عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
17 بهمن 1387 | |
|
2
|
16 مرداد 1385 | |
|
3
|
13 مرداد 1385 | |
|
4
|
5 تیر 1385 | |
|
5
|
19 فروردین 1385 | |
|
6
|
25 اسفند 1384 |
محسن ت - 08:30 1384/12/25
نام های گیلکی
نظر شما راجع به این اسامی چیست؟ آرنگ(نام کوهی در اشکِوَرات)، افرا( از درختان جنگلی)، پاموج( راهپیما، همپا)، پوردیل(آدم با دل و جرات)، جیمرو(سرخ رو، آتشینرخ)، داره( داس مخصوص دروی برنج)، دامون(جنگل) و...که از جمله نامهای گیلانی برای پسرهاست و یا نامهایی مانند گیل(قوم گیل)، گیلداد(اسم تاریخی)، لیما(اسم کوهی در منطقه تنکابن)، نسپر(از انواع پرندگان جنگلی خوش آواز)، اَرسو(اشک غم یا شادی)، نینای(عروسک) و ...
به طور کلی نام های گیلانی را می توان به پنج دسته متمایز تقسیم نمود:
نامهای مذهبی و تاریخی
گیلانیان در بسیاری از موارد تاکید بسیاری بر این موضوع داشتهاند که نام فرزندان آنها باید نام پیامبر، امامان و معصومین باشد، زیرا براین عقیده بودهاند که امامی که اسمش را روی بچه گذاشتهاند ، روز قیامت شفیعش میشود: محمد، حسن، حسین، فاطمه، معصومه و...
همچنین ممکن بود که برای تولد فرزند خود دست به دامان امامزادهای شوند و نذر کنند که در صورتی که فرزند آنان پسر شد نام آن امامزاده را روی فرزند خود بگذارند و یا اگر فرزند آنها دختر بود او را گدای آن امامزاده بدانند و به همین جهت نام هایی نظیر گداعلی، گداخانم و... نامهایی بودند که بر فرزندان خود میگذاشتند و نذر میکردند که اگر فرزند آنها سالم به دنیا آمد بر او لباس گدایی بپوشانند و او را وادار به گدایی کنند و پولی را که از این راه جمع کردهاند هدیه به آن امامزاده کنند.
همچنین نام بعضی از پادشاهان و شخصیتهای علمی فرهنگی و هنری که از این دسته میتوان نامهایی نظیر تیتیپری (دختر قرامحمدچپک، همسر خاناحمد لاهیجی)، کوشیار(دانشمند مشهور گیلک)، گیلداد (نام تاریخی)، موتا(سردار باستانی گیلان) ورنا(نام باستانی و کهن گیلانی) و شراگیم(اسم تاریخی) را نام برد.
نامهایی که نمود طبیعی هستند
این گونه نامها در هر فرهنگ و گویشی وجود دارند و عناصر طبیعی موجود در آن منطقه را در بر میگیرد از جمله نام گلها و گیاهانی که از هر لحاظ مورد توجه بوده، حتی جانوران و موجوداتی که از نظر قدرت مثال زدنی بودند و نه به این منظور که نام حیوانی را بر انسان بگذارند بلکه منظور نسبت دادن آن صفت بارز به شخص است، به عنوان مثال نام اسد در فارسی.
در هر صورت در این نوع از نامگذاری ذوق و سلیقه نامگذارنده بیشتر موثر است. او می تواند به پیرامون خود دقیق شود و آن را جستجو کند.
نامهایی نظیر اوخان(پژواک)، ایجگره(فریاد)، تام(آرام و ساکت)، چیکا(نام پرندهایست)، دامون(جنگل)، توکالی(قله کوه) برای پسران و یالمند(تیرکمان، قوس و قزح)، هارای(گریه و فغان)، وارش(باران)، تیتی(شکوفه)، نینای(عروسک) برای دختران و بعضی نامهای مشترک میان دختران و پسران نام برد.
