مقالهوحدت راه 4 دی 85 - 08:30 | |||
| |||
اصل وحدت راه آشنایی با شعور کیهانی و مشاهده عملی نحوه کار این هوشمندی و تحولات خارق العاده پیش آمده ناشی از اتصال و ارتباط با آن و انجام فعالیتهای مثبت و انسانی در این رابطه ما را هر روز بیشتر از پیش با این پدیده عجیب و شگفت انگیز الهی ، اشنا ساخته و به درک وحدت حاکم بر جهان هستی ، نزدیکتر ساخته است. همان وحدتی که همه اجزاء جهان هستی را به یکدیگر پیوند داده و ندای تن واحده بودن آنرا ، به گوش جانهای بیدار و آگاه در هر لحظه فریاد می زند: این همه عکس می و نقش مخالف که نمود یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد( حافظ) پیامی که مارا به فراتر از مرزهای تفکرات و اندیشه های انسانی هدایت نموده و در بالاترین مرتبه فکری و بینشی قرار داده و به این فراز و مرتبه از آگاهی رسانیده است که نه تنها بنی آدم اعضای یک پیکرند بلکه : جهان هستی همه یک پیکر است که در آفرینش ز یک گوهر است و با این نگرش ما وسعت دید و اندیشه خود را نه تنها از مرزهای قومی ، قبیله ای ، ملی ( ناسیونال) ، نژادی و حتی جهانی ( اینترناسیونال ) گسترش داده بلکه دامنه تفکرات ، درک و بینش خود را معطوف به همه جهان هستی ( اینتریونیورسال ) نموده و اعتقاد داریم که بدون درک جهان هستی و هوشمندی حاکم بر آن انسان همواره در کثرت و سرگشتگی به سر برده و همه راه های مقابل او بسته خواهد بود. این درک عمیق به دنبال آشنایی عملی با شعور الهی یا همان هوشمندی حاکم بر جهان هستی پیش آمده است و این هوشمندی و شعور ( وسیله ) مارا به وجدت جهان هستی ( هدف) و از طریق وحدت راه ( مسیر) هدایت نموده است. شرط اساسی رسیدن به وحدت ایجاب می کند که همه عوامل در برگیرنده و تعریف کننده آن خود نیز در وحدت باشند و از اینجا می توان پی برد که نمی شود در کثرت راه بود و به وحدت رسید یعنی فرد نمی تواند با در هم آمیختن چندین راه مختلف به وحدت برسد زیرا ممکن است راه های انتخاب شده از نظر چهارچوب های اجرایی و تجزیه و تحلیلهای لازمه با یکدیگر در تضاد باشند ولیکن همگی آنها هدف مشترکی را دنبال کنند. هرچند که راههای رسیدن به این وحدت متعدد است و به تعداد نفوس انسانها می تواند راه های مختلف وجود داشته باشد ولیکن هر راه به تنهایی بایستی در وحدت کامل باشد. راه در کثرت خود کثرت آفریده و به دنبال آن اغتشاش و سرگردانی بوجود می آورد. مثلا برای منظوری خاص ممکن است در مکتب هایی از ذکر و مانترا استفاده شود در حالیکه برای همان منظور در مکتب دیگری ( مکتب وحدت کیهانی ) نه تنها ذکر و مانترا مورد استفاده قرار نگیرد بلکه در صورت استفاده در اتصال به شبکه شعور کیهانی ایجاد اختلال نیز بنماید و همچنین مثلا در مکتب هایی ریاضت و سختی دادن به جسم ، گوشه گیری و تارک دنیا شدن مورد استفاده قرار بگیرد در حالیکه در مکتب دیگری این کار خطایی بزرگ محسوب شود که البته در مکتب ما نیز چنین می باشد. وحدت کیهانی ، همان وحدت الهی است و روزی که انسان به درک این وحدت نائل شود و خود را با عالم هستی در یکتایی و همسویی ببیند به مرز خدایی شدن و خدایی دیدن رسیده است زمانی که هر کجا رو نماید فروغ رخ او را دریابد و به جز او را نبیند " رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند" و در آنصورت به معنای قبله ام یک گل سرخ ، جانمازم چشمه ، مهرم نور .... رسیده و چیزی جز تجلی الهی در پیش رو نخواهیم دید و همچنین به عینیت " اینما تولوا تثم وجه الله " پی برده و به دنبال آن ، کعبه ام بر لب آب ، کعبه ام زیر اقاقی هاست. کعبه ام مثل نسیم می رود باغ به باغ می رود شهر به شهر . حجر الاسود من روشنی باغچه است. و در آن زمان متوجه خواهیم شد که به هر سو نظاره کنیم تجلی او را دیده و با دیدن تجلیات او در واقع از دیدن اثر پی به وجود صاحب اثر برده ایم. روشن بنگر که آفتابست آن نور که خوانیش به مهتاب( شاه نعمت الله) و از نظاره مهتاب در حقیقت پی به وجود آفتاب برده ایم . آفتابی که از خورشید است همان خورشیدی که نمی توانیم به طور مستقیم لحظه ای به آن نگاه کنیم و چشمان ما یارای تحمل نور آنرا ندارد. در خاتمه ضمن دعوت به رعایت اصل وجدت راه مبنی بر خودداری از تلفیق و ترکیب راهها و شیوه های مختلف و همزمان با یکدیگر و با درنظر گرفتن و مطالعه و بررسی نکات متضاد آنها از سرگشتگی خود و دیگران جلوگیری نموده و در نیتجه از بهم ریختگی های بعدی نیز که بکرات مشاهده گردیده است جلوگیری شود و فراموش نکنیم که هدف نهایی رسیدن به وحدت کیهانی ، از طریق آشنایی عملی با شعور الهی می باشد و تمام فعالیت های افراد می بایستی با در نظر گرفتن این هدف صورت بگیرد و در غیر این صورت این فعالیتها فاقد ارزش های لازم معنوی و عرفانی بوده و صرفا در جهت رشد منیت ، معرکه گیری وخود نمایی تلقی خواهد گردید. ادامه دارد | |||
| |||









