عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
3 خرداد 1391 | |
|
2
|
2 خرداد 1391 | |
|
3
|
2 خرداد 1391 | |
|
4
|
2 خرداد 1391 | |
|
5
|
2 خرداد 1391 | |
|
6
|
2 خرداد 1391 | |
|
7
|
2 خرداد 1391 | |
|
8
|
1 خرداد 1391 | |
|
9
|
30 اردیبهشت 1391 | |
|
10
|
29 اردیبهشت 1391 |
رز سپیتا - 00:14 1390/09/13
جوان دلباخته
جوانی نزد شیوانا رفت و گفت: «مدتی است دلبسته دختری شده ام اما از آن جایی که هنوز به حقیقت این عشق، ایمان کامل ندارم به او نزدیک نشده ام اما از یک نکته هراس دارم و آن این است که آن دختر همین رفتاری که بامن دارد با دیگری هم داشته باشد، همین نگاه ها، همین لبخندها و...! ای بزرگ تو بگو چگونه می توانم به این هراس پاسخی قانع کننده بدهم؟ وچگونه می توانم باور کنم که او جفت من است یا اینکه ...؟»
شیوانا بعد از اندکی تامل در پاسخ گفت:
«آنکس را که دوست دارید آزاد بگذارید...اگر متعلق به تو باشد به پیش تو بازمی گردد... وگرنه از اول هم برای تو نبوده است...»
99
کامنت بنویسید...