نام هایی که از مکانهای مختلف گرفته شده است
در این مورد میتوان از نام جاها به ویژه اگر کودک زاده همان جا باشد یا والدین، شهری را که در آن مکان ریشه داشته باشند بر کودک خود بنهند. نامهایی از قبیل گورج، میکال، شوئیل، گسکر، نیلو و...
نامهای ترکیبی
در مورد نام های ترکیبی بیش از هر چیز ابتکار گذارنده شرط است و خود میتواند با استفاده از ذوق و سلیقه خود و تسلط بر واژگان گیلکی و شناخت اجزای آن دست به گزینش نامی جدید بزند، بی آنکه به اصالت نام خدشه وارد آید. همچنین این نام را میتوان بر اساس حوادث و یا... که در زمان تولد مشاهده میشود انتخاب نمود. مثلا اگر دختربچهای در زمان شکوفه دادن درخت سیب به دنیا بیاید، نامش را سِبگول(گل سیب) میگذارند. یا نامهایی نظیر مَهتُوْ شب(شب مهتابی)، کاسآقا(پسر زاغ چشم)، سورخِجول( صورت گل انداخته) و...
دیگر کلمات و صفات
کلمات و صفاتی نظیر یاور(کمک)، نازبداشته(نازپرورده)،گولاز(افتخار ، مباهات)، فوتور(زبر و زرنگ) و...
در اینجا نیز چند نمونه از نامهای گیلانی را برای آشنایی بیشتر شما ذکر میکنم:
اسامی مشترک بین دختر و پسر
اَیاز(شبنم) / راپا(منتظر) / شوروم(مه صبح گاهی) / چیکا(نام پرنده) / آموج(آموخته، خوگرفته) / قاینا(قانع، متقاعد) / لیما(اسم کوهی در حوزه تنکابن) / ورف(برف) / گیلهوا(باد شمال شرقی) / ونی(بلندترین قله فومنات) / ماز(نام کوهی میان گیلان و مازندران) / سورخِ جول(صورت گل انداخته) / گولاز(افتخار و مباهات) / فوتور(زبر و زرنگ، آتشپاره) / فوتیربلا(زبر و زرنگ،آتشپاره) / شیلان(اطعام و انفاق عامه مردم به شکرانه سلامتی و همچنین وسعت و گشایش رزق و روزی) / شوکا(برزه، نام کوچکترین گوزن ایران که در جنگلهای گیلان زندگی میکند)
اسامی دختران
یالمند( تیرکمان، قوس و قزح) / آییل(پری شاهرخ، نوعی پرنده) / هارای(گریه ،فغان) / ووشه(خوشه) / وارش(باران) / پامچال(نوعی گل) / تال(نیلوفر وحشی) / گِئشه(عروس، عروسک) / تیتی(شکوفه) / ناجه(آرزو) / نیلو(اسم مکان در اشکورات) / نینای(عروسک) / اَرسو( اشک غم و شادی) / الیزه( اسم محلی در رودبار) / آمولای(پروانه) / برفانک(پرندهای از انواع سهره) / بیبی(کرم ابریشم) / پاپلی(پروانه) / پرزه(آهو) / ترمی(مه) / تلایه(صبح خیلی زود) / چولی(چکاوک) / روجا(ستاره) / ساره(ستاره) / سیتکا(مرغ مینا) / شامار( ملکه، بهترین مادر) / لیرو(گلی زرد رنگ با ساقه بلند و بسیار معطر) / ماسو(روشنایی ماه) / ملیجه(گنجشک) / رزِ ووشه(خوشه انگور) / ایسپیلی( گیاه گلدار آدونتیس تابستانه) / مهتو شب(شب مهتابی) / گولصفا(گل لالهعباسی) / گولتره(نیلوفر صحرایی) / کاسخانم( دختری که چشمان زاغ(آبی) دارد) / نازبداشته(ناز پرورده) / مستوره(نمونه) / کاسی(از اسامی دخترانه