userinfo close

  ,

هفت قدم تا تو


haftclub

تاسیس: 10 شهریور 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: اهورا فره وشی - معاونان
卍 آمدن تازیان و میهن فروشان به این رویه بازداشته است 卍 این باشگاه برای ایران دوستان میباشد و از هی ادامه »
卍 آمدن تازیان و میهن فروشان به این رویه بازداشته است 卍

این باشگاه برای ایران دوستان میباشد و از هیچ گونه پان و پانیسمی پشتیبانی نکرده و با آن برخورد خواهیم کرد.

((خویشکاری ما آگاه کردن شماست ، شما سرپرست آهنگ خود هستید))


((این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود))

اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22


نکوهش و پیشنهادات در جستار بنیاد نامه گسیل شود.

((ما سرپرست نوشته دیگران نیستیم ))

پاینده ایران
 
نیلپــــر  , nilooali
نیلپــــر - 17:07 1390/11/21

سرگذشت موسیقی

واژه­ی «موسیقی»، یا «موزیک» که گاهی در ادبیات فارسی از آن با «موسیقار»[1] نیز یاد شده است واژه­ای یونانی است، که پس از ترجمه­ی کتاب­های علمی یونانی به زبان عربی، در این زبان داخل شد، و چون بیشتر نویسندگان این کتاب­ها ایرانی بودند، البته در زبان فارسی هم گاهی به همان­گونه به کار گرفته می­شد. تا آنکه امروز هم آن را به رسمیت شناخته­اند و در نوشته­ها و گفتارها به کار می­برند.

این واژه از ریشه­ی لاتین «Musa» گرفته شده است که فرشته­ی هنر و دانش و الهه­ی نغمه و سرود است.

ریشه­ی واژه­ی ایرانی موسیقی

چنانکه گفته شد واژه­ی موسیقی در کتاب­های علمی یا کتاب­هایی که ترجمه­ی کتاب­های یونانی بود، به کار می­رفت، اما در دیگر دفترها این نام به کار گرفته نمی­شد و در کتاب­های دوره­ی اول پس از اسلام معادل ایرانی آن بیشتر از نام موسیقی به چشم می­خورد، تا آنکه امروز این معادل فراموش شده و یکجا جای خویش را به «موسیقی» داده است.
از موسیقیدان در ادب فارسی دری، با نام «رامشگر» یا «خنیاگر» یاد شده است. «رامشگر» از دو بهر «رامش» و پسوند «گر» ساخته شده است.[2]
رامش به معنی خوشی، خوشحالی، خوشبختی [3] آمده است و ایرانیان، گذران زندگی را به رامش، از جمله فرایض دینی می­شمردند.
«خنیاگر» در زبان پهلوی «هونیاک کر» و با تخفیف «هونیاکر» بوده است،و آن نیز از یک ریشه و پسوند «گر» ساخته شده است. ریشه­ی آن «هونیاک» نیز خود دارای دو بخش است. بهر نخست آن «هو»، همان است که در واژه­ی «هومن» به معنای «اندیشه­ی نیک» هنوز به همان صورت در واژه به جای مانده و با تبدیل «هـ» به «خـ» که در زبان­شناسی مورد تحقیقی قرار گرفته از آن واژه­ی «خوب» امروز ساخته شده است.
دیگر بخش، «نیاک» است، که دگرگون شده­ی واژه­ی «نواک» [4] است که امروز «نوا» خوانده می­شود. زیرا که بسیاری از واژه­ها که به «ک» پیش از حرف صدادار پایان می­پذیرفته­اند به مرور از پهلوی به فارسی دری «ک» خود را از دست داده­اند، مانند «داناک»(= دانا)، «رواک»(= روا)[5] «پرستوک»(= پرستو) و ... و از آن میان فقط دو واژه­ی «خوراک» و «پوشاک» به همان صورت نخستین باقی مانده است.
پس روی هم رفته «خنیاگر» یا «هونیاک» یا «خنیا» به معنی «آواز خوب» یا «نوای خوش» است و این همان است که فردوسی بزرگوار ما در مقدمه­ی داستان کاووس و مازندران  در آمدن رامشگر چیره­دست و خواندن سرود مازندرانی، در یک بیت گفته است :

چنین گفت : کز شهر مازندران           یکی خوش نوازم ز رامشگران


بن نوشت :

زمینه شناخت موسیقی ایرانی - فریدون جنیدی


پانوشت­ها :

^ [1] موسیقار نام سازی نیز بوده است :

خه خه ای موسیچه­ی موسی صفت          خیز و موسیقار زن در معرفت
(عطار نیشابوری)

اگر موسی نیَم موسیچه هستم         درون سینه موسیقار دارم
(مولوی)

^ [2] پسوند «گر» نشان دهنده­ی مشاغل است، همچون «درگر»(= نجار)، «دیوارگر»(= بنا)، آهنگر، مسگر، زرگر، بازیگر و ... که در اصل پهلوی به صورت «کر» تلفظ می­شده است.
^ [3] فرهنگ پهلوی ص 279.
^ [4] تغییر شکل «و» به «ی» در این واژه باز هم نظیر دارد. چون «ایوَک» به پهلوی کهن که به «یَک» پهلوی ساسانی و فارسی دری تبدیل شده و نیز«اِوَپ» پهلوی کهن به «ایاپ» پهلوی ساسانی و «یا» در زبان فارسی دری دگرگون شده است.
^ [5] اثر حرف «ک» در این واژه هنوز در یک مورد برجای مانده و آن واژه­ی «رواق» مسجد است یا «کلاغ» و «قلاغ»(در لهجه­ی تهرانی) که در آن «ک» به «ق» تبدیل شده. یا «وک» پهلوی و مازندرانی به «وق» دامغانی به معنی وزغ یا قورباغه.

page-divider-057.gif


http://up3.iranblog.com/images/00942321451048328398.gif

99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.