عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
17 تیر 1389 | |
|
2
|
14 تیر 1389 | |
|
3
|
1 اردیبهشت 1389 | |
|
4
|
7 بهمن 1388 | |
|
5
|
15 دی 1388 | |
|
6
|
10 آذر 1388 | |
|
7
|
23 آبان 1388 | |
|
8
|
30 بهمن 1387 | |
|
9
|
25 تیر 1387 | |
|
10
|
19 اردیبهشت 1387 |
راهكارهای سعادت
از جمله واژههایی كه بسیار مورد استفاده انسانهاست واژه توجه برانگیز سعادت است و آن ناشی از دغدغه همیشگی انسانها نسبت به این امر است؛ به طوری كه غالب انسانها آرزو و تمایل درونی خود را رسیدن به سعادت توصیف مینمایند و آن را سرمنزل مقصود و خواسته نهایی و غایی خود قلمداد میكنند. اما تفكر و نگرش انسانها نسبت به مقوله سعادت یكسان نیست و هر كس برپایه جهان بینی خود قرائت خاصی از آن را ارائه میكند و براساس همین جهان بینی و قرائت، به دنبال طی طریق در سبیل سعادت است؛ لیكن گاهی به جهت عدم شناخت صحیح نسبت به سعادت، آدمی با تلقی سعادت و رسیدن به آن در مسیری گام برمیدارد كه انتهای آن سرابی بیش نیست؛ بنابراین نیاز به راهنما و دستورالعملی بدون نقص است كه انسان را به سبیل سعادت رهنمون كند و این راهنما و دستورالعمل از جانب خالق انسانها برای عموم افراد از طریق انبیاء و امامان تبیین شده است. از همین رو در این وجیزه بر اساس جهان بینی توحیدی و با استفاده از سخنان بزرگان و آیات و روایات درتلاشیم تا گذری به سبیل سعادت داشته باشیم.
كسب معرفت
پیروزی و سعادت بشر در طول عمر محدودش متوقف بر معرفت نفس است و آن گام نخست برای معرفت الله است؛ «من عرف نفسه فقد عرف ربه» به همین جهت كاری بس سترگ و با اهمیت است تا جائی كه در آیات و روایات از معرفت نفس به عنوان «فوز اكبر» یاد شده است، از سویی دیگر چون عمر انسان محدود میباشد لحظهای درنگ جایز نیست و هرچه زودتر باید در راه خودشناسی گام برداشت و فرصتها را از دست نداد چرا كه به تعبیر علی علیه السلام فرصتها همچون ابر درمیگذرد (الفرصه تمر مر السحاب فانتهزوا فرص الخیر) و از دست دادن فرصتها شجر وجودی انسان را بی ثمر میكند و انسان از عمر خود بی بهره میماند به قول علامه حسن زاده آملی:
در حسرتم ز عمر گرانمایهای كه رفت كاخر چه بود از شجر من ثمر مرا
پس باید لحظات عمر را غنیمت شمرد، به بیان سعدی:
كاشكی قیمت انفاس بدانندی خلق تا دمی چند كه مانده است غنیمت شمرند
به علاوه انسان سعادت خواه باید در پیمودن مسیر پرفراز و نشیب جاده زندگی با حركت در راه میانه به چپ و راست منحرف نشود زیرا كه «الیمین و الشمال مضله و الطریق الوسطی هی الجاده» و از جهتی انحراف به چپ و راست خودخواهی است و خودخواهی مشكل بزرگ بشریت است. مآلاً آن چه باید همواره معیار باشد حق است و نه افراد و مدعیان. امیرالمؤمنین- علی علیه السلام- میفرمایند: «ان این اسر لایعرف بالرجال بل بآیه الحق، فاعرف الحق تعرف اهلی: همانا دین خدا را نمیتوان با اشخاص شناخت بلكه با معیار حق میتوان شناخت، پس حق را بشناس در آن صورت اهل آنرا خواهی شناخت.»
و راه پیشرفت در مسیر سعادت رعایت تقوا و اجرای نظم است، دو امری كه باید سرلوحه همه كارها و فعالیتها قرار گیرد و این وصیت امام علی (ع) به 2 فرزند بزرگوارشان است (اوصیكما و جمیع ولدی و اهلی و من بلغه كتابی بتقوی الله و نظم امركم) به زعم این قلم، ضمانت اجرای همه این گفتارها و دستورات ناب و آموزههای دینی اعتقاد به معاد و یوم الحساب است، بنابراین آدمی همواره باید یاد مرگ را در خود زنده نگه دارد چرا كه یاد این واقعیت انكارپذیر زمینهای است برای آمادگی و مهیا شدن برای رفتن و هجرت كردن به سوی سرای آخرت و چه زیباست با زاد و توشه رفتن. امام حسن مجتبی (ع) در موقع ارتحال به جناده ابن ابی امید وی را به آمادگی برای مرگ و تجمیع زاد و توشه به جهت آن سفر عظیم هشدار میدهد:
«استعد لسفرك و حصل زادك قبل حلول اجلك»
برای سفر (ابدی) خودت آماده شو و توشه (سفر آخرت) خود را قبل از رسیدن اجل خود مهیا كن.
جان كلام آن كه توشه اصلی انجام واجبات و ترك محرمات است.