روستایی و به معنی چشم زاغ) / کاسگول(از دیگر نامهای محلی گیاه سوتهواش است که از گلهای وحشی صحرایی به حساب میآید و به نام گل استکانی در منازل میکارند) / مریمبانو(گوشماهی یا صدفهای به رشته در آورده و گردنبند شده) / پلهام(گل صورتی و سفید با مزه بادام تلخ و میوه سیاه) / سیلانی( پرندهای با سینه سفید و بالهای سیاه که از گنجشک بزرگتر است) / کِلِکا(دختر کوچک) / گیلِکور / کورهکا(دختر کوچک)
اسامی پسران
خوجیر( زیبا، خوب، جمیل) / اوخان(پژواک) / ایجگره(فریاد) / تام (آرام و ساکت) / توکالی(قله کوه) / دامون(جنگل) / شراگیم(اسم تاریخی) / گیلداد(اسم تاریخی) / موتا(از سرداران باستانی) / نسپر( از انواع پرندگان جنگلی خوش آواز) / نومود( برازنده، در خور) / نیما( کوهی در شمال، یوش مازندران) / ورنا( نام باستانی و کهن) / والای(تلاطم) / واشک( عقاب تالابی،ازپرندگان تابستانی) / نوبیل(از محلههای رشت) / کاسان(نام دهکدهای ست) / سراوان(نام روستایی ست) / گولعلی( از اسامی مذکر گیلانی) / ساجعلی(زلفعلی) / یاور (کمک) / گورج(نام مکان) / میکال( نام مکان) / شوئیل(نام مکان) / گسکر( نام مکان) / کیسوم(نام محل) / لیسار( از رودهای گیلان است در شمال گرگانرود جاری است) / گیلانشا(مرغ باران که چون آوا سر دهد باران نازل خواهد شد.) / اسفار(اسپار، شکل محلی خزری میانه اسوار است، وی پسر شیرویه و یکی از رهبران نطامی دیلمی است) / امینای( نام یکی از شاعران گیلانی، امینای رودسری) / کیاملک( از مقتدرترین امرای سلسله هزاراسبی اشکوری بود) / کوشیار( ریاضیدان و اختر شناس برجسته و نامدار گیلانی) / وَهرَز( نام یکی از بزرگان گیلانی) / گیلک( اهل گیلان)
نویسنده: سحر اخوان (http://abstract.blogfa.com )
به نقل از سایت www.varg.ir
به طور کلی نام های گیلانی را می توان به پنج دسته متمایز تقسیم نمود:
نامهای مذهبی و تاریخی
گیلانیان در بسیاری از موارد تاکید بسیاری بر این موضوع داشتهاند که نام فرزندان آنها باید نام پیامبر، امامان و معصومین باشد، زیرا براین عقیده بودهاند که امامی که اسمش را روی بچه گذاشتهاند ، روز قیامت شفیعش میشود: محمد، حسن، حسین، فاطمه، معصومه و...
همچنین ممکن بود که برای تولد فرزند خود دست به دامان امامزادهای شوند و نذر کنند که در صورتی که فرزند آنان پسر شد نام آن امامزاده را روی فرزند خود بگذارند و یا اگر فرزند آنها دختر بود او را گدای آن امامزاده بدانند و به همین جهت نام هایی نظیر گداعلی، گداخانم و... نامهایی بودند که بر فرزندان خود میگذاشتند و نذر میکردند که اگر فرزند آنها سالم به دنیا آمد بر او لباس گدایی بپوشانند و او را وادار به گدایی کنند و پولی را که از این راه جمع کردهاند هدیه به آن امامزاده کنند.
