userinfo close

  ,

قرآن کتاب دین من


ghoraan

تاسیس: 14 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: سید مهدی - معاونان
********************************************ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ ادامه »
********************************************ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ ***********************************************

*************************************این كتاب بی هیچ شك و تردید راهنمای پرهیزگاران است*****************************************
 
اصغر رحمتی پور , a_rahmatipoor
اصغر رحمتی پور - 11:59 1390/03/24

انسان از زبان قرآن مجید

خدا مى‏خواهد تا بارتان را سبك گرداند و [مى‏داند كه] انسان ناتوان آفریده شده است

و چون انسان را آسیبى رسد ما را به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده مى‏خواند و چون گرفتاریش را برطرف كنیم چنان مى‏رود كه گویى ما را براى گرفتاریى كه به او رسیده نخوانده است این گونه براى اسرافكاران آنچه انجام مى‏دادند زینت داده شده است

و چون مردم را پس از آسیبى كه به ایشان رسیده است رحمتى بچشانیم بناگاه آنان را در آیات ما نیرنگى است بگو نیرنگ خدا سریع‏تر است در حقیقت فرستادگان [=فرشتگان] ما آنچه نیرنگ مى‏كنید مى‏نویسند

و اگر از جانب خود رحمتى به انسان بچشانیم سپس آن را از وى سلب كنیم قطعا نومید و ناسپاس خواهد بود

و اگر پس از محنتى كه به او رسیده نعمتى به او بچشانیم حتما خواهد گفت گرفتاریها از من دور شد بى‏گمان او شادمان و فخرفروش است

و از هر چه از او خواستید به شما عطا كرد و اگر نعمت‏خدا را شماره كنید نمى‏توانید آن را به شمار درآورید قطعا انسان ستم‏پیشه ناسپاس است

و انسان [همان گونه كه] خیر را فرا مى‏خواند [پیشامد] بد را مى‏خواند و انسان همواره شتابزده است

و چون به انسان نعمت ارزانى داریم روى مى‏گرداند و پهلو تهى مى‏كند و چون آسیبى به وى رسد نومید مى‏گردد

بگو هر كس بر حسب ساختار [روانى و بدنى] خود عمل مى‏كند و پروردگار شما به هر كه راه‏یافته‏تر باشد داناتر است

بگو اگر شما مالك گنجینه‏هاى رحمت پروردگارم بودید باز هم از بیم خرج كردن قطعا امساك مى‏ورزیدید و انسان همواره بخیل است

انسان از شتاب آفریده شده است به زودى آیاتم را به شما نشان مى‏دهم پس [عذاب را] به شتاب از من مخواهید

و اوست كه شما را زندگى بخشید سپس شما را مى‏میراند و باز زندگى [نو] مى دهد حقا كه انسان سخت ناسپاس است

و چون مردم را رحمتى بچشانیم بدان شاد مى‏گردند و چون به [سزاى] آنچه دستاورد گذشته آنان است صدمه‏اى به ایشان برسد بناگاه نومید مى‏شوند

و چون به انسان آسیبى رسد پروردگارش را در حالى كه به سوى او بازگشت‏كننده است مى‏خواند سپس چون او را از جانب خود نعمتى عطا كند آن [مصیبتى] را كه در رفع آن پیشتر به درگاه او دعا مى‏كرد فراموش مى‏نماید و براى خدا همتایانى قرار مى‏دهد تا [خود و دیگران را] از راه او گمراه گرداند بگو به كفرت اندكى برخوردار شو كه تو از اهل آتشى (8)

و چون انسان را آسیبى رسد ما را فرا مى‏خواند سپس چون نعمتى از جانب خود به او عطا كنیم مى‏گوید تنها آن را به دانش خود یافته‏ام نه چنان است‏بلكه آن آزمایشى است ولى بیشترشان نمى‏دانند

خدا [همان] كسى است كه شب را براى شما پدید آورد تا در آن آرام گیرید و روز را روشنى‏بخش [قرار داد] آرى خدا بر مردم بسیار صاحب‏تفضل است ولى بیشتر مردم سپاس نمى‏دارند

انسان از دعاى خیر خسته نمى‏شود و چون آسیبى به او رسد مایوس [و] نومید مى‏گردد

و چون انسان را نعمت بخشیم روى برتابد و خود را كنار كشد و چون آسیبى بدو رسد دست به دعاى فراوان بردارد

پس اگر روى برتابند ما تو را بر آنان نگهبان نفرستاده‏ایم بر عهده تو جز رسانیدن [پیام] نیست و ما چون رحمتى از جانب خود به انسان بچشانیم بدان شاد و سرمست گردد و چون به [سزاى] دستاورد پیشین آنها به آنان بدى رسد انسان ناسپاسى مى‏كند

و انسان را [نسبت] به پدر و مادرش به احسان سفارش كردیم مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنیا آورد و باربرداشتن و از شیرگرفتن او سى ماه است تا آنگاه كه به رشد كامل خود برسد و به چهل سال برسد مى‏گوید پروردگارا بر دلم بیفكن تا نعمتى را كه به من و به پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى سپاس گویم و كار شایسته‏اى انجام دهم كه آن را خوش دارى و فرزندانم را برایم شایسته گردان در حقیقت من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمان‏پذیرانم

و ما انسان را آفریده‏ایم و مى‏دانیم كه نفس او چه وسوسه‏اى به او مى‏كند و ما از شاهرگ [او] به او نزدیكتریم

آنگاه كه دو [فرشته] دریافت‏كننده از راست و از چپ مراقب نشسته‏اند

[آدمى] هیچ سخنى را به لفظ درنمى‏آورد مگر اینكه مراقبى آماده نزد او [آن را ضبط مى‏كند]

انسان را از گل خشكیده‏اى سفال مانند آفرید

به راستى كه انسان سخت آزمند [و بى‏تاب] خلق شده است

چون صدمه‏اى به او رسد عجز و لابه كند

و چون خیرى به او رسد بخل ورزد

بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است

چنین نیست كه شما مى‏پندارید و دلایل معاد را كافى نمى‏دانید بلكه شما دنیاى زودگذر را دوست دارید و هوسرانى بى‏قید و شرط را

و آخرت را رها مى‏كنید

كشته باد انسان چه ناسپاس است

لیكن [شما] زندگى دنیا را بر مى‏گزینید

اما انسان هنگامى كه پروردگارش وى را مى‏آزماید و عزیزش مى‏دارد و نعمت فراوان به او مى‏دهد مى‏گوید پروردگارم مرا گرامى داشته است

و اما چون وى را مى‏آزماید و روزى‏اش را بر او تنگ مى‏گرداند مى‏گوید پروردگارم مرا خوار كرده است

ولى نه بلكه یتیم را نمى‏نوازید

و بر خوراك[دادن] بینوا همدیگر را بر نمى‏انگیزید

و میراث [ضعیفان] را چپاولگرانه مى‏خورید

و مال را دوست دارید دوست داشتنى بسیار

براستى كه انسان را در رنج آفریده‏ایم

حقا كه انسان سركشى مى‏كند

همین كه خود را بى‏نیاز پندارد

كه انسان نسبت به پروردگارش سخت ناسپاس است

و او خود بر این [امر] نیك گواه است

و راستى او سخت‏شیفته مال است

تفاخر به بیشترداشتن شما را غافل داشت

تا كارتان [و پایتان] به گورستان رسید

كه واقعا انسان دستخوش زیان است

99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.