مقالهعشق 16 خرداد 85 - 07:30 | |||
| |||
برخی می گویندعشق چون رودخانه ای است كه نی های نازك را در خود غرق می كند، برخی می گویند همچون تیغی است كه جانت را زهر می زند، عده ای می گویند چون گرسنگی نیازی دردناك و بی پایان است، اما من عقیده دارم كه عشق گل سرخی است بزرش در درون تو نهان شده است، فلبی كه از شكسته شدن می هراسد هرگز به نوای عشق به رقص در نخواهد آمد، رویایی كه از بیداری می هراسد هرگز فرصت بوجود آمدن نخواهد یافت، هر آن كس كه پروای رها شده در سودای عشق را ندارد هرگز آن را به كسی ارزانی نخواهد كرد، و جانی كه از مرگ در هراس باشد چگونه زیستن را نخواهد آموخت، پس در شبهای تنهایی و جاده های طولانی و بی انتهای زندگی، آن گاه كه می اندیشی عشق تنها سهم انسانهای خوشبخت و قدرتمند است، تنها به یاد آر كه در زمستان سرد در زیر برفهای سرد و منجمد، دانه ای نهفته كه گرمای عشق خورشیذ در بهاران آن را به گل سرخی مبدل خواهد ساخت، | |||
| |||