مؤلفههای عملی
با توكل بر خدا، تمسك بر قرآن و توسل بر ائمه اطهار (ع) باید بذرهای تحول را در دل كاشت و لازمه بارور شدن بذرهای تحول، تهذیب، تحصیل و تحرك است و اما تهذیب: برای تهذیب نفس شرایط و اموری لازم است، بنابراین به شرایط تهذیب نفس و امور لازم برای تهذیب نفس میپردازیم.
الف) شرایط تهذیب نفس: 1-تفكر: «بدان كه اول شرط مجاهده با نفس و حركت به جانب حق تعالی تفكر است» 2-عزم: یعنی بنا را بر ترك معصیت گذاشتن و اهتمام جدی بر گناه نكردن. 3-تذكر: یعنی زنده نگه داشتن یاد خدای تعالی و شكر كردن نعمتهایی كه به انسان مرحمت فرموده است.
ب) امور لازم برای تهذیب نفس: 1-مشارطه: به این معنا كه انسان در اول صبح شرط كند كه گناه نكند و فلان خلاف را انجام ندهد. 2-مراقبه: یعنی در تمام مدت شرط، مراقب اعمال خود بودن (با عنایت به اینكه خداوند همواره مراقب اعمال انسانهاست- ان الله كان علیكم رقیبا) 3-محاسبه: یعنی در آخر شب حساب نفس را كشیدن در آن شرطی كه با خود كرده است. 4- معاقبه (قول برخی از فقها و عرفا): یعنی اینكه برای خود مشقتی و سختیای در قبال گناه و خلافی كه صورت گرفته قرار دادن و خود را مجازات كردن.
تحصیل علم
علاوه بر تهذیب نفس، تحصیل علم و آگاهی نیز لازم است. امام علی (ع) عابد بی علم را به خر آسیاب تشبیه مینمایند كه همواره در یك جا میچرخد و گامی پیش نمیرود (المتعبد بغیر علم كحمار الطاحونه یدور و لایبرح من مكانه) البته در تحصیل علم نكاتی باید مورد مداقه قرار گیرد و نصب العین انسان باشد؛ اولا آنكه مراد از تحصیل علم، علم نافع است، ثانیا آنكه تحصیل علم حجاب انسان و مانع او از رسیدن به سعادت نشود، دیگر آنكه خودمحوری و خود را از همه عالمتر دانستن از آسیبهای جدی این عرصه است و نكته پایانی آنكه از یاد گرفتن مطالب سخت و پیچیده علمی نباید احساس یأس ایجاد شود چرا كه با تقوای الهی (واتقواالله یعلمكم الله) و ممارست و تمرین میبایست بر مسائل سخت علمی فائق شد.
تحرك:
مراد از تحرك از سویی ورزش و تقویت بنیه جسمانی است آن هم با نیت روحانی به خاطر روحیه خدمت و بندگی (قو علی خدمتك جوارحی) و از سوی دیگر كار و فعالیت و كسب رزق و روزی حلال است، چنان كه پیامبر اعظم (ص) انسانی را كه در كسب رزق و روزی حلال برای خود و خانوادهاش تلاش میكند به مجاهد فی سبیل الله تشبیه نمودهاند (الكاد علی عیاله كالمجاهد فی سبیل الله) پس هیچ گاه نباید توقف كرد، همواره باید حركت كرد، چون هستی انسان به حركت است، به قول علامه اقبال لاهوری:
ساحل افتاده گفت؛ گرچه بسی زیستم هیچ نه معلوم گشت، آه كه من كیستم
موج ز خود رفتهای تیز خرامید و گفت هستم اگر میروم، گر نروم نیستم
تكمله:
رعایت دو نكته اساسی نیز در تمام این مراحل و طی طریق در سبیل سعادت، لازم و درخور تأمل است: یكم، استفاده از استاد و راهنمایی كه دارای شناخت و معرفت است و از بصیرت كافی نیز برخوردار است، ضمن آنكه عملا در مسیر عبودیت گام برداشته و طی طریق كرده است، علمای اعلام و ربانی مصداق بی چون و چرای این كسوت و شأنیت هستند، به قول شاعر:
طی این مرحله بی همرهی خضر مكن ظلمات است بترس از خطر گمراهی
دوم، مبحث مهم مدیریت زمان است چرا كه در مسیر معرفت نفس و بالاتر از آن گام گذاشتن در مسیر خداشناسی و طی كردن مراحل تهذیب، تحصیل و تحرك، آن چیزی كه بستر موفقیت برای انجام این مراحل را میسر میكند «مدیریت زمان» است و منظور از آن توانایی در بكارگیری بهینه از زمان حاضر است به طوری كه از حال و اكنون به گونه مفید بهره برداری شود تا فردایی پر بازده حاصل شود.
در نهایت باید گفت سعادت و خوشبختی واقعی پس از طی طریق در سبیل سعادت، رسیدن به مرحله عبودیت است و انتها و كنه این مرحله ربوبیت است به دین توضیح كه انسان پس از اینكه عبد شد مالك نفس و از آن بالاتر مالك خاطرات نفس و ضمیر خود میشود و در این صورت تمام زندگی رنگ خدایی میگیرد و انسان مرد خدا میشود.
خلق اطفالند جز مرد خدا كیست بالغ جز رهیده از هوا


