userinfo close

  ,

هفت قدم تا تو


haftclub

تاسیس: 10 شهریور 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: اهورا فره وشی - معاونان
卍 آمدن تازیان و میهن فروشان به این رویه بازداشته است 卍 این باشگاه برای ایران دوستان میباشد و از هی ادامه »
卍 آمدن تازیان و میهن فروشان به این رویه بازداشته است 卍

این باشگاه برای ایران دوستان میباشد و از هیچ گونه پان و پانیسمی پشتیبانی نکرده و با آن برخورد خواهیم کرد.

((خویشکاری ما آگاه کردن شماست ، شما سرپرست آهنگ خود هستید))


((این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود))

اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22


نکوهش و پیشنهادات در جستار بنیاد نامه گسیل شود.

((ما سرپرست نوشته دیگران نیستیم ))

پاینده ایران
 
نیلپــــر  , nilooali
نیلپــــر - 17:09 1390/11/21

نوای خوش در دوره اشکانیان

ظاهرا بر اثر کوششی که ساسانیان در یکرنگ نشان دادن فرهنگ پارتی داشته­اند و اینچنین شهرت داده­اند که پارتیان یا اشکانیان تمدن درخور نگرشی نداشته­اند و قومی بیابان­گرد بوده­اند و فردوسی بزرگ نیز در شاهنامه آورده است که :

از آنان به جز نام نشنیده­ام         نه در نامه ی خسروان دیده­ام

با این حال نمی­توان اهمیت نقش آنان و هنر پارتی را نادیده گرفت.

نکته­ی دیگر این است که چون اشکانیان پس از سلوکی­ها به قدرت رسیده­اند عده­ای تصور کرده­اند که هنرایران در دوره­ی­ پارتی تنزل کرده و تماما تحت تاثیر فرهنگ یونانی واقع شده است. همچنان که «پلوتارخ» مورخ یونان باستان می­آورد که در جشنی که در دربار اشکانی برگزار شده بود نمایش­هایی به زبان یونانی اجرا شده بوده است.

به رغم این­گونه نظرهای غیر منصفانه، باید گفت پارتیان شعبه­ای از نژاد آریایی بودند که از خراسان بزرگ یعنی سرزمین نسا (که بخشی از آن به نام درگز، بجنورد، قوچان و ... به جای مانده است) ظهور کردند و نزدیک به 500 سال از مام میهن در برابر قوم­های مهاجمی از آسیای مرکزی و به ویژه روم شرقی (بیزانس) دفاع کردند.

از نمونه­های جالب توجه و باقی مانده از هنر آنان، ‌«ساتگین شاخی» جام مزینی است که در نسا یافته شده است و ظاهرا به سده­ی دوم میلادی تعلق دارد و نگاره­ی هنرمندانه­ای است از مردی در حال بردن گوسفندی و دو موسیقیدان اشکانی (پارتی) که یکی از این دو هنرمند، سازی شبیه «لیر» در دست دارد و دیگری به نواختن سازی بادی که گویا «دونای» باشد مشغول است.
از این مهمتر «فهلویات» است، جمع مونث «فهلویه» منسوب به «فهلو» با معانی مجازی یا تبعی : شجاع، دلیر، بزرگ و حتی شهر یا شهری که در اصل به صورت پهله، پهلو، پرتو (در سنگ نبشته­های داریوش بزرگ) و به معنی پارت بوده است. (حواشی دکتر محمد معین بر برهان قاطع)

«شمس قیس رازی» در کتاب «المُعَجَّم فی مَعاییر اشعارُ العَجَم» مؤلف در اوایل سده­ی هفتم هجری (13 م.) و در ضمن شرح مربوط به «مسدس محذوف» از انواع بحر هَزَج (یکی از گونه­های معروف شعر فارسی و هم ایقاع یا وزن موسیقایی در آن ایام) می­گوید :

«... خوش­ترین اوزان فهلویات است که ملحونات (شعرهای آهنگین) آن را اورامنان خوانند ...»
و سپس می­افزاید : «... اهل دانش، ملحونات این وزن را ترانه نام کردند و شعر مجرد آن را دوبیتی خوانند برای آنکه بنای آن بر دو بیت بیش نیست و مستعربه (عربی شده) آن را رباعی خوانند ...»

بنابر آنچه «شمس قیس رازی» گفته است معلوم می­شود رباعی در شعر فارسی وزنی نبوده است که ریشه­ی عربی داشته و یا از اعراب اقتباس شده باشد، بنابراین وقتی در این وزن به قول او «ملحون» یعنی آهنگین خوانده می­شده است «ترانه» می­گفته­اند و به شعر تنهایش اطلاق دوبیتی یا رباعی می­کرده­اند و به عبارت دیگر، ترانه همان رباعی همراه با آواز بوده است.

نکته­ی شایان توجه دیگر در بیان «شمس قیس رازی»، ارتباط هنری ترانه با فهلویات است، به این معنی که نشان می­دهد اشعار محلی کنونی همان ترانه و بقایای نمونه­های اصیل قدیمی است. از طرفی نیز، چون بنابر توضیحی که داده شد، فهلوی مفهوم پهلوی یا پارتی دارد پس ما می­توانیم تبلور یادگارهای باستانی شعرهای پارتی آهنگین را در آنها ملاحظه کنیم.
واژه­ی اورامنان در «المعجم» نیز به نوبه­ی خود «اورامان» یا «اورمن» کردستان ایران را تداعی می­کند که اکنون از توابع شهرستان سنندج محسوب می­شود و به استناد آنچه «شمس قیس رازی» گفته است می­توان ترانه­های آنجا را دارای اصالت و ریشه­ی پارتی دانست، همچنین که «اورمن» در موسیقی کردی امروزه نیز اشعاری هستند معمولا 10 هجایی که هنوز باقی مانده­اند.

