عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
7 خرداد 1391 | |
|
2
|
4 خرداد 1391 | |
|
3
|
4 خرداد 1391 | |
|
4
|
4 خرداد 1391 | |
|
5
|
4 خرداد 1391 | |
|
6
|
4 خرداد 1391 | |
|
7
|
4 خرداد 1391 | |
|
8
|
4 خرداد 1391 | |
|
9
|
4 خرداد 1391 | |
|
10
|
4 خرداد 1391 |
آشنایی با چند اصطلاح در ادبیات پارسی
کلام : آهنگی است که به حرکت هان و زبان از حروف و کلمهها ترکیب یافته و برای بیان مقصودی گفته شده باشد.[1]
سخن ادبی : مفهوم بسیار وسیعی دارد، گاهی وقتی متنی از لحاظ زمانی قدیمی میشود به آن سخن ادبی میگویند، اما مشهورترین وضع وقتی است که سخن از حالت و معیار عادی خارج میشود و نویسنده از تخیلات و آرایههای ادبی استفاده میکند. (مانند : دانه مانند طفلی در آغوش خاک است.)
نظم و نثر : سخن بر دو نوع است : الف : نظم ب : نثر
الف : نظم
در لغت به معنی به هم پیوستن و در رشته کشیدن دانههای جواهر است [2] و در اصطلاح سخنی است که دارای وزن و قافیه باشد.
وزن : آهنگ شعر است.
کلمهی قافیه : کلمههای نا مکرر آخر مصراعها و بیتها را میگویند که تمام یا قسمتی از آن هم آهنگ باشد.
مثال :
منم که دیده به دیدار دوست کردم باز چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز
حافظ
دو کلمهی «باز» و «نواز» هم قافیه هستند.
قافیه : همان بخش تکراری و همآهنگ کلمهی قافیه را میگویند. در بیت زیر «ــِ ل» در دو کلمهی «دل» و «محمل» قافیه هستند.
غمت در نهانخانه ی دل نشیند به نازی که لیلی به محمل نشیند
طبیب اصفهانی
ردیف : کلمههای تکراری آخر مصراعها و بیتها را میگویند که عینا در لفظ و معنا تکرار میشوند.
ز باغ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید کلید باغ ما را ده که فردامان بکار آید
فرخی سیستانی
که دو کلمهی «آید» و «آید» ردیف میباشند.
ب : نثر
کلامی است که در آن مفاهیم با روشنی و وضوح و رسایی و با نظم فکری و منطقی بیان میشود و تنها وظیفهی آن بیان معنی است. جملهها با مراعات موازین دستوری به هم میپیوندند و بر مبنای توالی افکار و روش طبیعی و قواعد مشخص زبان استوار است.[3]
انواع نثر
1. نثر مرسل (مُرسَـل - ساده) : نثری که بدون آرایههای لفظی و لغات و اصطلاحات پیچیده و دشوار است. کتابهای تاریخ بلعمی، قابوس نامه و سیاست نامه با چنین نثری نوشته شدهاند.
2. نثر مسجع و فنی (مُسَجَّع) : در این نوع نثر انواع سجعها، مترادفها، تشبیهات، استعارهها و توصیفهای شاعرانه به صورت طبیعی و با رعایت اعتدال به کار رفتهاند. مناجاتهای خواجه عبدالله انصاری، کلیله و دمنه و گلستان سعدی نمونههایی از نثر مسجع و فنی هستند.
3. نثر مصنوع و متکلف : در این نوع نثر، سجعهای متوالی، لغات، ترکیبات و اصطلاحات ِدشوار و تکلفهای فراوان به گونهای افراطی و خارج از حد و اعتدال به کار رفته است. برای همین یافتن معنا در این نوع متنها دشوار و دیریاب است. کتابهای تاریخ جهانگشای جوینی، مرزبان نامه، درهی نادره از این نوع هستند.
4. نثر محاوره : در این نثر گوینده کلیهی تعبیرات و لغاتی را که در زبان محاوره در دسترس اندیشهی او میگذرد به کار میبرد. [4] گروهی به این نوع نثر، نثر شکسته نیز میگویند.
بیت (رج - بند) : کمترین مقدار شعر و به عبارتی دیگر، واحد شعر است.
مصراع (نیم بیت) : کمترین مقدار سخن موزون، یک مصراع است.
نمونه :
دیگران عیب کنندم که چرا دل به تو دادم باید از تو پرسید که چنین خوب چرایی
سعدی
_____________________ _____________________
یک مصراع یک مصراع
___________________________________________________
یک بیت
فرد (تک بیت) : اگر شاعر تمام مقصود خود را فقط در یک بیت بیان کند به آن بیت «فرد» یا «تک بیت» میگویند.
نمونه :
جایی نرسد کس به توانایی خویش الا تو چراغ رحمتش داری بیش
سعدی
مردف (مُرَدَّف) : بیت که ردیف دارد به آن مردف میگویند.
مصرع (مُصَرَّع) : بیتی که دو مصراع داشته باشد به آن مصرع گویند.
نمونه :
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
سعدی
کلمهی قافیه کلمهی قافیه
مقفا (مُقـَفـّا) : بیتی که فقط یک مصراع آن قافیه داشته باشد، مقفا نامیده میشود.
نمونه :
چندین که برشمردم از ماجرای عشقت اندوه دل نگفتم الا یک از هزاران
سعدی
کلمهی قافیه
قالب : شکلی که قافیه به شعر میبخشد، قالب نام دارد.
پانوشتها :
[1] فنون بلاغت و صناعات ادبی - استاد جلال الدین همایی، ج. 1، ص. 3، نشر توس، چاپ دویم، 1361.
[2] همان، صفحهی 5.
[3] فن نثر - دکتر حسین خطیبی، ص. 29، انتشارات زوار، چاپ دویم، 1375.
[4] همان، ص. 53.




