 | |
|
4
|
28 تیر 1386 | |
|
5
|
21 مهر 1385 | |
|
6
|
2 مهر 1385 | |
|
7
|
2 مهر 1385 | |
|
8
|
2 مهر 1385 |
آشنایی مختصری با او
بیایید كمی از زندگی نامة استفان ویلیام هاوكینگ بدانیم
همه از شانس بد هاوكینگ مطلعند؛ مشكل در یكی از بعد از ظهر های بهار 1962 آغاز شد. وقتی كه هاوكینگ متوجه شد كه گره زدن بند كفشها برایش بسیار مشكل شده است. او فهمید كه بدنش با مشكلی بسیار جدی روبرو است. در آن سال او اولین مرحلة تحصیلش را در دانشگاه آكسفورد به شایان رسانده و به عنوان یك دانشجوی تحصیلات تكمیلی در دانشگاه كمبریج پذیرفته شده بود. او به بیماری تصلب و ضعف عضلانی، ALS، مربوط به اعصاب حركتی مبتلا بود؛ بیماری ای لاعلاج و مهلك. پزشكان گفتند كه دو سال بیشتر زنده نمی ماند.
آنگونه كه جراید و زندگینامه های پر تیراژ هاوكینگ می گویند، او ماه های متوالی از زندگی خود را با دلزدگی از تحقیقات دانشگاهی به نوشیدن، و گوش دادن به واگنر گذراند. عذاب و ناراحتی روحی وی زمانی بیشتر افزوده شد كه به او گفتند دیگر نمی تواند از كیهان شناس معروف، فرد هویل (متولد 1915) به عنوان استاد مشاور تحقیقاتش استفاده كند؛ یعنی كسی كه هاوكینگ به خاطر او دانشگاه كمبریج را اولین انتخاب خود قرار داده بود. اما اقبال وی ناگهان رو به تغییر نهاد... زنی جوال، جین ویلد، كه در شب سال نو 1962 با او ملاقات كرد، عمیقاً به او علاقمند شده بد. دانشكدة فیزیك ، دانشگاه كمبریج، كار مشاوره او را به دنیس اسكیما (متولد 1926) یكی از مطلع ترین و كارامد ترین مشاوران تحقیق در دنیای كیهان شناسی نسبیتی سپرد.
درست زمانی كه تصور می شد توانایی جسمانی استفن هاوكینگ در زمینه های متعدد در اثر بیماری ALS محدود شده است، مجموعة كاملی از حوادث اتفاقی كه در ابتدای دهة 1960 روی داد، باعث شد كه هاوكینگ این توانایی را در خود ببیند كه یكی از پیشروان كیهان شناسی در عصر جدید باشد.پیش از هر كاری، او فیزیك نظری را به عنوان تصص خود برگزید. تنها ابزاری كه به طور كامل به آن نیاز داشت، مغزش بود كه كاملاً از آسیب بیماری در امان مانده بود. او جین ویلد را همكاری یاریگر یافت و اسكیما مشاوری دلسوز بود كه او را در كار پایان نامه اش یاری می كرد. طولی نكشید كه او با راجر پن رز (متولد 1931) آشنا شد، ریاضی دان برجسته ای كه بر روی موضوع سیاهجچاله ها كار می كرد، كه به او ابزار های تجزیه و تحلیل در فیزیك را به طور اساسی و پایه آموزش داد. پن رز به او كمك كرد كه یك مشكل تحقیقاتی را حل كند. این امر نه تنها به رسالة دكترای وی كمك می كرد بلكه او را مستقیماً در جریان اصلی فیزیك نظری قرار می داد.
حدودا در همان زمان او بار دیگر با سرنوشت روبرو شد. نظریه ای كه حدودا 50 سال قبل مطرح و اثبات شده بود - نظریة نسبیت عام اینشتین - به طور گسترده در مسائل عملی مجود در كیهانشناسی به كار برده می شد. به نظر می رسید كه پذیزفته شدن آن ها چند دهه به طول انجامید. حال در اوائل دهة 1960، عصری طلائی در تحقیقات كیهان شناسی بر اساس نسبیت عام، شروع شدنه بود. تقدیر در انتظار هاوكینگ بود. فیزیكدان نظری با بلند همتی رمز آلودی، و با وجود لنگی مختصری كه در پا داشت، آماده بود. نمی دانست چه مدت زنده می ماند ... اما او مطمئناً در مكان، درست و در همان زمانی بود كه باید باشد.
برگرفته از كتاب: قدم اول (هاوكینگ)
نوشتة: جی. پی. مك اوی و اسكار زارات
ترجمة: پونه شریفی
انتشارات: شیرازه 1379


