عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
29 آذر 1390 | |
|
2
|
5 شهریور 1389 | |
|
3
|
5 شهریور 1389 | |
|
4
|
5 شهریور 1389 | |
|
5
|
5 شهریور 1389 | |
|
6
|
5 شهریور 1389 | |
|
7
|
4 بهمن 1388 | |
|
8
|
4 بهمن 1388 | |
|
9
|
4 بهمن 1388 | |
|
10
|
4 بهمن 1388 |
چیزهای کوچک زندگی (کلوب شهرها)
چیزهای کوچک زندگی
بعد از حادثه یازدهم سپتامبر که منجر به فروریختن برج های دو قلوی معروف آمریکا شد، یک موسسه تحقیقاتی در اقدامی ابتكاری از بازماندگان این حادثه خواست دلیل به جا ماندن از سر كار و جان سالم به در بردن خویش را اعلام كنند.
وقتی نتایج اعلام شد، یك نكته جالب و مشترك در داستان آنها دیده می شد و آن "اتفاقات کوچک" بود:
1 - مدیر شرکت آن روز نتوانست به برج برسد چرا که روز اول کودکستان پسرش بود و باید شخصا در کودکستان حضور می یافت
2 - همکار دیگر زنده ماند چون نوبت او بود که برای بقیه شیرینی بخرد
3 - یکی از خانم ها دیرش شد چون ساعت زنگدارش سر وقت زنگ نزد!
4 - یکی دیگر نتوانست به موقع به مترو برسد.
5 - اتومبیل یکی دیگر روشن نشده بود.
6 - یکی دیگر تاکسی گیرش نیامده بود.
7 - یکی دیگر غذا روی لباسش ریخته بود و به خاطر تعویض لباس تاخیر کرد.
8 - یکی دیگر درست موقع خروج از منزل به خاطر زنگ تلفن مجبور شده بود برگردد.
9 - یکی دیگر بچه اش تاخیر کرده بود و نتوانسته بود سروقت حاضر شود.
دیگری کسی بود که آن روز صبح یک جفت کفش نو خریده بود و قبل از اینکه به برج ها برسد روی پایش تاول زده بود و به همین خاطر کنار یک داروخانه ایستاد تا یک چسب زخم بخرد.و به همین خاطر زنده ماند!
****
به همین خاطر هر وقت در ترافیک گیر می افتم، آسانسوری را از دست می دهم، مجبور برگردم تا تلفنی را جواب دهم... و همه چیزهای کوچکی که آزارم می دهد، با خودم فکر می کنم که: خدا می خواهد در این لحظه من زنده بمانم..
***
دفعه بعد هم که شما حس کردید صبح تان خوب شروع نشده است
بچه ها در لباس پوشیدن تاخیر دارند
نمی توانید کلید ماشین را پیدا کنید
با چراغ قرمز روبرو می شوید
عصبانی یا افسرده نشوید
بدانید که خدا مشغول مواظبت از شماست


