عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
3 دی 1390 | |
|
2
|
20 شهریور 1390 | |
|
3
|
2 شهریور 1390 | |
|
4
|
25 مرداد 1390 | |
|
5
|
24 مرداد 1390 | |
|
6
|
19 مرداد 1390 | |
|
7
|
10 مرداد 1390 | |
|
8
|
8 مرداد 1390 | |
|
9
|
19 تیر 1390 | |
|
10
|
15 تیر 1390 |
انسان از زبان قرآن مجید
|
خدا مىخواهد تا بارتان را سبك گرداند و [مىداند كه] انسان ناتوان آفریده شده است |
|
و چون انسان را آسیبى رسد ما را به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده مىخواند و چون گرفتاریش را برطرف كنیم چنان مىرود كه گویى ما را براى گرفتاریى كه به او رسیده نخوانده است این گونه براى اسرافكاران آنچه انجام مىدادند زینت داده شده است |
|
و چون مردم را پس از آسیبى كه به ایشان رسیده است رحمتى بچشانیم بناگاه آنان را در آیات ما نیرنگى است بگو نیرنگ خدا سریعتر است در حقیقت فرستادگان [=فرشتگان] ما آنچه نیرنگ مىكنید مىنویسند |
|
و اگر از جانب خود رحمتى به انسان بچشانیم سپس آن را از وى سلب كنیم قطعا نومید و ناسپاس خواهد بود |
|
و اگر پس از محنتى كه به او رسیده نعمتى به او بچشانیم حتما خواهد گفت گرفتاریها از من دور شد بىگمان او شادمان و فخرفروش است |
|
و از هر چه از او خواستید به شما عطا كرد و اگر نعمتخدا را شماره كنید نمىتوانید آن را به شمار درآورید قطعا انسان ستمپیشه ناسپاس است |
|
و انسان [همان گونه كه] خیر را فرا مىخواند [پیشامد] بد را مىخواند و انسان همواره شتابزده است |
|
و چون به انسان نعمت ارزانى داریم روى مىگرداند و پهلو تهى مىكند و چون آسیبى به وى رسد نومید مىگردد |
|
بگو اگر شما مالك گنجینههاى رحمت پروردگارم بودید باز هم از بیم خرج كردن قطعا امساك مىورزیدید و انسان همواره بخیل است |
|
انسان از شتاب آفریده شده است به زودى آیاتم را به شما نشان مىدهم پس [عذاب را] به شتاب از من مخواهید |
|
و اوست كه شما را زندگى بخشید سپس شما را مىمیراند و باز زندگى [نو] مى دهد حقا كه انسان سخت ناسپاس است |
|
و چون مردم را رحمتى بچشانیم بدان شاد مىگردند و چون به [سزاى] آنچه دستاورد گذشته آنان است صدمهاى به ایشان برسد بناگاه نومید مىشوند |
|
و چون به انسان آسیبى رسد پروردگارش را در حالى كه به سوى او بازگشتكننده است مىخواند سپس چون او را از جانب خود نعمتى عطا كند آن [مصیبتى] را كه در رفع آن پیشتر به درگاه او دعا مىكرد فراموش مىنماید و براى خدا همتایانى قرار مىدهد تا [خود و دیگران را] از راه او گمراه گرداند بگو به كفرت اندكى برخوردار شو كه تو از اهل آتشى (8) |
|
و چون انسان را آسیبى رسد ما را فرا مىخواند سپس چون نعمتى از جانب خود به او عطا كنیم مىگوید تنها آن را به دانش خود یافتهام نه چنان استبلكه آن آزمایشى است ولى بیشترشان نمىدانند |
|
خدا [همان] كسى است كه شب را براى شما پدید آورد تا در آن آرام گیرید و روز را روشنىبخش [قرار داد] آرى خدا بر مردم بسیار صاحبتفضل است ولى بیشتر مردم سپاس نمىدارند |
|
انسان از دعاى خیر خسته نمىشود و چون آسیبى به او رسد مایوس [و] نومید مىگردد |
|
و چون انسان را نعمت بخشیم روى برتابد و خود را كنار كشد و چون آسیبى بدو رسد دست به دعاى فراوان بردارد |
|
پس اگر روى برتابند ما تو را بر آنان نگهبان نفرستادهایم بر عهده تو جز رسانیدن [پیام] نیست و ما چون رحمتى از جانب خود به انسان بچشانیم بدان شاد و سرمست گردد و چون به [سزاى] دستاورد پیشین آنها به آنان بدى رسد انسان ناسپاسى مىكند |
|
و انسان را [نسبت] به پدر و مادرش به احسان سفارش كردیم مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنیا آورد و باربرداشتن و از شیرگرفتن او سى ماه است تا آنگاه كه به رشد كامل خود برسد و به چهل سال برسد مىگوید پروردگارا بر دلم بیفكن تا نعمتى را كه به من و به پدر و مادرم ارزانى داشتهاى سپاس گویم و كار شایستهاى انجام دهم كه آن را خوش دارى و فرزندانم را برایم شایسته گردان در حقیقت من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمانپذیرانم |
|
و ما انسان را آفریدهایم و مىدانیم كه نفس او چه وسوسهاى به او مىكند و ما از شاهرگ [او] به او نزدیكتریم |
|
آنگاه كه دو [فرشته] دریافتكننده از راست و از چپ مراقب نشستهاند |
|
[آدمى] هیچ سخنى را به لفظ درنمىآورد مگر اینكه مراقبى آماده نزد او [آن را ضبط مىكند] |
|
انسان را از گل خشكیدهاى سفال مانند آفرید |
|
به راستى كه انسان سخت آزمند [و بىتاب] خلق شده است |
|
چون صدمهاى به او رسد عجز و لابه كند |
|
و چون خیرى به او رسد بخل ورزد |
|
بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است |
|
چنین نیست كه شما مىپندارید و دلایل معاد را كافى نمىدانید بلكه شما دنیاى زودگذر را دوست دارید و هوسرانى بىقید و شرط را |
|
و آخرت را رها مىكنید |
|
كشته باد انسان چه ناسپاس است |
|
لیكن [شما] زندگى دنیا را بر مىگزینید |
|
اما انسان هنگامى كه پروردگارش وى را مىآزماید و عزیزش مىدارد و نعمت فراوان به او مىدهد مىگوید پروردگارم مرا گرامى داشته است |
|
و اما چون وى را مىآزماید و روزىاش را بر او تنگ مىگرداند مىگوید پروردگارم مرا خوار كرده است |
|
ولى نه بلكه یتیم را نمىنوازید |
|
و بر خوراك[دادن] بینوا همدیگر را بر نمىانگیزید |
|
و میراث [ضعیفان] را چپاولگرانه مىخورید |
|
و مال را دوست دارید دوست داشتنى بسیار |
|
براستى كه انسان را در رنج آفریدهایم |
|
حقا كه انسان سركشى مىكند |
|
همین كه خود را بىنیاز پندارد |
|
كه انسان نسبت به پروردگارش سخت ناسپاس است |
|
و او خود بر این [امر] نیك گواه است |
|
و راستى او سختشیفته مال است |
|
تفاخر به بیشترداشتن شما را غافل داشت |
|
تا كارتان [و پایتان] به گورستان رسید |
|
كه واقعا انسان دستخوش زیان است |