همچنین نام بعضی از پادشاهان و شخصیتهای علمی فرهنگی و هنری که از این دسته میتوان نامهایی نظیر تیتیپری (دختر قرامحمدچپک، همسر خاناحمد لاهیجی)، کوشیار(دانشمند مشهور گیلک)، گیلداد (نام تاریخی)، موتا(سردار باستانی گیلان) ورنا(نام باستانی و کهن گیلانی) و شراگیم(اسم تاریخی) را نام برد.
نامهایی که نمود طبیعی هستند
این گونه نامها در هر فرهنگ و گویشی وجود دارند و عناصر طبیعی موجود در آن منطقه را در بر میگیرد از جمله نام گلها و گیاهانی که از هر لحاظ مورد توجه بوده، حتی جانوران و موجوداتی که از نظر قدرت مثال زدنی بودند و نه به این منظور که نام حیوانی را بر انسان بگذارند بلکه منظور نسبت دادن آن صفت بارز به شخص است، به عنوان مثال نام اسد در فارسی.
در هر صورت در این نوع از نامگذاری ذوق و سلیقه نامگذارنده بیشتر موثر است. او می تواند به پیرامون خود دقیق شود و آن را جستجو کند.
نامهایی نظیر اوخان(پژواک)، ایجگره(فریاد)، تام(آرام و ساکت)، چیکا(نام پرندهایست)، دامون(جنگل)، توکالی(قله کوه) برای پسران و یالمند(تیرکمان، قوس و قزح)، هارای(گریه و فغان)، وارش(باران)، تیتی(شکوفه)، نینای(عروسک) برای دختران و بعضی نامهای مشترک میان دختران و پسران نام برد.
نام هایی که از مکانهای مختلف گرفته شده است
در این مورد میتوان از نام جاها به ویژه اگر کودک زاده همان جا باشد یا والدین، شهری را که در آن مکان ریشه داشته باشند بر کودک خود بنهند. نامهایی از قبیل گورج، میکال، شوئیل، گسکر، نیلو و...
نامهای ترکیبی
در مورد نام های ترکیبی بیش از هر چیز ابتکار گذارنده شرط است و خود میتواند با استفاده از ذوق و سلیقه خود و تسلط بر واژگان گیلکی و شناخت اجزای آن دست به گزینش نامی جدید بزند، بی آنکه به اصالت نام خدشه وارد آید. همچنین این نام را میتوان بر اساس حوادث و یا... که در زمان تولد مشاهده میشود انتخاب نمود. مثلا اگر دختربچهای در زمان شکوفه دادن درخت سیب به دنیا بیاید، نامش را سِبگول(گل سیب) میگذارند. یا نامهایی نظیر مَهتُوْ شب(شب مهتابی)، کاسآقا(پسر زاغ چشم)، سورخِجول( صورت گل انداخته) و...
دیگر کلمات و صفات
کلمات و صفاتی نظیر یاور(کمک)، نازبداشته(نازپرورده)،گولاز(افتخار ، مباهات)، فوتور(زبر و زرنگ) و...
