userinfo close

  ,

هفت قدم تا تو


haftclub

تاسیس: 10 شهریور 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: اهورا فره وشی - معاونان
卍 آمدن تازیان و میهن فروشان به این رویه بازداشته است 卍 این باشگاه برای ایران دوستان میباشد و از هی ادامه »
卍 آمدن تازیان و میهن فروشان به این رویه بازداشته است 卍

این باشگاه برای ایران دوستان میباشد و از هیچ گونه پان و پانیسمی پشتیبانی نکرده و با آن برخورد خواهیم کرد.

((خویشکاری ما آگاه کردن شماست ، شما سرپرست آهنگ خود هستید))


((این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود))

اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22


نکوهش و پیشنهادات در جستار بنیاد نامه گسیل شود.

((ما سرپرست نوشته دیگران نیستیم ))

پاینده ایران
 
نیلپــــر  , nilooali
نیلپــــر - 17:07 1390/11/21

نوای خوش در شاهنامه

اشاره ی فردوسی در پیدایی نوای خوش (موسیقی) به اواسط دوران «جمشید» بازمی­گردد و این عهد تقریبا بین ده هزار تا هفت هزار سال پیش است و این است گفتار فردوسی درباره ی آن :

جهان انجمن شد بر تخت اوی          از آن برشده، فره و بخت اوی
به جمشید بر گوهر افشاندند            مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین
[1]         برآسوده از رنج، تن دل ز کین
بزرگان به شادی بیاراستاند            می و رود و رامشگران خواستند

پس از دوران «فریدون» و آغاز جنگ­های آریاییان (سلم، تور و ایرج) که در آن پروای زخمه ی چنگ نیست ... نخست بار پس از دوره ی جمشیدی در دوران «منوچهر» سخن از ساز و آواز در جشن پیوند «زال و رودابه» می­رود. که این خود آغاز دوره ی پهلوانی در تاریخ ایران و معادل چهار هزار و پانسد سال پیش است :

بفرمود تا زنگ و هندی درای            زدند و گشادند پرده سرای
بزد نای رویین، و بربست کوس        بیاراست لشکر چو چشم خروس
اباژنده پیلون و رامشگران              زمین شد بهشت از کران تا کران
چه آواز نای و چه آواز چنگ            خروشید بوق و آوای زنگ
همه شهر ز آوای هندی درای           ز نالیدن بربط  و چنگ و نای
تو گفتی در و بام رامشگر است          زمانه به آرایش دیگر است
همه شب پیلان پر از کوس و نای       در و دشت پر بانگ نغمه سرای

در این جشن، نام چندین ساز آمده که برخی از آن­ها چون :

«بوق»، «درای هند»، «کوس»، «زنگ» و «نای رویین» ... ویژه ی جنگ و حرکت سپاهیان است و برخی چون «چنگ»، «بربط»، «نای» ویژه ی رامشگران.

در زادن رستم جهان پهلوان ... و آمدن سام به دیدار رستم نیز از رامش خبری هست. و در آن :

همی خورد هر کس به آوای رود        همی گفت هر کس به شادی سرود

یکی دیگر از آلات موسیقی جنگ نیز جامی بوده است که بر آن مهره می­زده­اند و چنین پیداست که آواز آن بسیار دور رَوَنده بوده است :

بزد مهره در جام، بر پشت پیل           وز او پر شد آواز، تا چند میل [2]

در داستان «هفت خوان رستم» که از افسانه­های خیالی شاهنامه در خوان چهارم است، هنگام روبرو شدن با زن جادو از «تنبور» و «رود» یاد می­شود :

ابا می، یکی نغز تنبور بود          بیابان چنان خانه ی سور بود
تهمتهن مر آن را به بر درگرفت     بزد رود و گفتارها برگرفت

همچنین در داستان «بیژن و منیژه» سخن از گروه زیادی از رامشگران است :
در آن خانه سیسد پرستنده، رامشگر، خنیاگر و خدمتکار بودند. اما به هر صورت این خود اشاره به دسته ی ارکستر بزرگی می­کند که تعداد آنان هر چه بود در خور نگرش است.

از شاهنامه چنین پیداست که «کرنای»  یا «نای» بسیار بلند که در آن می­دمند و هنوز در نقاره خانه­ها و در تعزیه­ها هنگام جنگ نواخته می­شود، در دورانی پیش از جمشید یعنی دوران «تهمورث»[3] پیدا شده است :

ز بس های و هوی و جرنگ و درای      به  کردار  تهمورثی کرنای

در دوران «نوذر» که به زبان اوستایی «نئوتر» خوانده می­شود و آن اشاره به فرمانروایی نژاد «مانوش» (مانوش چیترَ یا منوچهر) دارد که حکومت مرکزی ایران را در دست گرفتند، یکبار اشاره به «رود» و «رامشگر» می­شود (منظور از «رود»، چیزی است که امروزه با واژه ی «ساز» می­شناسیم)

به درگه یکی بزمگه ساختند        یکی هفته با رود و مــَی باختند

در بخش دیگری از شاهنامه در جایی که «رستم» به فرمان «زال» برای آوردن «کی­قباد» به البرز کوه می­رود و این روزگار پیرامون چهارهزار سال پیش و آغاز دوره ی پهلوانی در تاریخ ایران است، در نخستین دیدار رستم و کیقباد باز سخن از «سرود» و «خنیاگری» است :

برآمد خروش از دل زیر و بم          فراوان شده شادی، اندوه کم
نشستند خوبان بربط نواز               یکی عود سوز و یکی عود ساز
سراینده ای این سخن ساز کرد        دف و چنگ و نی را هم آواز کرد
که امروز روزی است با فر و داد      که رستم نشسته است با کیقباد
به شادی زمانی برآریم کام              ز جمشید گوییم و نوشیم جام

در شاهنامه از سازهای دیگری نیز نام برده شده :

برآمد خروشیدن گاو دم         دم نای سرغین و روئینه خم

که در این شعر، «نای سرغین» و «گاو دم» سازهای بادی، و «خم رویین»(خم فلزی) نیز آلتی طبل مانند بوده است که با نواختن دست یا ضربه­های جسم دیگر از آن بانگ بلند می­شده، «تبیره» نوعی طبل است که از دیگر آلات موسیقی­ای بوده که در جنگ استفاده می­شده :

تبیره زنان پیش بردند پیل       برآمد یکی گرد چون کوه نیل


^[1] ایرانیان برای هر روزی از ماه نامی داشتند و روز نخست ماه «هرمز» روز یا «اورمزد» روز بود، «هرمز فرودین» یعنی یکم فروردین ماه
^ [2] میل واحد اندازه گیری بیابان واژه ای ایرانی ایت که در انگلستان بصورت مایل و در فرانسه نیل خوانده می شود.
^ [3] دوران تهمورث یک دوره پیش از دوره ی تابندگی زندگی آریاییان یعنی زمان برگرفتن اسلحه، رام کردن اسب، پیدای خط و دین و پیروزی بر نیروهای زیانکار طبیعت است.

page-divider-057.gif


http://up3.iranblog.com/images/00942321451048328398.gif

99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.