عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
6 خرداد 1391 | |
|
2
|
12 اردیبهشت 1391 | |
|
3
|
5 اردیبهشت 1391 | |
|
4
|
5 اردیبهشت 1391 | |
|
5
|
23 فروردین 1391 | |
|
6
|
19 فروردین 1391 | |
|
7
|
24 اسفند 1390 | |
|
8
|
8 اسفند 1390 | |
|
9
|
7 اسفند 1390 | |
|
10
|
7 اسفند 1390 |
ریحانه صادق محمد قلی بیک - 08:38 1390/09/29
خانه های امن زنان در سوئد
از دهة 1970 به بعد و در پی تلاش پیگیر زنان در اعتراض به اِعمال خشونتهای روحی و جسمی بر زنان، پایه و اساس خانههای امن زنان ریخته شد. تأسیس خانههای امن و توجه به زنانی كه تحت خشونت شوهران، پدران یا برادرانشان قرار میگیرند و حمایتهای قانونی و مالی از آنها، در كشورهای اروپایی، بهویژه كشورهای اسكاندیناوی و ویژهتر از آن، سوئد بیش از سایر كشورها مورد توجه قرار گرفته است. برای آشنایی با فعالیت این خانهها، گفت وگویی با «الكساندره» از مشاوران یكی از خانههای امن دولتی زنان (مركز بحرانهای زنان) در استكهلم (سوئد) انجام دادهایم.
ـ خانههای امن در سوئد از چه سالی فعالیتشان را آغاز كردند؟
ـ خانهی زنان ما همچنین خانه زنان در گوتنبرگ از قدیمیترین خانههای زنان در سوئد هستند. ما از 1978 فعالیتمان را آغاز كردیم و اكنون بیش از 140 خانهی زنان در سراسر سوئد فعالیت دارند.
ـ وظیفهی شما در اینجا چیست؟
ـ من و همكار دیگرم مشاور این خانه هستیم و در دادن گزارش به پلیس، گرفتن وكیل برای زنان، و… راهنماییهای لازم را انجام میدهیم. ما روانشناس نیستیم ولی به دلیل تجربهای كه طی سالها كار بهدست آوردهایم، در ارائة مشاوره به زنان توانمند شدهایم. غیر از زنانی كه به خانة زنان مراجعه میكنند، هر روز بین ساعت 10 تا 30/12 مشاوره تلفنی هم میدهیم. بسیاری از زنان پیش از آمدن به اینجا تلفن میزنند و مشاوره میگیرند و وقتی هم میآیند، با آنها صحبت میكنیم تا ببینیم آیا به پناهگاه نیاز دارند یا مراقبتهای امنیتی.
ـ زنانی كه به خانههای امن پناه میآورند، چگونه زندگی میكنند؟
ـ زنان در این خانهها زندگی معمولی خود را دارند. خودشان خرید میكنند، غذا میپزند و كارهای روزمرهشان را خود انجام میدهند. در واقع سعیمان این است كه كه زنان احساس نكنند تحت نظر هستند. البته طبق قانون، سختگیریهایی انجام میشود كه ضروری است؛ مثلاً هیچ مردی حق ندارد وارد خانههای امن شود چون اینجا خانه زنان است و هیچكس اجازه ندارد در خانهی زنان از مواد مخدر و مشروبات الكلی استفاده كند.
ـ دلیل این محدودیتها چیست؟
ـ وجود بچه یكی از دلایل آن است. برخی از زنان، فرزندانشان را نیز با خود به خانه زنان میآورند، بنابراین باید احتیاطهای لازم را برای فرزندانشان بهعمل آورد. علاوه بر این زنی كه مورد خشونت قرار گرفته و به این خانه پناه میآورد، باید به صورت جمعی با دیگر زنان زندگی كند و به همین دلیل استفاده از مواد الكلی یا مخدر میتواند به جمع تسری پیدا كند.