در اینجا نیز چند نمونه از نامهای گیلانی را برای آشنایی بیشتر شما ذکر میکنم:
اسامی مشترک بین دختر و پسر
اَیاز(شبنم) / راپا(منتظر) / شوروم(مه صبح گاهی) / چیکا(نام پرنده) / آموج(آموخته، خوگرفته) / قاینا(قانع، متقاعد) / لیما(اسم کوهی در حوزه تنکابن) / ورف(برف) / گیلهوا(باد شمال شرقی) / ونی(بلندترین قله فومنات) / ماز(نام کوهی میان گیلان و مازندران) / سورخِ جول(صورت گل انداخته) / گولاز(افتخار و مباهات) / فوتور(زبر و زرنگ، آتشپاره) / فوتیربلا(زبر و زرنگ،آتشپاره) / شیلان(اطعام و انفاق عامه مردم به شکرانه سلامتی و همچنین وسعت و گشایش رزق و روزی) / شوکا(برزه، نام کوچکترین گوزن ایران که در جنگلهای گیلان زندگی میکند)
اسامی دختران
یالمند( تیرکمان، قوس و قزح) / آییل(پری شاهرخ، نوعی پرنده) / هارای(گریه ،فغان) / ووشه(خوشه) / وارش(باران) / پامچال(نوعی گل) / تال(نیلوفر وحشی) / گِئشه(عروس، عروسک) / تیتی(شکوفه) / ناجه(آرزو) / نیلو(اسم مکان در اشکورات) / نینای(عروسک) / اَرسو( اشک غم و شادی) / الیزه( اسم محلی در رودبار) / آمولای(پروانه) / برفانک(پرندهای از انواع سهره) / بیبی(کرم ابریشم) / پاپلی(پروانه) / پرزه(آهو) / ترمی(مه) / تلایه(صبح خیلی زود) / چولی(چکاوک) / روجا(ستاره) / ساره(ستاره) / سیتکا(مرغ مینا) / شامار( ملکه، بهترین مادر) / لیرو(گلی زرد رنگ با ساقه بلند و بسیار معطر) / ماسو(روشنایی ماه) / ملیجه(گنجشک) / رزِ ووشه(خوشه انگور) / ایسپیلی( گیاه گلدار آدونتیس تابستانه) / مهتو شب(شب مهتابی) / گولصفا(گل لالهعباسی) / گولتره(نیلوفر صحرایی) / کاسخانم( دختری که چشمان زاغ(آبی) دارد) / نازبداشته(ناز پرورده) / مستوره(نمونه) / کاسی(از اسامی دخترانه روستایی و به معنی چشم زاغ) / کاسگول(از دیگر نامهای محلی گیاه سوتهواش است که از گلهای وحشی صحرایی به حساب میآید و به نام گل استکانی در منازل میکارند) / مریمبانو(گوشماهی یا صدفهای به رشته در آورده و گردنبند شده) / پلهام(گل صورتی و سفید با مزه بادام تلخ و میوه سیاه) / سیلانی( پرندهای با سینه سفید و بالهای سیاه که از گنجشک بزرگتر است) / کِلِکا(دختر کوچک) / گیلِکور / کورهکا(دختر کوچک)
اسامی پسران
خوجیر( زیبا، خوب، جمیل) / اوخان(پژواک) / ایجگره(فریاد) / تام (آرام و ساکت) / توکالی(قله کوه) / دامون(جنگل) / شراگیم(اسم تاریخی) / گیلداد(اسم تاریخی) / موتا(از سرداران باستانی) / نسپر( از انواع پرندگان جنگلی خوش آواز) / نومود( برازنده، در خور) / نیما( کوهی در شمال، یوش مازندران) / ورنا( نام باستانی و کهن) / والای(تلاطم) / واشک( عقاب تالابی،ازپرندگان تابستانی) / نوبیل(از محلههای رشت) / کاسان(نام دهکدهای ست) / سراوان(نام روستایی ست) / گولعلی( از اسامی مذکر گیلانی) / ساجعلی(زلفعلی) / یاور (کمک) / گورج(نام مکان) / میکال( نام مکان) / شوئیل(نام مکان) / گسکر( نام مکان) / کیسوم(نام محل) / لیسار( از رودهای گیلان است در شمال گرگانرود جاری است) / گیلانشا(مرغ باران که چون آوا سر دهد باران نازل خواهد شد.) / اسفار(اسپار، شکل محلی خزری میانه اسوار است، وی پسر شیرویه و یکی از رهبران نطامی دیلمی است) / امینای( نام یکی از شاعران گیلانی، امینای رودسری) / کیاملک( از مقتدرترین امرای سلسله هزاراسبی اشکوری بود) / کوشیار( ریاضیدان و اختر شناس برجسته و نامدار گیلانی) / وَهرَز( نام یکی از بزرگان گیلانی) / گیلک( اهل گیلان)
نویسنده: سحر اخوان (http://abstract.blogfa.com )
به نقل از سایت www.varg.ir
99