اما ترانه که در زبان پهلوی «ترانک» گفته می­شده و از ریشه­ی اوستایی «تورنـَه» به معنی «تر و تازه» است،(حواشی دکتر محمد معین بر برهان قاطع) یکی از انواع شعر فارسی در اواخر دوره­ی ساسانی بوده است که مانند «نامک» پهلوی که در فارسی دری به «نامه» تبدیل شده است، به صورت «ترانه» درآمده و تا حدی ویژگی­های خود را حفظ کرده است. ترانه­های پهلوی معمولا از 3 پاره با 8 هجا و گاه اندکی بیشتر تا 10 هجا تشکیل می­شده و به علت سادگی الفاظ و زیبایی وزن در بین عامه­ی مردم رواج داشته و به تعبیری عامیانه بوده است.
این است که ترانه­ها یا شعرهای محلی نیز در حال حاضر از همان سادگی لفظ­ها و مضمون­ها یا به طور کلی ویژگی­های اصلی خود برخوردارند و به همین علت در گستره­ی سده­های متمادی همچنان زنده باقی مانده­اند.
هم در این راستاست که بقایا یا یادگارهای فهلویات را می­توان در نقاط دور افتاده­ی ایران و در موسیقی بومی یا محلی ِبسیاری از مناطق میهن عزیز پیدا کرد.
چنانکه در شمال خراسان و از جمله قوچان، هنوز ترانه­های 8 هجایی و به عبارت دیگر خاطره­ی فهلویات پارتی وجود دارد و نمونه­اش ترانه­ی «رشید خان» یا صحیح­تر «رشید جان» است که در آن «جان ِجان، رشید جان» به صورت برگردان یا ترجیع، تکرار می­شود.

جالب توجه اینکه، بنابر پژوهش­های اخیر معلوم شده است که در نیایشگاه­های مانوی که پیرامون سال 584 میلادی در چین ساخته شده بودند آهنگ­های تک نغمه­ای زیبایی با برگردان «جان ِجان ِمانی» خوانده می­شده است.

گذشته از واژه­ی «گوسان» به معنی «موسیقیدان» یا «خنیاگر» که فخرالدین اسعد گرگانی در منظومه­ی زیبای «ویس و رامین» بدان اشاره کرده است و امکان دارد بدلیل پارتی بودن اصل داستان ویس و رامین، این واژه نیز پارتی باشد و مؤلف «مجمل التواریخ والقصص» نیز «گوسان» یا «کوسان» را  پهلوی دانسته، می­توان در متون مانوی یافته شده در «تورفان» نمونه­هایی از اصطلاحات موسیقیایی پارتی را بدست آورد.

لازم به یادآوری است، با آنکه مانی خود معاصر دوره­ی ساسانی بوده است، به خاطر اینکه مادرش «پاتِگ»(باتیک یا تاتِگ) اهل ناحیه­ای در قلمرو اشکانیان به نام «آسورستان»(آشور) بوده و مانی نیز در آنجا زاده شده است، ناخداگاه مقداری از واژه­های پارتی با زبان مادریش در آثار او نیز وارد شده است، مانند :
«باش»(= سرودن یا آواز خواندن)، «باشا»(= نیایش آهنگین) و «سرُد»(= سرود و آواز)

بنابراصل سنت گرایی، یادمان شعرها و ترانه­های باستانی تا مدت­ها در دوران اسلامی نیز در ایران با عنوان «فهلویات» در نقاط مختلف و دوردست ایران باقی مانده بوده است. چنانچه «عبدالقادر مراغه­ای»(838 هـ. - 1434 م.) بزرگ­ترین موسیقیدان و موسیقی شناس بزرگ ایران پس از «فارابی» و «صفی الدین ارموی»(اُرمَوی)، مجلس سی­وسوم از مجالس چهل­وپنج گانه­ی بخش خاتمه­ی کتاب «جامع الالحان» خود را به فهلویات اختصاص داده و زیر عنوان «المجلس الثالث و الثلاثون فی العربیات و الترکیات و الفهلویات و السایر الالسنه» [ 136 تا 144 هـ.ق] اشعاری را به زبان­ها و لهجه­های مختلف از جمله همدانی و رازی [در نسخه به خط عبدالقادر : راژی] آورده است تا خوانندگان علاقه­مند و هنرمند، بتوانند در هنرنمایی­های خود از آنها بهره ببرند و این نشان می­دهد - همانطور که گفته شد - دست کم تا زمان عبدالقادر یعنی اوایل سده­ی نهم هجری (15 م) فهلویات یا بقایای هنر ساسانی باقی مانده بوده است.


بن نوشت­ها :

1. مختصری درباره­ی موسیقی ایرانی - تقی بینش
2. فرهنگ برهان قاطع - خلف تبریزی
3. پژوهش­های میدانی


page-divider-057.gif


http://up3.iranblog.com/images/00942321451048328398.gif
99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.