عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
17 دی 1390 | |
|
2
|
17 دی 1390 | |
|
3
|
17 دی 1390 | |
|
4
|
22 آذر 1390 | |
|
5
|
22 آذر 1390 | |
|
6
|
22 آذر 1390 | |
|
7
|
22 آذر 1390 | |
|
8
|
1 آذر 1390 | |
|
9
|
20 آبان 1390 | |
|
10
|
19 آبان 1390 |
دلارام اتشی - 16:54 1390/07/27
عکس: دیدار با برادرِ میر حسین (میر عبدلله)
عکس: دیدار با برادرِ میر حسین (میر عبدلله)
امروز به کوچه درخونگاه رفتم، محله ای قدیمی در خیابان 15 خرداد، مغازه ای کوچک و محقر، روی شیشه کوچک نوشته است موسوی! پیرمردی لاغر اندام و قد بلند، با روحی آرام و دلی دریایی، پشت میز نشسته است، چند کیسه برنج طارم و صدری و آستانه، در انتهای مغازه است، در طبقات سمت چپ تعدادی بطری روغن و قوطی رب و کمپوت و قدری نخود و لوبیا و لپه و عدس و قند و شکر و دیگر هیچ!
او یک روز از دایی زاده اش ( رهبری) بزرگتر است! اما سه ماه تمام میزبان پسر دایی بوده اند، زمانی که او فراری بوده و در منزل عمه زاده مخفی می شده است، دوبار میر اسماعیل (پدرش) واسطه آزادی آقا سید علی شده است!
میر عبدالله از میر حسین خبری ندارد، می گوید: " اجازه ملاقات نمی دهند، اما فرزندانش که چند بار به ملاقات رفته اند، می گویند: حالشان خوب است"
جالب است مغازه برادر بزرگتر کسی که 8 سال رئیس دولت بوده و بیست و اندی سال بعد هم عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده است، این قدر محقر و فقیرانه
چطور ممکن است، کسی نخست وزیر باشد و محله او هیچ تغییری نکند و وضع برادرش چنین بی تغییر بماند!
99
کامنت بنویسید...