ـ زنانی كه به خانه زنان مراجعه میكنند، حق خارج شدن از اینجا را دارند؟
ـ بله، مسئولیت زندگیشان با خودشان است و زندگی عادیشان را میكنند، اگر شاغل هستند سر كار خود میروند و مجدداً باز میگردند. ما نگهبانشان نیستیم، هیچكس را به زور نگه نمیداریم حتی شبها. تنها كاركنان اینجا برای پاسخ به مراجعهكنندگان باید بمانند؛ یعنی ثبتنامشان كنند، اتاق در اختیارشان قرار دهند. كلیهی سرویسهایی كه به زنان در این خانهها میدهیم داوطلبانه است، یعنی باید خود زنان بخواهند تا كاری برایشان انجام دهیم. ما تنها مراقب هستیم كه مثلاً پدر نتواند برود و از مهدكودك بچه را بردارد، در برخی موارد افرادی برای مراقبت، با زنان یا كودكان همراه میشوند.
ما همیشه زنان را تشویق میكنیم كه ابتدا به پلیس شكایت كنند تا ضرب و شتم اعمال شده بر آنها گزارش شود و حتا مورد عكسبرداری قرار بگیرد.
ـ چرا باید ابتدا به پلیس مراجعه كنند؟
ـ چون در همة موارد نمیتوانند به خانة زنان بیایند. مثلاً زنان به ما زنگ میزنند و گریه میكنند كه شوهرم مرا از خانه بیرون انداخته است، ما خیلی ناراحت میشویم اما نمیتوانیم او را به خانه پناه دهیم. چون مرد زنش را از خانه بیرون كرده و او را كتك نزده است تا بتوانیم زن را از ترس جانش پناه دهیم. اما اگر به پلیس مراجعه كند، او را بهجای خانة زنان، به «كمو» راهنمایی میكند تا به او خانه بدهند. از نظر قانونی ما زنانی را میتوانیم پناه دهیم كه یا خطر جانی تهدیدشان میكند، یا كتك خورده هستند یعنی در مواردی كه ماندن در خانه هم توهینآمیز است و هم خطرناك.
ـ استخدام رسمی هستید یا داوطلبانه كار میكنید؟
ـ برای كار كردن در اینجا لازم نیست كه جامعهشناس باشیم. كسانی كه در این خانهها كار میكنند باید فمینیست باشند یعنی كسی كه تقاضای كار در اینجا را كرده، باید به مسئلهی زنان علاقهمند و در جنبش زنان فعال باشد.
خانههای دولتی زنان خانههای رسمی است و همهی افرادی كه بهطور مستمر در آنجا كار میكنند حقوقبگیر دولت هستند. ما هم از كاركنان رسمی این خانه هستیم اما حدود 50 زن بهطور داوطلبانه با ما كار میكنند و هر كدام روزی دو بار در بخش كشیك حضور دارند. كشیك شب در خانههای زنان ضروری است زیرا زنان زیادی در نیمههای شب كه مورد خشونت قرار میگیرند به خانههای زنان مراجعه میكنند. علاوه بر این كشیك دستهجمعی هم داریم كه شامل زنان و دخترانی میشود كه میخواهند وكیل یا حقوقدان شوند. آنها یك روز در هفته به خانه زنان میآیند و بهطور رایگان مشاوره حقوقی میدهند. در كشیكهای شبانه، هفتهای یكبار ما كشیك دختران را داریم، یعنی دختران بین 20 تا 30 سال. این گروه به این دلیل به این خانهها برای كشیك میآیند كه با دخترانی كه مورد خشونت قرار میگیرند صحبت كنند چون دختران جوان معمولاً با همسن و سالهای خود راحتتر حرف میزنند.
ـ زنان تا چه مدت میتوانند در این خانه بمانند؟
ـ معمولاً باید مدت كوتاهی بمانند، چون اگر فرزند داشته باشند، حضور مادری كه كتك خورده در خانة زنان، تأثیر خوبی بر فرزند او ندارد. البته زنانی هستند كه حتا بیش از یك سال هم در خانة زنان ماندهاند ولی بهطور كلی، تلاش میكنیم كه مشكلاتشان حل شود و بتوانند به زندگی معمولی خود برگردند.
