عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
29 آذر 1390 | |
|
2
|
5 شهریور 1389 | |
|
3
|
5 شهریور 1389 | |
|
4
|
5 شهریور 1389 | |
|
5
|
5 شهریور 1389 | |
|
6
|
5 شهریور 1389 | |
|
7
|
4 بهمن 1388 | |
|
8
|
4 بهمن 1388 | |
|
9
|
4 بهمن 1388 | |
|
10
|
4 بهمن 1388 |
تندیس ب - 16:12 1388/08/27
پیدا شدن سربازان ایرانی(کلوب شهرها
در تابستان سال 525 پیش از میلاد، و طبق
محاسبات تقویم نویسان بر پایه نوشته های هرودت و سایر مورخان باستان نگار؛
ژوئیه این سال (چنین ماهی در دو هزار 534 سال پیش)، یك سپاه چهل هزار نفری
ایران كه از سوی كامبیز دوم (کامبوزیا = كمبوجیا = کمبوجیه، پسر و جانشین
كوروش بزرگ) مامور شناخت و تصرف مناطق جنوبی لیبی و ضمیمه ساختن آنها به
متصرفات ایران در مصر شده بود در غرب صحرای مصر و در منطقه واحه سیوا
گرفتار توفان شن شد و در زیر شن مدفون گردید كه فصلی از تاریخ قرون قدیم
تحت عنوان سپاه گمشده پارسیان را تشكیل می دهد.
در سالهای اخیر باستان شناسان موفق به یافتن آثاری از این سپاه شده اند و تلاش در این زمینه ادامه دارد. باستانشناسان با یافتن محل مدفون شدن سپاه گمشده ایران و به دست آوردن سپر، نیزه، شمشیر، جنجر، كمان، زره، كلاه خود، نیم تنه چرمی و كورسلت (زیرپوش نظامی ـ كورست مردانه) و ...، بر این باورند كه خواهند توانست بر تجهیزات و پیشرفت صنایع نظامی ایران باستان عمیقا دست یابند. به علاوه، از طریق آزمایش دی. ان.ا. و تشخیص نژاد بدانند كه آیا ارتش ایران آن زمان از سرباز خارجی (مرسنر) استفاده می كرده و یا این كه همه نظامیان از اقوام ایرانی بودند. به نوشته باستان نگاران (برپایه طرز قرار گرفتن اشیاء و استخوانهای مکشوفه در محل)، این سپاه ایرانی در بامداد و هنگامی که افراد آن سرگرم صرف صبحانه بودند با توفان عظیم شن رو به رو شده بود. فرمانده سپاه پس از آغاز توفان شن پیکی را روانه تبس کرده بود تا کامبیز را از ماوقع آگاه سازد و علت تاخیر را بیان دارد. افراد کمکی اعزامی از تبس نتوانستند از تلاش خود نتیجه بگیرند و از سپاه گمشده اثری بیابند.
كامبیز پس از تصرف مصر و به اسارت درآوردن و سپس بخشودن فرعون وقت (پسامتیك سوم)، در شهر تبس بود كه تصمیم به فرستادن یك سپاه تماما سوار از طریق جنوب مصر به لیبی گرفت. به نوشته هرودت و سایر مورخان، این سپاه ظرف هفت روز خود را به خرگاه (واحه الخارجه كه اینك به صورت شهری 60 هزار نفری در آمده است) رسانید و از آنجا در مسیر یك راه كاروانی بسیار قدیمی به سوی سیوا كه آخرین نقطه صحرای غربی مصر بود به راه افتاد و 325 كیلومتر راه را در 30 روز طی كرد زیرا حركت در صحرای داغ و توفانی كاری دشوار بود. اشتباه كامبیز (كامبوزیا) این بود كه این سپاه را در اواخر بهار روانه كرده بود و سپاه (طبق محاسبات تقویمی) اواخر دهه اول ژوئیه (چنین روزهایی) به سیوا رسیده بود.
گم شدن این سپاه و نیز دسیسه های پسامتیك كه مورد عفو كامبیز دوم قرار گرفته بود وی را افسرده ساخت كه به نوشته یكی ـ دو مورخ، از فرط خشم گاو مقدس مصریان (آپیس) را خنجر زد. اسناد به دست آمده خلاف این نوشته را ثابت می كند كه كامبیز گاو آپیس را كشته باشد.
