عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
25 فروردین 1391 | |
|
2
|
25 فروردین 1391 | |
|
3
|
18 فروردین 1391 | |
|
4
|
25 اسفند 1390 | |
|
5
|
25 اسفند 1390 | |
|
6
|
22 اسفند 1390 | |
|
7
|
16 بهمن 1390 | |
|
8
|
30 دی 1390 | |
|
9
|
27 تیر 1390 | |
|
10
|
24 تیر 1390 |
فلسفه ازدواج موقت و شرایط آن
می توان گفت ازدواج موقت، از نظر تئوریك كاملاً پذیرفته شده است و نه تنها در اسلام، كه حتی برخی از متفكران بزرگ غربی ـ مانند راسل ـ یكی از راههای حل مشكل ازدواج دائمی و دیررس را در دنیای كنونی، پناه بردن به ازدواج موقت میدانند. از نظر عملی نیز در نظام جمهوری اسلامی، این مسئله مقبول افتاده، لیكن فرهنگ اجتماعی، هنوز پذیرای آن نیست. به عبارت دیگر، صیغة موقّت نیز نوعی ازدواج است. بنابراین، هر فرد واجد شرایط میتواند از شخصی كه او نیز شرایط ازدواج موقت را دارا است، خواستگاری و برای مدتی موقت با وی ازدواج كند.
متأسفانه غالب افراد، ازدواج موقت را با كامیابی آنی اشتباه گرفتهاند و همین مسئله سبب شده است این موضوع نتواند در جامعه ما جایگاه حقیقی خود را باز یابد. تبلیغات سوئی هم كه بیش از یك قرن در جامعه ما توسط غربگرایان انجام شده، در ضمیر مردم رخنه كرده است، به گونهای كه گاهی روابط نامشروع، با تسامح نگریسته میشود، ولی ازدواج موقت، طوری دیگر معرفی میگردد. برای حل این مشكل بایستی تلاش فرهنگی و اجتماعی گستردهای صورت پذیرد تا جوانان از آسیب شیاطین مصون بمانند.
شرایط عقد موقت
عقد موقت یا صیغه، دارای شرایط زیر است:
1. ازدواج موقت مانند ازدواج دائم، نیاز به خواندن عقد و الفاظ مخصوص دارد و با صرف رضایت قلبی درست نمیشود.
2. فرق عمده در ازدواج موقت با دائم، این است كه در عقد موقت باید مدت ذكر شود كه آیا مثلاً یك ماه است یا ده سال.
3. مقدار مهریه هم باید در عقد موقّت، مشخص شود و هنگام خواندن عقد، ذكر گردد.
4. اگر دختر باكره بخواهد صیغه شود، باید با اذن پدر یا جد پدری باشد، همان گونه كه در ازدواج دائم نیز این طور است.
5. در عقد ازدواج موقّت، بعد از تمام شدن مدت، زن باید از مرد جدا شود و عده نگه دارد، مگر اینكه عقد، دوباره تجدید شود. اگر قبل از تمام شدن مدت، مرد بقیه آن را ببخشد، ازدواج موقت تمام میشود، اما ازدواج دائم، فقط با طلاق یا فسخ، عقد منفسخ میشود.
نكاح موقّت از نیازهای ضروری جامعه اسلامی است، ولی اگر این كار، بدون اتخاذ تدابیر و قانونمندیهای لازم صورت پذیرد، بیشك عوارض نامطلوب بهداشتی و روحی برای جامعه در بر خواهد داشت. مسلماً ازدواج موقّت از نظر هزینه و نیازهای دیگر، همانند ازدواج دائم نیست و طبیعتاً برای اكثر جوانان قابل دسترسی خواهد بود،ولی متأسفانه در حال حاضر چنین زمینههایی وجود ندارد.
اگر به غرایز طبیعی انسان، به صورت صحیحی پاسخ گفته نشود، برای اشباع آنها متوجه راههای انحرافی خواهد شد، زیرا این حقیقت قابل انكار نیست كه غرایز طبیعی را نمیتوان از بین برد و فرضا هم بتوانیم از بین ببریم، چنین اقدامی عاقلانه نیست و به نوعی، مبارزه با قانون آفرینش است. بنابراین راه صحیح آن است كه آنها را از طریق معقولی اشباع نموده و از آنها در مسیر سازندگی بهرهبرداری كنیم.
اكنون این پرسش پیش میآید كه در بسیاری از شرایط و محیطها، افرادی قادر به ازدواج دائم نیستند، یا افراد متأهل در مسافرتهای طولانی و یا مأموریتها با مشكل عدم ارضای غریزه جنسی روبه رو میشوند. این موضوع به خصوص در عصر حاضر به شكل حادتری رخ نموده است،چرا كه سن ازدوج، بر اثر طولانی شدن دوره تحصیل و مسائل پیچیده اجتماعی، بالا رفته و كمتر جوانی میتواند در سن پایین یعنی در داغترین دوران غریزه جنسی اقدام به ازدواج كند. با این وضع، چه باید كرد؟ آیا باید مردم را به سركوب كردن این غریزه (همانند رهبانها و راهبهها) تشویق كرد؟ یا اینكه آنان را در برابر بیبند و باری جنسی، آزاد گذاشت و شاهد صحنههای زننده بود؟ و یا آنكه راه سومی را در پیش بگیریم كه نه مشكلات ازدواج دائم را به بار آورَد و نه آن بیبند و باری جنسی را؟
«ازدواج دائم» نه در گذشته و نه در امروز، به تنهایی جوابگوی نیازمندیهای جنسی همه طبقات مردم نبوده و نیست. ما بر سر دو راهی قرار داریم: یا باید «فحشا» را مجاز بدانیم و یا طرح ازدواج موقت را بپذیریم. معلوم نیست آنها كه هم با ازدواج موقت مخالفند و هم با فحشا، چه جوابی برای این سؤال دارند؟ طرح ازدواج موقّت، نه شرایط سنگین ازدواج دائم را دارد ـ كه با عدم تمكن مالی یا اشتغالات تحصیلی و مانند آن نسازد ـ و نه زیانهای فجایع جنسی و فحشا را در بر دارد.
البته یکی ار موانع جدی ازدواج موقّت سوء استفادة افراد عیاش است. ازدواج موقّت راهی اضطراری و موقّت برای جلوگیری از معضلات جنسی است، نه راهی برای شهوترانی تا ثبات خانوادهها را به مخاطره انداخته وجایگزین ازدواج دائم شود!!
تردیدی نداریم كه همه این مشكلات فعلی ـ كه بیشتر ریشه در فرهنگ عمومی جامعه دارد ـ غل و زنجیرهای آهنینی را بر دست و پای تمامی افراد جامعه، به خصوص جوانان زده است و ارضای طبیعی یكی از نیرومندترین غرایز را دشوار، بلكه محال نموده است. باید با حركتی عظیم و بنیادین در فرهنگ جامعه، ساختار فكری مردم در این زمینه زیر و رو شود تا این قید و بندها از هم گسسته گردد.
برای رسیدن به این هدف، باید همه علتها و محركهای مشكل یاد شده شناسایی (اعم از اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی) و سپس با مشاركت دولت و مردم، ابتدا راه «ازدواج دائم» هموار گردد. آن گاه برای مشكلات باقیمانده، راه ازدواج موقّت در پیش گرفته و برای مقبولیّت همگانی آن، بیش از پیش تلاش شود.
1.ناصر مكارم شیرازی، تفسیر نمونه ج 3، ص 341