ـ برخورد شما با كسانی كه به خانهی زنان میآیند چگونه است؟
ـ ما ضمن ارائة مشاوره و تحلیل دلایل كتك خوردنشان، به هیچكدام اصرار نمیكنیم كه بمانند یا به خانه برگردند، در واقع در تصمیمگیری آنها دخالتی نداریم اما اگر بخواهند برگردند، به آنها میگوییم كه اگر تصمیم گرفتید دوباره برگردید، ما حمایتتان میكنیم.
ـ از چه سنی زنان را قبول میكنید؟
ـ بچههای زیر هیجده سال، نمیتوانند به اینجا مراجعه كنند. برای گروه سنی زیر هیجده سال بخشهای دیگری وجود دارد. اما برای سنین بالای هیجده سال ما مرز سنی نداریم، ولی بههرحال مثلاً یك خانم نود سالهای كه قادر به راه رفتن نیست، را نمیتوانیم بپذیریم.
ـ زنانی كه مراجعه میكنند، بیشتر از چه قشر و طبقهای هستند؟
فرقی نمیكند، از هر طبقهای به ما مراجعه میكنند.
ـ سؤالم را طور دیگری بیان میكنم. در ایران برای مثال، بسیاری از زنان خشونتهای اعمال شده بر خودشان را تحمل میكنند كه دلایل گوناگونی دارد، مانند فقدان خانهی امن زنان، یا نداشتن حق طلاق، نداشتن شغلی درآمدزا، ترس از دست دادن فرزند و… اما زنان در سوئد با چنین محدودیتهایی روبهرو نیستند، پس چرا اجازه میدهند كه مورد خشونت قرار بگیرند؟
ـ كاملاً درست میگویید، یك بخش قضیه به زنان بستگی دارد كه نباید بگذارند بر آنها خشونتی اعمال شود. اما گاه متوجه این مسئله نیستند، مردی كه زنش را میزند باید كنترل شود، یعنی اعمال قدرت و كنترل نسبت مستقیم با یكدیگر دارند. مرد پیش از اعمال خشونت جسمی، زمینه روانی آنرا فراهم میكند. یعنی زن ابتدا به لحاظ ذهنی نسبت به پذیرش یك رابطه تحمیل شده، آمادگی خود را نشان میدهد و بعد كتك میخورد. مثلاً زن و مردی در اولین ملاقاتها به هم علاقهمند میشوند، كمی كه رابطهشان عمیقتر میشود، مرد خودش زن را به محل كار میرساند و خودش دنبالش میآید، خب در نظر دیگران این نشاندهندهی علاقهی زیاد مرد به زن است اما در شكل واقعیتر یعنی شكلگیریِ تدریجیِ كنترل. از مهربانی زیاد آغاز میشود و سپس به كتك زدن میرسد، و از آنجایی كه مرد خیلی به او محبت كرده است، زن میداند كه دوستش دارد و صورت مسئله را اینطور تعریف میكند كه: چون مرد دوستش دارد در كتك زدن او، قصد بدی نداشته است و بنابراین سكوت میكند. بعد از این مرحله، انتقادها آغاز میشود: چرا این لباس را پوشیدی؟ چرا مدل موهایت را عوض كردهای؟ چرا اینطور غذا میخوری؟ چرا این جملات را میگویی؟ چرا دوستهایت فلان و بهمانند؟ چرا در را نمیبندی؟ چرا و چرا…، و سپس بهانههای گوناگون به كتك زدن میانجامد. مرد میتواند به هزار و یك روش زن را آمادة پذیرش خشونت بكند. در مواردی پیش آمده كه مرد، زن را شبی 4 یا 5 بار با سؤالهای احمقانه از خواب بیدار میكند و او را تحقیر میكند یا میزند و زن كه در مرحلهی كامل پذیرش است، برای حفظ آبرو هیچ نمیگوید، حتا برای كبودی دست یا صورتش هم دلایل دیگری میآورد. در واقع همهچیز در یك سیكل بسته جریان دارد. زن اول كتك میخورد، بعد مرد معذرت میخواهد، هدیه میخرد و دوباره كتك میزند، بهتدریج فاصلهی این رفتارها آنقدر كم میشود كه ممكن است مردی در یكروز چندبار زنش را كتك بزند.
