userinfo close
  ,

فروغ فرخزاد


forughclub

تاسیس: 8 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: دانیال باران - معاونان
فروغ زمان فرّخ زاد عراقی فرزند : محمد تولد : دی ماه 1313 خورشیدی مرگ : بهمن ماه 1345 خورشیدی
 
دلی جیران اولمز , saz_olmaz
دلی جیران اولمز - 00:37 1386/10/27

زندگینامه

از سایت foroogh.de

زندگینامه

فروغ در دیماه سال ۱۳۱۳ در محلۀ امیریۀ تهران پا به عرصۀ وجود نهاد. پدرش محمد فرخ زاد یک نظامی سختگیر بود و مادرش توران وزیری تبار، زنی ساده و خوش باور. او فرزند چهارم یک خانوادۀ نه نفری بود. چهار برادر به نامهای امیر مسعود، مهرداد و فریدون و دو خواهر به نامهای پوران و گلوریا. در شناسنامه نامش را "بتول" گرفتند.

پس از اتمام دوران دبستان به دبیرستان خسروخاور رفت. در همین زمان تحت تاثیر پدرش که علاقمند به شعر و ادبیات بود کم کم به شعر روی آورد و دیری نپائید که خود نیز به سرودن پرداخت. خودش می گوید که "در سیزده چهارده سالگی خیلی غزل می ساختم ولی هیچگاه آنها را به چاپ نرساندم". بسیاری از غزلهای عاشقانه‌اش را از ترس پدر پاره نمود.

در سال ۱۳۲۹ در حالی که ۱٦ سال بیشتر نداشت با نوۀ خالۀ مادرش پرویز شاپور که همسایه پشت به پشت خانه‌شان بود و ۱٥ سال از او بزرگتر، ازدواج کرد. این عشق و ازدواج ناگهانی بخاطر نیاز فروغ به محبت و مهربانی بود. چیزی که در خانۀ پدری نیافته بود. پس از پایان کلاس سوم دبیرستان به هنرستان بانوان می‌رود و به آموختن خیاطی و نقاشی می‌پردازد. از ادامه تحصیلاتش اطلاعاتی در دست نیست.می گویند که او تحصیلات را قبل از گرفتن دیپلم رها می کند.

اولین مجموعۀ شعر او به نام " اسیر " در سال ۱۳۳۱ در سن ۱۷ سالگی منتشر می گردد. کم و بیش اشعاری از او در مجلات به چاپ می رسد.

با به چاپ رسیدن شعر " گنه کردم گناهی پر ز لذت" در مجله روشنفکر توسط فریدون مشیری، هیاهوی عظیمی بپا می شود و فروغ را بدکاره می خوانند و از آن پس مورد نا مهربانی های فراوان قرار می گیرد.

 

" گریزانم از این مردم که با من به ظاهر همدم و یکرنگ هستند

ولی در باطن از فرط حقارت به دامانم دو صد پیرانه بستند "

 

در سال ۱۳۳۲ با شوهرش به اهواز می رود. دیری نمی پاید که اختلافات زناشوئی باعث برگشت فروغ به تهران می شود.

حتی تولد کامیار پسرشان نیز نمی تواند پایه های این زندگی را محکم سازد. سرانجام فروغ در 17 آبان سال ۱۳۳٤ از شوهرش جدا میشود. چندی ماهی را در خانه طوسی حائری سپری می‌کند و نهایتا به اطاقی در خانه پدری بازمی‌گردد. قانون فرزندش را از او می گیرد. حتی حق دیدنش را. فروغ ۱٦ سال تمام و تا آخر عمرش هرگز فرزندش را ندید.

برای گذران زندگی، با اسم مستعار با نشریات همکاری می‌کند.

 

فعالیتهای ادبی

ـ اسیر ۱۳۳۱

ـ دیوار ۱۳۳٦

ـ عصیان ۱۳۳٨

ـ تولدی دیگر۱۳٤۱

و مجموعۀ ناتمام "ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد"

 

فعالیتهای هنری

ـ پیوندفیلم "یک آتش" که در سال ۱۳۴۱ در دوازدهمین جشنوارۀ فیلم های کوتاه و مستند ونیز در ایتالیا شایستۀ دریافت مدال طلا و نشان برنز شد.

ـ بازی در فیلمی از مراسم خواستگاری در ایران. سفارش موسسۀ ملی کانادا به گلستان فیلم بود.

ـ همکاری در ساختن بخش سوم فیلم "آب و گرما"

ـ مدیر تهیۀ فیلم مستند "موج و مرجان و خارا" به کارگردانی ابراهیم گلستان

ـ مدیر و تهیه و بازی در فیلم نیمه کارۀ "دریا" محصول گلستان فیلم

ـ ساختن فیلم مستند "خانه سیاه است" از زندگی جذامیان که در زمستان سال ۱۳۴۲ برندۀ جایزۀ بهترین فیلم جشنواره "اوبرهاوزن" آلمان شد.

ـ بازی در نمایشنامۀ "شش شخصیت در جستجوی نویسنده" اثر لوئیچی پیراندلو در سال ۱۳٤۲

ـ و در سال ۱۳٤٤ از طرف یونسکو فیلمی نیم ساعته از برناردو برتولوچی فیلمی پانزده دقیقه ای در رابطه با زندگی فروغ ساخته شد.

دهمین جشنوارۀ فیلم "اوبرهاوزن" آلمان جایزۀ بزرگ خود را برای فیلم های مستند به یاد فروغ نام گذاری کرد.

 

فروغ فرخزاد سرانجام در ۲٤ بهمن سال ۱۳٤٥ به هنگام رانندگی بر اثر تصادف جان سپرد و روز ۲٦ بهمن در گورستان ظهیرالدوله هنگامی که برف می بارید به خاک سپرده شد.

 

" شاید حقیقت آن دو دست جوان بود

آن دو دست جوان

که زیر بارش یکریز برف مدفون شد"

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.