عنوان مقاله
ایزد بانو - 00:45 1390/04/21
.♣.
یك عمر پایت سوختم ، قابل ندارد
دنبال من می گردی و حاصل ندارد
موجی كه عاشق می شود ساحل ندارد
باید ببندم كوله بار رفتنم را
مرغ مهاجر هیچ جا منزل ندارد
من خام بودم ، داغ دوری پخته ام كرد
یك عمر پایت سوختم ، قابل ندارد
من عاشقی كردم تو اما سرد گفتی
از برف اگر آدم بسازی دل ندارد
باشد ولم كن با خودم تنها بمانم
دیوانه با دیوانه ها مشكل ندارد
شاید به سرگردانی ام دنیا بخندد
موجی كه عاشق می شود ساحل ندارد
دنبال من می گردی و حاصل ندارد
موجی كه عاشق می شود ساحل ندارد
باید ببندم كوله بار رفتنم را
مرغ مهاجر هیچ جا منزل ندارد
من خام بودم ، داغ دوری پخته ام كرد
یك عمر پایت سوختم ، قابل ندارد
من عاشقی كردم تو اما سرد گفتی
از برف اگر آدم بسازی دل ندارد
باشد ولم كن با خودم تنها بمانم
دیوانه با دیوانه ها مشكل ندارد
شاید به سرگردانی ام دنیا بخندد
موجی كه عاشق می شود ساحل ندارد
99
کامنت بنویسید...


