عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
27 اردیبهشت 1391 | |
|
2
|
20 فروردین 1391 | |
|
3
|
18 فروردین 1391 | |
|
4
|
18 فروردین 1391 | |
|
5
|
18 فروردین 1391 | |
|
6
|
18 فروردین 1391 | |
|
7
|
18 فروردین 1391 | |
|
8
|
17 فروردین 1391 | |
|
9
|
11 فروردین 1391 | |
|
10
|
23 اسفند 1390 |
فقط حسین فقط - 19:18 1390/11/8
آثار و برکات فردى سید الشهداء "شفاعت "

یکى دیگر از آثار و برکات فردى سید الشهداء (علیه السلام) که در نزد شیعیان اهمیت و جایگاهى خاص دارد شفاعت در آخرت است .
شفاعت از ماده «شفع» به معنى ضمیمه کردن چیزى به همانند اوست، و از اینجا روشن مى شود که باید نوعى شباهت و همانندى در میان آن دو بوده باشد، هر چند تفاوتهایى نیز در میان آنها دیده شود . به همین دلیل، شفاعت به مفهوم قرآنى آن بدین معنى است که : انسان گنهکار به خاطر پارهاى از جنبههاى مثبت (مانند ایمان یا انجام بعضى از اعمال شایسته) شباهتى با اولیاى الهى پیدا کند و آنها با عنایت و کمکهاى خود ، او را به سوى کمال سوق دهند و از پیشگاه خدا تقاضاى عفو کند. و به تعبیر دیگر حقیقت شفاعت، قرار گرفتن موجودى قویتر و برتر، در کنار موجودى ضعیفتر، و یارى رساندن به او براى پیمودن مراتب کمال است .
شفاعت در جوامع انسانى غالباً همان پارتى بازى و استفاده از رابطه است . اما شفاعت مورد نظر در قرآن کریم و روایات اسلامى، متوجه شایستگىهاى افراد است نه روابط شخصى بین شفاعت کننده و شفاعت شونده.
شفاعت اقسامى دارد که برخى از آنها نادرست و ظالمانه است و در دستگاه الهى وجود ندارد، ولى برخى صحیح و عادلانه است و وجود دارد. شفاعت غلط بر هم زننده قانون و ضد آن است، ولى شفاعت صحیح حافظ و تأیید کننده قانون است . شفاعت غلط آن است که کسى بخواهد از راه پارتى بازى جلوى اجراى قانون را بگیرد. برحسب چنین تصوراتى از شفاعت، مجرم بر خلاف خواست قانونگذار و بر خلاف هدف قوانین اقدام مىکند و از راه توسل به پارتى بر اراده قانونگذار و هدف قانون چیره مىگردد. اینگونه شفاعت، در دنیا ظلم است و در آخرت غیر ممکن . ایرادهایى که بر شفاعت مىشود بر همین قسم از شفاعت وارد است، و این همان است که قرآن کریم آن را نفى فرموده است .
شفاعت صحیح، نوعى دیگر از شفاعت است که در آن نه استثنا و تبعیض وجود دارد و نه نقض قوانین و نه مستلزم غلبه بر اراده قانونگذار است . قرآن این نوع شفاعت را صریحاً تأکید کرده است که این نیز بر دو قسم
است :
۱- شفاعت «رهبرى» یا شفاعت «عمل».
۲- شفاعت «مغفرت» یا شفاعت «فضل».
نوع اول شامل نجات از عذاب و نیل به حسنات و حتى بالا رفتن درجات مىباشد، و نوع دوم شفاعتى است که تأثیر آن در از بین بردن عذاب و در مغفرت گناهان است، و حداکثر ممکن است سبب وصول به حسنات و ثوابها هم بشود ولى بالا برنده درجه شخص نخواهد بود.
با توجه به آنچه به طور اجمال در خصوص شفاعت گفته شد، لازم به ذکر است که یکى از شفاعت کنندگان از اهل بیت ، حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) است، ولى آن حضرت شفیع کسانى است که از مکتب او هدایت یافتهاند، نه شفیع کسانى که مکتبش را وسیله گمراهى ساختهاند.
قرآن و مکتب حسینى ریسمانهایى هستند که قدرت دارند بشر را از چاه نگون بختى به اوج سعادت بالا برند: یکى «حبل من الله» و دومى «حبل من الناس » است؛ ولى اگر کسى از این دو حبل الهى سوء استفاده نمود، جرم از ریسمان نیست، علت این است که او در سر سوداى بالا رفتن نداشته است، و البته چنین مردمى به وسیله قرآن و مکتب حسینى به قعر دوزخ برده مىشوند. (۱)
شفاعت به معنى وسیع کلمه ، در هر سه عالم (دنیا ، برزخ و آخرت) صورت مىپذیرد ، هر چند محل اصلى شفاعت و آثار مهم آن در قیامت و براى نجات از عذاب دوزخ است ، از این رو سیدالشهداء هم در دنیا ، هم در برخ و هم در آخرت شفیع دوستداران و شیعیان حقیقىاش بوده و خواهد بود.
چنانکه در روایتى از امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده است : «براى ما شفاعت است و براى دوستان ما نیز شفاعت است » .(۲) و در روایتى دیگر آمده است : «شافعان امامان هستند و دوستان مؤمنانند» (۳).
و معلوم است که امام حسین (علیه السلام) یکى از امامان معصوم بوده که در قیامت و محشر کبرى از شیعیان و دوستانش شفاعت مى کند . بطورى که یکى از روایان گوید: روایتى از قول ابى عبدالله الحسین (علیه السلام) به من رسیده بود که آقا فرموده است : «هر کس پس از مرگ من مرا زیارت کند، پس از مرگش من هم او را زیارت مى نمایم» . این روایت در ذهن من بود، تا اینکه شبى در عالم واقع ابى عبدالله الحسین (علیه السلام) را دیدم ، گفتم : آقا این روایت درست است و از شماست ؟ «قال : نعم، و لو کان فى النار اخرجته منها» فرمود: آرى ، هر چند در آتش باشد او را بیرون مى آورم. عرض کردم: آیا از این به بعد این روایت را بدون واسطه از خود شما نقل نمایم؟ فرمود:آرى . (۴)
به محشر که کسى نیست غمخوار کس
شفیع محبان ، حسین است و بس
ترا ز باب حسینى برند جانب جنت
ترا که عاشق اویى ، ترا که شیعه اویى*
-------------------------------------------------
۱ اقتباس از کتاب عدل الهى , استاد شهید مطهرى , ص ۲۴۱تا ۲۴۶
۲ خصال , شیخ صدوق , ص ۶۲۴
۳ المحاسن , ابى جعفر برقى , ج ۱ ص ۲۹۳
۴ نقل از کتاب <قیام حسینى > آیت الله شهید دستغیب , ص ۱۰۵
(#) ـ بیتى از نگارنده .
--------------------------------
علیرضا رجالى تهرانى
99
کامنت بنویسید...