ـ آدرس خانههای امن مخفی است؟
ـ ما آدرس مخفی نداریم، همه مردم میدانند كه این خانه، خانهی زنان است. طی این 20 سال فقط دوبار، دو مرد جرأت كردند كه به این خانه مراجعه كنند. در واقع اگر مردی به این خانه مراجعه كند، مردم محل متوجه میشوند كهآن مرد زنش را كتك زده است. مردی كه زنش را كتك میزند، بهقدری ضعیف و ترسوست كه اصلاً جرأت نمیكند بیاید و سرش را بالا بگیرد و به صراحت بگوید من كسی هستم كه زنم را كتك زدهام و حالا آمدهام درِ خانهی زنان. بنابراین ما نه نشانی مخفیای داریم و نه كسی را مخفی میكنیم، فقط مردها حق ورود به این خانه را ندارند و اگر كسی بیاید یا تلفن بزند و سراغ زنی را بگیرد ما اطلاعاتی به او نمیدهیم. مگر اینكه خود زن بخواهد.
ـ درصد زنانی كه به اینجا مراجعه میكنند چقدر است و آیا نسبت به سالهای قبل افزایش یافته یا كم شده؟
ـ پارسال چهل مورد به ما مراجعه كردند، اما متأسفانه امسال تا حالا كه هنوز سال تمام نشده است 56 نفر مراجعه كردهاند كه این نشان میدهد كه درصدشان بالا رفته است. البته آمار من در مورد همین خانه است و نه خانههای دیگر.
ـ شاید این خانه چون شناخته شده است، مراجعین بیشتری دارد.
ـ درست است. البته یكی از دلایل آن هم این است كه در این چند ساله راجع به خانههای امن زیاد در مطبوعات سوئد صحبت میشود. در مورد مسئلهی خشونت بر زنان هر روز نوشتهای در روزنامهها چاپ میشود و اطلاعات زیادی به مردم میدهند، به همین دلیل هم زنان بهتازگی برای مراجعه به این خانهها جرأت بیشتری پیدا كردهاند.
ـ آیا میتوانید در مورد خصوصیات زنهایی كه به اینجا مراجعه میكنند بیشتر توضیح دهید.
ـ زنها معمولاً تا آنجایی كه بتوانند خشونت را تحمل میكنند، در سوئد هم همینطور است. در واقع معمولاً وقتی خشونت بیش از اندازه زیاد میشود تحملش برای زنها مشكل میشود در نتیجه به این خانهها مراجعه میكنند. ما زنهایی داریم كه وقتی اینجا آمدهاند میگویند كه آنقدر خشونت بر آنها زیاد شده كه دیگر چیزی نمانده بود جانشان را ازدست بدهند. این زنها تمام مدت از ترس آبرو تحمل میكردند و به هیچكس نمیگفتند. اما زمانی كه به اینجا مراجعه میكنند در واقع هنگامی است كه دیگر تصمیم میگیرند مسئله را علنی كنند. آن وقت است كه دیگر راجع به مشكلشان بدون پردهپوشی حرف میزنند.
در چند سالهی اخیر بهخصوص دخترهای جوان خارجی پناهنده، خیلی به ما مراجعه میكنند، برای اینكه اختلاف فرهنگی در جامعهی سوئد و فرهنگ سنتی خانوادههایشان باعث میشود خیلی اذیت و آزار شوند. الان پدیدهی جدیدی كه برای ما در سوئد پیش آمده است در واقع همین دختران جوان خارجی هستند كه كتك میخورند و میترسند كه شوهرانشان آنها را مجبور به ترك سوئد كنند و به كشور خودشان برگردانند. این دختران جوان كه عمدتاً در سوئد بزرگ شدهاند، نمیخواهند به كشور مادریشان برگردند و این در واقع مسئلهی جدید و بغرنجی است كه ما با آن روبهرو هستیم.
ـ خانم الكساندره از اینكه وقتتان را در اختیارم قرار دادید و در این گفت وگو شركت كردید صمیمانه سپاسگزارم.
منبع :
99
کامنت بنویسید...


