userinfo close

  ,

سایت شهرها


eyalatclub

تاسیس: 31 شهریور 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: فواد مشایخی - معاونان
* مقالات کلوب را داغ کنید لطفا * * از همه بحثها بازدید کنید و شرکت کنید * * لطفا فارسی تایپ کنید * ادامه »
* مقالات کلوب را داغ کنید لطفا *

* از همه بحثها بازدید کنید و شرکت کنید *

* لطفا فارسی تایپ کنید *

* توهین به مقدسات , اشخاص حقیقی و حقوقی مساوی است با مسدودی *

* پیام گروهی ارسال نمیشود *
 
مسیح رضایی , masiiih
مسیح رضایی - 14:13 1389/06/5

قدرت اندیشه ( کلوب شهرها )

 

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود . پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :
پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم . من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد . من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی .
دوستدار تو پدر
پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :
پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .
4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند . پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟
پسرش پاسخ داد :
پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .

 


در دنیا هیچ بن بستی نیست. یا راهی‌ خواهم یافت، یا راهی‌ خواهم ساخت.

 

شما هم اگه به فکر خراب کردن ساختمان بدون هزینه هستید ، این راه خوبیه

 


99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.