داریوش بزرگ (جانشین كامبیز) در جریان سفر خود به مصر جهت افتتاح آبراه دریای سرخ به رود نیل، به خرگاه (الخارجه) رفت تا شخصا برای یافتن اجساد افراد سپاه گمشده كوشش كند و این اجساد را به وطن بازگرداند تا در غربت باقی نمانند كه موفق نشد زیرا که توفانهای شن بتدریج در آن ناحیه ایجاد تپه های متعدد كرده بودند و این تپه سازی طبیعت در طول زمان ادامه یافته است. باوجود این، داریوش بزرگ به یادبود این سپاهیان، معبدی را در الخارجه ساخت.
این معبد و علائم دولتی و مذهبی ایران که تا به امروز دست نخورده و كامل برجای مانده اند و هر سال دهها هزار گردشگر از آنها دیدن می كنند؛ دیدار داریوش از این منطقه، حد مرز غربی ایران در آفریقا و ضمیمه شدن مصر به ایران را ثابت می کند.
در سالهای اخیر باستان شناسان موفق به یافتن آثاری از این سپاه شده اند و تلاش در این زمینه ادامه دارد. باستانشناسان با یافتن محل مدفون شدن سپاه گمشده ایران و به دست آوردن سپر، نیزه، شمشیر، جنجر، كمان، زره، كلاه خود، نیم تنه چرمی و كورسلت (زیرپوش نظامی ـ كورست مردانه) و ...، بر این باورند كه خواهند توانست بر تجهیزات و پیشرفت صنایع نظامی ایران باستان عمیقا دست یابند. به علاوه، از طریق آزمایش دی. ان.ا. و تشخیص نژاد بدانند كه آیا ارتش ایران آن زمان از سرباز خارجی (مرسنر) استفاده می كرده و یا این كه همه نظامیان از اقوام ایرانی بودند. به نوشته باستان نگاران (برپایه طرز قرار گرفتن اشیاء و استخوانهای مکشوفه در محل)، این سپاه ایرانی در بامداد و هنگامی که افراد آن سرگرم صرف صبحانه بودند با توفان عظیم شن رو به رو شده بود. فرمانده سپاه پس از آغاز توفان شن پیکی را روانه تبس کرده بود تا کامبیز را از ماوقع آگاه سازد و علت تاخیر را بیان دارد. افراد کمکی اعزامی از تبس نتوانستند از تلاش خود نتیجه بگیرند و از سپاه گمشده اثری بیابند.
كامبیز پس از تصرف مصر و به اسارت درآوردن و سپس بخشودن فرعون وقت (پسامتیك سوم)، در شهر تبس بود كه تصمیم به فرستادن یك سپاه تماما سوار از طریق جنوب مصر به لیبی گرفت. به نوشته هرودت و سایر مورخان، این سپاه ظرف هفت روز خود را به خرگاه (واحه الخارجه كه اینك به صورت شهری 60 هزار نفری در آمده است) رسانید و از آنجا در مسیر یك راه كاروانی بسیار قدیمی به سوی سیوا كه آخرین نقطه صحرای غربی مصر بود به راه افتاد و 325 كیلومتر راه را در 30 روز طی كرد زیرا حركت در صحرای داغ و توفانی كاری دشوار بود. اشتباه كامبیز (كامبوزیا) این بود كه این سپاه را در اواخر بهار روانه كرده بود و سپاه (طبق محاسبات تقویمی) اواخر دهه اول ژوئیه (چنین روزهایی) به سیوا رسیده بود.
گم شدن این سپاه و نیز دسیسه های پسامتیك كه مورد عفو كامبیز دوم قرار گرفته بود وی را افسرده ساخت كه به نوشته یكی ـ دو مورخ، از فرط خشم گاو مقدس مصریان (آپیس) را خنجر زد. اسناد به دست آمده خلاف این نوشته را ثابت می كند كه كامبیز گاو آپیس را كشته باشد.
داریوش بزرگ (جانشین كامبیز) در جریان سفر خود به مصر جهت افتتاح آبراه دریای سرخ به رود نیل، به خرگاه (الخارجه) رفت تا شخصا برای یافتن اجساد افراد سپاه گمشده كوشش كند و این اجساد را به وطن بازگرداند تا در غربت باقی نمانند كه موفق نشد زیرا که توفانهای شن بتدریج در آن ناحیه ایجاد تپه های متعدد كرده بودند و این تپه سازی طبیعت در طول زمان ادامه یافته است. باوجود این، داریوش بزرگ به یادبود این سپاهیان، معبدی را در الخارجه ساخت.
این معبد و علائم دولتی و مذهبی ایران که تا به امروز دست نخورده و كامل برجای مانده اند و هر سال دهها هزار گردشگر از آنها دیدن می كنند؛ دیدار داریوش از این منطقه، حد مرز غربی ایران در آفریقا و ضمیمه شدن مصر به ایران را ثابت می کند.
99
کامنت بنویسید...


